فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

شرح واقعه 16 آذر 1332

بعد از کودتای 28 مرداد، رژیم وابسته که توانسته بود با کمک اربابان و دلارهای آمریکایی بر اریکه قدرت باز گردد، در صدد بر آمد تا پایه های حکومت خود را تثبیت کند، اما غافل از اینکه مقاومت مردم بطور کامل از بین نرفته و ایران در اولین فرصت خشم و انزجار خویش را نشان خواهد داد. "آیزنهاور" رئیس جمهوری آمریکا طی نطقی در کنگره آمریکا، کودتای 28 مرداد را چنین توصیف کرده بود پیروزی سیاسی امید بخشی نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای خونخوار استبداد یعنی قوای آزادی و بر اساس همین معنا دولت مصدق را به که از قضا بسیار به آمریکا دل بسته بود - به مسلخ استبداد ستمشاهی کشانید. نیکسون معاون رئیس جمهوری آمریکا؛ سال 1332، راهی ایران گردید. در حقیقت او می آمد تا نتیجه سرمایه گذاری بیست و یک میلیون دلاری را که سازمان جاسوسی آمریکا سیا در راه کودتا و سرنگونی دولت مصدق هزینه کرده بود، از نزدیک مشاهده کند.
ملت در حالت افسردگی و از نفاق و تفرقه ای که استبداد توانسته بود در میان او ایجاد کند، ناراحت بود.
رهبری نهضت مقاومت، قصد رساندن صدای اعراض مردم را به گوش جهانیان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را که می خواست با مشروع جلوه دادن رژیم کودتا، امتیازات مورد نظر خود را در محیط آرام به دست آورد، خنثی کند. اجرای این برنامه به عهده کمیته هماهنگی دانشگاه واگذار شده بود.
تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود دنیس رایت، کاردار جدید سفارت انگلیس در ایران از روز 14 آذر 1332، آغاز گردید. دانشجویان دانشکده های حقوق و علوم سیاسی، علوم، دندانپزشکی، فنی، پزشکی و داروسازی در دانشکده های خود، تظاهرات پرشوری علیه رژیم کودتا برپا کردند. رژیم که بخوبی از خشم ملت و خصوصاً دانشجویان نسبت به خود و اربابان آمریکاییش آگاه بود، با تمام قوا متوجه دانشگاه شد.
روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه کشیده شد و ماموران انتظامی، در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیری و زندانی کردند.
صبح روز 16 آذر 1332، گارد تا دندان مسلح رژیم برای اولین بار وارد صحن دانشگاه شد تا فریاد مخالفان را در گلو خفه کند. در یکی از کلاسهای درس دانشکده فنی، چند تن از دانشجویان در اعارض به حضور مأموران گارد در صحن دانشگاه، آنها را به مسخره می گیرند و همین بهانه، کافی بود تا وارد کلاس درس شوند و با ایجاد جو رعب و وحشت، محیط را برای بهره برداری و گرفتن زهر چشم از دانشجویان آماده سازند. ماموران گارد با حمله به دانشجویان بی پناه، سه تن از آنان را به شهادت می رسانند.(107)
بدین گونه خود پاک سه جوان این مرز و بوم نثار قدوم نامیمون معاون رئیس جمهور آمریکا می گردد. فردای آن روز در جو خفقان و وحشت، نیکسون به دانشگاه تهران می آید و از دست قاتلان دکترای حقوق دریافت می کند.
حادثه 16 آذر 1332، بعنوان یک روز مقاومت تاریخی در تاریخ دانشگاه تهران ثبت شد. از آن پس، همه ساله به رغم کوشش رژیم و ساواک ، دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای سراسر ایران، مراسم و تظاهراتی به یاد شهیدان آن روز برپا می کردند.
شهید چمران در رابطه با حادثه 16 آذر می گوید:(108)
وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم می بینم. صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می اندازد، سکوت موحش بعد از رگبار بدنم را می لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحین را در میان این سکوت دردناک می شنوم. دانشکده فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رأی العین می بینم... نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا به ایران می آمد تا نتیجه بیست و یک میلیون دلار خرج کودتا را ببیند.

