فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

15 خرداد 1342 تا پیروزی انقلاب

پس از واقعه 15 خرداد 1342 که قیام ملت به خون کشیده شد، شهید محراب نیز در منطقه غرب کشور و شهر کرمانشاه به تبعیت از مام (ره) مبارزات خود را آغاز کرد و با نشر اعلامیه و نوار سخنرانی، زمینه گسترش قیام را فراهم نمود. پس از دستگیری امام (ره)، ایشان در جهت جلب نظر علمای قم و بخصوص مراجع تقلید برای ادامه نهضت تلاش داشتند. به همین منظور به دیدار آیه الله العظمی گلپایگانی و سپس به دیدار آیه الله العظمی مرعشی نجفی رفته و از ایشان در خواست حمایت از حرکت امام (ره) را می کند و میان برنامه های این دو مرجع هماهنگی جدی به عمل می آورد.
با آزادی امام (ره) از زندان، وی به اتفاق چند تن از علما به قم عزیمت کرده و با معظم له دیدار وبا کسب اجازه کتبی وکالت و اجازه مطلق در امور حسبیه و شرعیه از جانب امام (ره) نماینده تام الاختیار ایشان در استان کرمانشاه می شود.
در زمان حیات مرحوم آیه الله حکیم، مقدمات مرجعیت مطلقه امام (ره) را آماده کرد و در ماههای رمضان و محرم و صفر و ایام فاطمیه، ضمن دعوت از روحانیون مبارز و سوق دهی سخنرانیها به مسئله مرجعیت امام (ره)، اقدامات مهمی را در این زمینه انجام دادند به نحوی که تعدادی از سخنرانان در همین رابطه دستگیر و بازداشت شدند.
با ادامه مبارزات وی، موج مخالفتها با او چه از سوی رژیم و چه برخی روحانی نماها شدت می گیرد و بارها ایشان را به تبعید و یا به زندان تهدید می کنند. علاقه آیه الله اشرفی به امام (ره) به وضوح در کلام شهید مشاهده می گردید و از امام (ره) به عنوان کسی که از او ترک اولی سر نمی زند و ذره ای هوای نفس ندارد، رهبر انقلاب، مرجع تقلید جامع الشرایط، اعلم، اورع و ولی فقیه نام می برد.
هنگامی که موج جدید مبارزات مردمی به رهبری امام (ره) در 19 دی 1356 آغاز گردید و این حرکت توفنده اقصی نقاط کشور را در بر گرفت، شهید اشرفی در کرمانشاه، رهبری مبارزات مردمی را عهده دار شد و با دعوت از روحانیون مبارز در هدایت مردم، نقش موثری را ایفا و با ارسال نامه های متعدد برای امام (ره) در موارد مختلف و پس از دریافت پاسخ، دستورهای معظم له را نصب العین قرار می داد.
در یکی از تظاهراتی که علیه رژیم شاهنشاهی انجام شد، مورد هجوم مأموران رژیم قرار گرفته و آسیب دیدند. چند روز بعد افراد ساواک با حمله به منزل ایشان، او را دستگیر و بدون اینکه اجازه خواندن نماز صبح را به وی بدهند، با عجله به تهران منتقل و در کمیته شهربانی زندانی کردند. و چند روزی را در سلول انفرادی گذراندند. اما به دنبال اعتراضات شدید مردم، پس از چند روز، وی را آزاد کردند و او مجدداً رهبری قیام مردم کرمانشاه را به عهده گرفت. شهید در هر تظاهرات و راهپیمائی پیشاپیش جمعیت حرکت می کرد و تا پایان مراسم حضوری فعال داشت. مراسم راهپیمائی روز عید فطر، تاسوعا و... که هر کدام حرکتهای شایان توجه بود، از جمله اقدامات ایشان به شمار می آیند.

انتصاب آیه الله اشرفی به امامت جمعه کرمانشاه

در 14 ذی القعده 1399 قمری مصادف با مهرماه 1358 شمسی طی حکمی از سوی امام خمینی (ره)، آیه الله اشرفی به عنوان امام جمعه کرمانشاه منصوب شد و تا جمعه 23/7/1361 در این سنگر خدمات مهمی را به اسلام و انقلاب عرضه داشت.
متن حکم امام (ره) بدین شرح می باشد:(26)
بسمه تعالی
جناب مستطاب شیخ الاعلام و حجه الاسلام آقای حاج عطاءالله اشرفی اصفهانی دامت افاضاته، امید است وجود شریف از بلیات محفوظ و به انجام وظایف الهی مشغول باشید.
ضمناً طوماری به امضای آقایان محترم علمای اعلام کرمانشاه و اصل گردید که در خواست نموده بودند جناب عالی فریضه نماز جمعه را در آن شهر اقامه فرمایید و با توجه به وضع زمان و احتیاج مسلمانان به اینگونه اجتماعات مذهبی، مناسب است دعوت آقایان محترم را بپذیرید و بدین وسیله جناب عالی به امامت نماز جمعه منصوب می شوید تا ان شاء الله تعالی هر چه با شکوهتر این فریضه الهی را در آن شهر اقامه نمایید.
از خدای تعالی ادامه توفیقات جناب عالی در راه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.
و السلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی

