فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

دستاوردهای انتفاضه

دستاوردهای آن را به این شرح می توان بیان کرد:
1- مهمترین دستاورد انتفاضه، انتقال مبارزه از قالب تشکیلات و سازمانهای فلسطینی در اردن، سوریه، لبنان و مصر به مناطق اشغالی است.
2- قطع نفوذ رهبران و رژیم های عرب در مبارزات فلسطینی ها تا قبل از انتفاضه بواسطه نیازهای مادی و معنوی به حمایت رژیم ها و رهبران جهان عرب، آنان مجبور بودند که در بسیاری موارد تسلیم خواسته های آنها شوند، اما اینک به دلیل ماهیت خود جوش و مستقل انتفاضه، توده های فلسطینی صرفاً متکی به خود هستند. بنابراین هیچ یک از کشورهای عرب نمی توانند مدعی نمایندگی فلسطینی ها و سخنگوی آنها باشند.
3- یکی دیگر از دستاوردهای قیام، مخدوش کردن چهره مظلوم نمایی اسرائیل در غرب است. تبلیغات غربیها این طور وانمود کرده بود که در مناقشه اعراب و اسرائیل، همواره اسرائیلی ها در معرض تهدیدی اعراب هستند و این خود هاله ای از مظلومیت پیرامون اسرائیل به وجود آورده بود ، اما انتفاضه توانست بخشی از این رسوبات روان شناختی اجتماعی را از بین ببرد. غرب و خود یهود در تلویزیون شاهد سرکوبهای خشونت بار و کشتار فلسطینیان به دست سربازان اسرائیلی می باشند.
4- دیگر از دستاوردهای این قیام ایجاد شکاف در میان صفوف اسرائیلی هاست، به این نحو که شماری از اسرائیلی ها به تدریج معتقد می شوند که صرف نظر از گذشته می بایست اکنون به یک نوع تفاهم و همزیستی با فلسطینیان دست یافت.
5- انتفاضه احساس فلسطینی بودند را احیا کرد و این تفکر در سطح بین الملل پدید آمده که بایستی یک راه حل اصولی برای فلسطینی ها به وجود آید و این مسأله به مرور زمان حل نمی شود.

اهداف انتفاضه

شهید فتحی شقاقی از رهبران جهاد اسلامی فلسطین معتقد است: انتفاضه مقدمه ای برای شروع انقلاب است، انقلابی که اسرائیل را در هم کوبیده و نابود می کند. وی می گوید: انتفاضه انقلابی است که تمام مردم فلسطین و مسلمانان دنیا در آن داخل هستند.
شاید بتوان هدف سیاسی انتفاضه را پایان بخشیدن به حاکمیت اسرائیل در سرزمینهای اشغالی در کرانه رود اردن و نوار غزه و تمام سرزمین فلسطین دانست. تاکتیک انتفاضه عبارت است از غیر قابل سکونت و حکومت کردن مناطق اشغالی برای اسرائیلی ها از طریق اعتصابات، تظاهرات و عدم فرمانبرداری از مقامات اسرائیلی و هدف کلی و استراتژیک آنها آزادی کلیه سرزمینهای اشغالی و ایجاد دولت فلسطینی در این سرزمینها است.

معرفی عراق به عنوان متجاوز از سوی سازمان ملل: 18 آذر 1370

سازمان ملل پس از یازده سال که روشن ترین حقایق را کتمان کرده بود، سرانجام برغم خواست ابر قدرتها و کسانی که هنوز هم از اسلام و جمهوری اسلامی می ترسند، بطور صریح دشمنان ما را محکوم کرد و ما این پیروزی را مدیون بینش حکیمانه امام بزرگوارمان و از مصادیق روشن نصرت خداوند می دانیم.(111)
مقام معظم رهبری
پیروزی انقلاب اسلامی، موجب تغییر ساختار قدرت در خاورمیانه شد و نظام امنیتی ساخته و پرداخته غرب را در منطقه به هم ریخت. از سویی صدام با روحیه قدرت طلبی، حسن البکر را از مسند قدرت کنار زد و با طمع رهبری جهان عرب و پرکردن خلاء قدرت در منطقه و به دست آوردن امتیازات از دست داده در قرار داد 1975، خود را مناسب ترین وسیله در دست غرب برای دستیابی به اهداف سلطه گرانه اش معرفی کرد. نخست در اولین اقدام به سرکوبی شیعیان عراق و از سویی به بمب گذاری در تأسیسات نفتی ایران توسط گروهکهای ضد انقلاب پرداخت و همزمان در تلویزیون دولتی به بهانه باز پس گیری سه جزیره از ایران، حملات مستقیم و غیر مستقیم تبلیغاتی را متوجه ایران کرد، وزارت امور خارجه عراق به صورت رسمی در 26/6/1359 طی یادداشتی قرار داد 1975 الجزایر را لغو و صدام در برابر دوربین تلویزیون، قرار داد را پاره و در 31 شهریور 1359، حمله سراسری خود را به ایران آغاز کرد.
