فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی به منظور فراهم آمدن زمینه های عملی مناسب برای حاکمیت اسلام در تمامی شئون مملکت، لازم بود قانون اساسی که مبین بنیادهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه ایران، بر اساس اصول اسلامی، که رسالت آن عینیت بخشیدن به زمینه های ذهنی نهضت در به وجود آوردن جامعه ای مبتنی بر قسط و عدل اسلامی است، تدوین گردد. بر همین اساس تعدادی از خبرگان ملت انتخاب و "مجلس بررسی نهایی قانون اساسی" در 28 مرداد 1358، با عضویت 75 نماینده افتتاح گردید.
این مجلس با عضویت تعداد زیادی از اسلام شناسان، فقهای بزرگ و با کوششهای مستمر و شبانه روزی شهیدان گرانقدری چون آیه الله بهشتی و شهدای محراب و تأکید امام (ره) مبنی براینکه قوانین مصوبه در آن مجلس باید صد در صد بر اساس اسلام باشد در مدتی بیش از سه ماه و نیم توانست قانون اساسی را در دوازده فصل مشتمل بر یکصد و هفتادو پنج اصل تنظیم نماید.
این قانون در 24 آبان 1358، به تصویب (3/2) نمایندگان مجلس بررسی نهایی قانون اساسی رسید و سرانجام در همه پرسی که طی روزهای یازدهم و دوازدهم آذر 1358 انجام گرفت، ملت مسلمان ایران با دادن 5/99 درصد رأی موافق خود قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را مورد تصویب نهایی قرار دادند(101) و پس از آن، امام (ره) حاشیه قانون اساسی را جهت اجرا تنفیذ فرمودند.
در سال 1368، قانون اساسی بازنگری شد و به 14 فصل و 177 اصل افزایش یافت. این فصول پس از بازنگری عبارتند از:
فصل اول: اصول کلی، شامل چهارده اصل است.
فصل دوم: زبان، خط، تاریخ و پرچم رسمی کشور، دارای چهار اصل است.
فصل سوم: حقوق ملت، این فصل 24 اصل دارد.
فصل چهارم: اقتصاد و امور مالی، این فصل دارای سیزده اصل است.
فصل پنجم: حق مالکیت ملت و قوای ناشی از آن که شش اصل دارد.
فصل ششم: قوه مقننه، این فصل دارای 38 اصل است و در مبحث دارد: مبحث اول درباره مجلس شورای اسلامی و مبحث دوم تحت عنوان اختیارات و صلاحیت مجلس شورای اسلامی است.
فصل هفتم: شوراها، این فصل دارای هفت اصل است.
فصل هشتم: رهبر یا شورای رهبری، شش اصل دارد.
فصل نهم: قوه مجریه، دارای 39 اصل است و در دو مبحث آمده است،
الف: ریاست جمهوری و وزراء. ب: ارتش و سپاه پاسداران.
فصل دهم: سیاست خارجی، این فصل چهار اصل دارد.
فصل یازدهم: قوه قضاییه، دارای نوزده اصل است.
فصل دوازدهم: صدا و سیما.
فصل سیزدهم: شورای امنیت ملی.
فصل چهاردهم: بازنگری در قانون اساسی.
که این سه فصل اخیر هر کدام یک اصل دارند. در فصل اول آمده است:
حکومت ایران، جمهوری اسلامی است که ملت ایران، بر اساس اعتقاد دیرینه اش به حکومت حق و عدل قرآن، در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالیقدر تقلید آیه الله العظمی امام خمینی (ره)، در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت هجری شمسی، برابر با اول و دوم جمادی الاولی سال یکهزار و سیصد و نود و نه هجری قمری، با اکثریت 2/98% کلیه کسانی که حق رأی داشتند به آن رأی مثبت داد.

ویژگیهای قانون اساسی

قانون اساسی، چکیده محور اصلی اهداف و افکار و آرمانهای ملتی است که تابع مکتب اسلام است. این قانون / شکل حکومت اسلامی در لباس فصول و اصول خود است و روح اسلام و قدرت ولایت در مدیریت امت اسلامی را در تمام ابعاد مشخص می کند. همچنین با توجه به مبانی اسلام و لزوم حاکمیت حدود الهی، آرای مردم و روح دمکراسی را نیز بطور کلی رعایت کرده و به نحوی بسیار ظریف رابطه این دو پایه و زیربنای قانون را در تمام فصول و اصولی که هم مرز می شوند، بر قرار کرده است. از آنجا که حاکمیت اسلام اصل و ملاک است، سیاست داخلی و خارجی به گونه ای تنظیم شده است که با پیروان ادیان رسمی براساس اصول اسلامی و روابط انسانی برخورد شود.

