فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

درسی از عاشورا

شهید آیه الله قاضی طباطبایی در رابطه با نماز ظهر حضرت سید الشهداء (علیه السلام) مطالبی را بیان داشته اند که اهمیت نماز اول وقت را می رساند. در تفسیری که ایشان از نماز ظهر امام حسین (علیه السلام) نموده، آمده است سید مظلومان در آن موقع که شمشیرهای دشمن از هر طرف از غلاف کشیده شده و تیرها مثل قطرات باران او را هدف قرار داده بود، نماز را در اول وقت ترک نفرموده و با جماعت ادا فرمود... (عزاداران) اگر واقعاً علاقه مند به آن حضرت هستند و محبت به آن بزرگوار دارند و می خواهند تبعیت از سید مظلومان کنند و در دین خودشان از روی فهم و عقل قدم بر می دارند، باید بدانند که سید الشهداء (علیه السلام) روز عاشورا، در آن موقع گرمای هوا و تشنه لب و هجوم دشمن که لشکر کفر و ضلالت برای از بین بردن آن حضرت و یاران باوفایش جمع شده بودند، نماز را فراموش نکرد و بر کسی که عرض کرد: یا بن رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) وقت نماز است، و با اینکه آن شخص تذکر دهنده از شهدای کربلاست فرموده: نماز را به یاد آوردی، خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد نفرموده خدا تو را از شهدا قرار بدهد. پس مقام نمازگزاران واقعی مقامی است که آن حضرت دعا می کند که آن شخص را که از شهدای کربلاست خداوند از نمازگزاران دهد و از فرمایش امام (علیه السلام) عظمت و اهمیت نماز واضح و نمایان است.

پیام امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت آیه الله قاضی طباطبایی(47)

بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
با کمال تأسف ضایعه ناگوار شهادت عالم مجاهد، حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید محمد علی قاضی طباطبایی - رحمه الله علیه - را به عموم مسلمانان متعهد و علمای اعلام مجاهد و مردم غیور مجاهد آذربایجان خصوص بازماندگان این شهید سعید تسلیت عرض و از خداوند متعال صبر انقلابی برای مجاهدین راه حق و اسلام خواستارم.
ملت عزیز برومند ایران و آذربایجان غیرتمند عزیز باید در این مصیبتهای بزرگ که نشانه شکست حتمی دشمنان اسلام و کشور و عجز و ناتوانی و خودباختگی آنان است، هر چه بیشتر مصمم و در راه هدف اعلای اسلام و قرآن مجید بر مجاهدت خود افزوده و از پای ننشینند تا احقاق حق مستضعفین از جباران زمان بنمایند.
عزیزان من! در انقلابی که ابرقدرتها را به عقب رانده و راه چپاولگری آنان را از کشور بزرگ بسته است، این ضایعات و ضایعات بالاتر اجتناب ناپذیر است. ما باید از کنار این وقایع با تصمیم و عزم و خونسردی بگذریم و به راه خود که راه جهاد فی سبیل الله است، ادامه دهیم.
شهادت در راه خداوند، زندگی افتخاری آمیز ابدی و چراغ هدایت برای ملتهاست.
ملتهای مسلمان از فداکاری مجاهدین ما در راه استقلال و آزادی و اهداف توسعه اسلام بزرگ الگو بگیرند و با پیوستن به هم سد استعمار و استثمار را بشکنند. به پیش به سوی آزادگی و زندگی انسانی بروند.
از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و رحمت و مغفرت برای شهدای راه حق و شهید سعید طباطبایی خواستارم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