آغاز انتفاضه: 18 آذر 1366 / 9 دسامبر 1987

حماسه مردم فلسطین یک پدیده تصادفی نیست. آیا دنیا تصور می کند که این حماسه را چه کسانی سروده اند؟ و هم اکنون مردم فلسطین به چه آرمانهایی تکیه کرده اند که بی محابا و با دست خالی در مقابل حملات وحشیانه صهیونیستها مقاومت می کنند؟ آیا تنها آوای وطن گرایی است که از وجود آنان دنیایی از صلابت آفریده است؟ آیا از درخت سیاست بازان خود فروخته است که بر دامن فلسطینیان میوه استقامت و زیتون نور و امید می ریزد؟ اگر این چنین بود اینها که سالهاست در کنار فلسطینیان و به نام ملت فلسطین نان خورده اند. شکی نیست که این آوای الله اکبر است، این همان فریاد ملت ماست که در ایران شاه را و در بیت القدس غاصبین را به نومیدی کشاند، و این متحقق همان شعار برائت است که ملت فلسطین در تظاهرات حج دو شادوش خواهران و برادران ایرانی خود فریاد رسای آزادی قدس را سرداد و مرگ بر آمریکا، شوروی و اسرائیل گفت، و بر همان بستر شهادتی که خون عزیزان ما بر آن ریخته شد، او نیز با نثار خون و به رسم شهادت آرمید. آری، فلسطینی راه گم کرده خود را از راه برائت ما یافت و دیدیم که در این مبارزه چطور حصارهای آهنین فرو ریخت و چگونه خون بر شمشیر و ایمان بر کفر و فریاد بر گلوله پیروز شد و چطور خواب بنی اسرائیل در تصرف از نیل تا فرات آشفته گشت، و دوباره کوکب دریه فلسطین از شجره مبارکه لاشرقیه و لاغربیه ما برافروخت. و امروز به همان گونه که فعالیت های وسیعی در سراسر جهان برای به سازش کشیدن ما با کفر و شرک در جریان است، برای خاموش کردن شعلهای خشم ملت مسلمان فلسطین نیز به همان شکل ادامه دارد و این تنها یک نمونه از پیشرفت انقلاب است، و حال آنکه معتقدین به اصول انقلاب اسلام ما در سراسر جهان رو به فزونی نهاده است و ما اینها را سرمایه های بالقوه انقلاب خود تلقی می کنیم، و هم آنهایی که با مرکب خون طومار حمایت از ما را امضا می کنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبیک می گویند و به یاری خداوند کنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت!(109)
امام خمینی (ره)
امروز ملت فلسطین به نام اسلام مبارزه و مقاومت می کند. مبارزه از شکل سازمانها و گروهها و شخصیتها کشیده شده به میان توده مردم و چنین مبارزه ای هرگز ناکام نخواهد شد.(110)
مقام معظم رهبری آیه الله خامنه ای
در سال 1275 شمسی یک روزنامه نگار یهودی اتریشی به نام تئودور هرتسل کتاب به نام دولت یهود منتشر و در آن صهیونیزم سیاسی را پایه گذاری کرد. در این کتاب آمده که یهودیان باید موطنی پیدا کنند و یک دولت صهیونیستی با استقلال تمام تشکیل دهند. از این رو هند، آرژانتین، قبرس و چند نقطه دیگر در نظر گرفته شد، اما سرانجام فلسطین برگزیده شد.
در سال 1276، نخستین کنگره نهضت صهیونیزم در شهر باسل سوئیس تشکیل و مهاجرت قوم یهود به فلسطین تصویب گردد.
در سال 1296، وزارت خارجه انگلستان به سرپرستی "ارتور جیمز بالفور" اعلامیه بالفور را صادر کرد که در آن پشتیبانی بریتانیا از ایجاد میهن ملی یهود در فلسطین تعهد شده بود. یک ماه بعد انگلستان بیت المقدس را اشغال کرد.
در طی سالهای 1302- 1298، یک یهودی انگلیسی بنام هربرت ساموئل به عنوان نخستین کمیسر عالی انگلیس در فلسطین تعیین شد. در سال 1299 کنفرانس سان ریمو سوریه را از فلسطین جدا کرد و قیمومیت عراق و فلسطین نیز به انگلیس واگذار شد.
