فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

احیای کاپیتولاسیون

کاپیتولاسیون در سال 1306، تحت فشار افکار عامه و فضای حاکم بر روابط بین المللی بعد از جنگ جهانی اول لغو گردید، اما هنوز بیش از سه دهه و اندی از الغای آن نمی گذشت که محمد رضا پهلوی احیاگر مجدد آن شد.
کابینه اسد الله علم در سیزدهم مهر سال 1342، به دستور شاه، پیشنهاد آمریکا مبنی بر اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی را به صورت یک لایحه قانونی در هیأت دولت تصویب کرد. بعد از تصویب این لایحه وزارت خارجه مراتب خوش وقتی و رضامندی رژیم را از این تصویب به اطلاع سفارت آمریکا رساند و لایحه در سال 1343، به تصویب مجلسین شورای ملی و سنا رسانده شد. تصویب این لایحه در مطبوعات افشاء و اعلام نشد. چندی بعد نشریه داخلی مجلس حاوی متن کامل سخنرانی ها و گفتگوهای نمایندگان و رئیس دولت در این زمینه به دست امام (ره) رسید و او را به خروش و فریاد واداشت و تصمیم گفت حقایق را به مردم گفته و آنها را از فاجعه بزرگی که به دست رژیم به وقوع پیوسته بود باخبر کنند. امام (ره) ابتدا پیکهایی را برای آگاه ساختن علما و روحانیون به شهرهای دور و نزدیک روانه کردند و خود نیز با علمای طراز اول حوزه قم مذاکره و پیامدهای این توطئه شوم را برملا کردند. رژیم که در حقیقت آمریکا را پشتوانه اصلی بقای خود می دانست، بطور غیر مستقیم فردی را به قم اعزام تا با امام (ره) ملاقات کند، ولی ایشان نپذیرفت و شخص مذکور با واسطه، پیامی را که متضمن عواقب حمله به آمریکا بود با چهره ای به اصطلاح خیرخواهانه چنین گوشزد نمود:
آیه الله خمینی اگر این روزها بنا دارند نطقی ایراد کنند باید خیلی مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردی نداشته باشد که خیلی خطرناک است و با عکس العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد. دیگر هر چه بگویند (حتی حمله به شخص شاه) چندان مهم نیست.
امام (ره) در 4 آبان 1343، در مراسمی که به مناسبت میلاد حضرت زهرا (علیه السلام) در منزلشان در قم برگزار شده بود، با ایراد نطق تاریخی خویش که با انالله و انا الیه راجعون آغاز گردید، رژیم را رسوا کردند و مقاسد کاپیتولاسیون و جنایت رژیم را در این باره بصورت ساده و پرشور روشن کردند.
بخشهایی از این نطق به شرح زیر است:(49)
کاپیتولاسیون یعنی وطن و استقلال وطن را فروختن
... باتأثرات قلبی روز شماری می کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید، ایران دیگر عید ندارد، عید ایران را عزا کردند و چراغانی کردند، عزا کردند و دسته جمعی رقصیدند، ما را فروختند، استقلال ما را فروختند و باز هم چراغانی کردند، پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانی ها را منع می کردم، می گفتم بیرق سیاه بالای سر بازارها بزنند، بالای سر خانه ها بزنند، چادر سیاه بالا ببرند، عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفتن ارتش ایران را پایکوب کردند...
کاپیتولاسیون یعنی مصونیت خارجیها در ارتکاب جنایت
... قانونی در مجلس بردند که در آن اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندان فنی شان، با خدمه شان و با هرکس که وابستگی به آنها دارد اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند. اگر یک خادم آمریکایی اگر یک آشپز آمریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند ، زیر پای منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاه های ایران حق ندارند محاکمه کنند! بازپرسی کنند! باید برود به آمریکا آنجا، در آمریکا اربابها تکلیف را معین کنند...
کاپیتولاسیون یعنی تنزل مقام و ارزش ملت ایران
... دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد، ملت ایران را از سگهای آمریکایی پست تر کردند. اگر چنانچه کسی یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست از او می کنند، اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست می کنند، و اگر چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام را زیر بگیرد، هیچ کسی حق تعرض ندارد...
کاپیتولاسیون یعنی وحشی معرفی کردن ملت مسلمان ایران
... مع ذلک ایران خودش را فروخت برای این دلارها، استقلال ما را فروخت ، ما را جزء دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلمان ایران را پست تر از وحشیها در دنیا معرفی کرد...