روز جهانی معلولین: 12 آذر / 3 دسامبر

طی دو جنگ جهانی اول و دوم، به نام پیشرفت ارضی و توسعه اقلیمها، سرنوشت انسانهایی که در یک قلمرو سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی می زیستند، بازیچه قدرتمندان وقت قرار گرفت و به پدیده معلولیت به شدت دامن زده شد تا آنجا که این عارضه بتدریج فرآیندهای سیاسی، فرهنگی اقتصادی و اجتماعی موجود در جهان را متأثر کرد. به همین علت درسی و هفتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1983، فریادهای معلولان جهان شنیده شد و سرانجام روز سوم دسامبر مطابق با دوازدهم آذر ماه از سوی سازمان ملل به عنوان "روز جهانی معلولان" نام گرفت.
اعلام روز جهانی معلولان از بهبود موقعیت و ارتقای جایگاه افراد معلول در جوامع بشری نوید می دهد. امروزه، جوامع نادری در جهان وجود دارند که معلولان را با دیده حقارت می نگرند، ایشان را ثمره گناه یا اعمال شیطانی در نظر می گیرند و به حلول جن و ارواح خبیث در بدن و جان آنان معتقدند. اندیشه های ناپسند و منحط "داروبنیستهای اجتماعی"، "نازیها"، "فاشیستها" و... نیز که آرزوی مرگ معلولان را در سینه داشتند، رنگ باخته است. همچنین با تغییرات ساختاری و جامع افکاری جهانی در دهه های اخیر بنیان نگرش سنتی نسبت به پدیده معلولیت که خاستگاه آن جهل و یا سوء تفاهم می باشد، سست شده است. این تغییرات شیوه زندگی و مناسبات اجتماعی آسیب مندان را متأثر کرده و دستیابی به فردای بهتر سرلوحه اعمال ایشان قرار گرفته است.
شوق به زندگی، میل به کمال جویی، پویندگان معلول را به دفاع از موجودیت و هویت خود در برابر تندباد و انبوه مشکلات واداشته است. اما اختلاف همه جنبه میان کشورهای شمال و جنوب، وضعیت متضادی را برای افراد معلول جهان به وجود آورده است. بطوری که معلولان کشورهای صنعتی به بهره وری هرچه بیشتر و بهتر از امکانات برتر موجود در کشور خویش می اندیشند و همتایان جنوبی آنان از ساده ترین خدمات اجتماعی نیز بی بهره اند.
طبق آمار سازمان ملل، بیش از نیم میلیارد نفر از انسانها به دلیل ابتلا به نارساییهای جسمی، ذهنی یا حسی، معلول به شمار می آیند. افراد معلول یک دهم جمعیت بسیاری از کشورها را تشکیل می دهند. تخمین زده می شود که 80% از معلولان در کشورهای در حال رشد زندگی می کنند، زیرا اغلب معلولیتها ناشی از سوء تغذیه، فقر، عدم مراقبتهای بهداشتی و آموزشی و دیگر عواملی است که نتیجه توسعه نیافتگی این کشورهاست. ازدیاد روزافزون جمعیت و نبود منابع مالی کافی، برنامه های توانبخشی را در کشورهای در حال توسعه با مشکلات فراوانی مواجه کرده است، بطوری که معلولان در این کشورها به توجه ویژه ای نیازمندند. به علت عدم تساوی در برخورداری زنان و مردان معلول از مراقبتهای بهداشتی، آموزشهای شغلی و سایر خدمات اجتماعی، پیامدهای معلولیت برای زنان حادتر بروز می کند.
اکثر معلولان جهان با مشکلات فیزیکی، فرهنگی و اجتماعی بسیاری روبرو هستند. موانع اجتماعی آنها را از استفاده از تسهیلات شهری و رفاهی محروم می سازند و نگرش عوامانه و غیر کارشناسانه اجتماعی نسبت به معلولان، آنان را تا حد زیادی از زندگی و روابط اجتماعی دور می کند.
امروزه در کشورهای مختلف به منظور حصول اطمینان از شرکت کامل معلولان در زندگی اجتماعی و اقتصادی، برنامه های متعددی برای تقویت اقدامات توانبخشی در حال اجراست که هدف اساسی برخورداری یکسان معلولان از پیشرفتها و مزایای اجتماعی است و این برنامه ها بر اهمیت شرکت مستقیم معلولان در برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی فعالیتهای مربوط به خودشان تأکید دارد.
می توان بسیاری از معلولیتها را از طریق مراقبتهای اولیه بهداشتی نظیر واکسیناسیون، تغذیه مناسب،... و همچنین از طریق مراقبتهای حرفه ای از قبیل توانبخشی طبی، گفتار درمانی، ارتوپدی فنی و... از بین برد. برخی از معلولیتها در مراحل اولیه، با اقدامات درمانی و ترمیمی، قابل پیشگیری یا درمان هستند. در کشورهای صنعتی پیشرفتهای چشمگیری در زمینه پیشگیری حاصل شده است، ولی در اکثر کشورهای در حال رشد میزان اقدامات انجام شده نسبت به آنچه که مورد نیاز می باشد، بسیار کمتر است.
امروزه باید معلول در طراحی و اجرای برنامه های توانبخشی خود سهیم باشد. با این روش افراد با معلولیتهای شدید نیز قادر خواند بود استقلال زیادی در زندگی داشته باشند. باید برنامه های معلولیت زدایی بلند مدتی به عنوان مکمل سیاستهای ملی توسعه اجتماعی و اقتصادی در کشورهای جهان طرح شود. برای تحقق یافتن این برنامه های بزرگ نیز بسیج فعالیتهای دولتی و خصوصی در زمینه معلولیت زدایی، همکاریهای همه جانبه دولتها با برنامه های بین المللی و ایجاد تسهیلات ویژه برای انجام تحقیقات در مورد معلولیت، از ضروریات است.