فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

آغاز انتفاضه: 18 آذر 1366 / 9 دسامبر 1987

حماسه مردم فلسطین یک پدیده تصادفی نیست. آیا دنیا تصور می کند که این حماسه را چه کسانی سروده اند؟ و هم اکنون مردم فلسطین به چه آرمانهایی تکیه کرده اند که بی محابا و با دست خالی در مقابل حملات وحشیانه صهیونیستها مقاومت می کنند؟ آیا تنها آوای وطن گرایی است که از وجود آنان دنیایی از صلابت آفریده است؟ آیا از درخت سیاست بازان خود فروخته است که بر دامن فلسطینیان میوه استقامت و زیتون نور و امید می ریزد؟ اگر این چنین بود اینها که سالهاست در کنار فلسطینیان و به نام ملت فلسطین نان خورده اند. شکی نیست که این آوای الله اکبر است، این همان فریاد ملت ماست که در ایران شاه را و در بیت القدس غاصبین را به نومیدی کشاند، و این متحقق همان شعار برائت است که ملت فلسطین در تظاهرات حج دو شادوش خواهران و برادران ایرانی خود فریاد رسای آزادی قدس را سرداد و مرگ بر آمریکا، شوروی و اسرائیل گفت، و بر همان بستر شهادتی که خون عزیزان ما بر آن ریخته شد، او نیز با نثار خون و به رسم شهادت آرمید. آری، فلسطینی راه گم کرده خود را از راه برائت ما یافت و دیدیم که در این مبارزه چطور حصارهای آهنین فرو ریخت و چگونه خون بر شمشیر و ایمان بر کفر و فریاد بر گلوله پیروز شد و چطور خواب بنی اسرائیل در تصرف از نیل تا فرات آشفته گشت، و دوباره کوکب دریه فلسطین از شجره مبارکه لاشرقیه و لاغربیه ما برافروخت. و امروز به همان گونه که فعالیت های وسیعی در سراسر جهان برای به سازش کشیدن ما با کفر و شرک در جریان است، برای خاموش کردن شعلهای خشم ملت مسلمان فلسطین نیز به همان شکل ادامه دارد و این تنها یک نمونه از پیشرفت انقلاب است، و حال آنکه معتقدین به اصول انقلاب اسلام ما در سراسر جهان رو به فزونی نهاده است و ما اینها را سرمایه های بالقوه انقلاب خود تلقی می کنیم، و هم آنهایی که با مرکب خون طومار حمایت از ما را امضا می کنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبیک می گویند و به یاری خداوند کنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت!(109)
امام خمینی (ره)
امروز ملت فلسطین به نام اسلام مبارزه و مقاومت می کند. مبارزه از شکل سازمانها و گروهها و شخصیتها کشیده شده به میان توده مردم و چنین مبارزه ای هرگز ناکام نخواهد شد.(110)
مقام معظم رهبری آیه الله خامنه ای
در سال 1275 شمسی یک روزنامه نگار یهودی اتریشی به نام تئودور هرتسل کتاب به نام دولت یهود منتشر و در آن صهیونیزم سیاسی را پایه گذاری کرد. در این کتاب آمده که یهودیان باید موطنی پیدا کنند و یک دولت صهیونیستی با استقلال تمام تشکیل دهند. از این رو هند، آرژانتین، قبرس و چند نقطه دیگر در نظر گرفته شد، اما سرانجام فلسطین برگزیده شد.
در سال 1276، نخستین کنگره نهضت صهیونیزم در شهر باسل سوئیس تشکیل و مهاجرت قوم یهود به فلسطین تصویب گردد.
در سال 1296، وزارت خارجه انگلستان به سرپرستی "ارتور جیمز بالفور" اعلامیه بالفور را صادر کرد که در آن پشتیبانی بریتانیا از ایجاد میهن ملی یهود در فلسطین تعهد شده بود. یک ماه بعد انگلستان بیت المقدس را اشغال کرد.
در طی سالهای 1302- 1298، یک یهودی انگلیسی بنام هربرت ساموئل به عنوان نخستین کمیسر عالی انگلیس در فلسطین تعیین شد. در سال 1299 کنفرانس سان ریمو سوریه را از فلسطین جدا کرد و قیمومیت عراق و فلسطین نیز به انگلیس واگذار شد.
در سال 1302، اعلامیه بالفور با حذف ماده مربوط به ایجاد دولت یهود، در جامعه ملل به تصویب رسید. از این به بعد تمام کوشش صهیونیستها صرف جذب و جلب مهاجرین یهودی به فلسطین شد تا با احراز اکثریت نسبی جمعیت، دولت صهیونیستی تشکیل دهند.
