فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

تبعید آخرین تیر ترکش رژیم

رژیم در طول یکی دوسالی که امام (ره) قیام کرده بود، همه شیوه ها را برای آرام کردند ایشان به کار برد، اما هیچکدام کارساز نبود. فریبکاری و وارونه جلوه دادن حقایق، بازداشت و زندانی، تهمت، دروغ پردازی، جوسازیهای کاذب، تهدید و تطمیع، وحشیگری و کشتار، اختلاف افکنی و...، در برابر روح بزرگ امام (ره) بی اثر شده بود، حتی طرح اعدام نیز مشکل را صد برابر می کرد و توفان آن بنیان رژیم را از بیخ بر می کند، تنها یک راه باقی مانده بود وآن تبعید امام (ره) بود که به گمان رژیم با این تبعید مانع از سر راه برداشته می شد در شب 13 آبان 1343، صدها کماندو و چترباز مسلح به همراه مزدوران ساواک به سرپرستی سرهنگ مولوی (رئیس ساواک تهران) بیت امام (ره) را در قم محاصره کرده از بام و دیوار وارد منزل شده و پس از ضرب و شتم خادمین منزل، امام (ره) را دستگیر و به تهران انتقال دادند. هنوز آفتاب 13 آبان سر از افق بیرون نیاورده بود که رهبر بزرگ نهضت با یک هواپیمایی نظامی از فرودگاه مهر آباد تهران به ترکیه تبعید گردیدند و ساواک اطلاعیه ای را از رادیو و تلویزیون و مطبوعات به شرح زیر منتشر کرد:
طبق اطلاع موثق و شواهد دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد، لذا در تاریخ 13 آبان ماه 1343، از ایران تبعید گردید.
دستگیری و تبعید امام (ره) با واکنش شدید اقشار مردم مواجه شد. شهرهای قم، مشهد و تهران به حالت تعطیل در آمدند. در بسیاری از شهرها تظاهرات به راه افتاد. حوزه های علمیه و نمازهای جماعات مساجد تعطیل شد. توفان خشم مردم رژیم را وادار به دستگیری فرزند برومند امام (ره) شیهد حاج آقا مصطفی نیز به ترکیه تبعید شدند، اما نهال خشم مردم مسلمان ایران سرانجام در ضمیر فدائی ولایت و سرباز دلاور ملت، شهید محمد بخارایی به بار نشست و در روز اول بهمن سال 1343، در مقابل مجلس شورای ملی با گلوله آتشین به زندگی ننگین حسنعلی منصور، نخست وزیری که لایحه کاپیتولاسیون را به مجلس برده و از تصویب گذرانده بود، خاتمه داد و نهضت وارد دوران جدید مبارزه علنی با رژیم گردید. ویژگیهای این دوره از مبارزه بطور خلاصه عبارتند از:
الف - شکسته شدن سد تقیه از سر راه مبارزان
امام (ره) با این حکم که والله گناهکار است کسی که داد نزند، والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند(50)، مشکل تقیه را که در طول سالهای مبارزه مانع حضور مبارزان در برخورد مسلحانه با رژیمهای خودکامه بود از سر راه نهضت برداشتند.
ب - کشیده شدن مبارزه به کانون اصلی نهضت
امام (ره) با قرار دادن حوزه های علمیه خصوصاً حوزه علمیه قم به عنوان کانون اصلی مبارزه، خط بطلان بر تز جدایی دین از سیاست کشیده و نیروهای مذهبی و طلاب جوان را به میدان مبارزه کشیدند.
ج - مشخص کردن کانون فساد و تباهی ملت
با قرار دادن نوک پیکان حمله به سمت عامل اصلی یعنی شاه و سلطنت، به دوره محافظه کارانه خاتمه داده و کانون ضد نهضت و انقلاب را برای مردم مشخص کردند و هرگونه محافظه کاری را کنار گذاشتند.
د - حمله مستقیم به قدرتهای خارجی و در رأس آنها آمریکا
امام (ره) با شناخت دقیق از تجربیات گذشته با بیان جمله معروف آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر و شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر همه از هم پلید ترند راه نفوذ و امید به وابستگی به سیاستهای خارجی و اعمال نفوذ در نهضت را بستند.
