فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

انسان و فلسفه در شعر حافظ

ذهن و تفکر حافظ یک سویه نیست و تنها به یک موضوع خاص نمی اندیشد، بلکه تمام مسائل مربوط به انسان را مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار می دهد. حافظ یک شاعر، عاشق عارف بزرگ، فیلسوف و متفکر آینده نگر و جهان بین گرنمایه است. او روشنفکری است که مسائل بزرگ و پیچیده در مقابل تفکر او مفهومی جدید می یابند. بعد فلسفی تفکر حافظ نیز یکی از ابعاد گوناگون فکری و ذهنی اوست.
بسیاری از شاعران، متفکران و فلاسفه غرب و شرق، انسان را در حالت خلاء و ابهام قرار داده اند. انسانی که احساس می کند زمین زیر پایش کاملاً تو خالی و لرزان است. انسانی که مضطرب و نا امید می شود و همه چیز و همه کار را بیهوده و بی ارزش می پندارد. برخورد این متفکران با فلسفه انسان و فلسفه علت وجود او، غیر عادلانه است و ارزش انسان را به هیچ می رساند.
اما برخورد حافظ با مسئله انسان و فلسفه هستی، بسیار آگاهانه است. او چنان بهره ای از استعاره ها و کنایات فلسفی می گیرد که می تواند به مدد آنها ، زندگی انسان را آرامش بخشد. حافظ می داند که با هر نوع تفکر و هر اندازه دانش، سرانجام به مرحله حیرت می رسد. دقایقی در غزلیات حافظ و جود دارند - نشان می دهند او در آن لحظه های خاص، به ژرفای حیرت فرو رفته است و به دنبال چراغی می گردد که این ظلمات فلسفه را روشن نماید.
این شب سیاهم گم گشت راه مقصود - از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

پیام والای حافظ

باری، پیام والای حافظ همانا تقدیس و تسبیح عشق به حق تعالی است. او می گوید، عشق به خداوند، جوهر هستی است. آدمی و پری طنین هستی عشق هستند، بجز عشق همه چیز فانی است.
در عشق به پروردگار متعال، بی تناسبی، کثرت، حرص، حد و کرانه، بی نوایی، نقص و... نیست و اگر در سخن حافظ، سازوارگی، وحدت، ایجاز، بی کرانگی، غنا و کمال ملاحظه می شود، به خاطر این است که او بوی عشق را با تمام وجودش حس کرده است. حافظ از دولت عشق به خداوند، "لسان الغیب" شده است.

دیدگاه رهبر معظم انقلاب نسبت به حافظ

آیه الله خامنه ای در دوران تصدی ریاست جمهوری در کنگره بزرگداشت ششصدمین سال وفات حافظ راجع به این شخصیت در 28 آبان 1367 سخنرانی مبسوطی ایراد فرمودند که بخشی از آن بدین شرح است:(23)
حافظ درخشانترین ستاره فرهنگ فارسی است. در طول این چند قرن تا امروز، هیچ شاعری به قدر حافظ در اعماق و زوایای ذهن و دل ملت ما نفوذ نکرده است. او شاعر تمام قرنهاست و همه قشرها، از عرفای مجذوب جلوه های الهی تا ادیبان و شاعران خوش ذوق تا رندان بی سروپا و تمام مردم عادی و معمولی، هر کدام در حافظ سخن دل خود را یافته اند و به زبان او شرح وصف حال خود را سروده اند. شاعری که دیوان او در همه جای کشور در بسیاری از خانه ها یا بیشتر خانه ها، با قداست و حرمت در کنار کتاب الهی گذاشته می شود. شاعری که لفظ و معنا و قالب و محتوا را باهم به اوج رسانده است و در هر مقوله ای، زبده ترین و معجزترین و شیرین ترین گفته را دارد. البته در جامعه ما و بیرون از کشور ما درباره حافظ سخنها گفته اند، قلمها زده اند و به دهها زبان دیوان او را برگردانده اند، صدها کتاب در شرح حال او یا دیوان او را برگردانده اند، صدها کتاب در شرح حال او یا دیوان شعرش نوشته اند، اما همچنان حافظ ناشناخته مانده است... ما حافظ را فقط به عنوان یک حادثه تاریخی ارج نمی نهیم، بلکه حافظ همچنین حامل یک پیام و فرهنگ است. دو خصوصیت وجود دارد که ما را وامی دارد از حافظ تجلیل کنیم و یاد او را زنده نگاه داریم: اول، زبان فاخر او که همچنان بر قله زبان و شعر فارسی ایستاده است و ما این زبان را باید ارج بنهیم و از آن معراجی بسازیم به سوی زبان پاک پیراسته، کامل و والا، چیزی که امروز از آن محرومیم. دوم، معارف حافظ که خود او تأکید می کند از نکات قرآنی استفاده کرده است. قرآن، درس زندگی انسان است و شعر حافظ مستفاد از قرآن می باشد. حافظ خود اعتراف دارد که نکات قرآنی را آموخته و زبان خودش را به آنها گشوده است.
بزرگداشت حافظ، بزرگداشت فرهنگ اسلامی و ایرانی و اندیشه های ناب است.