فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

معجزات

هر یک از پیامبران برای اثبات حقانیت رسالت الهی خویش با توجه به شرایط زمانی خود به کارهای خارق العاده ای دست می زدند که از قدرت بشر عادی خارج بود و تنها به اذن خداوند امکان وقوع داشت. حضرت عیسی (علیه السلام) نیز معجزات فراوانی داشت که در این جا به برخی از آنها اشاره می شود.(134)
1- صحبت کردن در گهواره
آن هنگام که مریم (علیها السلام) با نوزاد خود به میان مردم بازگشت با تهمت های ناروا روبرو شد. مریم طبق دستور خداوند به کودک اشاره کرد که با او گفتگو کنند تا از این طریق پاکدامنی او برای آنان روشن شود.
مردم با تعجب گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم؟
فاشارت الیه قالوا کیف نکلم من فی المهد صبیا(135).
ناگاه دیدند کودک به سخن آمده، گفت:(136)
قال انی عبد الله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا و جعلنی مبارکا این ما کنت و اوصانی بالصلوه و الزکوه ما دمت حیا و برا بوالدتی و لم یجعلنی جبارا شقیا - و السلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا.
گفت: من بنده خدایم. به من کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود و مرا هر کجا باشم مایه برکت و رحمت گردانید و به من سفارش فرمود تا زنده هستم به عبادت و نماز پرداخته و زکات بدهم و به نیکویی با مادر توصیه فرمود و مرا ستمکار و شقی نگردانید و سلام بر حق من به او روزی که بدنیا آمدم و روزی که از جهان بروم و روزی که برای زندگانی آخرت برانگیخته شوم.
2- زنده کردن مردگان و شفای بیماران صعب العلاج
مهمترین معجزه آن حضرت، زنده کردن مردگان و شفای بیمارانی بود که علاج آنها از طریق عادی ممکن نبود و علت آن را امام هشتم (علیه السلام) اینگونه بیان می فرمایند که خدای تعالی عیسی (علیه السلام) را وقتی مبعوث کرد که بیماریها در آن زمان بسیار بود و مردم به طبابت احتیاج داشتند. عیسی (علیه السلام) از همان نمونه معجزه ای آورد که سنخش در نزد اطبای آن زمان نبود. معجزه ای که به اذن خدا مرده را زنده کرده و کور مادرزاد و برص دار را شفا می داد و بدین ترتیب حجت خود را بر مردم ثابت کرد.(137)
پسر نوح پیامبر به نام "سام"، حضرت یحی و "عارز" که از دوستان حضرت عیسی (علیه السلام) بود و همچنین "عزیر" افراد معروفی هستند که توسط ایشان زنده شدند. در جلد یکم تفسیر عباشی چنین آمده: که اصحاب حضرت از او خواستند برای آنها مرده را زنده کند. آن حضرت با آنها بر سر قبر پسر نوح پیامبر آمد و گفت: ای "سام" باذن خدا برخیز، قبر شکافته شد. حضرت عیسی سه بار کلام خود را تکرار کرد تا سام بن نوح از قبر بیرون آمد(138).

حواریون

پیروان یهود قبل از آمدن عیسی (علیه السلام) طبق پیشگوی موسی (علیه السلام) منتظر مسیح بودند. اما هنگامی که آن حضرت ظهور کرد و منافع دنیوی جمعی از آنان به خطر افتاد جمعیتی محدود گرد او را گرفتند. این عده افرادی پاک بودند که قرآن از آنها به عنوان حواریون نام برده است.
حواریون جمع حواری از ماده حور به معنی شستن و سفید کردن است و گاهی به هر چیز سفید نیز اطلاق می شود و از این رو عرب غذاهای سفید را حواری می گوید و حوریان بهشتی را نیز به همین جهت حوریه می گویند. چون سفید پوستند و در احادیث دینی آمده که، آنها علاوه بر این که قلبی پاک و روحی با صفا داشتند در پاکیزه ساختن و روشن نمودن افکار دیگران و شستشوی مردم از سیاهی و تیرگی گناه کوشش فراوان داشتند.
در باب ششم انجیل متی و لوقی اسامی حواریون چنین آمده است:
1- پطرس 2- اندریاس 3- یعقوب 4- یوحنا 5- فیلویس 6- برتولولما 7- توما 8- متی 9- یعقوب بن حلفا 10- شمعون ملقب به عیور 11- یهودا برادر یعقوب 12- یهودای الخریوطی.
حواریون پس از عروج حضرت عیسی (علیه السلام) مردم را به شریعت آن حضرت دعوت و گروه بسیاری را به دین مسیح در آوردند، تا هر کدام به نحوی به دست امپراطوران و سلاطین و سایر سرکشان بنی اسرائیل به قتل رسیدند.

