فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

زندگینامه

سید عبد الحسین، به سال 1288 شمسی در شیراز در یک خانواده روحانی که 800 سال سابقه علم و فضیلت دارند، پا به عرصه وجود نهاد. پدرش سید محمد تقی هنگام تولد فرزندش در کربلا به سر می برد و از آنجایی که ولادت این کودک مقارن با عاشورای سال 1332 قمری بود، نام او را عبد الحسین نهادند.
در سالهای کودکی، از برکت هوش سرشار و استعداد شکوفایی که خداوند به او عطا فرموده بود، تحصیلات مقدماتی را به اتمام رساند. شهید در دوازده سالگی پدر خویش را از دست داد و مسئولیت خانواده بر عهده او قرار گرفت.
در سال 1310 شمسی، برای ادامه تحصیل راهی نجف شد و از محضر آیات حاج شیخ کاظم شیرازی، اصفهانی، حاج سید میرزا اصطهباناتی و حاج میرزا علی آقا قاضی کسب فیض کرد و به درجه اجتهاد رسید. پس از مراجعت از نجف، ضمن اقامه نماز جماعت در مسجد جامع عتیق شیراز و ترویج و تبلیغ دین اسلام، به تحصیل و فراگیری علم و دانش ادامه داد و از محضر فقیه و عارف نامی، مرحوم آیه الله حاج شیخ محمد انصاری کسب فیض کرد.
در سال 1321 شمسی، به همت شهید دستغیب مسجد جامع عتیق شیراز که از بناهای تاریخی و بیش از هزار سال قدمت دارد، مرمت و بازسازی شده و از ویرانی نجات یافت. از آن زمان به بعد، این مسجد نزدیک به چهل سال، چون گوهری تابناک در سرزمین فارس می درخشید و در طی این مدت آیه الله دستغیب، با برپایی مرتب مراسم دعای کمیل، زیارت عاشورا و دعای توسل، و بیان درسهای اصول عقاید، تفسیر قرآن و اخلاق، آن مکان را به سنگر هدایت و تربیت نسلی زنده و مجاهد تبدیل کرده بود. آیه الله دستغیب که ریاست حوزه علمیه فارس را به عهده داشت، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مدارس علمیه قوام، هاشمیه و آستانه شیراز را که سالهای طولانی توسط رژیم پهلوی تعطیل شده و خالی از طلاب بود، دایر کرد.
مبارزات سیاسی
مبارزات سیاسی شهید از زمان رضاخان آغاز گشت. هنگامی که رژیم پهلوی دست به کشف حجاب زد، او بطور آشکار به مخالفت پرداخت. تهدیدها و آزار و اذیت رژیم هیچگونه خللی در اراده او در ادامه مبارزه وارد نمی ساخت و حتی زمانی که ایشان را ممنوع المنبر می کردند، بر روی زمین می نشست و مردم را موعظه می کرد و وقتی مأمورین رضاخان اعتراض می کردند، پاسخ می داد که او را از منبر رفتن منع کرده اند، نه از سخن گفتن بر روی زمین.
اوج مبارزات شهید علیه رژیم، زمانی بود که رژیم لوایح ششگانه و مسائل ایالتی و ولایتی را مطرح کرده که منجر به جنبش سال 1341 و آغاز نهضت امام خمینی (ره) و قیام خونین پانزده خرداد 1342 شد.
در 15 خرداد 1342، توسط دژخیمان شاه بازداشت و به تهران تبعید شد. در سال 1343، نیز برای دومین بار دستگیر و به تهران اعزام و زندانی و سپس تبعید شد.
از این تاریخ به بعد، که موج خفقان بر جامعه ایران سایه خود را گسترده بود، شهید با زیرکی و پایمردی هر چه تمامتر مبارزات ضد رژیم مردم مسلمان، بویژه اهالی محترم فارس را رهبری می کرد. در سال 1356، عوامل شاه، ایشان را مدتی در منزل خود محصور و تحت نظر داشتند که این اقدام با عکس العمل شدید مردم انقلاب شیراز روبرو شد و رژیم مجبور به عقب نشینی گردید. پس از کشتار وحشیانه رژیم شاه در پنجم رمضان در شیراز که منجر به تعطیلی مسجد جامع این شهر به مدت دو هفته شد، حکومت نظامی اعلام گردید و آن عالم مجاهد را دستگیر و در تهران زندانی و سپس تبعید کردند. در طی این مقطع از مبارزات بود که آیه الله دستغیب، به همراه چهار تن دیگر از علما اعلامیه ای صادر و شاه را از سلطنت خلع نمودند.
