فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

فعالیت سیاسی مدرس

فعالیت سیاسی وی با عضویت در انجمن ایالتی اصفهان آغاز می شود و با انتخاب او بعنوان یکی از 5 تن علمای منتخب(80) برای دوره دوم قانونگذاری مجلس، در تاریخ 1289 ش، از طرف مراجع چهره سیاسی او شناخته تر می شود. در تمام دوره دوم مجلس، مدرس نقش خود را بخوبی ایفا و نامش به عنوان یک روحانی برجسته بر سر زبانها می افتد. مدرس در سال 1290 شمسی، امور رسیدگی به مدرسه عالی سپهسالار (شهید مطهری) را بعهده گرفت و مشغول تدریس در این مدرسه نیزگردید. از طرف مردم تهران در سال 1293 شمسی، به نمایندگی دوره سوم مجلس انتخاب شد. که این مجلس بیش از یکسال دوام نیافت و در اثر فشار خارجی و آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 میلادی، تعطیل شد.
روسیه در زمان تصدی کابینه مستوفی الممالک بی طرفی ایران را نقض و نیروهایش نقاط شمالی را اشغال و تا کرج پیش آمدند و بیم آن می رفت که پایتخت را نیز تصرف کنند. این امر ملیون را به چاره جویی واداشت. آنها به قم مهاجرت و کمیته دفاع ملی را تشکیل دادند. مدرس یکی از چهره های سرشناس مهاجرین و کمیته دفاع ملی بود. تشکیل این کمیته در قم از پیشرفت نیروهای روسیه تزاری تا اندازه ای جلوگیری کرد. مدرس پس از چندی از قم عازم اصفهان و کرمانشاه شد و پس از 9 ماه توقف در کرمانشاه و عراق، عازم ترکیه و سوریه گردید. مهاجرت او نزدیک به 2 سال به طور انجامید. مدرس در استامبول با سلطان محمد پنجم، پادشاه دولت عثمانی ملاقات و راجع به مشکلات فی مابین دو کشور گفتگو کرد.
پس از بازگشت مهاجرین به ایران، مدرس به تدریس فقه و اصول می پردازد. اما هرگز از سیاست کناره گیری نمی کند. به خاطر شرایط بد کشور در سال 1296 شمسی با کابینه صمصام السلطنه بختیاری به مخالفت بر می خیزد و به همراه علمای طراز اول در حضرت عبد العظیم متحصن می شود.
سال بعد با قرار داد 1919 میلادی وثوق الدوله،(81) به مخالفت بر می خیزد و اجازه نمی دهد که تقسیم ایران بین اجانب صورت پذیرد.
با کودتای 1299 شمسی، رضاخان و تشکیل کابینه سید ضیاء الدین طباطبایی، مدرس همراه بسیاری از ملیون و مبارزان دستگیر و زندانی می شوند و تا آخر عمر 93 روزه کابینه سیاه در قزوین زندانی می شود.
حسین مکی تاریخ نویس مشهور درباره شخصیت مدرس چنین می نویسد:(82)
مدرس در عزت نفس و مناعت طبع آیتی بود و بدون شبهه کمتر نظیر داشت. چنانچه اطلاع صحیح در دست است که مشارالیه دوره ای که در زندان قزاقخانه به سر می برده، مطلقاً برای استخلاص خود تشبثی نکرده. فقط از ترس این که مبادا کابینه وقت شئون سیاسی کشور را متزلزل کند، اندوه بسیار داشته و بارها این موضوع و دستهایی را که در کودتا شرکت داشته به رفقای خود در زندان متذکر می شده و تمام وقایعی را که کودتا در برداشت پیش بینی می کرده. حتی گفته بود از روزی که سید ضیاء رئیس الوزرا شد، استقلال کشور به مخاطره افتاده است.
مدرس پس از آزادی از زندان به نمایندگی از مردم تهران به مجلس چهارم راه می یابد و در 5 خرداد 1300 به عنوان نایب رئیس مجلس انتخاب و رهبری اکثریت مجلس را به عهده می گیرد و برای جلوگیری از قدرت یافتن سردار سپه، مستوفی الممالک را استیضاح و کابینه را ساقط می کند.
مدرس تنها حریف میدان سردار سپه را قوام السلطنه می دانست. اما به جای کابینه قوام السلطنه کابینه مشیرالدوله روی کار آمد و مردم به واسطه حسن ظن نسبت به مستوفی الممالک، اقدام اکثریت مجلس و مدرس را در سقوط کابینه مستوفی الممالک تقبیح و در جراید حمله های شدید کردند.
حسین مکی راجع به نقش مدرس در دوره چهارم مجلس تحت عنوان دورنمایی از زندگی مدرس می نویسد:(83) یکی از وکلای شجاع دوره چهارم سید حسن مدرس بود که علاوه براینکه مقام نایب رئیس اول مجلس را داشته، لیدر اکثریت مجلس هم بوده است. مدرس از جمله کسانی بود که برای جلوگیری از دیکتاتوری و قدرت روز افزون و خطرناک سردار سپه همراه با همفکران خویش نقشهای جسورانه و خطیری را ایفا کرد که سرانجام به قیمت خون او تمام شد، به این معنی که پس از سالیان دراز در زندان و تبعید به سر بردن، شربت شهادت نوشید و با کفنی خونین در خاک تیره این سرزمین مدفون و....