ح - در دست گرفتن امر زعامت و رهبری نهضت و دفاع از کیان اسلام
پاسخ امام (ره) به یاوه گوییهای رژیم و شخص شاه موجب خنثی کردن توطئه ها و دسیسه ها و دفاع از کیان اسلام و حوزه و مقابله با حرکت موذیانه رژیم در خصوص انتقال مرجعیت (پس از رحلت آیه الله بروجردی) به خارج از کشور گردید.

روز دانش آموز: 13 آبان 1357

سیزده آبان در تاریخی انقلاب اسلامی برگی زرین و مقطعی حساس و مناسبتی پرخاطره است، بخصوص آنکه چهارده سال بعد از تبعید حضرت امام (ره) در همین روز (13 آبان 1357) فرزندان امام (صدها دانش آموز و دانشجو) در مقابل دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف با شعار "درود بر خمینی" و "مرگ بر شاه" پایه های حکومت را به لرزه در آورده و با گلوله های مأموران شاه به خاک و خون غلطیدند. دانش آموزان همچون سایر اقشار ملت در اطاعت از فرامین حضرت امام (ره) که همه را دعوت به مبارزه بی امان با رژیم آمریکایی شاه می نمود، سر از پا نمی شناختند و نجات اسلام را در پیروی کامل از امام (ره) سازش ناپذیر می دانستند. این قشر جوان و فعال جامعه به حق یکی از ارکان و پایه های همه انقلاب پیروزمند اسلامی می باشد.
صبح روز 13 آبان 1357 دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند روی به سوی دانشگاه می نهند تا بار دیگر پیوندشان را با رهبر بت شکن خویش به جهان اعلام نمایند. این جوانان پرشور خداجو گروه گروه داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجویان و گروههای دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه شدند و به همراه دانشجویان و گروههای دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند. مأموران شاه، دانشگاه را به محاصره خود در آورده بودند تا چنانچه فریاد حق طلبانه از گلویی برخاست آن را با گلوله پاسخ دهند. دانش آموزان در کنار نرده ها و زمین چمن اجتماع کرده بودند و فریاد مقدس الله اکبر آنان فضا را می شکافت و تا فاصله های دور طنین می انداخت.
ساعت یازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشک آور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب کردند. اجتماع کنندگان در حالی که بسختی نفس می کشیدند، صدای خود را رساتر کرده و با فریاد دشمن شکن الله اکبر لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند.
در این هنگام تیراندازی آغاز گشت و لاله های انقلاب یکی پس از دیگری در خون غلطیدند. جوانان با فریاد الله اکبر و با شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر شاه به شهادت می رسیدند و انقلاب خونین اسلامیشان را تداوم می دادند و دشمنان اسلام را بیش از پیش به رسوایی و شکست می کشاندند. در این واقعه 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند. یکی از شاهدان عینی می گوید.
شنبه 13 آبان سال 1357 ساعت 11 صبح، بیش از هفت هزار دانش آموز و دانشجو و دیگر اقشار مردم در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و عده ای سرگرم تماشای نمایشگاه عکس بودند و گروهی به سخنرانی گوش می کردند ناگهان یک کپسول گاز اشک آور که در هوا می چرخید روی زمین دانشگاه فرود آمد. عده ای سراسیمه به سوی در ورودی دانشگاه دویدند، ولی در مین موقع صدای تیراندازی بلند شد. سربازان از پشت میله های دانشگاه به سوی مردم شلیک می کردند. هنوز فریادهای نترسید، تیراندازی هوایی است بلند بود که دانشجویی به زمین غلطید، از این لحظه به بعد دانشگاه و خیابانهای اطراف آن مبدل به صحنه جنگ و گریز شد.
دانشجویان و دانش آموزان قصد داشتند آن روز به سوی منزل مرحوم آیه الله طالقانی راهپیمایی کنند. درست در موقعی که می خواستند از دانشگاه خارج شوند با تیراندازی نیروهایی انتظامی مواجه شدند و به دنبال آن دانشگاه صحنه این برخورد خونین گشت. مجروحان توسط دانشجویان به چند بیمارستان منتقل شدند. در همان لحظه ها نخست قوای انتظامی وارد دانشگاه شدند و دانشجویان و دانش آموزان برای مقابله با این حمله، آتش افروختند و به دنبال آن مأموران پس از چند متر پیشروی در دانشگاه آنجا را ترک کردند.
