فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

احترام به پدر و مادر در اسلام

خانواده یکی از کانونهای مقدس در دین اسلام است، زیرا در پرتو خانواده است که بقای نسل تضمین می شود و خانواده، مأمنی برای آرامش افراد و بستری برای کمال انسان می گردد. همان گونه که برای ایجاد این کانون در اسلام سفارش شده، جهت بقای آن نیز توصیه ها و دستورهای لازم ارایه گردیده است. اسلام اهتمام زیادی نسبت به حفظ و تقویت سلامت خانواده دارد تا این نهاد مقدس، هر چه بیشتر، به صورت کانون مهر و صفا در آید و پیوندهای میان اعضای آن، مستحکمتر و بنیان خانواده استوار تر گردد. مهمترین دستور اسلام در این رابطه احترام گذاردن فرزندان به والدین و یاری رساندن به آنان است.
التزام و وظیفه رعایت حرمت والدین از چند جنبه قابل بررسی است:
1- عقلانی: عقل سلیم حکم می کند که فرزندان به پدر و مادر خود احترام گذارند، زیرا علاوه بر آن که والدین حق ولایت بر مولود خود را دارند، وجود یافتن مولود نیز به واسطه والدین صورت می پذیرد. پدر و مادر با زحمات فراوان، فرزندان را بزرگ و با ظرافت خاصی تربیت می کنند، آنان را از طفولیت تا مراحل بلوغ و رشد، سرپرستی می کنند و از خطرها می رهانند تا آن گاه که جوانی برومند می شوند. طبق قانون 1177 مدنی که بر گرفته از اسلام است: طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی که باشد، باید به آنان احترام گذارد.
2- انسانی: حس نوع دوستی، روحیه انسانی و احساسات عاطفی و روانی و کششهای درونی و اخلاقی موجود در بین والد و مولود، در تحکیم پیوند آنها و نزدیک شدنشان به یکدیگر مؤثر است و همین امر ایجاب می کند که فرزندان رعایت احترام والدین را بکنند.
3- وجدان بشری: آنان که به وجدان بشری معتقد و حداقل، آن را محکمه قضاوت اعمال خود می دانند، به خاطر حقوقی که پدر و مادر بر آنها دارند، باید حرمت والدین را نگاه دارند.
4- اجتماعی: جامعه ما اسلامی و فرهنگ حاکم بر جامعه نیز از اصول اسلامی نشأت می گیرد، بنابراین مناسب است که حقوق والدین و فرزندان از دیدگاه اسلام تبیین شود و توصیه های اسلامی در این ارتباط، مورد توجه قرار گیرد.
5- قرآنی: قرآن کریم سفارشهای اکیدی در رعایت احترام والدین دارد، بطوری که احترام به پدر و مادر بعد از ایمان به خداوند متعال، قرار گرفته، زیرا آنان متحمل زحمات زیادی شده و امر خطیر و دشوار تربیت و پرورش فرزندان را بر عهده داشته اند.
و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلثون شهراً حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضیه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک و انی من المسلمین(18)
و انسان را وصیت نمودیم که به والدینش خوبی کند، مادرش او را بدشواری برداشت و بنهادش بدشواری حملش و بریدنش از شیر تا سی ماه، تاهنگامی که به نیروهای خود دست یافت و به چهل سالگی رسید و گفت: پروردگارا در دل من انداز که شکر کنم نعمت تو را که انعام کردی بر من و بر والدینم و این که کار شایسته مورد پسند تو را بکنم و شایستگی ده مرا در اولادم، بدرستی که من به سوی تو بازگشتم و بدرستی که من از اسلام آورندگانم.
همچنین،در قرآن به فرزندان توصیه شده که به والدین خود کمک کنند و اگر ثروتی دارند، به پدر و مادرشان انفاق کنند و هنگامی که مرگشان فرا رسید، از دارایی خود به والدینشان وصیت نمایند. این بخشش و حمایت مالی غیر از احترام و احسان عاطفی است که فرزندان باید نسبت به والدین انجام دهند.
یسئلونک ماذا ینفقون قل ما انفقتم من خیر فللواالدین(19)
می گویند که چه چیز را انفاق کنند، بگو: آنچه انفاق کنند، بگو: آنچه انفاق کنید برای پدر و مادر از بهترین رواست.
بنابراین، به حکم الهی و فطری و سنت اجتماعی، باید فرزندان حرمت پدر و مادر خود را حفظ و به ایشان احسان کنند. زیرا اگر این حکم الهی و ضرورت اجتماعی، جریان نیابد و فرزندان با پدر و مادر خود مانند بیگانگان رفتار نمایند، بطور قطع، عاطفه میان آنان از بین می رود و شیرازه اجتماع از هم می پاشد.