در سالهای 1314- 1309، شیخ عزالدین قسام قیام مردمی را سازماندهی کرد و خود در نبردی نابرابر در یکی از مناطق جنگی فلسطین در سال 1314 ، به شهادت رسید و متأسفانه رهبران کشورهای عربی هیچ حمایتی از این قیام نکردند. در سال 1315، پس از اعتصابات و تظاهرات پراکنده، اعراب فلسطین دست به یک اعتصاب 6 ماهه علیه قیمومیت انگلستان زدند.
متعاقباً از طرف پادشاه انگلستان کمیسیونی تحت ریاست ویلیام ولزلی برای بررسی اوضاع، عازم فلسطین شد. این کمیسیون پس از تحقیقات فراوان رأی به تجزیه فلسطین به سه ناحیه عربی، یهودی و بین المللی داد. اما در بهار 1317 شورش دیگری از طرف اعراب آغاز شد و کمیسیون فنی انگلیس مشکلات موجود را عملاً حل نشدنی تشخیص داد و تشکیل یک فدراسیون اقتصادی را پیشنهاد کرد. در 27 اردیبهشت 1310، دولت انگلیس راه حل جدیدی برای مشخص کردن وضع فلسطین منتشر ساخت کتاب سفید. بر طبق این خط مشی جدید تأسیس دولت مستقل فلسطین با دو ملیت در طی 10 سال، پیش بینی شده بود و علاوه بر آن مقرر شد که در طی سالهای 1323- 1318 تعداد 000/100 یهودی دیگر؛ فلسطین پذیرفته شوند و پس از آن، بدون موافقت اعراب، مهاجرتی انجام نگیرد. این راه حل با مخالفت یهودیان و توده مسلمانان فلسطینی و موافقت ضمنی سران محافظه کار عرب روبرو شد، در این هنگام جنگ جهانی دوم آغاز شد و وقفه ای در تشدید اختلافات اعراب و یهودیان ایجاد کرد. در بهمن 1317، یک کنفرانس نمایشی با شرکت طرفهای درگیر در قضیه فلسطین در لندن تشکیل شد که آن هم کاری از پیش نبرد.
از سال 1318، با شروع جنگ جهانی دوم، جامعه صهیونیستی در فلسطین به نام پی شوف قدرت بیشتری پیدا کرد. رهبران صهیونیستها خواستار آن بودند که ارتشی تشکیل دهند و ظاهراً علیه هیتلر و در واقع برای تقویت نیروهای نظامی خود وارد جنگ شوند. از این رو در اواخر پائیز 1323، نیرویی به استعداد یک تیپ از یهودیان با کمک صهیونیستها تشکیل شد. دولت آمریکا و شوروی طرح را عرضه کردند که بر طبق این طرح، قیمومیت انگلستان بر فلسطین می بایست حداکثر تا دهم مرداد 1327، پایان پذیرد و فلسطین به دولت عرب و یهود تقسیم و ناحیه: بین المقدس بصورت بین المللی در آید و کمیسیونی از طرف سازمان ملل مرکب از 5 عضو، بر تشکیل دولتهای عرب و صهیونیستی نظارت کند. به دنبال اعلام این طرح، آشوب و اغتشاش سراسر فلسطین را فراگرفت و در پی آن صدها تن کشته و هزاران تن زخمی و بی خانمان شدند.
در فروردین 1327، کمیسر عالی انگلیس از فلسطین خارج و بلافاصله "دیوید بن گورین" از رهبران اصلی صهیونیستها تشکیل دولت اسرائیل را اعلام کرد.
پس از خروج انگلیسی ها، قوای نظامی مصر، اردن، عراق، سوریه، لبنان و عربستان وارد فلسطین شدند تا به ظاهر از برادران عرب خود حمایت کنند ولی این نیروها فقط مناطقی را تصرف کردند که هنوز تحت تسلط صهیونیستها قرار نگرفته بود.
در سال 1343، سازمان آزادیبخش فلسطین ساف توسط کشورهای عضو اتحادیه عرب بنیان نهاده شد و در سال 1344، سازمان چریکی جنبش آزادیبخش فلسطین (فتح) که از سال 1338، شروع به عضوگیری و تربیت کادرهایش نموده بود، با اجرای چند عملیات نظامی در مناطق اشغالی اعلام موجودیت کرد. این سازمان با تأسیس جناح نظامی خود به نام العاصفه و گسترش عملیات چریکی از محبوبیت مردمی وسیعی برخوردار شد و رفته رفته در رهبری ساف قرار رفت و استقلال آن را از کشورهای عربی کسب کرد.
در سال 1347، نخستین مقابله نظامی مقاومت فلسطین و اسرائیل در نبرد کرامه آغاز گشت و سازمان فتح توانست قدرت نظامی خود را بخوبی نمایان سازد. اقتدار چریکها و فدائیان فلسطینی در خاک اردن، موجبات نگرانی ملک حسین را فراهم آورد بطوری که دست به اقداماتی برای قلع و قمع چریکها زد. خروج فتح از اردن باعث شد که این سازمان به بلوک چپ گرایش بیشتری پیدا کند. از سال 1350 به بعد، ساف از حمایتهای تسلیحاتی و آموزشی روسها برخوردار گردید.