در آخرین ساعات روز 31 شهریور 1359 / 22 سپتامبر 1980، دبیر کل سازمان ملل ضمن مذاکره با نمایندگان دو دولت، پیشنهاد کرد که مساعی جمیله خود را برای کمک به حل مسالمت آمیز به کار بندد، اما با پاسخی روبه رو نشد.
روز بعد دبیر کل بر اساس ماده 99 منشور ملل، از شورای امنیت خواست که با توه به خطر محتمل افزایش مخاصمه، فورا تشکیل جلسه دهد. همان روز نشست شورای امنیت برگزار و اولین موضع گیری شورا، طی بیانیه ای اعلام شد.(112)
در 3 مهر 1359، دبیر کل به شورای امنیت اطلاع داد که جنگ میان ایران و عراق ادامه دارد و پیشنهاد کرد شورای امنیت مسئله را با فوریت رسیدگی کند. این جلسه در روزهای 26 و 28 سپتامبر تشکیل و اولین قطعنامه را به اتفاق آرا در جلسه شماره 2248 شورا مورخ 6 مهر 1359، تصویب کرد.
پس از صدور قطعنامه 479، عراق آن را پذیرفت و اعلام موافقت کرد. اما ایران به دلیل حضور نیروهای عراق در خاک خود از پذیرش آن خودداری کرد. پس از آن قطعنامه 598 به تصویب رسیدند.(113) پس از تصویب قطعنامه 598، دبیر کل اظهار داشت:
قطعنامه ای که اینک تصویب شد، اوج تلاشهای مشترک اعضای شورای امنیت به عنوان نمایندگان جامعه بین المللی برای برقراری راه حلی جامع، عادلانه و شرافتمندانه برای منازعه ایران و عراق است. برای پایان بخشیدن به جنگ در این منطقه لازم است که سیاستهای ملی همه اعضا، هماهنگ با نیات اعلام شده شورا گردد.
در این جهت، پاراگراف اجرایی شماره 5 قطعنامه مسئولیت مشترکی را برای همه کشورهای عضو سازمان ملل متحد در پی دارد... یک قدم اساسی با مشورت دو کشور و سایر کشورهای منطقه، برقراری ترتیباتی برای امنیت و ثبات منطقه خواهد بود. در مورد مسئولیت منازعه در اسرع وقت با مشورت دو طرف احتمال تشکیل هیئت بی طرف برای رسیدگی به موضع ، هدف اصلی خواهد بود... بیایید همه با هم همکاری کنیم، شما اعضای شورا، ایران و عراق و من به عنوان دبیر کل سازمان ملل متحد.
پس از اعلام رسمی پذیرش قطعنامه 598، از سوی ایران؛ دبیر کل گزارشی به شماره 20093/اس به شورای امنیت تسلیم کرد که منجر به صدور قطعنامه شماره 619 گردید.
این قطعنامه که در جلسه شماره 2824 شورا در تاریخ 19 اوت 1988 برابر 18 مرداد 1367، به اتفاق آرا به تصویب رسید، مبنای تاسیس و اعزام گروه ناظر نظامی ایران - عراق ملل متحد (unimog)گردید.
متن قطعنامه 619 شورای امنیت، به این شرح است:
با یادآوری مجدد قطعنامه (1987)، 598 خود،
1- گزارش دبیر کل مذکور در سند 20093/اس در مورد اجرای پاراگراف 2 اجرایی قطعنامه (1987)، 598 را تصویب می کند.
2- تصمیم می گیرد که طبق اختیارات خود یک گروه ناظر نظامی (unimog) را ایجاد و از دبیر کل می خواهد اقدامهای لازم را انجام دهد.
3- بعلاوه تصمیم می گیرد که یونیماگ را برای مدت شش ماه تأمین نماید، مگر آنکه شورا تصمیم دیگری اتخاذ کند.
