فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

وحدت حوزه و دانشگاه: 27 آذر

و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا
توصیه این جانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد اینکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بین آنان افکند، او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر تأثیر نکرد، از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه ریشه دواند که سر چشمه را به آسانی می توان گرفت.(124)
از وصیت نامه سیاسی - الهی امام خمینی (ره)
تاریخ ملت شریف ایران نشانگر آن است که این ملت در همه اعصار تاریخ، دین باور و دین خواه و همواره در پی دین حق بوده است. بر همین اساس با شنیدن آوای الهی دین مبین اسلام جزو اولین ملل بود که با آغوش باز پذیرای دعوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) شد، تا آنجا که آن روز به جستجوگر حقیقت در زمره صحابه خاص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار گرفته و به سلمان محمدی مفتخر می گردد که پیامبر فرمودند: سلمان منا اهل البیت.
ملت دین باور ایران پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز به سبب همان روح حقیقت جویی پیرو و پشتیبان اسلام علوی شد و آنگاه نیز که امام زمان (عج) بر اثر اقتضای زمانه در پس پرده غیبت قرار گرفت، بنا بر سفارش آن امام همام پیوندی ناگسستنی با عالمان روحانی حوزه فقه و دیانت برقرار و همواره خود را تحت ولایت و زعامت آنان قرار داد.
یکی از فرازهای تاریخی که بیانگر همبستگی کامل روحانیت و ملت ایران است، نهضت تنباکو می باشد که با فتوای یک عالم روحانی در تحریم تنباکو به اوج خود رسید تا دست دشمنان ملت و اسلام از چپاولگری منابع و سرمایه های این مردم کوتاه گردد. در عین حال این اقدام به استعمارگران فهماند که روحانیت از جایگاه والایی در نزد ملت شریف ایران برخوردار است پیشتازی روحانیت در انقلاب مشروطه نیز گواه روشنی بر پیوند روحانیت و مردم است. بر همین اساس، دشمنان اسلام بر آن شدند که به شیوه های گوناگون میان عالمان دینی و مردم فاصله و تفرقه ایجاد نمایند. عمده ترین ترفند استعمار در این راه روی کار آوردن رضاخان میرپنج بود.
رضاخان همانند آتاتورک در ترکیه مأموریت داشت که در کشور دین زدایی کند و از ایران مسلمان جامعه ای لاییک به جهانیان عرضه نماید و می بایست نخست متولیان دین، یعنی روحانیت را تضعیف کرده و از صحنه اجتماع و سیاست خارج سازد و در کنار آن، شعائر اسلامی را از بین ببرد. او در راستای مأموریتش تا توانست با روز سر نیزه روحانیت، مسجد، اجتماعات مذهبی، حجاب زنان مسلمان، شعرای متعهد و نویسندگان را سرکوب کرد، دانشگاهها و مدارس را به سبک اروپایی گسترش داد و کشور را از همه لحاظ به بیگانگان وابسته کرد. این فرهنگ و تمدن رضاخانی در دوره پسرش به شدت تقویت شد. پهلوی دوم از یکسو تلاش کرد تا برنامه های مذهبی و روحانیت را در حاشیه و انزوا قرار دهد و از سوی دیگر بر غربی کردن کشور و لاییک ساختن مراکز و نهادهای فرهنگی و آموزشی بویژه دانشگاهها توجه ویژه ای داشت.