شهید دستغیب پس از پیروزی انقلاب اسلامی به نمایندگی از مردم استان فارس در اولین مجلس خبرگان انتخاب و در همین ایام بنا به در خواست مردم و به فرمان امام (ره) به سمت امام جمعه شیراز منصوب گردید.
آیه الله دستغیب از ارادتمندان به امام (ره) و حامیان سرسخت ولایت فقیه بود. یک بار در جمع سپاه پاسداران شیراز فرمودند.
هر کس بگوید من امام زمان (عج) را قبول دارم ول امام امت را قبول ندارم، دروغ می گوید، بانید امام زمان را هم قبول ندارد. اگر امام زمان هم می آمد اطاعت او را نمی کرد. این یک اعتراف کذب زبانی است، دروغ می گوید. به خدا کسی که مخالف با نایب امام زمان (عج) می کند و می گوید من به امام زمان عقیده دارم، عقیده خشک و خالی معنی ندارد، اما وقتی امام است که تو مأموم او باشی.
پیام امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت آیه الله دستغیب(121)
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
شهادت برای فرزندان اسلام و ذریه پیامبر عظیم الشأن - (صلی الله علیه و آله) - و اولاد فاطمه - علیهاسلام - و یادگاران حسین - سلام الله علیه - در راه هدف و اسلام عزیز و قرآن کریم، چیزی غیر عادی و پدیده ای غیر معهود نیست.
ملت بزرگ اسلام از محراب مسجد کوفه تا صحرای افتخارآمیز کربلا و در طول تاریخ پرارزش سرخ تشیع، قربانیانی ارزشمند به اسلام عزیز و فی سبیل الله تقدیم نموده و ایران شهادت طلب هم از این پدیده سعادتمند مستثنی نیست و انقلاب اسلامی گوش و چشمش پر از این شهیدان حسین گونه است. ملت عزیز ما در روز رستاخیز با سرافرازی در پیشگاه مقدس خدای بزرگ و پیامبران و اولیاء عظیم الشأن، صفهای طولانی از شهیدان در راه دفاع از حق عرضه می دارد، از علمای اعلام و ائمه جمعه و جماعت تا فداکاران و سربازان در جبهه های دفاع از حریم مقدس اسلام.
پیامبر بزرگ اسلام که بر امم دیگر حتی به سقط، مباهات می کند، مطمئن هستیم به فداکاری این عزیزان جبهه و پشت جبهه و این شهیدان محراب و منبر و در صف جماعات و در داخل مسجدها و بیمارستانها مباهات می فرماید. و چه بهتر و گواراتر که با شهادت این فرزندان اسلام و ذریه طاهره بر افتخارات آن بزرگوار در روز عرض اعمال، هر چه بیشتر بیفزاییم. عزیزان و نور چشمان ما در جبهه های جنوب و غرب هر روز با سرکوبی اشرار آمریکایی و عقب راندن و به جهنم فرستادن جنود شیطان برای اسلام سربلندی و عظمت خلق می نمایند. بطوری که تاب تحمل این پیروزیها را از آمریکاییان خارج و داخل، منافق و منحرف سلب نموده و بر جنون و وحشیگریهای آنان افزوده است. 31159
شما فرضاً شهید بهشتی را گناهکار بدانید، شهدای دیگر مثل شهید مدنی و شهید دستغیب که جز تربیت محرومان و هدایت مردم گناهی نداشته اند، با چه انگیزه شهید می کنید. شما به گمان خود اگر اینان را به جرم وفاداری به اسلام و طرفداری از محرومان و مظلومان مستحق قتل بدانید، اطفال معصومی که در گهواره جای دارند و زبان باز نکرده اند چه گناهی دارند؟ جز آنکه اطفال مسلمانانی هستند که مخالف سلطه آمریکا به جان و مالشان می باشند.
امروز جمعه و نماز و عبادت، دست جنایتکار آمریکاییان یک شخصیت ارزشمند که مربی بزرگ و عالمی عامل که گناهش فقط تعهد به اسلام بود، از دست ملت ایران و اهالی محترم فارس گرفت و حوزه های علمیه و اهالی ایران را به سوگ نشاند.