مدرس در دوره پنجم قانونگذاری

دوره پنجم مجلس که در 22 بهمن 1302 شمسی افتتاح شد، فصل حساس و پر اهمیتی را در تاریخ مشروطیت ایران، مخصوصاً تاریخ سیاسی ایران گشوده است، چرا که جریان تاریخ سیاسی و اجتماعی و اداری و اقتصادی و بالاخره تاریخ عمومی کشور در این دوره بطور ناگهانی تغییر یافته است. در این دوران سلسله کهنسال قاجاریه منقرض و مدرس، رهبری اقلیت مجلس را به عهده می گیرد و بشدت با سردار سپه از در مخالفت در می آید. سردار سپه قبل از انتخابات مجلس پنجم دست به توطئه می زند و با انتشار سندی جعلی، مدرس را متهم به دریافت یکهزار و دویست لیره از شاهزاده نصرت الدوله - که از طرفداران سیاسی انگلیسیها محسوب می شد - می کند. این سند جعلی رضاخان جهت بدنام کردن مدرس در روزنامه طوفان به شرح ذیل چاپ می گردد:
بسم تعالی مبلغ یکهزار و دویست لیره برای بعضی مخارج مدرسه به توسط شاهزاده نصرت الدوله (دامت شوکته) واصل شده است.
فی 22 شهر شعبان 1342، سید حسن مدرس.
مدرس تا پایان انتخابات سکوت اختیار و بعد از پیروزی در انتخابات دوره پنجم، سند مذکور را در همان روزنامه طوفان که به مدیریت فرخی یزدی چاپ می شد، بشرح زیر تکذیب می کند.(84)
تکذیب بسم الله الرحمن الرحیم
آقای فرخی! در شماره 72 جریده طوفان احتمالاً نسبت 1200 لیره از شاهزاده نصرت الدوله به من داده بودید. می دانم مقصود مشوش نمودن ذهن مردم است در انتخابات. لذا من امساک کرده بعد از گذشتن موقع آرا مصدع شدم. اولاً این مسئله صدورا از شاهزاده محال عادی است! و وقوعا نسبت به حقیر بحول الله و قوته نسبت به گذشته و آینده تکذیب می کندم. علاوه بر اینها سازنده نمی دانسته که در امور غیر شرعه امضای من مدرس است. فی لیله 9 شوال 1342- مدرس
رضاخان که حذف قاجار و حاکمیت خود را زمینه سازی می کرد، طرح جمهوری را مطرح می کند تا بتواند آن را به وسیله وکلایی که خود به مجلس فرستاده بود، از تصویب مجلس بگذراند. اما وجود سید حسن مدرس و رفقای او در مجلس که فراکسیون(85) اقلیت را تشکیل داده بودند(86) مانع از این شد که علی رغم حمایت انگلیسها رضاخان به ریاست جمهوری برسد.