هجرت امام خمینی (ره) از نجف به پاریس: 13 مهر 1357

پس از قیام مردمی 15 خرداد 1342، که با تهاجم بی رحمانه رژیم پهلوی به خون کشیده شد، رژیم محدودیتهای بیشتری برای امام خمینی (ره) و گروههای مذهبی اعمال کرد و آنگاه که امام (ره) علیه تصویب لایحه کاپیتو لاسیون(20)خروش بر آوردند، در 13 آبان 1343، ایشان را ابتدا به ترکیه و سپس به عراق تبعید کرد.
اقامت 14 ساله این مرجع آگاه در نجف اشرف، توأم با یک زندگی بسیار ساده و بی تکلف بود. امام در طی این مدت، با محدودیتهای مختلفی که برایشان به وجود آورده بودند، فریادهای حق طلبانه و ظلم ستیز خود را علیه رژیم. از طریق سخنرانی، ارسال پیامهای کتبی و شفاهی به گوش ملت ایران می رساندند و بدین وسیله ماهیت بیدادگری و فساد و وابستگی رژیم را برملا می ساختند.
امام (ره) در کنار این اقدامات به تدریس فلسفه سیاسی حکومت اسلامی، تحت عنوان ولایت فقیه، همراه با دروس فقه و اصول پرداختند و شاگردانی برجسته و هم فکر تربیت کردند.
ثمره مجموعه این فعالیتها باعث آگاهی و رشد سیاسی روزافزون همه اقشار اعم از تحصیل کرده ها، روحانیون، بازاریها، شهریها، روستاییهاو... گردید و قاطبه ملت ایران، رهبری ایشان را پذیرفته و شعله های انقلاب فروزان گردید.
پس از ناامیدی رژیم از سکوت امام، دست به فعالیتهای سیاسی برای ساکت کردن و یا اخراج ایشان از عراق زد.
اولین مذاکره بین وزرای خارجه دو کشور ایران و عراق، هنگام شرکت در اجلاس سالانه سازمان ملل در نیویورک انجام شد، سپس هیئتی از تهران به بغداد عزیمت و با مقامات عراقی مذاکراتی به عمل آورد. نتیجه این دو مذاکره، ایجاد محدودیتهایی برای امام (ره) بود، تا آنجا که منزل ایشان توسط نیروهای امنیتی در 2 مهر 1357 محاصره، و رفت و آمدها محدود و کنترل ایشان توسط نیروهای امنیتی در 2 مهر 1357 محاصره، و رفت و آمدها محدود و کنترل گردید. در این حال رئیس سازمان امنیت عراق، یکی از نزدیکان امام (حجه الاسلام سید محمد دعایی) را احضار و پس از گفتگو با ایشان، در نهایت درخواست کرد که امام (ره) یک ماه سکوت نمایند و دلیل این مطلب را اینطور بیان داشت که ما نسبت به رژیم شاه تعهداتی داریم و خروج امام (ره) هم از عراق صحیح نیست، امام کمتر فعالیت کنند، اعلامیه صادر کنند، ولی خارج از عراق توزیع شود.
هنگامی که این خواسته ها به عرض امام (ره) رسید، ایشان که به هیچ عنوان حاضر نبودند حتی برای یک لحظه هم فعالیتشان تحت فشار یا توصیه های شخص یا اشخاص یا گروهی بنفع رژیم پهلوی محدود گردد، تصمیم به ترک عراق گرفتند و قصد عزیمت به سوریه نمودند، اما به علت تیرگی روابط عراق و سوریه، تصمیم گرفتند که از طریق کویت عازم سوریه شوند.
اخذ ویزا صورت پذیرفت، در حالی که مسئولین صدور ویزا در کویت با آنکه مشخصات شناسنامه ای امام (ره) به آنها داده شده بود، آگاه نبودند که برای چه کسی ویزای ورود صادر می کنند.
صبح روز 13 مهر 1357، امام خمینی (ره) با چند تن از نزدیکان و مرحوم حاج سید احمد آقا، به طرف کویت حرکت کردند. پس از رسیدن به مرز، به رغم داشتن ویزا، به دستور مقامات دولت کویت از ورود ایشان جلوگیری به عمل آمد. از این رو ساعاتی را در مرز سرگردان ماندند. حدود ساعت 11 شب مأموران مرزی عراق به امام اطلاع دادند که بازگشتشان به نجف بلامانع است. اما امام (ره) از بازگشت به نجف خودداری و شب را در بصره گذراندند و تصمیم گرفتند به پاریس بروند. عراقیها هم موافقت خود را اعلام کردند.