حضرت حجه الاسلام و المسلمین شهید حاج سید عبد الحسین دستغیب را که معلم اخلاق و مهذب نفوس و متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی بود با جمعی از همراهانشان به شهادت رساندند و خدمت خود را به ابر قدرت و ابرجنایتکار زمان ایفا کردند، به گمان آنکه به ملت رزمنده ایران آسیب رسانند و آنان را در راه هدف به سستی بکشند. این کور دلان نمی بینند که در هر شهادتی و در هر جنایتی ملتی متعهد به اسلام و کشور، مصمم تر و در صحنه حاضر ترند؟ اینان پس از بمباران شهرها در جنوب و غرب و قتل عامهای فجیع مردم بی پناه، فریاد جنگ جنگ تا پیروزی را نشنیدند که ملت وفادار، شهادت را در راه خدا با آغوش باز پذیرا هستند؟ یا می خواهند شکستهای لشکر کفر را و آتشی که به جان دوستان و اربابانشان از پیروزی رزمندگان ایران افتاده است با خون این مردان خدا فرو نشانند؟
اینک سزاوار است اصحاب نظر و ارباب تحلیل در این شرارتها و جنایتها فکر کنند که انگیزه آنکه در هر پیروزی و دنبال هر شکست حزب بعث آمریکایی یک جنایت بزرگ از این منافقان و منحرفان واقع می شود، چیست. از باب بعث آمریکا یک جنایت بزرگی از این منافقان و منحرفان واقع می شود، چیست. از باب اتفاق نمی شود باشد که دنبال پیروزی آبادان جنایتی واقع و دنبال فتح بستان باز جنایتی و امروز به دنبال فتح عظیم در غرب و شکست مفتضحانه دشمنان اسلام، این جنایت بزرگی واقع شد.
آیا اینها همه بنا به اتفاق است یا حساب شده و دیکته شده عمل می شود؟
آیا ما این بزرگان، علما و معلمان ارزشمند را برای جبران شکست آمریکا در منطقه و صدام آمریکایی در جبهه ها از دست می دهیم؟ رحمت خداوند بر این مجاهدان عظیم الشأن که شهادتشان پیروزی اسلام را بیمه می کند ننگ و نفرت بر آمریکای جنایتکار و دست نشاندگان و هواداران آن.
اینجانب این ضایعه بزرگ و فاجعه اسفناک را بر حضرت مهدی - ارواحنا له الفدا - و ملت شجاع ایران و اهالی معظم استان فارس و خانواده آن شهید تسلیت می دهم و به پیشگاه مقدس پیامبر اسلام این فداکاریهای ملت اسلام و مجاهدات قشرهای مختلف ایران را تبریک عرض می کنم و برای خاندان این شهید پرافتخار از خداوند تعالی توفیق صبر و بردباری و سلامت طلب می نمایم. سلام بر مجاهدان بزرگوار اسلام و درود بر رزمندگان غرب و جنوب و تهنیت بر نیروهای نظامی و مردمی پیروزی آفرین در جبهه غرب.
از خداوند تعالی پیروزی نهایی بشکر اسلام را بر قدرتهای شیطانی مسئلت می نمایم.
و السلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

شهادت آیه الله دکتر محمد مفتح: 27 آذر 1358

محمد مفتح در سال 1307 شمسی، در خانواده ای روحانی در همدان به دنیا آمد. پدرش مرحوم، حجه الاسلام حاج محمود مفتح، یکی از واعظان مخلص و عاشق خاندان رسالت و ولایت بود و در ادبیات فارسی و عربی تبحر فراوانی داشت و اشعار زیادی در مدح و رثای اهل بیت (علیهم السلام) به زبانهای عربی و فارسی از وی به جا مانده است. او در حوزه علمیه همدان، مدرس ادبیات فارسی و عربی بود. شهید مفتح از کودکی در محضر پدر به فراگیری ادبیات پرداخت و پس از گذراندن دوره ابتدایی، جهت فراگیری معارف اسلامی به مدرسه آخوند ملاعلی وارد شد و پس از مدتی جهت استفاده از محضر اساتید بزرگ به حوزه علمیه قم مهاجرت کرد و در مدرسه دارالشفاء با جدیت فراوان به کسب علوم معارف پرداخت و از محضر بزرگانی چون آیات سید محمد حجت کوه کمری، بروجردی، سید محمد محقق (داماد)، علامه طباطبایی صاحب المیزان و امام خمینی (ره) استفاده نمود.(122) و خود مدرسی بزرگ در حوزه گردید.