در سال 1302، اعلامیه بالفور با حذف ماده مربوط به ایجاد دولت یهود، در جامعه ملل به تصویب رسید. از این به بعد تمام کوشش صهیونیستها صرف جذب و جلب مهاجرین یهودی به فلسطین شد تا با احراز اکثریت نسبی جمعیت، دولت صهیونیستی تشکیل دهند.
در سالهای 1314- 1309، شیخ عزالدین قسام قیام مردمی را سازماندهی کرد و خود در نبردی نابرابر در یکی از مناطق جنگی فلسطین در سال 1314 ، به شهادت رسید و متأسفانه رهبران کشورهای عربی هیچ حمایتی از این قیام نکردند. در سال 1315، پس از اعتصابات و تظاهرات پراکنده، اعراب فلسطین دست به یک اعتصاب 6 ماهه علیه قیمومیت انگلستان زدند.
متعاقباً از طرف پادشاه انگلستان کمیسیونی تحت ریاست ویلیام ولزلی برای بررسی اوضاع، عازم فلسطین شد. این کمیسیون پس از تحقیقات فراوان رأی به تجزیه فلسطین به سه ناحیه عربی، یهودی و بین المللی داد. اما در بهار 1317 شورش دیگری از طرف اعراب آغاز شد و کمیسیون فنی انگلیس مشکلات موجود را عملاً حل نشدنی تشخیص داد و تشکیل یک فدراسیون اقتصادی را پیشنهاد کرد. در 27 اردیبهشت 1310، دولت انگلیس راه حل جدیدی برای مشخص کردن وضع فلسطین منتشر ساخت کتاب سفید. بر طبق این خط مشی جدید تأسیس دولت مستقل فلسطین با دو ملیت در طی 10 سال، پیش بینی شده بود و علاوه بر آن مقرر شد که در طی سالهای 1323- 1318 تعداد 000/100 یهودی دیگر؛ فلسطین پذیرفته شوند و پس از آن، بدون موافقت اعراب، مهاجرتی انجام نگیرد. این راه حل با مخالفت یهودیان و توده مسلمانان فلسطینی و موافقت ضمنی سران محافظه کار عرب روبرو شد، در این هنگام جنگ جهانی دوم آغاز شد و وقفه ای در تشدید اختلافات اعراب و یهودیان ایجاد کرد. در بهمن 1317، یک کنفرانس نمایشی با شرکت طرفهای درگیر در قضیه فلسطین در لندن تشکیل شد که آن هم کاری از پیش نبرد.
از سال 1318، با شروع جنگ جهانی دوم، جامعه صهیونیستی در فلسطین به نام پی شوف قدرت بیشتری پیدا کرد. رهبران صهیونیستها خواستار آن بودند که ارتشی تشکیل دهند و ظاهراً علیه هیتلر و در واقع برای تقویت نیروهای نظامی خود وارد جنگ شوند. از این رو در اواخر پائیز 1323، نیرویی به استعداد یک تیپ از یهودیان با کمک صهیونیستها تشکیل شد. دولت آمریکا و شوروی طرح را عرضه کردند که بر طبق این طرح، قیمومیت انگلستان بر فلسطین می بایست حداکثر تا دهم مرداد 1327، پایان پذیرد و فلسطین به دولت عرب و یهود تقسیم و ناحیه: بین المقدس بصورت بین المللی در آید و کمیسیونی از طرف سازمان ملل مرکب از 5 عضو، بر تشکیل دولتهای عرب و صهیونیستی نظارت کند. به دنبال اعلام این طرح، آشوب و اغتشاش سراسر فلسطین را فراگرفت و در پی آن صدها تن کشته و هزاران تن زخمی و بی خانمان شدند.
در فروردین 1327، کمیسر عالی انگلیس از فلسطین خارج و بلافاصله "دیوید بن گورین" از رهبران اصلی صهیونیستها تشکیل دولت اسرائیل را اعلام کرد.
پس از خروج انگلیسی ها، قوای نظامی مصر، اردن، عراق، سوریه، لبنان و عربستان وارد فلسطین شدند تا به ظاهر از برادران عرب خود حمایت کنند ولی این نیروها فقط مناطقی را تصرف کردند که هنوز تحت تسلط صهیونیستها قرار نگرفته بود.
