فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

شاخصها، اهداف، اصول و شیوه های تربیت در اسلام

پرورش اخلاق و معنویت از مهمترین مشخصه های تربت اسلامی است و به منظور پرورش انسانهای پرهیزکار و شایسته، الگوهای کاملی را برای تربیت ارایه می دهد. شاخصهای تربیت اسلام بر تزکیه و تعلیم، بر علم و یقین تکیه دارد و هماهنگ با فطرت انسان می باشد.
هدف تربیتی اسلام، پرورش روح حقیقت جویی، و قوه تشخیص در افراد است تا انسانهایی با ایمان با تقوا و عامل به خوبیها تربیت کند و با تشویق آنان به برادری و تعاون، با خشونت، فقر و مظاهر آن مبارزه نماید.
اسلام، مبانی تربیتی خود را بر اساس اعتقاد و ایمان به خدا استوار کرده، "لا اله الا الله" را شعار اعتقادی و تربیتی خود قرار داده و همه اصول را بر محوریت پروردگار یکتا گرد آورده است. کرامت و شرافت انسان، مساوات ، توجه به مراحل رشد انسان، جهت و هدف داشتن انسان، قابلیت و استعداد بشر برای رسیدن به کمال و مبارزه با کفر، شرک، جهل و مظاهر آن از اصول تربیتی اسلام است.
شیوه تربیتی اسلام براساس قرآن و سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیه السلام) است.
اسلام با آگاه ساختن انسان از خویش و جهان پیرامونش، به تربیت همه جانبه و جامعه ای بر اساس برادری، حق و قانون ایجاد می کند.
ایجاد زمینه سالم، داشتن الگو، تمرین، تکرار و عادت دادن، مشاهده، تجربه و تعقل، امر به معروف و نهی از منکر، بیان قصص انبیا و سرگذشت ملتها، ذکر امثال و حکم و ارایه تشبیهات معقول و محسوس، جلوگیری از انجام کار ناپسند و سرانجام دعا و نیایش، از مهمترین شیوه های تربیتی از دیدگاه اسلام است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در حق معلمانی که در امر تعلیم و تربیت احیا گر روشنهای آن حضرت هستند، فرموده اند:(57)
رحمت خدا بر جانشینان من، سوال شد که جانشینان شما چه کسانی هستند؟
فرمودند:
عالمانی که سنت و روشهای عملی مرا احیا می کنند و به بندگان خدا یاری می دهند.
و در جایی دیگر در مورد شرای یک معلم خوب فرموده اند:(58)
از محضر عالم و معلمی کسب فیض کنید که شما را از تکبر به تواضع، از ریا به اخلاص، از شک به یقین، از اشتهای نفسانی به زهد و از عداوت و دشمنی به معاشرت صحیح سوق دهد.
امام (ره) در بخشی از سخنرانیهای خویش فرموده اند:(59)
... تمام ملت باید معلم باشند، معلم فرزندان خود. اسلام، تمام افرادش معلم باید باشند و تمام افرادش متعلم. بانوان همه باید معلم باشند برای فرندان خودم در دامن خود مثل استادان، معلمان تربیت کنند. پدران باید معلم باشند از برای فرزندان خود. خانواده شما باید مدرسه باشد، تعلیم احکام اسلام و تهذیب اخلاق نونهالان. شما باید نونالان مهذب تحویل معلمان بدهید و معلمان باید آنها را بیشتر تهذیب کنند. معلمان خیلی مقام بزرگ دارند و خیلی مسئولیت بزرگ. اگر معلمان، کوتاهی کنند در تعلیم، مسئول هستند. معلمین هستند که می توانند مملکت را حفظ کنند، استقلال مملکت را. جوانهای ما، آنهایی که مقدرات مملکت به دست آنها خواهد آمد، زیردست معلمین باید تربیت بشوند، اگر تربیت صالح شدند، مملکت صالح به دست ما می افتد و اگر خدای نخواسته تربیت های غیر الهی شدند ، مملکت از دست می رود. معلم! بیدار شو!...

ارتحال علامه سید محمد حسین طباطبایی: 24 آبان 1360

علامه در بیست و نهم ذی الحجه الحرام 1321 قمری، مطابق با 1281 شمسی، در تبریز در خاندان علم و تقوی دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در سن 9 سالگی، که پدر و مادر خود را از دست داده بود شروع کرد و در مدت کوتاهی علاوه بر یادگیری قرآن مجید، کتابهای متداول روز از جمله گلستان و بوستان سعدی، اخلاق مصور و انوار سهیلی، تاریخ معجم و منشات امیرنظام، ارشادالحساب و نصاب الصبیان را فرا گرفت و زیبانویسی از مرحوم آقا میرزا علی نقی آموخت و در سال 1297 شمسی، به فراگیری علوم عربی روی آورد. در اوایل تحصیل - آن گونه که خود نوشته(60) - علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشته و از این رو هر چه می خوانده نمی فهمیده، و چهار سال به همین نحو روزگار می گذراند تا اینکه عنایت خداوندی شامل حالش می شود و روحیه ایشان یکباره عوض ، بطوری که تا پایان دوران هیچده ساله تحصیل هر گز از آموختن خسته و دلسرد نمی شود و زشت و زیبای جهان را فراموش کرده، بساط معاشرت با غیر اهل علم را بکل بر می چیند و در خورد و خواب به حداقل قناعت می کند و بقیه اوقات را به مطالعه می پردازد.

مهاجرت به نجف اشرف

علامه در سال 1304 شمسی، برای ادامه تحصیلات، عازم نجف می شود و در یازده سال اقامت در آنجا، از محضر اساتید و آیات عظام حاج میرزا محمد حسین نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی، شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی، حاج میرزا علی ایروانی میرزا علی اصغر ملکی مفسر عظیم الشان قرآن و حاج میرزا علی قاضی طباطبایی صاحب مکاشفات و کرامات، بهره های فراوان می برد.
آیه الله میرزا علی قاضی طباطبایی به علاامه خلاق و عرفان و راه صحیح سیر و سلوک را می آموزد و چنان شخصیت علامه را تحت تأثیر قرار می دهد که استاد می گوید: ما هر چه داریم از مرحوم قاضی داریم.
بازگشت به زادگاه
در سال 1314 شمسی، به تبریز باز می گردد و حدود ده سال در آنجا رحل اقامت می افکند و از تدریس و تفکر علمی باز می ماند.
آیه الله حاج شیخ علی احمدی میانجی در این باره می گوید: حاج شیخ لطفعلی زنوزی نامه ای به علامه نوشت و مرا به ایشان معرفی کرد. به تبریز رفتم و از هر کس که سوال کردم او را نمی شناخت جز یکی از علما. خدمتش که رسیدم دیدم تفسیر آیات مالک یوم الدین و ایاک نعبد و... را برای دو نفر تدریس می کند.