تبعید آخرین تیر ترکش رژیم

رژیم در طول یکی دوسالی که امام (ره) قیام کرده بود، همه شیوه ها را برای آرام کردند ایشان به کار برد، اما هیچکدام کارساز نبود. فریبکاری و وارونه جلوه دادن حقایق، بازداشت و زندانی، تهمت، دروغ پردازی، جوسازیهای کاذب، تهدید و تطمیع، وحشیگری و کشتار، اختلاف افکنی و...، در برابر روح بزرگ امام (ره) بی اثر شده بود، حتی طرح اعدام نیز مشکل را صد برابر می کرد و توفان آن بنیان رژیم را از بیخ بر می کند، تنها یک راه باقی مانده بود وآن تبعید امام (ره) بود که به گمان رژیم با این تبعید مانع از سر راه برداشته می شد در شب 13 آبان 1343، صدها کماندو و چترباز مسلح به همراه مزدوران ساواک به سرپرستی سرهنگ مولوی (رئیس ساواک تهران) بیت امام (ره) را در قم محاصره کرده از بام و دیوار وارد منزل شده و پس از ضرب و شتم خادمین منزل، امام (ره) را دستگیر و به تهران انتقال دادند. هنوز آفتاب 13 آبان سر از افق بیرون نیاورده بود که رهبر بزرگ نهضت با یک هواپیمایی نظامی از فرودگاه مهر آباد تهران به ترکیه تبعید گردیدند و ساواک اطلاعیه ای را از رادیو و تلویزیون و مطبوعات به شرح زیر منتشر کرد:
طبق اطلاع موثق و شواهد دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد، لذا در تاریخ 13 آبان ماه 1343، از ایران تبعید گردید.
دستگیری و تبعید امام (ره) با واکنش شدید اقشار مردم مواجه شد. شهرهای قم، مشهد و تهران به حالت تعطیل در آمدند. در بسیاری از شهرها تظاهرات به راه افتاد. حوزه های علمیه و نمازهای جماعات مساجد تعطیل شد. توفان خشم مردم رژیم را وادار به دستگیری فرزند برومند امام (ره) شیهد حاج آقا مصطفی نیز به ترکیه تبعید شدند، اما نهال خشم مردم مسلمان ایران سرانجام در ضمیر فدائی ولایت و سرباز دلاور ملت، شهید محمد بخارایی به بار نشست و در روز اول بهمن سال 1343، در مقابل مجلس شورای ملی با گلوله آتشین به زندگی ننگین حسنعلی منصور، نخست وزیری که لایحه کاپیتولاسیون را به مجلس برده و از تصویب گذرانده بود، خاتمه داد و نهضت وارد دوران جدید مبارزه علنی با رژیم گردید. ویژگیهای این دوره از مبارزه بطور خلاصه عبارتند از:
الف - شکسته شدن سد تقیه از سر راه مبارزان
امام (ره) با این حکم که والله گناهکار است کسی که داد نزند، والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند(50)، مشکل تقیه را که در طول سالهای مبارزه مانع حضور مبارزان در برخورد مسلحانه با رژیمهای خودکامه بود از سر راه نهضت برداشتند.
ب - کشیده شدن مبارزه به کانون اصلی نهضت
امام (ره) با قرار دادن حوزه های علمیه خصوصاً حوزه علمیه قم به عنوان کانون اصلی مبارزه، خط بطلان بر تز جدایی دین از سیاست کشیده و نیروهای مذهبی و طلاب جوان را به میدان مبارزه کشیدند.
ج - مشخص کردن کانون فساد و تباهی ملت
با قرار دادن نوک پیکان حمله به سمت عامل اصلی یعنی شاه و سلطنت، به دوره محافظه کارانه خاتمه داده و کانون ضد نهضت و انقلاب را برای مردم مشخص کردند و هرگونه محافظه کاری را کنار گذاشتند.
د - حمله مستقیم به قدرتهای خارجی و در رأس آنها آمریکا
امام (ره) با شناخت دقیق از تجربیات گذشته با بیان جمله معروف آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر و شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر همه از هم پلید ترند راه نفوذ و امید به وابستگی به سیاستهای خارجی و اعمال نفوذ در نهضت را بستند.
ح - در دست گرفتن امر زعامت و رهبری نهضت و دفاع از کیان اسلام
پاسخ امام (ره) به یاوه گوییهای رژیم و شخص شاه موجب خنثی کردن توطئه ها و دسیسه ها و دفاع از کیان اسلام و حوزه و مقابله با حرکت موذیانه رژیم در خصوص انتقال مرجعیت (پس از رحلت آیه الله بروجردی) به خارج از کشور گردید.