در دورانی که تبلیغات استثمارگران، دانشگاه را در نظر علما کفرستان کرده بود و تحصیل علوم جدیده را اعراض از دین و رفتن به دانشگاه را برای عالم ننگ می دانستند، شهید مفتح در حالی که در قم استادی بزرگ بود، پا به عرصه دانشگاه گذاشت. شهید که در حوزه علمیه به درجه اجتهاد رسید بود، در دانشگاه نیز موفق به اخذ درجه دکتری گردید. رساله دکترا تحقیقی درباره نهج البلاغه است که با درجه بسیار خوب مورد قبول دانشگاه قرار گرفت.

فعالیتهای فرهنگی و تألیفات

استاد مفتح، پس از گذراندن دوره دانشگاه، علاوه بر تدریس در حوزه، به تدریس در دبیرستانهای قم پرداخت.
او که توطئه استعمار را در جدا نگاه داشتن دو قشر دانشگاهی و روحانی، با همه ذرات وجودش حس کرده بود، ایجاد وحدت و انسجام میان این دو گروه را وجهه همت خود ساخت. مقاله ای که ایشان در مجله مکتب اسلام درباره وحدت روحانی و دانشگاه - علی رغم جو مخالفت - نوشت، مبین تفکر شهید در این باره است. شهید به لحاظ رسالتی که بردوش خویش حس می کرد، ضمن مبارزه با عفریت جهل و بی شعوری، در دو سنگر دبیرستان و حوزه از همان آغاز سعی در روشنگری دانش پژوهان داشت و کلاسهای خویش را مرکزی برای تشکیل آنان در جهت مبارزه با رژیم قرار داده بود و در این راه به تأسیس انجمن اسلامی دانش آموزان - با همیاری شهید بهشتی - همت گمارد.
مبارزه با رژیم را نه تنها در تضاد با تحصیل علم نمی دید، بلکه آگاهی و باسواد شدن را یکی از ابعاد مبارزه می دانست و در کنارگ بالابردن سطح مبارزه طلاب و دانش آموزان، سعی در بالابردن سطح آگاه عقیدتی آنها داشت.
در زمان تحصیل و تدریس، حاشیه ای بر اسفار ملاصدرا، نوشت. که سومین حاشیه بر این کتاب است. همچنین کتابی به نام روش اندیشه در علم منطق به رشته تحریر در آورد که به عنوان کتاب درسی حوزه و دانشگاه، برای بالاترین سطح منطق استفاده می شود. ترجمه تفسیر مجمع البیان هم یکی دیگر از تألیفات این شهید عالی مقام است.
شهید در جهت ایجاد تشکیل و سازمان دادن به طلاب و فضلا دست به تشکیل مجمعی به نام جلسات علمی اسلام شناسی زد که این مجمع فعالیت وسیعی را به منظور شناساندن چهره اصلی اسلام در جامعه آغاز کرد. در این جلسات که زیر نظر استاد تشکیل می شد، فضلا و نویسندگان حوزه علمیه کتابهایی را که در زمینه های مختلف اسلام شناسی نوشته بودند، ارایه می کردند و پس از نقد و اصلاحات ضروری، با مقدمه ای که استاد بر آن می نوشت به چاپ می رسید.
ساواک که پی به نقش مؤثر این مجمع در شناساندن اسلام راستین برده بود، آن را تعطیل کرد. این مجمع تنها موفق به چاپ 10 جلد کتاب گردید که کتابهای زیر از آن جمله است:
1- اسلام پیشرو نهضتها. 2- با ضعف مسلمین دنیا در خطر سقوط. 3- شیعه و زمامداران خود سر. 4- جهان بینی و جهان داری علی (علیه السلام). 5- دعا عامل پیشرفت یا رکود. 6- ره آوردهای استعمار. 7- همسران رسول خدا. 8- زیارت ما، خرافه یا حقیقت.
استاد در زمان تحصیل و تدریس خود در حوزه با نوشتن مقالات مختلفی در مجلات مکتب تشیع، مکتب اسلام، معارف جعفری و... سعی در گسترش فرهنگ اصیل و انقلابی شیعه در سطح وسیع جامعه داشتند.