در طی بازیهای المپیک 1351 شمسی مونیخ، گروهی از ورزشکاران اسرائیل توسط سازمان فلسطینی سپتامبر سیاه که پس از قتل عام فلسطینیان - وسیله ارتش اردن در سپتامبر 1970 (شهریور 1349) به وجود آمده بود، به گروگان گرفته شدند که در حمله پلیس آلمان همه گروگانها و اکثر چریکها کشته شدند.
بطور کلی شهریور 1349 تا 1352، را که مرحله قوس نزولی فعالیت مقاومت فلسطین است به سه دوره تقسیم می کنند:
1- دفاع در برابر حملات ارتش اردن.
2- ادغام عملیات در داخل خاک اسرائیل.
3- کوشش برای اوج گیری مجدد و اقدام به عملیاتی در داخل و خارج.
در خرداد 1361، نیروهای متجاوز صهیونیستی از هوا، زمین و دریا جنوب لبنان را مورد تجاوز قرار داده و تا شهر بیروت پیشروی کردند. در جریان این تجاوز گسترده صدها فلسطینی و لبنانی کشته و زخمی و یا اسیر شدند، اما نیروهای مشترک لبنانی - فلسطینی مدت 79 روز در مقابل آنها مقاومت کردند. سرانجام پس از مذاکرات طولانی ساف پذیرفت تا چریکهایش را از بیروت خارج کند. ساف پس از خروج نیروهایش از لبنان آنها را در برخی کشورهای عربی از جمله تونس، سوریه، یمن جنوبی، اردن و عراق مستقر کرد و مقر خود را به تونس انتقال داد.
در حال حاضر مهمترین احزاب و گروههای فلسطینی عبارتند از:
1- فتح، به رهبری عرفات.
2- سازمان الصاعقه، به رهبری مجید محسن (طرفدار سوریه).
3- جبهه آزادیبخش عرب، به رهبری ابویونس (طرقدار عراق).
4- جبهه خلق برای آزادی فلسطین، به رهبری جرج حبش.
5- جبهه خلق برای آزادی فلسطین به رهبری احمد جبرئیل.
6- جبهه دمکراتیک خلق برای آزادی فلسطین، به رهبری نایف حواتمه.

انتفاضه

انتفاضه نشانه قیام علیه رخوت و رکود است، انتفاضه مرحله قبل از انقلاب است، مرحله ای که با سلسله تحرکاتی خود جوش در مقابله با اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی توسط جوانان، نوجوانان و زنان فلسطینی با پرتاب سنگ و کوکتل مولوتف شروع شد و آغازگر حرکتی بود که با انتفاضه شهرت یافت.
زمان آغاز قیام، دسامبر 1987 است و تظاهرات خیابانی و پرتاب سنگ در کرانه باختری و نوار غزه همراه با عملیات متهورانه غرق کردن یک فروند ناوچه اسرائیلی و عبور از کمربند رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان بود.

علل پیدایش انتفاضه

عوامل پیدایش قیام مردم فلسطین را در ابعاد زیر می توان بررسی کرد.
1- شکست مبارزات پیشین فلسطینی ها
مبارزات فلسطینی ها عمدتاً در قالب سازمانهای مختلف سیاسی چپ و غیر مذهبی انجام می شد، همگی از تاکتیک واحدی استفاده می کردند و آن عبارت از قرار دادن مرکز ثقل مبارزات در خارج از سرزمینهای اشغالی و در اراضی مجاور اسرائیل بود و غالباً تحت تأثیر و نفوذ دیدگاههای حاکمان سیاسی آن کشورها قرار می گرفتند. اردن در یک مقطع زمانی، سپتامبر سیاه را آفرید و لبنان در برهه ای از زمان اقدام به اخراج نیروهای مبارز کرد. برخی از کشورهای عرب هم موانعی در سر راه فعالیت آنها قرار دادند.
مشکل دیگر تعدد و تفرقه بین سازمانهای فلسطینی بود و عامل مهمتر اینکه این سازمانها و گروهها عموماً به تمایلات سنتی و مذهبی مردم بی اعتنا بودند و در قالب گروههای لائیک و ملی قرار گرفته بودند. بحثهای خستگی ناپذیر تئوریک و مباحث پایان ناپذیر میان آنها برای نسل جدید فلسطینی، جز آوارگی و شکست حاصل دیگری نداشت. پس از مدتی سازمانهای مبارز از در سازش با رژیم صهیونیستی در می آمدند. انصراف از مبارزه مسلحانه، به رسمیت شناختن قطعنامه های سازمان ملل و پیوستن آنها به قطار صلح نا امیدی را در دل فلسطینیان ایجاد کرد.
