فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

شهادت آیه الله عطاء الله اشرفی اصفهانی: امام جمعه کرمانشاه: 23 مهر 1361

در شعبان 1322 قمری، مطابق با 1281 شمسی در خمینی شهر (سده) از توابع اصفهان در خانواده ای روحانی و اهل علم، فرزندی دیده به جهان گشود که او را عطاء الله نامیدند.(25)
وی یگانه فرزنده پسر مرحوم حجه الاسلام میرزا اسد الله، نوه مرحوم حجه الاسلام میرزا محمد جعفر، از علمای معروف سده و جدش از علمای معروف جبل آمل لبنان بود. مادر مکرمه ایشان از سلسله جلیله سادات اصفهان می باشد.
دروس ابتدایی را در همان خمینی شهر آموخت و در 12 سالگی عازم اصفهان گردید و در طی 10 سال، دروس ادبیات و سطح، فقه و اصول و یک دوره درس خارج اصول را در محضر اساتیدی چون آیات سید مهدی درچه ای، بروجردی، سید محمد نجف آبادی، فشارکی، مدرس گذرانید.
در سال 1343 قمری - در 20 سالگی جهت ادامه تحصیلات حوزوی عازم قم گردید و پس از 3 سال زندگی در مدارس علمیه مختلف، به حجره ای در مدرسه فیضیه نقل مکان کرد و مدت 20 سال و در حالی که همسر و فرزندانش به علت فشار زندگی و تنگدستی که امکان اجاره اتاقی را در قم نداشت، در اصفهان به سر برد. شهید در قم از محضر اساتید بزرگوار آیات شیخ عبد الکریم حائری (ره)، حجت کوه کمره ای، حاج سید محمد تقی خوانساری و سید صدر الدین صدر بهره های فراوان برد و جزوات فقه و اصولی که در جلسات درس می نوشتند هم اکنون موجود است. وی به سبب کوشش و جدیت زاید الوصفی که در یادگیری داشت، مورد توجه مراجع تقلید زمان خود، بخصوص آیه الله سید محمد تقی خوانساری قرار گرفت و اولین اجازه اجتهاد از سوی معظم له به ایشان داده شد.

امامت نماز جماعت در فیضیه

مرحوم آیه الله خوانساری در مدرسه فیضیه اقامه نماز جماعت می فرمودند و در غیبت ایشان، امام (ره) نماز جماعت را به پا می داشتند و در غیاب این دو بزرگوار به اصرار طلاب، آیه الله اشرفی اقامه نماز می کردند و حتی یکبار امام (ره) به ایشان اقتدا کردند که این حکایت از زهد و تقوای آن بزرگوار دارد.
پس از ورود آیه الله العظمی بروجردی به قم و ارایه درس فقه و اصول از سوی معظم له، شهید اشرفی نیز ضمن شرکت در درس ایشان، در فراگیری دروس او اهتمام بسیار ورزیدند و چنان مورد عنایت استاد قرار گرفت که چندین بار استاد به دیدار شاگر خویش رفته و پس از دیدن دست نوشته های درس خود، بسیار خرسند شده و برای وی لوح تقدیر فرستادند. شهید در طی مراحل تعلم، شاگردان بسیاری تربیت کرد.
پس از مدتی، آیه الله العظمی بروجردی به وی دستور عزیمت به کرمانشاه و پذیرش مسئولیت نمایندگی خود را به ایشان دادند.

15 خرداد 1342 تا پیروزی انقلاب

پس از واقعه 15 خرداد 1342 که قیام ملت به خون کشیده شد، شهید محراب نیز در منطقه غرب کشور و شهر کرمانشاه به تبعیت از مام (ره) مبارزات خود را آغاز کرد و با نشر اعلامیه و نوار سخنرانی، زمینه گسترش قیام را فراهم نمود. پس از دستگیری امام (ره)، ایشان در جهت جلب نظر علمای قم و بخصوص مراجع تقلید برای ادامه نهضت تلاش داشتند. به همین منظور به دیدار آیه الله العظمی گلپایگانی و سپس به دیدار آیه الله العظمی مرعشی نجفی رفته و از ایشان در خواست حمایت از حرکت امام (ره) را می کند و میان برنامه های این دو مرجع هماهنگی جدی به عمل می آورد.
با آزادی امام (ره) از زندان، وی به اتفاق چند تن از علما به قم عزیمت کرده و با معظم له دیدار وبا کسب اجازه کتبی وکالت و اجازه مطلق در امور حسبیه و شرعیه از جانب امام (ره) نماینده تام الاختیار ایشان در استان کرمانشاه می شود.
در زمان حیات مرحوم آیه الله حکیم، مقدمات مرجعیت مطلقه امام (ره) را آماده کرد و در ماههای رمضان و محرم و صفر و ایام فاطمیه، ضمن دعوت از روحانیون مبارز و سوق دهی سخنرانیها به مسئله مرجعیت امام (ره)، اقدامات مهمی را در این زمینه انجام دادند به نحوی که تعدادی از سخنرانان در همین رابطه دستگیر و بازداشت شدند.
با ادامه مبارزات وی، موج مخالفتها با او چه از سوی رژیم و چه برخی روحانی نماها شدت می گیرد و بارها ایشان را به تبعید و یا به زندان تهدید می کنند. علاقه آیه الله اشرفی به امام (ره) به وضوح در کلام شهید مشاهده می گردید و از امام (ره) به عنوان کسی که از او ترک اولی سر نمی زند و ذره ای هوای نفس ندارد، رهبر انقلاب، مرجع تقلید جامع الشرایط، اعلم، اورع و ولی فقیه نام می برد.
هنگامی که موج جدید مبارزات مردمی به رهبری امام (ره) در 19 دی 1356 آغاز گردید و این حرکت توفنده اقصی نقاط کشور را در بر گرفت، شهید اشرفی در کرمانشاه، رهبری مبارزات مردمی را عهده دار شد و با دعوت از روحانیون مبارز در هدایت مردم، نقش موثری را ایفا و با ارسال نامه های متعدد برای امام (ره) در موارد مختلف و پس از دریافت پاسخ، دستورهای معظم له را نصب العین قرار می داد.
در یکی از تظاهراتی که علیه رژیم شاهنشاهی انجام شد، مورد هجوم مأموران رژیم قرار گرفته و آسیب دیدند. چند روز بعد افراد ساواک با حمله به منزل ایشان، او را دستگیر و بدون اینکه اجازه خواندن نماز صبح را به وی بدهند، با عجله به تهران منتقل و در کمیته شهربانی زندانی کردند. و چند روزی را در سلول انفرادی گذراندند. اما به دنبال اعتراضات شدید مردم، پس از چند روز، وی را آزاد کردند و او مجدداً رهبری قیام مردم کرمانشاه را به عهده گرفت. شهید در هر تظاهرات و راهپیمائی پیشاپیش جمعیت حرکت می کرد و تا پایان مراسم حضوری فعال داشت. مراسم راهپیمائی روز عید فطر، تاسوعا و... که هر کدام حرکتهای شایان توجه بود، از جمله اقدامات ایشان به شمار می آیند.