تبعید امام خمینی (ره): 13 آبان 1343

در سال 1166 شمسی، که جورج واشینگتن به عنوان اولین رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد، در ایران کریم خان زند سر سلسله زندیه حکومت می کرد. از آن سال تا 1262، یعنی نزدیک به یک قرن، هیچ رابطه سیاسی میان دو کشور وجود نداشت. از سال 1262 در آغاز حکومت "بنجامین هاریسون" بیست و سومین رئیس جمهور آمریکا، با ورود اولین سفیر آمریکا به ایران، روابط سیاسی میان دو کشور آغاز شد. پنج سال بعد دوران حکومت "گروور کلولاند"، حاج حسینقلی خان معتمد الوزرا که بعدها به دلیل سر سپردگی به سیاست آمریکاییها حاج واشنگتن لقب گرفت،به عنوان اولین سفیر ایران به آمریکا رفت. در این زمان ناصر الدین شاه قاجار بر ایران حکومت می کرد.
در روابط ایران و آمریکا تا سال 1289، واقعه مهمی به چشم نمی خورد. در این سال دولت قاجار برای نخستین بار از دولت آمریکا تحت ریاست جمهوری "ویلیام هاوارد تافت" در خواست اعزام یک هیأت مستشاری در امور اقتصادی و مالی به ایران کرد. چند ماه بعد هیأتی به ریاست مورگان شوستر وارد ایران شد، اما فعالیت او در ایران بیش از 8 ماه به طول نیانجامید و سرانجام با کارشکنی و مخالفت روسها و انگلیسیها که دوران خوش امتیاز طلبی ها و باج خواهی های خود از دولت قاجار را می گذراندند ، در اوایل سال 1291، ایران را ترک کرد.
پس از جنگ جهانی اول و کودتای رضاخان، آمریکاییها بار دیگر در صحنه سیاست و اقتصاد ایران ظاهر شدند. اعطای امتیاز نفت شمال ایران به یک شرکت آمریکایی با تحریکات روس و انگلیس و قتل "ماژور ایمبری" کنسول آمریکا در تهران منتفی شد و دکتر "میلسپو" آمریکایی که برای اداره امور مالیه ایران استخدام گردید، پس از چند سال به علت محدود شدن اختیاراتش، ایران را ترک کرد.
اولین قطع رابطه سیاسی بین دو کشور در سال 1315، در دوران روزولت و رضاخان و در نتیجه بازداشت چند ساعته عبد الغفار خان جلال علا سفیر در آمریکا روی داد. سفیر ایران به علت تخلف رانندگی به مدت 4 ساعت بازداشت و سپس آزاد شده بود. رضاخان توقیف سفیر ایران و نقض مصونیت دیپلماتیک او را توهین به ایران تلقی کرده و دستور داد عبد الغفار خان سفارت ایران را تعطیل و بدون خداحافظی با مقامات وزارت خارجه آمریکا آن کشور را ترک کند. روابط سیاسی بین دو کشور بعد از سه سال، به دنبال اعزام نماینده مخصوص از طرف آمریکا برای ادای توضیحات و عذر خواهی، از سر گرفته شد.
فعالترین دوره روابط ایران و آمریکا مربوط به بعد از جنگ جهانی دوم است که با مسافرت روزولت به ایران در جریان جنگ و نقشی که آمریکاییها در بیرون راندن نیروهای شوروی از ایران داشتند، آغاز شد. آمریکا که قبل از جنگ جهانی دوم نقش درجه دومی را در سیاست ایران ایفا می کرد، در جریان جنگ به یک عامل درجه اول در امور ایران مبدل گردید و پس از پایان جنگ، با انعقاد قرار دادهای نظامی و اقتصادی جای پای خود را در ایران محکمتر کرد.
نخستین قراردادهای نظامی برای فروش اسلحه و فعالیت مستشاران نظامی آمریکا در ایران در سال 1326، در دوران حکومت "هاری ترومن" به امضا رسید و نخستین محموله سلاحهای آمریکایی در سال 1328، وارد بنادر ایران شد آمریکاییها در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران نقش دو جانبه ای را بازی کرده و موفق شدند 40 درصد سهام نفت ایران برای کمپانیهای آمریکایی تصاحب کنند.
در اواخر زمستان سال 1337، بین ایران و آمریکا در برابر کمونیسم، به امضا رسید. به موجب این قرار داد آمریکاییها به خود اجازه دادند در برابر آنچه که تجاوز مستقیم یا غیر مستقیم خارجی نامیده شده بود، به بهانه حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران در این کشور مداخله کنند. آمریکا مشابه این قرار داد را با ترکیه و پاکستان نیز امضا کرده بود. دولت شوروی به امضای این قرار داد بشدت اعتراض کرد و طی اعلامیه ای در 5 فروردین 1338، این قرار داد را مغایر تعهدات متقابل ایران و شوروی تلقی کرده، اعلام داشت: قرار داد مذکور امکان تبدیل ایران به پایگاه نظامی - سیاسی دولتهای امپریالیستی را فراهم می سازد.
بحران روابط ایران و شوروی با تعهد رسمی دولت مبنی بر اینکه به هیچ کشور خارجی پایگاهی در ایران داده نخواهد شد، فروکش کرد، اما نقش سیاسی - نظامی آمریکا در ایران همچنان با سرعت رو به افزایش بود. یکی از لکه های ننگ سیاست آمریکا در ایران که از عمق وابستگی و سرسپردگی رژیم شاه به کاخ سفید نیز حکایت می کرد، پیمان خفت بار کاپیتو لاسیون بود.(48)