روز دانش آموز: 13 آبان 1357

سیزده آبان در تاریخی انقلاب اسلامی برگی زرین و مقطعی حساس و مناسبتی پرخاطره است، بخصوص آنکه چهارده سال بعد از تبعید حضرت امام (ره) در همین روز (13 آبان 1357) فرزندان امام (صدها دانش آموز و دانشجو) در مقابل دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف با شعار "درود بر خمینی" و "مرگ بر شاه" پایه های حکومت را به لرزه در آورده و با گلوله های مأموران شاه به خاک و خون غلطیدند. دانش آموزان همچون سایر اقشار ملت در اطاعت از فرامین حضرت امام (ره) که همه را دعوت به مبارزه بی امان با رژیم آمریکایی شاه می نمود، سر از پا نمی شناختند و نجات اسلام را در پیروی کامل از امام (ره) سازش ناپذیر می دانستند. این قشر جوان و فعال جامعه به حق یکی از ارکان و پایه های همه انقلاب پیروزمند اسلامی می باشد.
صبح روز 13 آبان 1357 دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند روی به سوی دانشگاه می نهند تا بار دیگر پیوندشان را با رهبر بت شکن خویش به جهان اعلام نمایند. این جوانان پرشور خداجو گروه گروه داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجویان و گروههای دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه شدند و به همراه دانشجویان و گروههای دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند. مأموران شاه، دانشگاه را به محاصره خود در آورده بودند تا چنانچه فریاد حق طلبانه از گلویی برخاست آن را با گلوله پاسخ دهند. دانش آموزان در کنار نرده ها و زمین چمن اجتماع کرده بودند و فریاد مقدس الله اکبر آنان فضا را می شکافت و تا فاصله های دور طنین می انداخت.
ساعت یازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشک آور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب کردند. اجتماع کنندگان در حالی که بسختی نفس می کشیدند، صدای خود را رساتر کرده و با فریاد دشمن شکن الله اکبر لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند.
در این هنگام تیراندازی آغاز گشت و لاله های انقلاب یکی پس از دیگری در خون غلطیدند. جوانان با فریاد الله اکبر و با شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر شاه به شهادت می رسیدند و انقلاب خونین اسلامیشان را تداوم می دادند و دشمنان اسلام را بیش از پیش به رسوایی و شکست می کشاندند. در این واقعه 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند. یکی از شاهدان عینی می گوید.
شنبه 13 آبان سال 1357 ساعت 11 صبح، بیش از هفت هزار دانش آموز و دانشجو و دیگر اقشار مردم در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و عده ای سرگرم تماشای نمایشگاه عکس بودند و گروهی به سخنرانی گوش می کردند ناگهان یک کپسول گاز اشک آور که در هوا می چرخید روی زمین دانشگاه فرود آمد. عده ای سراسیمه به سوی در ورودی دانشگاه دویدند، ولی در مین موقع صدای تیراندازی بلند شد. سربازان از پشت میله های دانشگاه به سوی مردم شلیک می کردند. هنوز فریادهای نترسید، تیراندازی هوایی است بلند بود که دانشجویی به زمین غلطید، از این لحظه به بعد دانشگاه و خیابانهای اطراف آن مبدل به صحنه جنگ و گریز شد.
دانشجویان و دانش آموزان قصد داشتند آن روز به سوی منزل مرحوم آیه الله طالقانی راهپیمایی کنند. درست در موقعی که می خواستند از دانشگاه خارج شوند با تیراندازی نیروهایی انتظامی مواجه شدند و به دنبال آن دانشگاه صحنه این برخورد خونین گشت. مجروحان توسط دانشجویان به چند بیمارستان منتقل شدند. در همان لحظه ها نخست قوای انتظامی وارد دانشگاه شدند و دانشجویان و دانش آموزان برای مقابله با این حمله، آتش افروختند و به دنبال آن مأموران پس از چند متر پیشروی در دانشگاه آنجا را ترک کردند.
با شدت گرفتن تظاهرات، مأموران حکومت نظامی خیابانهای اطراف دانشگاه و قسمتی از خیابان انقلاب را بستند و دانشجویان و دانش آموزان در خیابانها بلوار کشاورز، جمهوری اسلامی و فخر رازی پراکنده شدند. تظاهرکنندگان در چند نقطه خیابانهای جمهوری اسلامی و ولیعصر و خیابانهای منشعب از آن آتش افروختند و با دادن شعار الله اکبر و لااله الاالله از این سو به آن سو فرار می کردند.
ساعت دو بعد از ظهر مجدداً سربازان حکومت نظامی بر روی دانشجویان و دانش آموزان که در داخل دانشگاه بودن، تیراندازی کردند که در همان لحظات اول تعدادی از دانشجویان به زمین افتادند و در خون غلطیدند. دانشجویان و دانش آموزان با پلاکاردهایی که در آن تعداد کشته شدگان دانشگاه را نوشته بودند با دادن شعار الله اکبر خمینی رهبر به راهپیمایی پرداختند. جنگ و گریز مأموران فرمانداری نظامی با دانشجویان و دانش آموزان تا پاسی از شب ادامه داشت...
امام (ره) در پیامی که به همین مناسبت از پاریس برای امت قهرمان ایران فرستادند، امت را به صبر و برد باری دعوت کردند:(51)
عزیزان من صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است... آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می رسانم.