فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

شهادت آیه الله اشرفی اصفهانی

سومین اقدام در روز جمعه 23 مهر 1361 هنگامی که خطبه اول نماز را آغاز کرده بود، ناگهان یک نفر به طرف وی هجوم آورده، ایشان را در آغوش گرفت و لحظه ای بعد بر اثر انفجار نارنجک، معظم له در حالی که به حالت سجده به زمین افتاده بودند، به شهادت رسیدند.
بدین ترتیب محراب خونین کرمانشاه، منزلگاه عروج آیه الله اشرفی اصفهانی گردید و به فرمایش امام (ره): شهدات او جامعه روحانیت را سوگوار کرد.
در روز تشییع، شهر کرمانشاه یکپارچه تعطیل، و در سراسر کشور عزای عمومی اعلام گردید. جنازه آن بزرگوار پس از تشییع باشکوه، بنا به وصیت ایشان به اصفهان انتقال و در قبرستان اصفهان (تخت فولاد) به خاک سپرده شد.

پیام امام خمینی (ره)

امام خمینی به مناسبت این جنایت پیامی صادر فرمودند که گوشه هایی از آن به شرح زیر است:(27)
... چه سعادتمند و پیروزند آنان که در نشیب و فرازها و پستی و بلندیهای حیات خویش به دامهای شیطانی و وسوسه های نفسانی نیفتاده وآخرین حجاب بین محبوب و خود را با محاسن غرق به خون خرق نموده و به قرارگاه مجهادین فی سیبل الله راه یافتند، چه سعادتمند و خوشبختند آنان که به دنیا و زخارف آن پشت پا زده و عمری را به زهد و تقوا گذرانده و آخرین درجات سعادت را در محراب عبادت و در اقامه جمعه با دست یکی از منافقین و منحرفین شقی، فایز و به والاترین شهید محراب که به دست خیانتکار اشقی الاشقیا به ملأ اعلا شتافت، ملحق شدند. و شهید عزیز محراب این جمعه ما، از آن شخصیتهایی بود که این جانب یکی از ارادتمندان این شخص والامقام بود و هستم. این وجود پربرکت و متعهد را قریب شصت سال است. مرحوم شهید بزرگوار حضرت حجه الاسلام و المسلمین حاج آقا عطاء الله اشرفی را در این مدت طولانی به صفای نفس و آرامش روح و اطمینان قلب و خالی از هواهای نفسانی و تارک هوی و مطیع امر مولا و جامع علم مفید و عمل صالح می شناسم و در عین حال مجاهد و متعهد و قوی النفس بود. او در جبهه دفاع از حق، از جمله اشخاصی بود که مایه دلگرمی جوانان مجاهد بود و از مصادیق بارز رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه بود و رفتن او ثلمه بر اسلام وارد کرد و جامعه روحانیت را سوگوار نمود. خداوند او را در زمره شهدای کربلا قرار دهد و لعنت و نفرین خود را بر قاتلان چنین مردانی نثار فرماید. ننگ ابدی بر آنان که یک چنین شخص صالحی را که آزارش به موری نرسیده بود ، از مل ما گرفتند و خود را در پیشگاه خدای متعال و در نزد ملت فداکار، منفورتر و جنایتکارتر از قبل معرفی کردند. این بزرگوار سایر شهدای عزیزما به جوار رحمت حق پیوست و ملت مجاهد و قوای مسلح سلحشور ما با عزمی راسختر به پیشبرد انقلاب ادامه می دهند و آنان که به ادعای واهی خودکوس طرفداری از خلق را می زنند و با خلق خدا آن می کنند که همه می دانند، در این جنایت عظیم چه توجیهی دارند؟ و با به شهادت رساندن عالمی خدمتگزار و پیرمرد بزرگوار هشتاد ساله چه قدرتی کسب می کنند و چه طرفی می بندند؟ و آنان که درسوگ این جنایتکاران اشک تمساح می ریزند و از جریان حکم خدا درباره آنان شکایت دارند، چه انگیزه ای دارند؟

فاجعه آتش سوزی مسجد جامع کرمان: 24 مهر 1357

در کتیبه های سر در ورودی، تاریخ ساخت این مسجد سال 750ه ق است و بانی آن امیر مبارز الدین محمد مظفر میبدی حاکم کرمان و سرسلسله آل مظفر می باشد که آن را مسجد جامع مظفر می گویند.
درانگیزه احداث این مسجد گفته شده که وقتی محمد مظفر در نزدیکی های جیرفت با قبایل جرجانیان درگیر شد، پاهای اسب محمد مظفر را پی زدند، آن طور که مرگ وی حتمی بود. در این هنگام محمد مظفر ضمن استغفار و توبه با خدای خویش عهد کرد که اگر جان سالم به در برد، مسجدی بنا کند و تا آخر عمر دست از عبادت خدا بر ندارد. در این هنگام پهلوان علیشاه بمی، سردار لشکر امیر از راه رسید و مرکب خود را به او داد تا از معرکه خارج شود. بدین سان وی از مرگ حتمی نجات یافت و به احداث مسجد جامع همت گمارد. طول صحن مسجد 5/66 و عرض صحن آن 49 متر است.