پیام امام (ره) هنگام عزیمت به پاریس

امام خمینی (ره) هنگام هجرت به پاریس، در ضمن پیامی که به ملت ایران فرستادند، دلایل هجرت خویش را اینچنین بیان فرمودند:(21)
... اکنون که من به ناچار باید ترک جوار مولا امیر المؤمنین (علیه السلام) را نمایم و در کشورهای اسلامی دست خود را برای خدمت به شما ملت محروم که مورد هجوم همه جانبه اجانب و وابستگان به آنان هستید، باز نمی بینم و از ورود به کویت با داشتن اجازه، ممانعت نموده اند، به سوی فرانسه پرواز می کنم. پیش من مکان معینی مطرح نیست. عمل به تکلیف الهی مطرح است. مصالح عالیه اسلام و مسلمین مطرح است. ما و شما، امروز که نهضت اسلامی به مرتبه بسیار حساسی رسیده است، مسئول هستیم. اسلام از ما انتظار دارد. چشم جهانینان امروز به سوی شما ملت غیور دوخته شده. دولتهای استفاده طلب به مطالعه روحیه و مقدار پشتکار ملت ما پرداخته اند. شما مردان و زنان تاریخ باید پایداری در راه کوبیدن ستمکاران و دفاع از حق را به جهانیان و نسلهای آینده ثابت کنید... سربلند باد ملتی که با فداکاری خود قدم در راه پیروزی حق برداشت و سدهای مانع از آن را یکی پس از دیگری شکست. پیروز باد رادمردانی که باخون خود عزت برباد رفته را باز گرفت و عظمت پایمال شده به دست سلاطین ستمگر را باز یافت.
من وقتی مطالعه روحیه مردان و زنان جوان از دست داده را می کنم، که شجاعانه در مقابل مصایب ایستادگی کرده و می کنند، برای خود احساس شرمندگی می کنم، من می بایست با مصیبتهای شما قدم به قدم همراه و آنچه شما دیده اید، دیده باشم. مع الاسف نتوانستم در بین شما باشم و آنچه شما لمس کردید، بکنم، لکن، از این راه دور چشمم به شما روشن و قلبم برای سلامتی امت اسلامی می طپد. از خداوند تعالی عظمت اسلام و سلمین و کوتاه شدن دست اجانب و وابستگان آنان را مسئلت می نمایم. عصر روز 14 مهر 1357، امام و همراهان به بغداد منتقل و شب را در هتلی (هتل دارالسلام)به سر برده و روز بعد این مهاجر بزرگ زمان با کاروان کوچک همراهش، برای خدا، به سوی خدا و در راه خدا هجرتی تاریخی، سرنوشت ساز را آغاز نمود، در پاریس این کاروان مورد استقبال چند تن از مشتاقان، از جمله آقای دکتر حبیبی قرار گرفت. امام (ره) پس از چند روز اقامت در منزلی در پاریس، به علت آنکه دولت فرانسه مصاحبه با خبرنگاران و نیز شرکت در برنامه های نماز جماعت و اجتماعات سیاسی را برای ایشان ممنوع اعلام کرده بود، ضمن پذیرش موقت شرایط و محدودیتهای دولت فرانسه، به مکانی در حومه شهر پاریس به نام نوفل لوشاتو نقل مکان کردند.
اقامت امام (ره) در پاریس بر خلاف تصور رژیم که می اندیشید فاصله بین تهران و پاریس باعث بروز محدودیتهای زیادی در ارتباط بین امام (ره) و طرفدارانش می شود، باعث تسریع در رشد انقلاب شد، زیرا پاریس مکانی مناسب برای فعالیتهای سیاسی بود و بدین سان شهرک نوفل لوشاتو که دیر زمانی مکانی آرام و بدون سر و صدا بود به خبر سازترین نقطه جهان تبدیل گردید، زیرا سیل گزارشگران، خبرنگاران، عکاسان و فیلمبرداران به آن مکان سرازیر گردید و دولت فرانسه بر خلاف میلش نتوانست مانع مصاحبه ها و ملاقتهای خبرنگاران و بطور کلی فعالیتهای ایشان بشود. بدین ترتیب امام در طول چند ماه اقامت در پاریس(22)، ضمن انجام مصاحبه با خبرنگاران و دیدار با شخصیتهای مختلف فرانسوی، ایرانی و دیگر ممالک دنیا، به افشاگری رژیم پهلوی و حامی اصلیش آمریکا پرداخته و ندای مظلومیت ملت ایران را به گوش جهانیان رساندند. علاوه بر این با تماس تلفنی مستمر با طرفدارانشان در ایران و ارسال پیامهای کتبی ملت را برای انقلاب آمده ساختند. امام (ره) تکیه کلامشان این بود که شاه باید برود و سرانجام در روز 26 دی ماه 1357 شاه از ایران خارج و به مصر رفت.