نتیجه اینکه میان روحانی و دانشگاهی، فاصله فرهنگی و عقیدتی بوجود آمد. اما دیری نپایید که با کوشش روشنفکران متعهد حوزه و دانشگاه سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی دوباره احیا گردید و گرایش به دین و تعهد به آرمانها و شعائر اسلامی در میان مردم و تحصیل کرده ها، بویژه جوانان دبیرستانی و دانشگاهی گسترش یافت و انقلاب اسلامی با پیشگامی دو قشر روحانی و دانشگاهی و اتحاد مردم در سایه رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید.
اهمیت نقش روحانی و دانشگاهی در جامعه و انقلاب ما کمتر جای بحث دارد.(125) چون جای ابهام و تردید نیست که این دو قشر همواره در این انقلاب نقش پیشگامی خود را حفظ کرده و پیشاپیش سایر نیروهای انقلابی در جهت ایفای مسئولیتهای خطیر خود وارد عمل شده اند.
دانش پژوهان حوزه ها و دانشگاهها جزء اقشار آگاه جامعه هستند که حتی در اوج خفقان هویت انقلابی داشتند و از این رو همواره مورد خشم و تعرض رژیم واقع می شدند.
در حوزه و دانشگاه نبض جامعه تندتر می زند و نخستین علایم ناشی از مسایل و مشکلات سیاسی - اجتماعی، قبل از هر جای دیگر در اینجا بروز و ظهور پیدا می کند. تصادفی نیست که نقاط اوج گیری انقلاب اسلامی یا در حوزه و دانشگاه بود یا توسط تربیت یافتگان حوزه و دانشگاه به وجود آمد.
به خاطر اهمیت نقش این دو قشر در هدایت جامعه است که وحدت میان آنها همواره مد نظر بزرگانی چون امام (ره) و مقام معظم رهبری بوده و می باشد، آن هم نه وحدتی زودگذر و تاکتیکی، بلکه وحدتی پایدار و استراتژیک.
آنچه مطرح است این است که می بایست میان حوزه و دانشگاه وحدتی فرامحیطی ایجاد شود. مهم این است که فرهنگ نوین حوزه در دانشگاه و فرهنگ جدید دانشگاه در حوزه باشد و اندیشه های این دو مکان با هم مبادله شوند. منظور از وحدت در اینجا اختلاط و امتزاج نیست، بلکه به معنای یک گونه عمل کردن و در یک مسیر قرار گرفتن است. تا وقتی این تصور حاکم باشد که حوزه و دانشگاه دو محیط علمی جدا از هم و در تعارض هستند، وحدت حاصل نخواهد شد. اگر فرهنگ و معرفت حاکم بر این دو قشر معظم و دو مکان مقدس به نحوی تنظیم شد که در یک مسیر قدم بر داشتند، وحدت واقعی را به دست آورده ایم.
مقام معظم رهبری در این رابطه فرموده اند:(126)
روز وحدت حوزه و دانشگاه، از یادگارهای ارزشمند امام بزرگوار ماست. این مسئله هم مثل همه تدابیر و تصمیم های مهمی که در راه جریان صحیح و اسلامی جامعه ما، آن حکیم عالی مقام و آن انسان والا و بصیر مطرح کردند، یکی از برکات وجودی ایشان بوده و هست و انشاء الله خواهد بود... وحدت حوزه و دانشگاه که امام به عنوان یک شعار مطرح کردند، اغلب از واقعیت تلخی در جامعه ما و یا همه جوامع اسلامی منشأ می گرفت که آن واقعیت تلخ، ساخته و پرداخته مستقیم و حساب شده دست استعمار بود. آن واقعیت این بود که وقتی استعمارگران، نقشه های فتوحات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خود را طراحی می کردند، به یک مانع عمده برخورد کردند و آن، اعتقادات دینی ملتها بود.
... وحدت حوزه و دانشگاه، یعنی وحدت در هدف. هدف این است که همه به سمت ایجاد یک جامعه اسلامی پیشرفته مستقل، جامعه امام، جامعه پیشاهنگ، جامعه الگو، ملت شاهد - ملتی که مردم دنیا با نگاه به او جرأت پیدا کنند، تا فکر تحول را در ذهن خودشان بگذرانند و در عملشان پیاده کنند - حرکت نمایند...