2- فشار مضاعف صهیونیستها بر فلسطینیان
شاید بتوان یکی از علل پیدایش انتافاضه را تحقیر فلسطینیان به عنوان شهروندان درجه دوم در سرزمینهای اشغالی به حساب آورد. مهاجرت بیش از حد یهودیان سراسر جهان به سرزمینهای اشغالی و تلاش صهیونیستها برای تغییر بافت جمعیتی این سرزمین به نفع یهود و سلب امتیازات و امکانات از اعراب فلسطینی، موجب می شد که فلسطینیها ستم مضاعفی را بر خود احساس کنند.
3- روند سازش اعراب اسرائیل
یکی دیگر از عوامل مؤثر در پیدایش انتفاضه، روند سازش در کشورهای عرب است. از بدو پیدایش اسرائیل، شاهد مخالفتهای مردمی در این خطه بوده ایم. در ابتدا کشورهای عرب با موضع گیریهای خود همواره مخالفتشان را از موجودیت اسرائیل اعلام می کردند. نطقهای نمایندگان عرب در مجامع بین المللی و حمایتهای مادی و معنوی از مبارزات فلسطین، همه نشانگر توجه دولتهای عرب به مسأله فلسطین بود، بطوری که در یک برهه از زمان شاهد عجین بودن مبارزات اعراب علیه اسرائیل در قالب ناسیونالسیم عرب بودیم و اعراب در این مقطع زمانی، چهار جنگ را پشت سر گذاشتند اگر چه نتوانستند نتایج مثبتی کسب کنند.
در روند مبارزات مردم فلسطین هرگاه فلسطینیان از کمک کشورهای عربی ناامید شده اند خود رأساً دست به کار شده اند. برای مثال می توان به قیام "عزالدین قسام" اشاره کرد.
طی دهه 60 میلادی بعد از شکستهای پیاپی اعراب در جنگ با اسرائیل، فلسطینیان با قطع امید از اعراب در قالب سازمانها و گروهها به دفاع از حقو خود پرداختند. اوج این گروه گرایی در پی توافق کمپ دیوید شکل گرفت.
انتفاضه یا قیام مردم فلسطین در شرایطی آغاز شد که افراد درگیر مسأله فلسطین معتقد بودند که تنها راه پیش روی فلسطینیان، مصالحه و سازش است و اوج این عقب نشینی در برابر اسرائیل را می توان در کنفرانس امان دید. که سران کشورهای عرب با پشت پا زدن به انگیزه و هدف اصلی تشکیل اتحادیه عرب، به مسأله فلسطین به عنوان یک مسأله درجه دو نگریستند. در این اجلاس ضمن حذف نمایندگی فلسطین، وکالت آنها یکسره به اردن تفویض شد. اعراب در این اجلاس با نادیده گرفتن حقوق سیاسی ملت فلسطین در تعیین نماینده و قیم برای آنان مبادرت به یک عقب نشینی بزرگ کرده و مسأله فلسطین را همانگونه که صهیونیستها و آمریکایی ها تفسیر می کنند، مشکلی بین اعراب و اسرائیل تلقی کردند.
4- انقلاب اسلامی ایران
انقلاب اسلامی ایران از دو جهت بر انتقاضه تأثیر داشته است، یکی ارایه الگوی مبارزه، یعنی وارد کردن مردم به میدان نبرد و دیگری تأثیر بر تصمیمات اعراب در منطقه
استقرار نظام جمهوری اسلامی در قدرتمندترین کشور منطقه به نحو محسوسی موازنه را به نفع مسلمانان برهم زد. اما عمده کردن خطر انقلاب اسلامی ایران از سوی غرب موجب شد تا سازش و مصالحه با دشمن صهیونیستی به مانند گذشته تنفرانگیز تلقی نشود. لذا کشورهای عرب آمادگی آن را پیدا کردند تا با فدا کردن منافع و حقوق خویش و نادیده گرفتن حقوق از دست رفته مردم فلسطین، رژیم اشغالگر صهیونیستی را به رسمیت بشناسند.
مردم فلسطین با الهام از انقلاب ایران، متناسب با شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود به میدان آمدند و مبارزه را از چارچوب معادلات سیاسی اعراب خارج کردند. تفاوتی که انتفاضه با دیگر جریانات مبارز در فلسطین دارد مبین آن است که با الهام گرفتن از مبارزات بر حق ملت مسلمان ایران و رهبری آن، این امکان برای فلسطینیها به وجود آمده که دریابند آمریکا و اسرائیل شکست ناپذیر نیستند و امکان رویارویی و تقابل با آنها وجود دارد.