فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

سردار سرلشکر شهید یوسف کلاهدوز

شهید کلاهدوز در یکم دی ماه 1325 در قوچان به دنیا آمد. دوره دبستان و دبیرستان را در همانجا به اتمام رسانید و پس از اخذ دیپلم به دانشکده افسری رفته و سپس به مدت هفت سال در شیراز مشغول خدمت بود. او به همراه شهید نامجوی در گروهی که داخل ارتش علیه شاه معدوم و دستگاه او سازمان یافته بود، فعالیت داشت. وی جلسات مستمر و مخفی با روحانیون و مبارزین داشت. یکی از اقدامات متهورانه شهید کلاهدوز خلع سلاح 200 تانک در 21 بهمن 57 بود که رژیم آنها را برای قتل عام مردم بی دفاع تهران آماده کرده بود.
کلاهدوز پس از پیروزی انقلاب اسلامی جزء بنیانگذاران سپاه پاسداران بود و تا قبل از شهادت در رده های مختلف این نیرو مسئولیت داشت که آخرین سمت وی قائم مقام سپاه پاسداران بود. کلاهدوز فردی معتقد و مؤثر در نزدیکی و به هم پیوستگی ارتش و سپاه بود. صفا و صمیمت وی قابل توجه همکاران، دوستان و آشنایانش بود. یکی از دوستان و همکاران وی می گوید:
من با برادر کلاهدوز در اولین روزهای بعد از پیروزی انقلاب آشنا شدم. برادر شهید محمد منتظری برای اولین بار او را به من معرفی کرد. در آن روزها که ما در پادگان جمشیدیه در صدد بودیم تا بر اساس رهنمودهای امام، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل دهیم، شهید کلاهدوز نقش فعالی در این زمینه از خود نشان داد. بعد از مسایلی که اغلب از آنها آگاهیم و با یکی شدن سپاه ها، برادر کلاهدوز به عنوان یکی از اعضای شورای فرماندهی سپاه و با قبول مسئولیت آموزش در سپاه شروع به فعالیت کرد. او معمولاً سعی می کرد از خدماتی که درگذشته انجام داده بود کمتر صحبت کند، اما به علت ضرورت و مسائلی که پیش می آمد پی برده بودیم که او یکی از اعضای گروهی بود که در زمان رژیم منحط پهلوی در ارتش تشکیل شده بود و قصد داشتند در ارتش کارهایی انجام دهند.
حتی یکبار تصمیم می گیرند که به وسیله یکی از همرزمان که در همان گروه بودند یعنی شهید نامجوی، شاه خائن را به قتل برسانند، اما با تحقیقاتی که در این مورد می کنند متوجه می شوند لباس و قسمتی از کلاه شاه ضد گلوله است، لذا از این تصمیم منصرف می شوند. اینها اولین کسانی بودند که خبر رفتن شاه را از ایران به امام در پاریس اطلاع دادند. از کارهای دیگر همین گروه در گارد این بود که توانستند با نفوذی که در قسمتهای مختلف داشتند، سوزن اسلحه های تانکهایی را که قرار بود ساعت چهار بعد از ظهر به شهر بیایند و مردم را به گلوله ببندند، برداشته بودند.
شهید کلاهدوز چون در رژیم قبل بوده و آگاهانه هم با آن روبرو شده و حتی در صدد براندازی آن بوده است، لذا بسیار خوب قدر این نعمت بزرگ، یعنی جمهوری اسلامی را می دانست و همین قدرشناسی بود که طوری او را متعهد کرده بود که به جرأت می توان گفت از نظر فعالیت، نظیر او را در سپاه نداشته و یا بسیار کم داشتیم.
شهید کلاهدوز قبل از سانحه، در جلسه ای که بر اثر بمب گذاری منجر به شهادت رجایی و باهنر گردید حضور داشت، ولی چون در کنار درب قرار گرفته بود، به بیرون پرتاب شده و صدمه ای ندید و به اراده خداوند از این حادثه نجات می یباد تا در سانحه هواپیمای سی - 130، آبدیده تر و مخلص تر به لقاء الله بشتابد.