در سال 1343، سازمان آزادیبخش فلسطین ساف توسط کشورهای عضو اتحادیه عرب بنیان نهاده شد و در سال 1344، سازمان چریکی جنبش آزادیبخش فلسطین (فتح) که از سال 1338، شروع به عضوگیری و تربیت کادرهایش نموده بود، با اجرای چند عملیات نظامی در مناطق اشغالی اعلام موجودیت کرد. این سازمان با تأسیس جناح نظامی خود به نام العاصفه و گسترش عملیات چریکی از محبوبیت مردمی وسیعی برخوردار شد و رفته رفته در رهبری ساف قرار رفت و استقلال آن را از کشورهای عربی کسب کرد.
در سال 1347، نخستین مقابله نظامی مقاومت فلسطین و اسرائیل در نبرد کرامه آغاز گشت و سازمان فتح توانست قدرت نظامی خود را بخوبی نمایان سازد. اقتدار چریکها و فدائیان فلسطینی در خاک اردن، موجبات نگرانی ملک حسین را فراهم آورد بطوری که دست به اقداماتی برای قلع و قمع چریکها زد. خروج فتح از اردن باعث شد که این سازمان به بلوک چپ گرایش بیشتری پیدا کند. از سال 1350 به بعد، ساف از حمایتهای تسلیحاتی و آموزشی روسها برخوردار گردید.
در طی بازیهای المپیک 1351 شمسی مونیخ، گروهی از ورزشکاران اسرائیل توسط سازمان فلسطینی سپتامبر سیاه که پس از قتل عام فلسطینیان - وسیله ارتش اردن در سپتامبر 1970 (شهریور 1349) به وجود آمده بود، به گروگان گرفته شدند که در حمله پلیس آلمان همه گروگانها و اکثر چریکها کشته شدند.
بطور کلی شهریور 1349 تا 1352، را که مرحله قوس نزولی فعالیت مقاومت فلسطین است به سه دوره تقسیم می کنند:
1- دفاع در برابر حملات ارتش اردن.
2- ادغام عملیات در داخل خاک اسرائیل.
3- کوشش برای اوج گیری مجدد و اقدام به عملیاتی در داخل و خارج.
در خرداد 1361، نیروهای متجاوز صهیونیستی از هوا، زمین و دریا جنوب لبنان را مورد تجاوز قرار داده و تا شهر بیروت پیشروی کردند. در جریان این تجاوز گسترده صدها فلسطینی و لبنانی کشته و زخمی و یا اسیر شدند، اما نیروهای مشترک لبنانی - فلسطینی مدت 79 روز در مقابل آنها مقاومت کردند. سرانجام پس از مذاکرات طولانی ساف پذیرفت تا چریکهایش را از بیروت خارج کند. ساف پس از خروج نیروهایش از لبنان آنها را در برخی کشورهای عربی از جمله تونس، سوریه، یمن جنوبی، اردن و عراق مستقر کرد و مقر خود را به تونس انتقال داد.
در حال حاضر مهمترین احزاب و گروههای فلسطینی عبارتند از:
1- فتح، به رهبری عرفات.
2- سازمان الصاعقه، به رهبری مجید محسن (طرفدار سوریه).
3- جبهه آزادیبخش عرب، به رهبری ابویونس (طرقدار عراق).
4- جبهه خلق برای آزادی فلسطین، به رهبری جرج حبش.
5- جبهه خلق برای آزادی فلسطین به رهبری احمد جبرئیل.
6- جبهه دمکراتیک خلق برای آزادی فلسطین، به رهبری نایف حواتمه.

انتفاضه

انتفاضه نشانه قیام علیه رخوت و رکود است، انتفاضه مرحله قبل از انقلاب است، مرحله ای که با سلسله تحرکاتی خود جوش در مقابله با اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی توسط جوانان، نوجوانان و زنان فلسطینی با پرتاب سنگ و کوکتل مولوتف شروع شد و آغازگر حرکتی بود که با انتفاضه شهرت یافت.
زمان آغاز قیام، دسامبر 1987 است و تظاهرات خیابانی و پرتاب سنگ در کرانه باختری و نوار غزه همراه با عملیات متهورانه غرق کردن یک فروند ناوچه اسرائیلی و عبور از کمربند رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان بود.