فصل زمستان: : رویدادهای دی

میلاد حضرت عیسی (علیه السلام): 4 دی / 25 دسامبر

اذا قالت الملائکه یا مریم ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی بن مریم وجیها فی الدنیا و الآخره و من المقربین(127).
چون فرشتگان گفتند: ای مریم همانا خدا تو را به کلمه ای که نامش مسیح، عیسی بن مریم است بشارت می دهد که او در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربین درگاه خداست.
حضرت عیسی (علیه السلام) نه تنها در میان فرقه های مختلف مسیحی بلکه نزد تمامی پیروان ادیان، بویژه مسلمانان از احترام خاصی بر خوردار است و به همین مناسبت میلاد این پیامبر بزرگ عید تمامی پیروان آسمانی است.
در کشور ایران اقلیت مسیحی، از حقوق مساوی با سایر شهروندان برخوردار می باشند و در مجلس دارای نماینده هستند.
مسیح (علیه السلام)، پیام محبت ورزیدن به دیگران را برای بشریت به ارمغان آورد، به اقامه عدل و نفی ظلم، همت گماشت و دنیاطلبی را مذموم شمرد و خود همواره با فقرا و فرودستان همراه بود و از زیاده طالبان و مستکبران دوری جست، تا آنجا که مترفین و عوام، دین او را منحصر به رعایا وفقرا می دانستند. حضرت مسیح (علیه السلام) از پیغمبران بزرگواری است که اصل وجود و خلقتش توأم با معجزه و سر انجام زندگیش نیز با معجزه پایان یافت. پیغمبری که بدون داشتن پدر از مریم متولد شد.
شیخ صدوق (ره) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده که فرمود: بهترین زنان بهشت چهار زن هستند. مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد و آسیه، همسر فرعون.(128) عمران پدر مریم از فرزندان حضرت سلیمان و یکی از پیغمبران بنی اسرائیل بوده است. همسر عمران که بنا به مشهور نامش حسنه را مجدداً به یاد فرزند انداخت و با حسرت و اندوه به درگاه خدای تعالی دعا کرد و نذر نمود که اگر فرزندی پیدا کند او را به خدمتکاری بیت المقدس به معبد بسپارد. خدای تعالی دعای وی را مستجاب و به شوهرش وحی کرد که ما به تو فرزندی میمون و مبارک خواهیم داد.(129)
حسنه فکر می کرد که فرزندش پسر خواهد بود. اما به هنگام وضع حمل، مشاهده کرد که نوزادش دختر است و این مسأله همراه با مرگ عمران که پیش از بدنیا آمدن مولود به وقوع پیوسته بود، غم و اندوه حسنه را افزون ساخت، زیرا دختر، شایسته به خدمت معبد سپردن نبود. از این رو چنانچه در سوره آل عمران آیه 36 آمده از روی حسرت و اندوه رو به درگاه خدای تعالی کرد و عرض نمود:
فلما وضعتها قالت رب انی وضعتها انثی و الله اعلم بما وضعت.
چون فرزند بدنیا آمد از روی حیرت گفت پروردگارا فرزندی که من زائیده ام دختر است و خدا بر آنچه روی داده است داناتر است.
ولی باز هم نومید نشد و نام نوزاد را مریم به معنای زن عابد و خدمتکار معبد انتخاب کرد و او را تحت کفالت همسر خواهرش یعنی حضرت زکریا به معبد بیت المقدس سپرد.
مریم (علیها السلام) زیر نظر حضرت زکریا دوران کودکی را پشت سر گذاشت و قدم در سنین بلوغ گذارد و گاهگاهی برای رفع نیازمندیهای زنانگی به خانه زکریا و نزد خاله اش می رفت. روزی جوان بسیار زیبایی را دید که به طرف او می آید این جوان زیبا فرشته بزرگ الهی، جبرئیل امین بود که به صورت تام الخلقه پیش مریم آمده بود تا روح عیسی (علیه السلام) را در وی بدمد.
مریم (علیه السلام) که تا آن روز در کمال عفت و پاکی زندگی کرده و شب و روز خود را به عبادت و تقوی گذرانده بود به پروردگار خویش پناه برد و از آن جوان خواست تا بلادرنگ از او دور شود.
قالت انی اعوذ بالرحمن منک ان کنت تقیا(130)
در این هنگام فرشته الهی گفت: من فرستاده پروردگار توام و آمده ام پسری پاکیزه به تو عطا کنم.
قال انما رسول ربک لاهب لک غلاما زکیا(131).
مریم که با شنیدن این جمله اطمینان خاطری پیدا کرد به فکر فرو رفت که چگونه ممکن است زنی بدون تماس با جنس مخالف فرزند دار شود که فرشته الهی قدرت پروردگار تعالی را به او یادآور شد.
حضرت مریم (علیها السلام) که دید با نداشتن شوهر و تماس نگرفتن با هیچ مردی باردار شده، از ترس آنکه مردم به او تهمت بزنند خود را به کناری کشید و دور از کسان خویش به سر می برد و چون هنگام وضع حمل فرا رسید، به ناچار خود را به تنه درخت خرمائی رسانید و در آنجا نوزاد میمون و مبارک به دنیا آمد.(132)