فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

شهید تیمسار سرلشکر سید موسی نامجوی

شهید نامجوی در سال 1317، در بندر انزلی به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات متوسط به دانشکده افسری را یافت و این دوره را با موفقیت به پایان رساند. سپس وارد دانشکده نقشه برداری گردید و با مدرک لیسانس نقشه برداری فارغ التحصیل شد. وی به زبانهای فرانسه و انگلیسی آشنایی داشت. در زمان پیروزی انقلاب عضو هیأت علمی دانشکده افسری بود و به سمت فرماندهی دانشکده منصوب شد و پس از شهادت دکتر چمران به عنوان نماینده امام (ره) در شورای عالی دفاع انتصاب و سپس به عنوان وزیر دفاع به کابینه شهید باهنر راه یافت.
وی یک سرباز بر جسته اسلام و سراپای وجودش اعتقاد به قرآن، اسلام و خط رهبری بود و مخلصانه و صادقانه و بدون تظاهر کار می کرد. زمانی که فرمانده دانشکده افسری بود هیچگونه تغییر منفی در روحیه اش پیدا نشد و همواره همان نامجوی مخلص بود. وی آنچنان محبوب دانشجویان بود که یکایک آنان در شهادت و از دست دادن وی که استادی توانا، مؤمن و مدیر بود، اشک ریختند.
با وجود مراقبتهای ویژه ای که ارتش شاهنشاهی از کلیه نظامیان به عمل می آورد و آنها را از تماس با متفکران مذهبی دور نگه می داشت، نامجوی بطور مخفیانه با یاران امام تماس و ارتباط داشت و به همین جهت طرح یک سازمان نظامی - سیاسی را در سالهای 46- 45، با شهید محمد منتظری و شهید آیت و شهید عباسپور و دیگران ریخت که مرامنامه آن در 14 اصل تدوین شد و پس از آن، کار عضوگیری آغاز گردید. اولین عضو نظامی این سازمان شهید نامجوی بود که به کار شناسایی افراد مؤمن و متعهد و جذب آنها به سازمان مبادرت کرد. این سازمان به خاطر موقعیتی که داشت مرامنامه اش به روی کاغذ آورده نشد و اعضا متن مرامنامه را فقط حفظ کردند. یکی از اعضای این سازمان در مورد فعالیتهای این سازمان و نقش شهید نامجوی در آن می گوید:
در حقیقت شکل دهنده اصلی جناح نظامی سازمان توسط نامجوی انجام شد و او توانست با تلاش پیگیر خودش در سالهای بعد، تعدادی از افراد بسیار مؤمن و متعهد را در درون ارتش به عضویت سازمان در بیاورد که از جمله آنها می توانیم شهید کلاهدوز را نام ببریم. شهید کلاهدوز قبل از پیروزی انقلاب در گارد جاویدان بود و سازمان توانسته بود با کمک شهید نامجوی یک چنین فردی را به عضویت سازمان در آورد، آنهم در گارد جاویدان که دایماً زیر کنترل شدید دستگاه بود، که خود این مسئله زیرکی و هوشیاری شهید نامجوی را می رساند که در شناسایی و عضو گیر چقدر هوشیار و زیرک بوده است.
در آستانه پیروزی انقلاب، شبکه نظامی سازمان، در ارتش توانست فعالیتهای شایانی انجام دهد و در جریان کودتا و اقداماتی که در زمان بختیار می خواست انجام بگیرد، سازمان توانست اطلاعات را قبل از اینکه وارد عمل شوند به امام امت برساند و هر توطئه ای را که در ارتش می شد خنثی می کردند، از جمله در حمله ای که از طرف گارد به نیروی هوایی شد و عملاً هم شکست خورد، اعضای سازمان مداخله گسترده ای داشتند و شهید کلاهدوز نیز در عملیات حضور فعالی داشت. پس از پیروزی انقلاب شهید نامجوی با آن ایمان و اعتقاد و اصالت در خدمت انقلاب قرار گرفت و از صبح پیروزی شروع به بازسازی ارتش کرد تا ارتشی مکتبی و اسلامی به وجود بیاید. او واقعاً شب و روز کار می کرد تا ارتش با سازی شود. شهید نامجوی در دانشکده افسری پس از پیروزی انقلاب که محل ضد انقلاب شده بود، با قدرت در مقابل چپی ها و راستی ها ایستاد و دانشکده را آنچنان تصفیه و بازسازی کرد که بصورت دانشکده ای مکتبی و اسلامی در آمد. در زمان نخست وزیری شهید رجایی، وقتی پیشنهاد پست وزارت دفاع را به او دادند، گفته بود اجازه دهید در دانشکده افسری بمانم، چون اگر دانشکده افسری درست سود به منزله فیضیه ارتش خواهد شد و ارتش شما را درست خواهد کرد. شهید رجایی ضمن تجلیل از او، خواسته اش را پذیرفت و پست وزارت دفاع را به دیگری واگذار نمود.

