فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

مخالفت امام خمینی (ره) با کشف حجاب

این وضعیت اختناق که در ایران پدید آمده بود، امام خمینی (ره) (که در آن زمان در سنین جوانی بود) و سایر علمای حوزه علمیه را به خروش آورد و باعث شد تا برغم خطر انحلال حوزه نوپای قم از سوی رضاخان، مخالفت خود را با کشف حجاب اعلام کنند. از این رو فضلای حوزه و در رأس آنها امام (ره) که آن زمان به حاج آقا روح الله خمینی معروف بود به رئیس حوزه علمیه، مرحوم آیه الله العظمی حاج شیخ عبد الکریم یزدی گفتند: در هر صورت چاره ای جز این نیست که طی یک تلگراف رسمی به این قضیه (کشف حجاب) اعتراض شود، برای آینکه حجاب از ضروریات دین اسلام است و ما باید از آن دفاع کنیم. اگر هم این طاغوت قبول نکرد که لغو کند، لااقل رفع تکلیف از حوزه و مرجعیت شیعه می شود و این اعتراض در تاریخ می ماند. آیه الله حائری یزدی تلگراف مختصری با این مضمون خطاب به رضا شاه نوشتند که: حجاب از مسلمات دین اسلام است و کشف آن برای زنان نباید اجباری و الزامی باشد و ... که با پاسخ اهانت آمیز محمدعلی فروغی نخست وزیر وقت و واکنش تند رضاخان روبرو گردید.(166)
امام (ره) که یکی از مخالفان سر سخت رضاخان بود و بسیاری از جنایات آن دوران را عیناً مشاهده کرده بودند در یکی از سخنرانیهایشان چنین فرموده اند:(167)
من یادم است که اینها در زمان رضاخان به اسم اتحاد شکل، به اسم کشف حجاب چه کارها کردند، چه پرده ها دریدند از این مملکت، چه زورگوییها کردند و بچه ها ساقط شدند در اثر حمله هایی که اینها می کردند به زنها که چادر را از سرشان بکشند.
و در سخنرانی دیگری فرمودند:(168)
قضیه کشف حجاب یک مطلبی نبود که اینها می خواستند زنها را مثلاً ده میلیون زن را بیاورند در جامعه وارد کنند، اینها یک دستوراتی بود که اینها می گرفتند از خارج، برای اسارت ما اجرا می کردند... این کشف حجابی که اینها کردند و اسمشان را بعداً آزاد زنان، آزاد مردان پسر رضاخان گذاشت، من تلخی اش باز در ذائقه ام هست و شما نمی دانید چه کردند با این زنهای محترمه و چه کردن با همه قشرها، الزام می کردند هم تجار را، هم کسبه جزء را، هم روحانیت را، هر جا زورشان می رسید، به اینکه مجلس بگیرند و زنهایتان (بی حجاب) را بیاورید در مجلس بیاورید در مجلس عمومی. آن وقت اگر اینها تخلف می کردند کتک دنبالش بود، حرف دنبالش بود، همه چیزها و حرفها بود و اینها می خواستند زن را وسیله قرار بدهند از برای اینکه سرگرمی حاصل شود برای جوانها، و در کارهای اساسی اصلاً وارد نشوند.

مقاومت زنان مسلمان

رضاخان در طول سالهای حکومتش با مخالفتها و مقاومتهای منفی و خیزش مردمی زیادی به هدایت و رهبری و راهنمایی روحانیت آگاه و انقلابی روبرو گردید. حتی عده زیادی از زنان مسلمان با به جان خریدن همه خطرات و تحقیرها تا پایان حکومت رضاخان و حتی پس از آن حاضر به ترک حجاب اسلامیشان نشدند، بلکه مقاومت کردند و افتخار نسلهای آینده شدند.
با ابلاغ قانون کشف حجاب، برخی از زنان که چادرهایشان را اجباراً برداشته و روسری به سر کردند، روپوشهای بلند پوشیدند تا ایمان و پاکدامنی و منزلت الهی شان محفوظ بماند. اما رضاخان دستور داد تا با شدت هر چه تمام تر به اینگونه زنان هجوم برند و روسریهایشان را پاره نمایند.
باید گفت حماسه ها و مخالفتهای دلیرانه زنان و مردان مسلمان در مقابله با موج اسلام ستیزی رضاخان جزء درخشنده ترین صفحات تاریخ کشور اسلامی ایران است که برای همیشه در تاریخ خواهد ماند.

قتل میرزا تقی خان امیر کبیر به دستور ناصر الدین شاه: 18 دی 1230

موقعیت ژئوپلتیک ایران به خاطر همسایگی با روسیه و ترکیه و راه دستیابی به هند و آسیای میانه، در دوران قاجار کشور ما را به قلمرو نفوذ و استیلای بیگانگان تبدیل کرده بود و در آن دوران پر هیاهو، حکومت ایران که فاقد ابتدایی ترین اصول فرمانروایی بود. دربار قاجار، نه تنها از مردان بزرگ و سیاستمداران کار کشته نمی توانست استفاده کند، بلکه اگر کسی هم به کاری یا حرکتی بر می خاست، بزودی زیر چرخهای ماشین خودکامگی شاه له و نابود می شد.
میرزا ابوالقاسم قائم مقام از رجال بزرگ ادب و سیاست، فرزند میرزا عیسی قائم مقام فراهانی از آن گروه انگشت شمار عهد قاجاری است که به تدبیر، دانش، لیاقت و قابلیت سیاسی و میهن دوستی نامدار است.
قائم مقام، صدراعظم محمد شاه بود و قلمروی که برای اختیارات خود و شاه تعیین کرده بود، نشان می دهد که وی با آگاهی و اشرافی که نسبت به اوضاع دربار و سازمان حکومتی داشت، می خواست که شاه فقط آقایی و احترام و تاج و تخت و ضرب سکه را در انحصار داشته باشد و نصب و عزل و رتق و فتق امور دولت و دادن و گرفتن مواجب و منصب را در مجلس وزارت صورت دهد. بی تردید شیوه اصلی و اصولی کار چنان ایجاب می کرده که قائم مقام می اندیشیده و به کار می برده است. اما کاربرد آن در دربار شاهان قاجار فاقد کارآیی لازم بود.