نقش شهید در دوران دفاع مقدس

با آغاز جنگ تحمیلی و بسیج همه جانبه مردم و قوای مسلح برای حضور در جبهه و پشتیبانی جبهه های جنگ، آیه الله اشرفی نیز با مهم توصیف کردن مسئله جنگ، در مدت 25 ماه در تمام خطبه های نماز جمعه و مصاحبه ها و پیامهایش به حضور مردم در جبهه های تأکید می ورزیدن.
شهید محراب، دایماً با حضور در جبهه ها به دیدار رزمندگان می شتافت و مقید بود که سخنرانی کند و با یکایک رزمندگان مصافحه می کرد و با آنان به گفتگو می نشست و می فرمود: وقتی به جبهه می روم تا مدتی روحیه ام قوی می شود. علیرغم کهولت سن مسافتهای طولانی و راههای صعب العبور را به عشق دیدار دلاورمردان جبهه توحید، با وسایل نقلیه نظامی در شرایط دشوار می پیمود. بارها در جبهه های ایلام، قصر شیرین و پادگان ابوذر، گیلان غرب، نوسود، بستان، آبادان، خرمشهر، سومار حضور یافت و با سخنرانیهای دلنشین، به سپاهیان اسلام روحیه بخشید. پس از آزادی قصر شیرین به آن شهر سفر کرده و با خواندن دو رکعت نماز شکر در مسجد این شهر، سپاسگزاری خود را به درگاه خداوند به جای آورد.
وجود در مناطق عملیاتی سبب دلگرمی رزمندگان و باعث شور و شوق بسیار در آنها می گردید. یک بار پس از عزیمت به منطقه جنوب، عازم شهر آزاد شده بستان گردید و زیر بمباران وحشیانه دشمن وارد شهر شد و از آنجا عازم آبادان گردید. هنگام آغاز عملیات فتح المبین در دوم فروردین 1361، در قرارگاه حضور یافتند و پیشنهاد کردند عملیات به نام حضرت زهرا علیها السلام نامگذاری شود.
در دومین سفر خود به خوزستان پس از آزادی خرمشهر، عازم اهواز گردید و مردم این شهر نماز شکر را به امامت ایشان به جای آوردند. بعد از ظهر همان روز علی رغم مخالفت فرماندهان، وی و امام جمعه اهواز عازم منطقه خرمشهر شدند و پس از ورود به شهر، به مسجد جامع در جمع رزمندگان حضور یافته و فرمودند: امروز یکی از روزهای مهم اسلامی و یوم الله است و از جمله آرزوهای من فتح خرمشهر بود که بحمدالله من زنده ماندم و این روز را دیدم. در شب جمعه هشتم مهر 1361 در منطقه غرب، عملیات مسلم بن عقیل با حضور شهید و تنی چند از مقامات کشوری و لشکری آغاز شد. ایشان در آن شب حال عجیبی داشت و یک لحظه آرام نداشت و تا صبح به دعا و مناجات مشغول بود و لحظه ای هم به استراحت نپرداخت. نزدیکیهای صبح بود که یک عدد گلوله توپ در نزدیکی در شب جمعه هشتم مهر 1361 در منطقه غرب، عملیات مسلم بن عقیل با حضور شهید و تنی چند از مقامات کشوری و لشکری آغاز شد. ایشان در آن شب حال عجیبی داشت و یک لحظه آرام نداشت و تا صبح به دعا و مناجات مشغول بود و لحظه ای هم به استراحت نپرداخت. نزدیکیهای صبح بود که یک عدد گلوله توپ در نزدیکی چادر ایشان منفجر گردید. فرماندهان جهت ترک آن محل اصرار کردند، اما ایشان نپذیرفت و فرمود: من از این محل نمی روم و آماده هرگونه مسئله ای هستم، زیرا خون من رنگین تر و جان من عزیزتر از این عزیزان رزمنده نیست. من باید تا پایان عملیات اینجا باشم. سرانجام شهید محلاتی، عبا و عمامه ایشان را برداشته و بر سر و دوش ایشان گذاشته و عصا را به دستش داده و او را عازم کرمانشاه کرد.
در پشت جبهه هم فعالیتهای چشمگیری داشت که از جمله آنها افتتاح حسابی در بانک برای جمع آوری کمکهای نقدی به جبهه ها بود. حساب دیگری نیز جهت کمک به مهاجرین جنگ افتتاح کردند. حساب دیگری نیز جهت بازسازی منطقه گیلانغرب که به استان کرمانشاه محول شده بود، اختصاص دادند.
شهید به مسئله وحدت بین شیعه و سنی اهمیت فوق العاده می دادند. اقدامات ایشان در این زمینه بسیار مؤثر واقع می شد.