فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

دوران مبارزات

شهید در سال 1341 همراه با امام (ره) به مبارزه با رژیم برخاست و در پیشبرد نهضت اسلامی نقش بسزایی ایفا کرد. در سال 1342، در دورانی که امام (ره) در قیطریه تهران زیر نظر ساواک و پلیس شاه بسر می برد، رئیس وقت شهربانی کل کشور (سپهبد نصیری) او را به شهربانی جلب و هشدار داد که اگر از فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی دست نکشد، تحت پیگرد قرار می گیرد. امام (ره) در روز چهارم آبان 1343، علیه لایحه کاپیتولاسیون سخنرانی کردند و در این سخنرانی، ضمن برملا کردن خیانت رژیم درتصویب این لایحه، تکلیف خود و ملت ایران را با رژیم های آمریکا، اسرائیل و همچنین با دست نشانده آنان محمد رضا پهلوی یکسره کردند. رژیم شاه که دچار وحشت شده بود، در تاریخ 13 آبان همان سال امام (ره) را شبانه دستگیر و به ترکیه تبعید کرد. حاج سید مصطفی از این وحشیگری رژیم که نمونه آن را نیز به چشم دیده بود، سخت بر آشفت و به خیابان آمد و با سیل خروشان مردم خشمناک قم به طرف بیوت آیات عظام به راه افتاد و همگام با مردم قهرمان قم با فریاد اعتراض خویش، جو رعب و وحشت را شکست و از مراجع وقت خواستار اقدامهایی برای آزادی امام (ره) شد.
ساواک که از سابقه مبارزاتی و رهبری سید مصطفی در 15 خرداد 1342 با اطلاع بود، دستور جلب ایشان را به شهربانی قم صادر می کند.
ماموران رژیم زمانی که حاج آقا مصطفی در بیت آیه الله العظمی مرعشی نجفی (ره) به گفتگو با ایشان مشغول بود، به آنجا یورش برده و ایشان را دستگیر کردند و مدت 57 روز در زندان قزل قلعه و اغلب در سلول انفرادی زندانی کردند.
در تاریخ 8 دی 1343 از زندان آزاد و در 13 دی که تنها پنج روز از آزادی او می گذشت، به دنبال استقبال چشمگیر مردم از آن عالم مجاهد، ماموران رژیم به خانه او در قم یورش برده و بار دیگر او را دستگیر و به تهران اعزام می نمایند. این یورش وحشیانه مایه بیم و هراس همسر آن بزرگوار و سقط جنین او می گردد. فردای دستگیری، او را از ایران به ترکیه تبعید و از / ترکیه نامه هایی به مادر و همسر خویش ارسال و آنان را به بردباری و صبر سفارش می نماید.

تبعید به عراق (نجف اشرف)

در 13 مهر 1344 (9 جمادی الثانی 1385)، امام (ره) و فرزندش از ترکیه به عراق برده شدند و روز 23 مهر 1344 در نجف سکونت گزیده و بی درنگ درس و بحث را آغاز کردند و حاج آقا مصطفی افزون بر حضور در درس امام (ره)، شخصاً به تدریس پرداخته و شاگردان فاضلی پرورش دادند.
آیه الله سید مصطفی در کنار برنامه های درسی و علمی، با راهها و شیوه های نوینی، مبارزه با شاه را دنبال کرد و مشاوری برجسته و متعهد برای امام (ره) در امور سیاسی و مبارزه با رژیم شاه بود. در 21 خرداد 1348، به دنبال یک سلسله فعالیتها و کوششهایی در راه برانگیختن آیه الله حکیم (ره) بر علیه رژیم ضد اسلامی عراق، بعثی ها او را دستگیر و به بغداد بردند.
رئیس جمهور آن روز عراق (احمد حسن البکر) به وی هشدار داد که در صورت ادامه فعالیت بر ضد حکام بغداد، با واکنش شدیدی روبرو خواهد شد.

شهادت

سرانجام در نیمه شب یکشنبه اول آبان 1356 (9 ذیقعده 1397 ه. ق)، آیه الله سید مصطفی خمینی به شکل مرموزانه ای به شهادت رسید. در پی شهادت او، امام بزرگوار (ره) در یادداشتی چنین مرقوم کردند:
بسمه تعالی
انالله و انا الیه راجعون
در روز یکشنبه نهم شهر ذی القعده الحرام 1397، مصطفی خمینی نور بصرم و مهجه قلبم دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد.
اللهم ارحمه و اغفر له و اسکنه الجنه بحق اولیائک الطاهرین علیهم الصلوه و السلام.
با انتشار خبر، حوزه نجف در هاله ای از غم و اندوه فرو رفت. درسها تعطیل شد و روحانیت به سوگ نشست. جنازه آن شهید توسط یاران و شاگردان او در اول آبان ماه به کربلا برده شد. در این مراسم جمعیت انبوهی شرکت کردند و جنازه را با آب فرات غسل داده و در محل خیمه گاه امام حسین (علیه السلام) کفن کردند و پس از طواف در حرم مطهر حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و حضرت عباس (علیه السلام)، به نجف بازگرداندند و روز بعد جنازه آن شهید از مسجد بهبهانی (واقع در بیرون دروازه نجف) با شرک انبوهی از علما، فضلا، طلاب، کسبه، اصناف و دیگر اهالی نجف به طرف صحن مطهر علوی تشییع شد. امام (ره) در مسجد بهبهانی حضور یافت و پس از توقفی کوتاه و خواندن فاتحه، با قامتی استوار به خانه بازگشت و در مراسم تشییع و خاکسپاری شرکت نکرد. در هنگام تشییع جنازه، بازار نجف یکپارچه تعطیل شد. آیه الله خویی (ره) به خاک سپرده شد. شب هنگام امام (ره) پس از زیارت حرم مطهر حضرت علی (علیه السلام) به سراغ فرزند عارف، عالم و مجاهد خود که در دل خاک آرمیده بود رفت و با چهره ای باز و آرام نخست برای یکایک عالمانی که در آن مقبره دفن شده اند اعلام قرائت فاتحه کردند و در پایان، از حاضران خواستند برای مصطفایش طلب مغفرت کنند و در آن لحظه که همه چشمها اشک ریزان بود، امام (ره) از سر قبر فرزندش برخاست و بدون کوچکترین آزردگی و گرفتگی از حاضران تشکر و از آنجا بیرون رفت.