4- از دبیر کل درخواست می کند که شورای امنیت را از تحولات بعدی امر کاملاً آگاه سازد.
سرانجام یازده سال پس از آغاز جنگ 8 ساله تحمیلی عراق علیه ایران و سه سال پس از صدور قطعنامه 598 و با تلاشهای پی گیر سیاسی مسئولان نظام جمهوری اسلامی، حقانیت ایران در دفاع به اثبات جامعه جهانی رسید و خاویرپرزدکوئیار دبیر کل سازمان ملل متحد در 18 آذر 1370 طی یک گزارش رسمی به شورای امنیت اعلام کرد که عراق در 31 شهریور 1359 به ایران حمله کرده است. متن کامل گزارش دبیر کل سازمان ملل به شرح ذیل است:
1- در بند 6 قطعنامه 598، که در تاریخ 20 ژوئیه 1987 تصویب شد، شورای امنیت از دبیر کل درخواست کرد، در مشورت با ایران و عراق موضوع احاله برسی مسئولیت مخاصمه را با گروهی بی طرف پیگیری کند، و در اولین فرصت ممکن، در جهت اجرای این درخواست به شورای امنیت گزارش دهد.
2- در طول مذاکرات سه سال گذشته، فرصتهای متعددی برای مشورت با طرفین درباره بنده 6 قطعنامه داشته ام، این مذاکرات مرا قادر ساخت تا برداشتی از دیدگاههای متفاوت دو طرف داشته باشم. اما به مرحله ای که به تسلیم گزارشی معنادار به شورای امنیت بینجامد، نرسید.
3- به دنبال تکمیل اجرای پاراگرافهای یک و دو قطعنامه 598، تلاشی جدیدی برای تحقق دیگر مفاد قطعنامه با هدف تضمین برقراری مجدد صلح میان ایران و عراق بر مبنای طرح جامع صلحی که توسط قطعنامه 598، ارایه شده بود، لازم به نظر رسید، تا از این طریق به تأمین نیازهای جاری و صلح و امنیت در منطقه کمک اساسی شود. بسیاری از تصمیمهایی که من برا تشدید تلاشها در جهت اجرای قطعنامه 598، اتخاذ کردم، به شورای امنیت منعکس شده است (سند شماره 23246/اس).
4- درباره پاراگراف 6 عناصری از مواضع طرفین پیرامون این پاراگراف بای من مشخص بود. با این وجود من از دولتهای ایران و عراق در نامه هایی مشابه به تاریخ 14 اوت 1991، خواستم تا در جامع ترین شکل ممکن، جزئیات مواضع خود را درباره این پاراگراف به من تسلیم کنند. در همان زمان به منظور دستیابی به کامل ترین درک از این موضوع تصمیم گرفتم تا بطور جداگانه با تعدادی از کارشناسان مستقل مشورت کنم. براساس پاسخ های 26 اوت 1991 عراق به 15 سپتامبر 1991، ایران که به من تسلیم شد، مشورتهایی که با دو طرف داشتم، تمام اطلاعاتی که از کارشناسان مستقل به دست آمده است، اکنون مایلم که درباره پاراگراف 6 قطعنامه 598، به شورای امنیت گزارش دهم.
5- مسلم است که جنگ بین ایران و عراق که سالیان دراز به طول انجامید، شروعش نقض حقوق بین الملل بود و موارد نقض حقوق بین الملل موجب مسئولیت برای مخاصمه است که موضوع اصلی پاراگراف 6 می باشد. آن بخش از موارد نقض مقررات بین المللی که در چارچوب پاراگراف 6 باید مورد توجه ویژه جامعه جهانی قرار گیرد، استفاده غیر قانونی از زور و عدم احترام به تمامیت ارضی یک کشور عضو است. مسلماً در طول جنگ مواردی عمده و گسترده از نقض اصول مختلف حقوق بین المللی انسانی وجود داشته است.
6- پاسخ عراق به نامه 14 اوت 1991 من پاسخی محتوایی نیست، از این رو من ناچارم به توضیحاتی که قبلاً توسط عراق ارایه شده است تکیه کنم. این یک واقعیت است که توضیحات عراق برای جامعه بین المللی قابل قبول و کافی نیست.