انجیل حضرت

واژه انجیل در لغت بمعنای بشارت و خیر و نیک و مژده است و در اصطلاح مسیحیان نام کتابها و رسائلی است که پس از زمان مسیح به دست حواربین و شاگردان آنها جمع آوری شده و شامل گفتارها و معجزات و تعالیم حضرت عیسی و برخی از احکام است مطابق آیه ای که در سوره مبارکه مائده است، انجیلی که خدای تعالی به عیسی (علیه السلام) داد در آن هدایت و نور بود و تصدیق کننده تورات و راهنما و پندی برای مؤمنان بود و طبق آیه ای که در سوره اعراف است نام پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در انجیل نوشته شده و طبق آیه دیگری در سوره صف، حضرت عیسی (علیه السلام) در آن کتاب، مسیحیان را به آمدن پیغمبری پس از خود به نام احمد بشارت داده است.
در میان پیروان مسیح، پس از آن حضرت انجیل ها و رسائل بسیاری تدوین و تنظیم گردید که در قرن چهارم میلادی تعداد آنها به بیش از یکصد و شصت عدد رسید. اما پس از آنکه "کنستانتین" اول امپراطور روم پیرو آیین مسیح گردید، دستور داد انجمنی از کشیشها تشکیل گردد و از میان همه اناجیل و رساله ها آنچه را با اغراض و سیاست و اهداف خود موافق تشخیص دادند، پذیرفتند و بقیه را مردود دانستند. آنچه را کلیسا معتبر و قانونی دانست چهار انجیل بنام انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقا و انجیل یوحنا است و چهارده رساله نیز از پولس بدان ضمیمه کرده و همه را بنام عهد جدید نامگذاری کرده و انتشار دادند. از میان اناجیلی که کلیسا آنرا مردود دانست انجیل "برنابا" بود که خود از حواریین بزرگ مسیح بود. در قرن شانزدهم میلادی اسقفی بنام "ژامرینو" یک نسخه از آن را که به زبان ایتالیایی بود در کتابخانه پاپ اسکوتس پنجم بدست آورد و در آستین خود پنهان کرد و در فرصتهای مناسب آن را با دقت مطالعه، و در پرتو آن به اسلام هدایت یافت.
انجیل "برنابا" خرافاتی که کلیسا در میان مردم رواج داده بود، تخطئه کرده و تصریح می کند که مسیح کشته و بدار آویخته نشد بلکه یهودای الخریوطی بود که شبیه او گردید و به دارش آویختند. این انجیل عیسی را بنده ای از بندگان خدا می داند، نه خدا و نه پسر خدا. در انجیل "برنابا" به آمدن پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در چند جا تصریح شده و مردم را به ظهور آن حضرت بشارت داده است. در اوایل قرن هیجدهم یک نسخه اسپانیولی از انجیل "برنابا" به دست آمد و پس از آن توسط دکتر "منکهوس" به زبان انگلیسی ترجمه شد و در سال 1908، شخصی به نام دکتر خلیل سعادت آن را به عربی ترجمه کرد و در این اواخر حیدر قلی خان سردار کابلی آن را به فارسی ترجمه کرده است.