فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

شهادت میرزا کوچک خان جنگی: 11 آذر 1300

میرزا یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ اهل رشت، در سال 1259 شمسی، دیده به جهان گشود. سالهای نخست عمر را در مدرسه حاجی حسی واقع در صالح آباد رشت و مدرسه جامع آن شهر به آموختن مقدمات علوم دینی سپری کرد.
در سال 1286 شمسی، در گیلان به صفوف آزادیخواهان پیوست و برای سرکوبی محمد علی شاه روانه تهران شد.
همزمان با او جلوگیری نهضت مشروطه در تهران، شماری از آزادیخواهان رشت کانونی به نام مجلس اتحاد تشکیل دادند و افرادی به عنوان فدائی گرد آوردند. میرزا کوچک خان که در آن دوران یک طلبه بود و افکار آزادیخواهانه داشت به مجلس اتحاد پیوست، در سال 1289 شمسی، در نبرد با نیروی طرفدار محمد علی شاه در ترکمن صحرا شرکت داشت و در این نبرد زخیم و چندی در بادکوبه در یک بیمارستان بستری گردید. در سال 1294 شمسی، به جای مجلس ایجاد هیئت اتحاد اسلام از یک گروه هفده نفری در رشت تشکیل گردید. بیشتر افراد این گروه روحانی بودند و میرزا کوچک خان عضو مؤثر آن بود. این هیئت هدف خود را خدمت به اسلام و ایران اعلام کرد و بزودی میرزا کوچک خان رهبری هیئت را بر عهده گرفت. پس از اشغال نواحی شمالی ایران از سوی ارتش روسیه تزاری، هیئت اتحاد اسلام به مبارزه با ارتش تزاری پرداخت و یک گروه مسلح به عنوان فدایی تشکیل داد و روستای کسما را در ناحیه فومن مرکز کار خود قرار داد و در آنجا سازمان اداری و نظامی بوجود آورد. هیئت اتحاد اسلام پس از چندی به کمیته اتحاد اسلام تبدیل شد و اعضای آن به 27 نفر افزایش یافت و رهبری کمیته را میرزا به عهده گرفت و تا پایان سال 1296 شمسی، بخش وسیعی از گیلان و قسمتی از مازندران و طارم و آستارا و طالش و کجور و تنکابن زیر نفوذ کمیته اتحاد اسلام در آمد. این کمیته نهضت جنگل و حزب جنگل نیز نامیده شده است.

فعالیتهای نظامی نهضت جنگل

در فروردین 1297، فدائیان نهضت جنگل پس از چند درگیری با نیروهای انگلیسی مواضع مهم راه رشت - منجیل را در اختیار خود گرفتند. در خرداد 1297 نیروی "کلنل پیچراخوف" افسر روسی که قصد بازگشت از ایران را داشت با ژنرال "دانسترویل" انگلیسی که او نیز می خواست از طریق انزلی به بادوبه برود هم پیمان شدند و نیروهای روسی در منجیل با فدائیان کمیته اتحاد اسلام به نبرد پرداختند، در حالی که زره پوشها و هواپیماهای انگلیس هم برای کمک به او به حرکت در آمده بودند. پیچراخوف راه منجیل تا رشت و انزلی را گشود و پس از گشوده شدن این راه، نیروهای انگلیسی در دو طرف راه مستقر شدند. در این میان نیروی کمیته اتحاد اسلام رشت را تصرف کرد، اما پس از ده روز نیروهای انگلیسی به کمک زره پوشها و هواپیماها رشت را تسخیر نمودند. در 27 مرداد 1297، میان نمایندگان کمیته اتحاد اسلام با نمایندگان انگلیس در رشت قرار دادی امضا شد. امضای این قرار داد چنان اختلاف نظر پدید آورد که میرزا کوچک خان به ناچار انحلال کمیته اتحاد اسلام را اعلام داشت و کمیته انقلابی گیلان را تشکیل داد. شماری از سران کمیته اتحاد اسلام کناره گیری کردند و شماری از افراد تندرو در کمیته انقلابی گیلان عضویت یافتند.
برای از بین بردن نهضت جنگل، وثوق الدوله در بهمن 1297، به وسیله سید محمد تدین پیام صلحی برای کوچک خان رهبری نهضت فرستاد و از او خواست که نیروی مسلح خود را در اختیار دولت قرار دهد، اما پیام مؤثر واقع نشد. وثوق الدوله در 18 اسفند 1297، تیمور تاش را با اختیارات تام به استانداری گیلان فرستاد و در خرداد 1298، کلنل استاروسلسکی فرمانده نیروی قزاق با اختیارات تام مأمور سرکوب نهضت گیلان شد. در عملیات تسخیر رشت توپخانه و هواپیماهای نظامی انگلیس هم شرکت داشتند. پیش از حمله کلنل "تکاچینکف" فرمانده اتریاد تهران نامه تامین برای میرزا نوشت ولی میرزا نپذیرفت و پس از درگیریهای فراوان عده ای از سران نهضت از جمله دکتر حشمت که پزشک بود و به واسطه خدمات پزشکی محبوبیت زیادی در لاهیجان کسب کرده بود و در آنجا یک گروه چند صد نفری به نام نظام ملی گرد آورده بود تسلیم نیروی دولتی در رشت شد. نیروهای دولتی تصمیم گرفتند او را به واسطه نزدیک بودند به میرزا آزاد کرده تا او میرزا را ترغیب به تسلیم کند و اگر موفق شد یا نشد خود را پس از ده روز معرفی نماید، اما دکتر حشمت پس از بازگشت به لاهیجان دچار تردید شد و چون بازگشت او به تأخیر افتاد، یک گردان مامور دستگیری او شد. او با گردان دولتی دیگری و شماری از افراد نظام ملی کشته شدند و دکتر حشمت دستگیر و در دادگاه نظامی در 4 اردیبهشت 1298، محکوم به اعدام شد.

نهضت جنگل و رهبران انقلاب اکتبر روسیه

جنگلی ها در دوران تزارها قیام خود را آغاز و به مخالفت با آنان پرداختند اما در آغاز پیروزی انقلاب اکتبر، روابط جنگلی ها با روسها حسنه شد. پس از چندی روسها سیاست خود را تغییر و از حمایت نهضت جنگل دست کشیده و سرانجام به آن خیانت کردند.
در 28 اردیبهشت 1299 شمسی، ارتش سرخ تحت عنوان سرکوبی به اصطلاح ضد انقلابیون وارد بنادر انزلی و غازیان شد. نهضت جنگل که حضور نیروهای بیگانه در خاک کور برایش قابل تحمل نبود و حضور آنان را به زیان استقلال ایران می دید، اسماعیل آقا جنگلی خواهرزاده میرزا را به عنوان نماینده به دیدار فرمانده ارتش سرخ فرستاد. وی قبل از هر سخنی سراغ میرزا را گرفت و تمایل شدید خود را برای دیدار با او اعلام کرد. بنابراین میرزا در راس هیئتی به انزلی رفت و در آنجا با فرمانده ارتش سرخ دیدار و مذاکره کرد و نسبت به چند موضوع توافق کلی حاصل شد.