فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

تبعید امام خمینی (ره): 13 آبان 1343

در سال 1166 شمسی، که جورج واشینگتن به عنوان اولین رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد، در ایران کریم خان زند سر سلسله زندیه حکومت می کرد. از آن سال تا 1262، یعنی نزدیک به یک قرن، هیچ رابطه سیاسی میان دو کشور وجود نداشت. از سال 1262 در آغاز حکومت "بنجامین هاریسون" بیست و سومین رئیس جمهور آمریکا، با ورود اولین سفیر آمریکا به ایران، روابط سیاسی میان دو کشور آغاز شد. پنج سال بعد دوران حکومت "گروور کلولاند"، حاج حسینقلی خان معتمد الوزرا که بعدها به دلیل سر سپردگی به سیاست آمریکاییها حاج واشنگتن لقب گرفت،به عنوان اولین سفیر ایران به آمریکا رفت. در این زمان ناصر الدین شاه قاجار بر ایران حکومت می کرد.
در روابط ایران و آمریکا تا سال 1289، واقعه مهمی به چشم نمی خورد. در این سال دولت قاجار برای نخستین بار از دولت آمریکا تحت ریاست جمهوری "ویلیام هاوارد تافت" در خواست اعزام یک هیأت مستشاری در امور اقتصادی و مالی به ایران کرد. چند ماه بعد هیأتی به ریاست مورگان شوستر وارد ایران شد، اما فعالیت او در ایران بیش از 8 ماه به طول نیانجامید و سرانجام با کارشکنی و مخالفت روسها و انگلیسیها که دوران خوش امتیاز طلبی ها و باج خواهی های خود از دولت قاجار را می گذراندند ، در اوایل سال 1291، ایران را ترک کرد.
پس از جنگ جهانی اول و کودتای رضاخان، آمریکاییها بار دیگر در صحنه سیاست و اقتصاد ایران ظاهر شدند. اعطای امتیاز نفت شمال ایران به یک شرکت آمریکایی با تحریکات روس و انگلیس و قتل "ماژور ایمبری" کنسول آمریکا در تهران منتفی شد و دکتر "میلسپو" آمریکایی که برای اداره امور مالیه ایران استخدام گردید، پس از چند سال به علت محدود شدن اختیاراتش، ایران را ترک کرد.
اولین قطع رابطه سیاسی بین دو کشور در سال 1315، در دوران روزولت و رضاخان و در نتیجه بازداشت چند ساعته عبد الغفار خان جلال علا سفیر در آمریکا روی داد. سفیر ایران به علت تخلف رانندگی به مدت 4 ساعت بازداشت و سپس آزاد شده بود. رضاخان توقیف سفیر ایران و نقض مصونیت دیپلماتیک او را توهین به ایران تلقی کرده و دستور داد عبد الغفار خان سفارت ایران را تعطیل و بدون خداحافظی با مقامات وزارت خارجه آمریکا آن کشور را ترک کند. روابط سیاسی بین دو کشور بعد از سه سال، به دنبال اعزام نماینده مخصوص از طرف آمریکا برای ادای توضیحات و عذر خواهی، از سر گرفته شد.
فعالترین دوره روابط ایران و آمریکا مربوط به بعد از جنگ جهانی دوم است که با مسافرت روزولت به ایران در جریان جنگ و نقشی که آمریکاییها در بیرون راندن نیروهای شوروی از ایران داشتند، آغاز شد. آمریکا که قبل از جنگ جهانی دوم نقش درجه دومی را در سیاست ایران ایفا می کرد، در جریان جنگ به یک عامل درجه اول در امور ایران مبدل گردید و پس از پایان جنگ، با انعقاد قرار دادهای نظامی و اقتصادی جای پای خود را در ایران محکمتر کرد.
نخستین قراردادهای نظامی برای فروش اسلحه و فعالیت مستشاران نظامی آمریکا در ایران در سال 1326، در دوران حکومت "هاری ترومن" به امضا رسید و نخستین محموله سلاحهای آمریکایی در سال 1328، وارد بنادر ایران شد آمریکاییها در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران نقش دو جانبه ای را بازی کرده و موفق شدند 40 درصد سهام نفت ایران برای کمپانیهای آمریکایی تصاحب کنند.
در اواخر زمستان سال 1337، بین ایران و آمریکا در برابر کمونیسم، به امضا رسید. به موجب این قرار داد آمریکاییها به خود اجازه دادند در برابر آنچه که تجاوز مستقیم یا غیر مستقیم خارجی نامیده شده بود، به بهانه حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران در این کشور مداخله کنند. آمریکا مشابه این قرار داد را با ترکیه و پاکستان نیز امضا کرده بود. دولت شوروی به امضای این قرار داد بشدت اعتراض کرد و طی اعلامیه ای در 5 فروردین 1338، این قرار داد را مغایر تعهدات متقابل ایران و شوروی تلقی کرده، اعلام داشت: قرار داد مذکور امکان تبدیل ایران به پایگاه نظامی - سیاسی دولتهای امپریالیستی را فراهم می سازد.
بحران روابط ایران و شوروی با تعهد رسمی دولت مبنی بر اینکه به هیچ کشور خارجی پایگاهی در ایران داده نخواهد شد، فروکش کرد، اما نقش سیاسی - نظامی آمریکا در ایران همچنان با سرعت رو به افزایش بود. یکی از لکه های ننگ سیاست آمریکا در ایران که از عمق وابستگی و سرسپردگی رژیم شاه به کاخ سفید نیز حکایت می کرد، پیمان خفت بار کاپیتو لاسیون بود.(48)