بنابراین رویداد برجسته ای که تحت عنوان موارد نقض دربند پنجم این گزارش بدان اشاره کردم، همانا حمله 22 سپتامبر 1980 علیه ایران است که بر اساس منشور ملل متحد، اصول و قوانینی شناخته شده بین المللی یا اصول اخلاقی، قابل توجیه نیست و موجب مسئولیت مخاصمه است.
7- حتی اگر قبل از شروع مخاصمه برخی تعرضات از جانب ایران صورت گرفته باشد، چنین تعرضاتی نمی تواند توجیه کننده تجاوز عراق به ایران - که اشغال مستمر خاک ایران را در طول مخاصمه در پی داشت - باشد. تجاوزی که ناقض ممنوعیت کاربرد زور که یکی از اصول حقوق بین چ است، می باشد.
8- از میان موارد متعد نقض حقوق انسانی که در طول جنگ رخ داده، موارد بسیار توسط سازمان ملل و یا کمیته بین المللی صلیب سرخ ثبت شده است.
به عنوان مثال من به درخواست یک و یا هر دو طرف، در موارد متعددی، هیأتهای کارشناسی را برای تحقیق درباره موارد نقضی مانند استفاده از تسلیحات شیمیایی، حملات به مناطق غیر نظامی و بدرفتاری با اسرای جنگی به صحنه نبرد اعزام کردم. نتیجه این تحقیقات جملگی به شورای امنیت گزارش شده و به عنوان سند این شورا انتشار یافته اند. این گزارشها با کمال تاسف حاکی از وجود شواهدی از موارد نقض جدی حقوق انسانی است و در یک مورد من موظف بودم با تاسف عمیق این یافته کارشناسان را متذکر گردم که سلاحهای شیمیایی علیه غیر نظامیان ایرانی در منطقه ای در نزدیکی یک مرکز شهری عاری از هرگونه حفاظت در برابر این حملات به کار رفته است (سند شماره 20134/اس)، شورا ناخشنودی خود از این مسأله و محکومیت آن را در قطعنامه 620 مصوبه 26 اوت 1988 اعلام کرد.
9- رویدادهای جنگ ایران و عراق که برای سالیان طولانی در صدر اخبار وسایل ارتباط جمعی دنیا قرار داشت، برای جامعه بین المللی کاملاً شناخته شده است. همچنین مواضع طرفین که در موارد بسیاری از اسناد رسمی منعکس شده و انتشار یافته بر همگان واضح است.
به نظر من تعقیب پاراگراف 6 قطعنامه 598 هدف مفیدی را در بر ندارد و در جهت صلح و اجرای قطعنامه 598 به عنوان یک طرح صلح جامع، اکنون لازم است روند حل و فصل دنبال شود. در واقع پرداختن به مبنای دقیق روابط صلح آمیز بین دو طرف و همچنین صلح و امنیت در کل منطقه ضرورت فوری دارد.
شورای امنیت در سال 1987 در پاراگراف 8 قطعنامه 598 روش صحیحی را توصیه کرد که اگر به موقع اجرا شده بود می توانست منطقه را از فاجعه بعدی که رخ داد، برهاند.
یک نظام روابط حسن همجواری مبتنی بر احترام به حقوق بین الملل آن گونه که توسط شورای امنیت پیش بینی شده، برای تضمین صلح و ثبات آینده منطقه ضروری است. امید است این ندای شورا مورد عنایت قرار گیرد.
اعلام اینکه در جنگ تحمیلی، عراق آغازگر و مسئول جنگ بوده است، یک پیروزی سیاسی است. در طی سالهای جنگ، با این که جهانیان و بویژه سازمان ملل، می دانستند که جنگ را عراق آغاز کرده است، مهر سکوت بر لب نهادند. این دفاع و نبرد، هشت سال طول کشید، هشت سالی که غربیها تمامی تمهیدات را علیه کشور ما به کار بردند و می خواستند که جمهوری اسلامی را به زانو در آورده، حرکتی را که در جهت قطع وابستگی آغاز شده بود از ریشه بخشکانند.
و زمانی آنها به خود آمدند که سلاحهای ارسالی به عراق علیه خودشان به کارگرفته شد و عراق منطقه خلیج فارس را درگیر جنگی مهیب و عظیم کرد.
متجاوز بودن عراق گرچه بسیار دیر اعلام شد، اما باید گفت: از پیروزیهایی مهمی است که در تاریخ کشورمان به عنوان واقعه ای بزرگ ثبت خواهد شد.