فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

نقش شهید در دوران دفاع مقدس

با آغاز جنگ تحمیلی و بسیج همه جانبه مردم و قوای مسلح برای حضور در جبهه و پشتیبانی جبهه های جنگ، آیه الله اشرفی نیز با مهم توصیف کردن مسئله جنگ، در مدت 25 ماه در تمام خطبه های نماز جمعه و مصاحبه ها و پیامهایش به حضور مردم در جبهه های تأکید می ورزیدن.
شهید محراب، دایماً با حضور در جبهه ها به دیدار رزمندگان می شتافت و مقید بود که سخنرانی کند و با یکایک رزمندگان مصافحه می کرد و با آنان به گفتگو می نشست و می فرمود: وقتی به جبهه می روم تا مدتی روحیه ام قوی می شود. علیرغم کهولت سن مسافتهای طولانی و راههای صعب العبور را به عشق دیدار دلاورمردان جبهه توحید، با وسایل نقلیه نظامی در شرایط دشوار می پیمود. بارها در جبهه های ایلام، قصر شیرین و پادگان ابوذر، گیلان غرب، نوسود، بستان، آبادان، خرمشهر، سومار حضور یافت و با سخنرانیهای دلنشین، به سپاهیان اسلام روحیه بخشید. پس از آزادی قصر شیرین به آن شهر سفر کرده و با خواندن دو رکعت نماز شکر در مسجد این شهر، سپاسگزاری خود را به درگاه خداوند به جای آورد.
وجود در مناطق عملیاتی سبب دلگرمی رزمندگان و باعث شور و شوق بسیار در آنها می گردید. یک بار پس از عزیمت به منطقه جنوب، عازم شهر آزاد شده بستان گردید و زیر بمباران وحشیانه دشمن وارد شهر شد و از آنجا عازم آبادان گردید. هنگام آغاز عملیات فتح المبین در دوم فروردین 1361، در قرارگاه حضور یافتند و پیشنهاد کردند عملیات به نام حضرت زهرا علیها السلام نامگذاری شود.
در دومین سفر خود به خوزستان پس از آزادی خرمشهر، عازم اهواز گردید و مردم این شهر نماز شکر را به امامت ایشان به جای آوردند. بعد از ظهر همان روز علی رغم مخالفت فرماندهان، وی و امام جمعه اهواز عازم منطقه خرمشهر شدند و پس از ورود به شهر، به مسجد جامع در جمع رزمندگان حضور یافته و فرمودند: امروز یکی از روزهای مهم اسلامی و یوم الله است و از جمله آرزوهای من فتح خرمشهر بود که بحمدالله من زنده ماندم و این روز را دیدم. در شب جمعه هشتم مهر 1361 در منطقه غرب، عملیات مسلم بن عقیل با حضور شهید و تنی چند از مقامات کشوری و لشکری آغاز شد. ایشان در آن شب حال عجیبی داشت و یک لحظه آرام نداشت و تا صبح به دعا و مناجات مشغول بود و لحظه ای هم به استراحت نپرداخت. نزدیکیهای صبح بود که یک عدد گلوله توپ در نزدیکی در شب جمعه هشتم مهر 1361 در منطقه غرب، عملیات مسلم بن عقیل با حضور شهید و تنی چند از مقامات کشوری و لشکری آغاز شد. ایشان در آن شب حال عجیبی داشت و یک لحظه آرام نداشت و تا صبح به دعا و مناجات مشغول بود و لحظه ای هم به استراحت نپرداخت. نزدیکیهای صبح بود که یک عدد گلوله توپ در نزدیکی چادر ایشان منفجر گردید. فرماندهان جهت ترک آن محل اصرار کردند، اما ایشان نپذیرفت و فرمود: من از این محل نمی روم و آماده هرگونه مسئله ای هستم، زیرا خون من رنگین تر و جان من عزیزتر از این عزیزان رزمنده نیست. من باید تا پایان عملیات اینجا باشم. سرانجام شهید محلاتی، عبا و عمامه ایشان را برداشته و بر سر و دوش ایشان گذاشته و عصا را به دستش داده و او را عازم کرمانشاه کرد.
در پشت جبهه هم فعالیتهای چشمگیری داشت که از جمله آنها افتتاح حسابی در بانک برای جمع آوری کمکهای نقدی به جبهه ها بود. حساب دیگری نیز جهت کمک به مهاجرین جنگ افتتاح کردند. حساب دیگری نیز جهت بازسازی منطقه گیلانغرب که به استان کرمانشاه محول شده بود، اختصاص دادند.
شهید به مسئله وحدت بین شیعه و سنی اهمیت فوق العاده می دادند. اقدامات ایشان در این زمینه بسیار مؤثر واقع می شد.

ترور آیه الله اشرفی اصفهانی

منافقین ترور این بزرگوار را از مدتها پیش در سرلوحه کار خود قرار داده بودند. اولین با در سال 1359، منزل ایشان هدف یک بمب صوتی منافقین قرار گرفت که پس از انفجار، به علت حاضر نبودن وی در محل حادثه، این سوء قصد نافرجام ماند.
در دومین اقدام منافقین، در تیز 1360، هنگامی که آیه الله اشرفی برای اقامه نماز ظهر عازم مسجد بروجردی کرمانشاه بودند و قصد ورود به مسجد را داشتند، به ناگاه سه مهاجم مسلح از داخل یک اتومبیل به سوی وی آتش گشودند که گلوله به وی اصابت نکرد. مهاجمین در حین فرار نارنجکی به سوی او پرتاب کردند که به ایشان آسیبی نرسید، ولی تعدادی بی گناه شهید و مجروح شدند.

شهادت آیه الله اشرفی اصفهانی

سومین اقدام در روز جمعه 23 مهر 1361 هنگامی که خطبه اول نماز را آغاز کرده بود، ناگهان یک نفر به طرف وی هجوم آورده، ایشان را در آغوش گرفت و لحظه ای بعد بر اثر انفجار نارنجک، معظم له در حالی که به حالت سجده به زمین افتاده بودند، به شهادت رسیدند.
بدین ترتیب محراب خونین کرمانشاه، منزلگاه عروج آیه الله اشرفی اصفهانی گردید و به فرمایش امام (ره): شهدات او جامعه روحانیت را سوگوار کرد.
در روز تشییع، شهر کرمانشاه یکپارچه تعطیل، و در سراسر کشور عزای عمومی اعلام گردید. جنازه آن بزرگوار پس از تشییع باشکوه، بنا به وصیت ایشان به اصفهان انتقال و در قبرستان اصفهان (تخت فولاد) به خاک سپرده شد.