احیای کاپیتولاسیون

کاپیتولاسیون در سال 1306، تحت فشار افکار عامه و فضای حاکم بر روابط بین المللی بعد از جنگ جهانی اول لغو گردید، اما هنوز بیش از سه دهه و اندی از الغای آن نمی گذشت که محمد رضا پهلوی احیاگر مجدد آن شد.
کابینه اسد الله علم در سیزدهم مهر سال 1342، به دستور شاه، پیشنهاد آمریکا مبنی بر اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی را به صورت یک لایحه قانونی در هیأت دولت تصویب کرد. بعد از تصویب این لایحه وزارت خارجه مراتب خوش وقتی و رضامندی رژیم را از این تصویب به اطلاع سفارت آمریکا رساند و لایحه در سال 1343، به تصویب مجلسین شورای ملی و سنا رسانده شد. تصویب این لایحه در مطبوعات افشاء و اعلام نشد. چندی بعد نشریه داخلی مجلس حاوی متن کامل سخنرانی ها و گفتگوهای نمایندگان و رئیس دولت در این زمینه به دست امام (ره) رسید و او را به خروش و فریاد واداشت و تصمیم گفت حقایق را به مردم گفته و آنها را از فاجعه بزرگی که به دست رژیم به وقوع پیوسته بود باخبر کنند. امام (ره) ابتدا پیکهایی را برای آگاه ساختن علما و روحانیون به شهرهای دور و نزدیک روانه کردند و خود نیز با علمای طراز اول حوزه قم مذاکره و پیامدهای این توطئه شوم را برملا کردند. رژیم که در حقیقت آمریکا را پشتوانه اصلی بقای خود می دانست، بطور غیر مستقیم فردی را به قم اعزام تا با امام (ره) ملاقات کند، ولی ایشان نپذیرفت و شخص مذکور با واسطه، پیامی را که متضمن عواقب حمله به آمریکا بود با چهره ای به اصطلاح خیرخواهانه چنین گوشزد نمود:
آیه الله خمینی اگر این روزها بنا دارند نطقی ایراد کنند باید خیلی مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردی نداشته باشد که خیلی خطرناک است و با عکس العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد. دیگر هر چه بگویند (حتی حمله به شخص شاه) چندان مهم نیست.
امام (ره) در 4 آبان 1343، در مراسمی که به مناسبت میلاد حضرت زهرا (علیه السلام) در منزلشان در قم برگزار شده بود، با ایراد نطق تاریخی خویش که با انالله و انا الیه راجعون آغاز گردید، رژیم را رسوا کردند و مقاسد کاپیتولاسیون و جنایت رژیم را در این باره بصورت ساده و پرشور روشن کردند.
بخشهایی از این نطق به شرح زیر است:(49)
کاپیتولاسیون یعنی وطن و استقلال وطن را فروختن
... باتأثرات قلبی روز شماری می کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید، ایران دیگر عید ندارد، عید ایران را عزا کردند و چراغانی کردند، عزا کردند و دسته جمعی رقصیدند، ما را فروختند، استقلال ما را فروختند و باز هم چراغانی کردند، پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانی ها را منع می کردم، می گفتم بیرق سیاه بالای سر بازارها بزنند، بالای سر خانه ها بزنند، چادر سیاه بالا ببرند، عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفتن ارتش ایران را پایکوب کردند...
کاپیتولاسیون یعنی مصونیت خارجیها در ارتکاب جنایت
... قانونی در مجلس بردند که در آن اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندان فنی شان، با خدمه شان و با هرکس که وابستگی به آنها دارد اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند. اگر یک خادم آمریکایی اگر یک آشپز آمریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند ، زیر پای منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاه های ایران حق ندارند محاکمه کنند! بازپرسی کنند! باید برود به آمریکا آنجا، در آمریکا اربابها تکلیف را معین کنند...
کاپیتولاسیون یعنی تنزل مقام و ارزش ملت ایران
... دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد، ملت ایران را از سگهای آمریکایی پست تر کردند. اگر چنانچه کسی یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست از او می کنند، اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست می کنند، و اگر چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام را زیر بگیرد، هیچ کسی حق تعرض ندارد...
کاپیتولاسیون یعنی وحشی معرفی کردن ملت مسلمان ایران
... مع ذلک ایران خودش را فروخت برای این دلارها، استقلال ما را فروخت ، ما را جزء دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلمان ایران را پست تر از وحشیها در دنیا معرفی کرد...

