فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

دومین دستگیری

شهید در آبان 1343، در مسجد فیل مشهد به مدت 10 شب سخنرانی داشت. در این مدت ضمن حمله به لوایح ششگانه شاه آن را یک رفراندم مسخره آمیز و تحمیلی نامید و به استیضاح حکومت شاهنشاهی پرداخت. ساواک مشهد سخت به وحشت افتاد و او را هنگامی که از منبر پایین می آمد دستگیر کرد و مردمی را که می کوشیدند تا از بردن ایشان ممانعت کنند به گلوله بست که تعدادی شهید و مجروح و گروهی نیز دستگیر و با خود وی زندان افتادند. پس از طی دوران زندان مجدداً فعالیتهای پیگیر و مداوم خود را در ادامه راه اسلام ناب، آغاز کرد و با تشکیل جلساتی به سؤالهای مطرح شده پاسخ می گفت. در طی این دوران چندین بار به شهربانی احضار و ممنوع / شده و بخاطر همین تضییقات و فشارهای دیگری که وجود داشت وظیفه خود را در جهت روشنگری اقشار مختلف جامعه در شهرهای دیگر پی گرفت و با سخنرانیهای پرشور خود مردم را بیدار و آگاه می ساخت.

سومین دستگیری و ممنوع المنبر شدن

بار دیگر در سال 1350 پس از ده شب سخنرانی در مسجد سید اصفهان، تحت عنوان "علل عقب ماندگی مسلمین" تحت تعقیب ساواک قرار گرفت و در شهر شیراز دستگیر و به اصفهان منتقل و در آنجا زندانی گردید و همانجا ممنوع المنبر شدنش را برای همیشه و در همه جا به وی ابلاغ کردند.

چهارمین دستگیری

در حادثه 17 خرداد 1354، مأموران رژیم به پایگاه مقاومت اسلام، فیضیه حمله کردند و طلاب را مورد ضرب و شتم قرار داده، تعدادی را دستگیر و زندانی کردند. آن روزها که مصادف با ایام فاطمیه بود، در منزل شهید هاشمی نژاد مراسم روضه خوانی برپا بود. ایشان علی رغم ممنوع المنبر بودن سخنرانی کرد و با یادآوری زندگانی یکایک امامان معصوم، متذکر شد که همه ایشان با خلفای وقت مبارزه می کردند و با اشاره به اوضاع فیضیه و جو اختناق و دیکتاتوری حاکم، این دو را به یکدیگر ربط داده و با تشریح مورد ضرب و شتم قرار گرفتن طلاب، شور و احساس شدیدی را به حاضران بخشید تا جایی که در پایان سخنرانی جمعیت عزادار به خیابان ریخته و ضمن راهپیمایی، شعارهای تندی علیه دستگاه حاکمه سر دادند. سه روز بعد در ساعت 11 شب مأموران ساواک به منزل ایشان یورش برده و او را در حیاط منزل دستگیر و به 2 سال زندان محکوم کردند.
در مدت 2 سالی که در زندان به سر برد از یکسو رنج و مزاحمتهای مأموران زندانی را که نسبت به وی سختگیری شدیدی می کردند، تحمل می کرد و از سوی دیگر با مارکسیستها و منافقین به بحث و گفتگو می پرداخت، و البته در مقابل موضع قاطعانه و منطقی وی آنها همیشه محکوم می شدند و به گونه های مختلف ایشان را مورد اذیت و آزار قرار می دادند.
پس از آزادی از زندان به مشهد بازگشت و مثلث مبارزاتی را با وجود آیات خامنه ای و واعظ طبسی تکمیل کرد و آنقدر در این عرصه کوشا و فعال بود که حضرت امام (ره) در نامه ای خطاب به ایشان فرموده بودند:
من چشمم به افرادی مانند شماها روشن است.