با شدت گرفتن تظاهرات، مأموران حکومت نظامی خیابانهای اطراف دانشگاه و قسمتی از خیابان انقلاب را بستند و دانشجویان و دانش آموزان در خیابانها بلوار کشاورز، جمهوری اسلامی و فخر رازی پراکنده شدند. تظاهرکنندگان در چند نقطه خیابانهای جمهوری اسلامی و ولیعصر و خیابانهای منشعب از آن آتش افروختند و با دادن شعار الله اکبر و لااله الاالله از این سو به آن سو فرار می کردند.
ساعت دو بعد از ظهر مجدداً سربازان حکومت نظامی بر روی دانشجویان و دانش آموزان که در داخل دانشگاه بودن، تیراندازی کردند که در همان لحظات اول تعدادی از دانشجویان به زمین افتادند و در خون غلطیدند. دانشجویان و دانش آموزان با پلاکاردهایی که در آن تعداد کشته شدگان دانشگاه را نوشته بودند با دادن شعار الله اکبر خمینی رهبر به راهپیمایی پرداختند. جنگ و گریز مأموران فرمانداری نظامی با دانشجویان و دانش آموزان تا پاسی از شب ادامه داشت...
امام (ره) در پیامی که به همین مناسبت از پاریس برای امت قهرمان ایران فرستادند، امت را به صبر و برد باری دعوت کردند:(51)
عزیزان من صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است... آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می رسانم.

تسخیر لانه جاسوسی: روز مبارزه با استکبار جهانی: 13 آبان 1358

با پیروزی انقلاب اسلامی، باران توطئه ها باریدن گرفت. شیطان بزرگ با دخالتهای آشکار و پنهان سعی در ایجاد جریانهای انحرافی در نهضت داشت تا آنکه بذر رهنمودهای باغبان پیر و هوشیار نهضت در ضمیر پاک فرزندان دلیر امت جوانه زد و در قلب خزان در 13 آبان سال 1358، به شکوفه نشست. گروهی از پاک ترین و آگاه ترین فرزندان امام با رهنمود ولایت امر اسماعیل وار با عزم شهادت ابراهیم گونه تبر را نه بر شانه، که بر فرق "بت اعظم" کوبیدند.
دانشجویان پیروی خط امام شیشه عمر "دیو کاخ سفید""غول آمریکا" را بر سنگ اراده الهی کوبیده و لانه جاسوسی آمریکا را فتح کرده و حماسه عظیمی را می آفرینند که امام (ره) آن را به حق انقلاب دوم و انقلاب بزرگتر از انقلاب اول می نامند و فریاد بر می آورند:(52)
شما می بینید که الان مرکز فساد آمریکا را جوانها رفته اند گرفته اند و آمریکاییها هم که در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و جوانها مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.
سفارتخانه های آمریکا کانونهای اصلی جاسوسی سازمان سیا در کشورهای خارجی هستند. آشنایی با شیوه جاسوسی این سفارتخانه ها در کشورهای جهان بسیار در خور توجه است. سازمان سیا از بدو به وجود آمدن خود در 1947 دارای سه واحد مستقل بوده است. این سه واحد عبارتند از:
1- سرویس جمع آوری اطلاعات خارجی.
2- سرویس عملیات جاسوسی و ضد اطلاعاتی.
3- سرویس مداخلات مخفی در کشورهای خارجی.
تاسیس دو سرویس اول رسماً در کنگره آمریکا به هنگام بررسی طرح تأسیس سازمان سیا مورد تأیید و تصویب قرار گرفت، اما سرویس سوم همواره مخفی ماند و بطور نامرئی و غیر رسمی در کشورهای خارجی به کار خود ادامه داد. تمام آشوبها و کودتاهای آمریکایی در کشورهای خارجی که با تلاش مأمورین سفارتخانه های آمریکا صورت می گیرد بدون استثنا توسط اداره مزبور رهبری می شود. مأموران سیا در کشورهای خارجی معمولاً در پوشش دیپلماتیک فعالیت دارند. اینان مسئولیت نفوذ در احزاب سیاسی، گروه های دانشجویان، اتحادیه های کارگری، وسایل ارتباط جمعی، مراکز اداری و نظامی را عهده دار هستند و آنقدر که مأموران سیا سعی می کنند در ارتش این کشورها نفوذ کنند وابستگان نظامی آمریکا در سفارتخانه ها از چنین وظیفه ای برخوردار نیستند!
اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی آمریکا در تهران نشان می دهد که در سفارتخانه های آمریکا، واحدی بنام مراکز عملیاتی وجود دارد. رؤسای این مراکز رهبری عملیات گوناگون جاسوسی در کشورهای حوزه مأموریتشان را بر عهده دارند. اینگونه افراد نیز عموماً در پوشش دیپلماتیک فعالیت دارند و از مصونیتهای دیپلماتیک برخوردار هستند.
در سفارتخانه های آمریکا، دفتری برای ثبت فعالیت مأمورانی که زیر نظر سفارتخانه به کار جاسوسی اشتغال دارند، وجود دارد. در این دفتر تمام عملیات موفق و ناموفق مأموران و عوامل نفوذی آمریکا در مراکز دولتی یا نظامی با حروف و علائم رمز ثبت، و به وزارت خارجه آمریکا تلکس می شود. این دفتر از جمله اسنادی است که سفارتخانه های آمریکا در جهان به محض احساس خطر مبادرت به مخفی کردن و یا انهدام آن می کنند.
سفیران آمریکا در خارج از کشور الزاماً مأمورین سیا نیستند، اما هر گاه کشوری از نظر اوضاع سیاسی یا اقتصادی رو به وخامت بگذارد، آمریکا مأموران ورزیده سیا را جایگزین سفیران می کند تا بتواند از هر موقعیتی به نفع سیاستهای خود سود جوید. انتصاب "هاری شوارمن" در ونزوئلا هنگام تشدید فعالیت گروه های چپ در اواخر سال 1956، انتصاب "ریچارد هلمز" در ایران(قبل از ویلیام سولیوان که به هنگام بروز نا آرامیهای سیاسی در ایران صورت گرفت و انتصاب "دونالدسی لیدل" در بحرین به هنگام بحرانی شدن اوضاع در خلیج فارس (در خرداد 63) نمونه هایی از این واقعیت هستند. همچنین هلاکت حداقل هفت عضو سازمان سیا در جریان انفجار سفارت آمریکا در بیروت از جمله "روبرت امیس" مدیر شعبه خاورمیانه ای سازمان مزبور، نمایانگر حضور فعال مأموران سیا در کشور بحرانی لبنان بوده است. یکی از کارشناسان آمریکایی اخیراً گفته است: اطلاعات و گزارشهایی که همواره از طرف مأموران غیر رسمی سفارتخانه های آمریکا در کشورهای جهان پیرامون اوضاع سیاسی کشورها به ستاد مرکزی سیا و وزارت امور خارجه آمریکا می رسد، نقشی به مراتب مؤثرتر از ذوق و علاقه شخصی مقامات آمریکا در تعیین سیاست خارجی این کشور دارد وی می گوید: اصولاً سیاست خارجی آمریکا در تمامی ابعاد اقتصادی و سیاسی و نظامی را تئوریسینها و مشاوران کار کشته ای تعیین می کنند که کمتر صاحب مشغال عمده دولتی هستند و اینگونه افراد غالباً در خدمت سرویسهای امنیتی ایالات متحده هستند و کارشناسان زبده را در تمام سفارتخانه های خود در جهان بکار گمارده ایم.
"ویلیام کیسی" رئیس پیشین سیا، در اسفند 1361 گفته بود: سازمان سیا در تمامی کشورهایی که برای آمریکا اهمیت حیاتی داشته باشد، فعالیتهای جاسوسی شدیدی را به منظور ارزیابی میزان ثبات سیاسی و اقتصادی این کشورها اعمال می کند. وی "جیمی کارتر" رئیس جمهوری اسبق آمریکا را به خاطر عدم آگاهی و اتخاذ تدابیر لازم به منظور جلوگیری از سقوط شاه در ایران مورد نکوهش قرار داد و گفت: چنین اتفاقی علیه منافع آمریکا در هیچ کجای جهان اتفاق نخواهد افتاد.