فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

رویدادهای آبان

شهادت آیه الله حاج سید مصطفی خمینی: اول آبان 1356

سید مصطفی در آذر 1309 شمسی، در قم متولد شد. در سن هفت سالگی به مدرسه رفت و دوران ابتدایی را در مدرسه های باقریه و سنایی به پایان رساند. در سال 1325، به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و در سال 1330، سطح را به پایان رسانید و در درس خارج امام (ره) و آیه الله بروجردی (ره) حضور یافت و دیری نپایید که به درجه اجتهاد رسید و از تقلید بی نیاز شد. از دیگر اساتید او در علوم اسلامی علامه طباطبایی، آیات عظام داماد، شیخ مرتضی حائری، سید محمد باقر سلطانی، شهید صدوقی، حاج شیخ محمد جواد قزوینی و سید ابوالحسن قزوینی هستند.

دوران مبارزات

شهید در سال 1341 همراه با امام (ره) به مبارزه با رژیم برخاست و در پیشبرد نهضت اسلامی نقش بسزایی ایفا کرد. در سال 1342، در دورانی که امام (ره) در قیطریه تهران زیر نظر ساواک و پلیس شاه بسر می برد، رئیس وقت شهربانی کل کشور (سپهبد نصیری) او را به شهربانی جلب و هشدار داد که اگر از فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی دست نکشد، تحت پیگرد قرار می گیرد. امام (ره) در روز چهارم آبان 1343، علیه لایحه کاپیتولاسیون سخنرانی کردند و در این سخنرانی، ضمن برملا کردن خیانت رژیم درتصویب این لایحه، تکلیف خود و ملت ایران را با رژیم های آمریکا، اسرائیل و همچنین با دست نشانده آنان محمد رضا پهلوی یکسره کردند. رژیم شاه که دچار وحشت شده بود، در تاریخ 13 آبان همان سال امام (ره) را شبانه دستگیر و به ترکیه تبعید کرد. حاج سید مصطفی از این وحشیگری رژیم که نمونه آن را نیز به چشم دیده بود، سخت بر آشفت و به خیابان آمد و با سیل خروشان مردم خشمناک قم به طرف بیوت آیات عظام به راه افتاد و همگام با مردم قهرمان قم با فریاد اعتراض خویش، جو رعب و وحشت را شکست و از مراجع وقت خواستار اقدامهایی برای آزادی امام (ره) شد.
ساواک که از سابقه مبارزاتی و رهبری سید مصطفی در 15 خرداد 1342 با اطلاع بود، دستور جلب ایشان را به شهربانی قم صادر می کند.
ماموران رژیم زمانی که حاج آقا مصطفی در بیت آیه الله العظمی مرعشی نجفی (ره) به گفتگو با ایشان مشغول بود، به آنجا یورش برده و ایشان را دستگیر کردند و مدت 57 روز در زندان قزل قلعه و اغلب در سلول انفرادی زندانی کردند.
در تاریخ 8 دی 1343 از زندان آزاد و در 13 دی که تنها پنج روز از آزادی او می گذشت، به دنبال استقبال چشمگیر مردم از آن عالم مجاهد، ماموران رژیم به خانه او در قم یورش برده و بار دیگر او را دستگیر و به تهران اعزام می نمایند. این یورش وحشیانه مایه بیم و هراس همسر آن بزرگوار و سقط جنین او می گردد. فردای دستگیری، او را از ایران به ترکیه تبعید و از / ترکیه نامه هایی به مادر و همسر خویش ارسال و آنان را به بردباری و صبر سفارش می نماید.