تبعید آخرین تیر ترکش رژیم

رژیم در طول یکی دوسالی که امام (ره) قیام کرده بود، همه شیوه ها را برای آرام کردند ایشان به کار برد، اما هیچکدام کارساز نبود. فریبکاری و وارونه جلوه دادن حقایق، بازداشت و زندانی، تهمت، دروغ پردازی، جوسازیهای کاذب، تهدید و تطمیع، وحشیگری و کشتار، اختلاف افکنی و...، در برابر روح بزرگ امام (ره) بی اثر شده بود، حتی طرح اعدام نیز مشکل را صد برابر می کرد و توفان آن بنیان رژیم را از بیخ بر می کند، تنها یک راه باقی مانده بود وآن تبعید امام (ره) بود که به گمان رژیم با این تبعید مانع از سر راه برداشته می شد در شب 13 آبان 1343، صدها کماندو و چترباز مسلح به همراه مزدوران ساواک به سرپرستی سرهنگ مولوی (رئیس ساواک تهران) بیت امام (ره) را در قم محاصره کرده از بام و دیوار وارد منزل شده و پس از ضرب و شتم خادمین منزل، امام (ره) را دستگیر و به تهران انتقال دادند. هنوز آفتاب 13 آبان سر از افق بیرون نیاورده بود که رهبر بزرگ نهضت با یک هواپیمایی نظامی از فرودگاه مهر آباد تهران به ترکیه تبعید گردیدند و ساواک اطلاعیه ای را از رادیو و تلویزیون و مطبوعات به شرح زیر منتشر کرد:
طبق اطلاع موثق و شواهد دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد، لذا در تاریخ 13 آبان ماه 1343، از ایران تبعید گردید.
دستگیری و تبعید امام (ره) با واکنش شدید اقشار مردم مواجه شد. شهرهای قم، مشهد و تهران به حالت تعطیل در آمدند. در بسیاری از شهرها تظاهرات به راه افتاد. حوزه های علمیه و نمازهای جماعات مساجد تعطیل شد. توفان خشم مردم رژیم را وادار به دستگیری فرزند برومند امام (ره) شیهد حاج آقا مصطفی نیز به ترکیه تبعید شدند، اما نهال خشم مردم مسلمان ایران سرانجام در ضمیر فدائی ولایت و سرباز دلاور ملت، شهید محمد بخارایی به بار نشست و در روز اول بهمن سال 1343، در مقابل مجلس شورای ملی با گلوله آتشین به زندگی ننگین حسنعلی منصور، نخست وزیری که لایحه کاپیتولاسیون را به مجلس برده و از تصویب گذرانده بود، خاتمه داد و نهضت وارد دوران جدید مبارزه علنی با رژیم گردید. ویژگیهای این دوره از مبارزه بطور خلاصه عبارتند از:
الف - شکسته شدن سد تقیه از سر راه مبارزان
امام (ره) با این حکم که والله گناهکار است کسی که داد نزند، والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند(50)، مشکل تقیه را که در طول سالهای مبارزه مانع حضور مبارزان در برخورد مسلحانه با رژیمهای خودکامه بود از سر راه نهضت برداشتند.
ب - کشیده شدن مبارزه به کانون اصلی نهضت
امام (ره) با قرار دادن حوزه های علمیه خصوصاً حوزه علمیه قم به عنوان کانون اصلی مبارزه، خط بطلان بر تز جدایی دین از سیاست کشیده و نیروهای مذهبی و طلاب جوان را به میدان مبارزه کشیدند.
ج - مشخص کردن کانون فساد و تباهی ملت
با قرار دادن نوک پیکان حمله به سمت عامل اصلی یعنی شاه و سلطنت، به دوره محافظه کارانه خاتمه داده و کانون ضد نهضت و انقلاب را برای مردم مشخص کردند و هرگونه محافظه کاری را کنار گذاشتند.
د - حمله مستقیم به قدرتهای خارجی و در رأس آنها آمریکا
امام (ره) با شناخت دقیق از تجربیات گذشته با بیان جمله معروف آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر و شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر همه از هم پلید ترند راه نفوذ و امید به وابستگی به سیاستهای خارجی و اعمال نفوذ در نهضت را بستند.
ح - در دست گرفتن امر زعامت و رهبری نهضت و دفاع از کیان اسلام
پاسخ امام (ره) به یاوه گوییهای رژیم و شخص شاه موجب خنثی کردن توطئه ها و دسیسه ها و دفاع از کیان اسلام و حوزه و مقابله با حرکت موذیانه رژیم در خصوص انتقال مرجعیت (پس از رحلت آیه الله بروجردی) به خارج از کشور گردید.