شهید تیمسار سرلشکر جواد فکوری

شهید فکوری در سال 1317 شمسی، در تبریز به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشکده خلبانی شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند. او همچنین دوره های تکمیلی خلبانی، مدیریت خلبانی (اف 4)، فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را با موفقیت طی کرد.
شهید در تمام دوران خدمتش در ارتش، به عنوان فردی مذهبی و قاطع شناخته می شد و به همین علت پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیت پست های فرماندهی پشتیبانی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه یکم شکاری، معاون عملیاتی نیروی هوایی و فرماندهی نیروی هوایی را به ترتیب بر عهده داشت. همچنین پس از تشکیل کابینه شهید رجایی با حفظ سمت فرماندهی نیروی هوایی، به عنوان وزیر دفاع برگزیده شد و پس از چندی به سمت جانشینی رئیس ستاد مشترک انتخاب شد.
اقدامات متهورانه و تلاشهای ایثارگرانه نیروی هوایی ارتش در روزهای اولیه آغاز تهاجم عراق به ایران در شرایطی که نیروی زمینی ارتش و دیگر نیروها آمادگی لازم را برای مقابله نداشتند، در دوران فرماندهی این شهید عزیز در نیروی هوایی انجام پذیرفت و اعزام 140 فروند هواپیمای جنگنده در اول مهرماه 1359، پس از اولین حمله هوایی ناگهانی عراق، که به اعتراف دشمن بعثی همه محاسبات آنان را در همان روز اول جنگ برهم زده، از جمله کارهای به یاد ماندنی او است.
او می گفت: ارتش جمهوری اسلامی ایران هم دوش با سایر رزمندگان، پاسداران دلیر و نیروهای بسیج بطور قطع پیروز خواهد شد و امیدوارم در آینده ای نه چندان دور به این هدف نهایی خود، که پیروزی است برسیم.
و در مصاحبه ای گفته بود: ما اگر خود را به مرحله خودکفایی و استقلال اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی نرسانیم مسلماً نمی توانیم ادعا کنیم که انقلاب را به پیروزی رسانده ایم. این جنگ تحمیلی برای هر چه بیشتر وابسته کردن امپریالیسم و به دنبال محاصره اقتصادی علیه این ملت توسط آمریکا طرح ریزی شده و ما باید بدانیم برای کسب پیروزی در این جنگ همچون مسلمانان صدر اسلام در شعب ابیطالب، که سه سال تمام در دره ای خشک و در شرایط دشوار اقتصادی زندگی کردند و حاضر به وابستگی نشدند زندگی کنیم، اگر شده با چنگ و دندان بجنگیم و ایمان داشته باشیم، خدا به ما یاری خواهد کرد.

سردار سرلشکر شهید محمد علی جهان آرا

محمد علی جهان آرا در سال 1333، در خانواده ای تهیدست در خرمشهر به دنیا آمد. وی در دوران کودکی از نزدیک با محرومیت های جامعه آشنا گشت و از ایام نوجوانی مبارزه خود را آغاز کرد. او علی رغم سن کم، عضو گروهی به نام حزب الله در خرمشهر بود که در سال 1351، از سوی رژیم منحط پهلوی شناسایی و اعضای آن دستگیر شدند و او را به علت کم سن و سالی به یک سال زندان محکوم کردند، پس از آزادی از زندان فعالیتهای خود را با شدت و آگاهی بیشتر دنبال کرد و پر تلاش تر از گذشته قدم به میدان مبارزه با رژیم ستمشاهی گذاشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی شهید جهان آرا تلاش پیگیر و کوشش پرثمر خود را، همپای مردم دلیر و مسلمان ایران در راه حفظ و پاسداری از دستاوردهای انقلاب آغاز کرد. هنگامی که سپاه پاسداران خرمشهر تشکیل شد جهان آرا در شکل گیری آن نقش فعال و اساسی داشت. مسئولیت واحد عملیات را به عهده گرفت و سپس به فرماندهی سپاه خرمشهر منصوب شد. با یورش وحشیانه ارتش صدام به میهن اسلامی، شهید جهان آرا با هماهنگی پاسداران و جوانان مؤمن خرمشهری به دفاع از شهر پرداخت. او مدت 45 روز در خرمشهر که همه جای آن را آتش و خون گرفته بود به مقاومت پرداخت. خرمشهر با این نبردهای شورانگیز او بود که به خونین شهر مبدل گشت. پس از سقوط خرمشهر وی اقدام به سازماندهی مجدد و انسجام نیروهای موجود نمود و پس از مدتی به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اهواز و سرپرستی ستاد منطقه 8 منصوب گردید.
شهید جهان آرا در مورد خرمشهر، این شهر حماسه ساز تاریخ در جنگهای اخیر چنین می گوید:
مسئله خرمشهر یا خونین شهر، مسئله ای برای رسالت و اثبات انقلاب اسلامی در منطقه شد. این شهر با این که از کوچکترین دفاع که بایستی در مرزهایش خصوصاً صورت می گرفت، برخوردار نبود، بزرگترین حماسه را در طول جنگ تحمیلی، با 45 تا 50 روز مقاومت مردانه خود در تاریخ آفرید. مسئله خرمشهر را علاوه بر جریانی که باعث شد تا سقوط کند باید در دفاع آن دید، تقریباً با 250 کیلومتر مرز خشکی و آبی که آبادان و خرمشهر با عراق دارند، تنها یک گردان دژ که مکانیزه بود و حالت پیاده داشت از آن دفاع می کرد و در اوایل جنگ نیز یک گردان نیمه تانک بود که وارد خرمشهر شد و در رابطه با لشکر 92 کلاً طوری برنامه ریزی شده بود که بتوانند 3 یا 4 روز مقاومت کنند و سپس نیروهای پشتیبانی لشکر وارد عمل شوند، اما بنا به دلایلی که نمی شود مطرح کرد، این پشتیبانی به آن صورت که باید انجام نگرفت. سپاه خرمشهر نیز به علت کمبود وسایل و تجهیزات نمی توانست مقاومت کند و تنها کاری که توانستیم انجام بدهیم این بود که مسئله دفاع را در شهر پیاده کردیم و شهر را به صورت ضربتی دوربندی کردیم و کلیه تدافعات خودمان را در اصراف ساختمان حاشیه شهر انجام دادیم. مدت 45 روز مقاومت شد و بزرگترین حماسه ها را برادران پاسدار و ارتش و نیروهای بسیج و مردمی بخصوص جوانان متعهد و مسئول خرمشهری آفریدند.