فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

انجیل حضرت

واژه انجیل در لغت بمعنای بشارت و خیر و نیک و مژده است و در اصطلاح مسیحیان نام کتابها و رسائلی است که پس از زمان مسیح به دست حواربین و شاگردان آنها جمع آوری شده و شامل گفتارها و معجزات و تعالیم حضرت عیسی و برخی از احکام است مطابق آیه ای که در سوره مبارکه مائده است، انجیلی که خدای تعالی به عیسی (علیه السلام) داد در آن هدایت و نور بود و تصدیق کننده تورات و راهنما و پندی برای مؤمنان بود و طبق آیه ای که در سوره اعراف است نام پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در انجیل نوشته شده و طبق آیه دیگری در سوره صف، حضرت عیسی (علیه السلام) در آن کتاب، مسیحیان را به آمدن پیغمبری پس از خود به نام احمد بشارت داده است.
در میان پیروان مسیح، پس از آن حضرت انجیل ها و رسائل بسیاری تدوین و تنظیم گردید که در قرن چهارم میلادی تعداد آنها به بیش از یکصد و شصت عدد رسید. اما پس از آنکه "کنستانتین" اول امپراطور روم پیرو آیین مسیح گردید، دستور داد انجمنی از کشیشها تشکیل گردد و از میان همه اناجیل و رساله ها آنچه را با اغراض و سیاست و اهداف خود موافق تشخیص دادند، پذیرفتند و بقیه را مردود دانستند. آنچه را کلیسا معتبر و قانونی دانست چهار انجیل بنام انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقا و انجیل یوحنا است و چهارده رساله نیز از پولس بدان ضمیمه کرده و همه را بنام عهد جدید نامگذاری کرده و انتشار دادند. از میان اناجیلی که کلیسا آنرا مردود دانست انجیل "برنابا" بود که خود از حواریین بزرگ مسیح بود. در قرن شانزدهم میلادی اسقفی بنام "ژامرینو" یک نسخه از آن را که به زبان ایتالیایی بود در کتابخانه پاپ اسکوتس پنجم بدست آورد و در آستین خود پنهان کرد و در فرصتهای مناسب آن را با دقت مطالعه، و در پرتو آن به اسلام هدایت یافت.
انجیل "برنابا" خرافاتی که کلیسا در میان مردم رواج داده بود، تخطئه کرده و تصریح می کند که مسیح کشته و بدار آویخته نشد بلکه یهودای الخریوطی بود که شبیه او گردید و به دارش آویختند. این انجیل عیسی را بنده ای از بندگان خدا می داند، نه خدا و نه پسر خدا. در انجیل "برنابا" به آمدن پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در چند جا تصریح شده و مردم را به ظهور آن حضرت بشارت داده است. در اوایل قرن هیجدهم یک نسخه اسپانیولی از انجیل "برنابا" به دست آمد و پس از آن توسط دکتر "منکهوس" به زبان انگلیسی ترجمه شد و در سال 1908، شخصی به نام دکتر خلیل سعادت آن را به عربی ترجمه کرد و در این اواخر حیدر قلی خان سردار کابلی آن را به فارسی ترجمه کرده است.

عروج حضرت مسیح

اذ قالالله یا عیسی انی متوفیک و رافعک الی و مطهرک من الذین کفروا و جاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیامه(139)
وقتی که خداوند فرمود: ای عیسی همانا من روح تو را قبض نموده و بر آسمان (قرب خود) بالا برم و تو را پاک و منزه از معاشرت و آلایش کافران گردان و پیروان تو را بر کافران تا روز قیامت برتری دهم.
پیشرفت آئین الهی حضرت مسیح (علیه السلام) رؤسای یهود را مصمم ساخت تا نقشه قتل آن حضرت را طرح کنند به امپراطور روم چنین وانمود کردند که تبلیغات عیسی (علیه السلام) موجب زوال حکومت و فروریختن پایه های سلطنت خواهد شد. عیسی (علیه السلام) پس از آگاهی از تصمیم آنها مخفی شد و بیشتر اوقات خود را در جاهای دور دست می گذراند. اما یهود در صدد دستگیری آن حضرت برآمده و برای پیدا کردن و معرفیش جایزه ها تعیین کردند.
بنا به دستور خاخام بزرگ یهود دستور توقیف عیسی داده شد یکی از دوازده حواری با دشمن همکاری و او را دستگیر و به رسم رومیان مصلوب کرده و تاجی از خار به سر عیسی گذاشتند و دست و پای او را به چوب میخکوب کردند.
آنچه از نظر اسلام مسلم و قطعی است این است که یهودیان نتوانستند عیسی (علیه السلام) را دستگیر کنند. بلکه خدای تعالی آن حضرت را به آسمان برد و شخص دیگری را که شبیه آن حضرت شده بود دستگیر ساخته و بدار آویختند، که بنا بر روایات همان حواری خائن یعنی "یهودای الخریوطی" می باشد. هر چه فریاد زد که من عیسی نیستم از وی نپذیرفته به دارش آویختند(140)

شهادت آیه الله حاج شیخ حسین غفاری: 7 دی 1353

شیخ حسین غفاری آذر شهری، در سال 1335 ه ق برابر با 1295 شمسی در روستای آذرشهر تبریز، در خانواده ای کشاورز و مذهبی متولد شد و دیری نپایید که پدرش را از دست داد و تحت کفالت برادر بزرگترش قرار گرفت. دوران مقدماتی تحصیل را در همان زادگاه خود سپری کرد و آنگاه همراه برادرش عازم تبریز گردید. در تبریز به آموختن شرح لمعه و اصول و کلام پرداخت. پس از مدتی به آذر شهر بر می گردد و نزد دایی خود، حجت الاسلام سید محسن میر غفاری به فراگیری رسائل و مکاسب همت می گمارد. سرانجام پس از 30 سال زندگانی فقیرانه و تحصیل علوم دینی در سال 1365 ه ق برابر با 1324 شمسی، عازم قم می گردد و در آنجا به فراگیری کفایه و مکاسب نزد آیات عظام بروجردی، فیض قمی و خوانساری بزرگ می پردازد و پس از یازده سال، قم را ترک کرده به تهران می آید.