استیضاح رضاخان

از وقایع مهم مجلس پنجم استیضاح رضاخان(87) توسط مدرس بود. حسین مکی، در این باره می نویسد: یکی از وقایعی مهم دوران رضاخان استیضاح مدرس از سردار سپه بود، مرحوم مدرس به واسطه بی قانونیهایی که سردار سپه در دوره رایست وزرائیش مرتکب شده بود، وی را استیضاح کرد. رضاخان که از این استیضاح خیلی وحشت داشت، عده ای از جیره خواران را به مجلس فرستاد تا استیضاح را به هم بزنند. خودش نیز قبل از تشکیل جلسه مجلس در ایوان مجلس ایستاد تا صدای زنده باد و مرده باد مزدوران خود را بشنود و در واقع آنان را سان ببیند. در همین اثنا مدرس سر رسید. مامورین فریاد زدند: زنده باد سردار سپه مدرس با بی اعتنایی عصای خود را به زمین زد و گردنش را کج کرد. که مثلاً باشد چه می شود؟ بعد مامورین با فریادی رساتر گفتند: مرده با مدرس مدرس در این موقع قد علم کرد و ایستاد، عصایش را به طرف جمعیت تماشاچی گرفته و گفت: مردم بگویید زنده باد مدرس.
اثر حرف و قوه جاذبه سید مردم را منقلب کرد و فریاد زدند زنده باد مدرس! بعد از آن برای اینکه مدرس اظهار قدرت بیشتری بکند، رو به جمعیت آورده و گفت: مردم بگویید: مرده باد سردار سپه این بار مردم با صدای بلندتری فریاد کشیدند مرده باد سردار سپه! مدرس پس از این پیروزی از پله ها بالا رفت و در ایوان یقه سردار سپه را گرفته رو به مردم کرد که بگویید: صدبار مرده باد سردار سپه و صدبار زنده باد مدرس. جمعیت از رشادت و دلیری سید به هیجان آمده همان شعار مدرس را با صدای بلند چندبار تکرار کردند. سردار سپه خشمگین شده و با مدرس گلاویز و با دو دست گلوی مدرس را می فشارد و می خواهد سید را از ایوان به پائین بیندازد، که قائم مقام الملک، رفیع و تیمورتاش مانع می شوند.
سردار سپه با صدای خشن خود می گوید: شما محکوم به اعدام هستید ، شما را از بین خواهم برد. آنگاه با عصبانیت و خشم از مجلس بیرون می رود. ظهر همان روز هنگامی که مدرس به اتفاق وکلای اقلیت از مجلس خارج می شوند، مورد ضرب و شتم چاقوکشان سردار سپه قرار می گیرند.
بر اثر مخالفتهای مدرس و رفقای او با طرح جمهوری، مجلس تعطیل می شود و میان نمایندگان فراکسیونها نزاع و مناقشه در می گیرد، دکتر حسن بهرامی (احیاء السلطنه) موقعیت را غنیمت شمرده و به تحریک تدین سیلی محکمی به گوش مدارس می نوازد که صدای این سیلی مانند رعد در تهران منعکس می شود و مردم خشمگین به طرفداری از مدرس و علیه جمهوری تظاهراتی برپا می کنند و شکست سیاسی مهمی به افراد اکثریت مجلس و جمهوری خواهان وارد می شود. ملک الشعاری بهار یار وفادار مدرس که هیچگاه او را تنها نگذاشت، در شعر زیبای جمهوری نامه اش، در این باره اشاره ای دارد که یک بیت آن این است:(88)
از آن سیلی ولایت پرصدا شد - دکاکین بسته و غوغا به پاشد