شهید تیمسار سرلشکر سید موسی نامجوی

شهید نامجوی در سال 1317، در بندر انزلی به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات متوسط به دانشکده افسری را یافت و این دوره را با موفقیت به پایان رساند. سپس وارد دانشکده نقشه برداری گردید و با مدرک لیسانس نقشه برداری فارغ التحصیل شد. وی به زبانهای فرانسه و انگلیسی آشنایی داشت. در زمان پیروزی انقلاب عضو هیأت علمی دانشکده افسری بود و به سمت فرماندهی دانشکده منصوب شد و پس از شهادت دکتر چمران به عنوان نماینده امام (ره) در شورای عالی دفاع انتصاب و سپس به عنوان وزیر دفاع به کابینه شهید باهنر راه یافت.
وی یک سرباز بر جسته اسلام و سراپای وجودش اعتقاد به قرآن، اسلام و خط رهبری بود و مخلصانه و صادقانه و بدون تظاهر کار می کرد. زمانی که فرمانده دانشکده افسری بود هیچگونه تغییر منفی در روحیه اش پیدا نشد و همواره همان نامجوی مخلص بود. وی آنچنان محبوب دانشجویان بود که یکایک آنان در شهادت و از دست دادن وی که استادی توانا، مؤمن و مدیر بود، اشک ریختند.
با وجود مراقبتهای ویژه ای که ارتش شاهنشاهی از کلیه نظامیان به عمل می آورد و آنها را از تماس با متفکران مذهبی دور نگه می داشت، نامجوی بطور مخفیانه با یاران امام تماس و ارتباط داشت و به همین جهت طرح یک سازمان نظامی - سیاسی را در سالهای 46- 45، با شهید محمد منتظری و شهید آیت و شهید عباسپور و دیگران ریخت که مرامنامه آن در 14 اصل تدوین شد و پس از آن، کار عضوگیری آغاز گردید. اولین عضو نظامی این سازمان شهید نامجوی بود که به کار شناسایی افراد مؤمن و متعهد و جذب آنها به سازمان مبادرت کرد. این سازمان به خاطر موقعیتی که داشت مرامنامه اش به روی کاغذ آورده نشد و اعضا متن مرامنامه را فقط حفظ کردند. یکی از اعضای این سازمان در مورد فعالیتهای این سازمان و نقش شهید نامجوی در آن می گوید:
در حقیقت شکل دهنده اصلی جناح نظامی سازمان توسط نامجوی انجام شد و او توانست با تلاش پیگیر خودش در سالهای بعد، تعدادی از افراد بسیار مؤمن و متعهد را در درون ارتش به عضویت سازمان در بیاورد که از جمله آنها می توانیم شهید کلاهدوز را نام ببریم. شهید کلاهدوز قبل از پیروزی انقلاب در گارد جاویدان بود و سازمان توانسته بود با کمک شهید نامجوی یک چنین فردی را به عضویت سازمان در آورد، آنهم در گارد جاویدان که دایماً زیر کنترل شدید دستگاه بود، که خود این مسئله زیرکی و هوشیاری شهید نامجوی را می رساند که در شناسایی و عضو گیر چقدر هوشیار و زیرک بوده است.
در آستانه پیروزی انقلاب، شبکه نظامی سازمان، در ارتش توانست فعالیتهای شایانی انجام دهد و در جریان کودتا و اقداماتی که در زمان بختیار می خواست انجام بگیرد، سازمان توانست اطلاعات را قبل از اینکه وارد عمل شوند به امام امت برساند و هر توطئه ای را که در ارتش می شد خنثی می کردند، از جمله در حمله ای که از طرف گارد به نیروی هوایی شد و عملاً هم شکست خورد، اعضای سازمان مداخله گسترده ای داشتند و شهید کلاهدوز نیز در عملیات حضور فعالی داشت. پس از پیروزی انقلاب شهید نامجوی با آن ایمان و اعتقاد و اصالت در خدمت انقلاب قرار گرفت و از صبح پیروزی شروع به بازسازی ارتش کرد تا ارتشی مکتبی و اسلامی به وجود بیاید. او واقعاً شب و روز کار می کرد تا ارتش با سازی شود. شهید نامجوی در دانشکده افسری پس از پیروزی انقلاب که محل ضد انقلاب شده بود، با قدرت در مقابل چپی ها و راستی ها ایستاد و دانشکده را آنچنان تصفیه و بازسازی کرد که بصورت دانشکده ای مکتبی و اسلامی در آمد. در زمان نخست وزیری شهید رجایی، وقتی پیشنهاد پست وزارت دفاع را به او دادند، گفته بود اجازه دهید در دانشکده افسری بمانم، چون اگر دانشکده افسری درست سود به منزله فیضیه ارتش خواهد شد و ارتش شما را درست خواهد کرد. شهید رجایی ضمن تجلیل از او، خواسته اش را پذیرفت و پست وزارت دفاع را به دیگری واگذار نمود.

شهید تیمسار سرلشکر جواد فکوری

شهید فکوری در سال 1317 شمسی، در تبریز به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشکده خلبانی شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند. او همچنین دوره های تکمیلی خلبانی، مدیریت خلبانی (اف 4)، فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را با موفقیت طی کرد.
شهید در تمام دوران خدمتش در ارتش، به عنوان فردی مذهبی و قاطع شناخته می شد و به همین علت پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیت پست های فرماندهی پشتیبانی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه یکم شکاری، معاون عملیاتی نیروی هوایی و فرماندهی نیروی هوایی را به ترتیب بر عهده داشت. همچنین پس از تشکیل کابینه شهید رجایی با حفظ سمت فرماندهی نیروی هوایی، به عنوان وزیر دفاع برگزیده شد و پس از چندی به سمت جانشینی رئیس ستاد مشترک انتخاب شد.
اقدامات متهورانه و تلاشهای ایثارگرانه نیروی هوایی ارتش در روزهای اولیه آغاز تهاجم عراق به ایران در شرایطی که نیروی زمینی ارتش و دیگر نیروها آمادگی لازم را برای مقابله نداشتند، در دوران فرماندهی این شهید عزیز در نیروی هوایی انجام پذیرفت و اعزام 140 فروند هواپیمای جنگنده در اول مهرماه 1359، پس از اولین حمله هوایی ناگهانی عراق، که به اعتراف دشمن بعثی همه محاسبات آنان را در همان روز اول جنگ برهم زده، از جمله کارهای به یاد ماندنی او است.
او می گفت: ارتش جمهوری اسلامی ایران هم دوش با سایر رزمندگان، پاسداران دلیر و نیروهای بسیج بطور قطع پیروز خواهد شد و امیدوارم در آینده ای نه چندان دور به این هدف نهایی خود، که پیروزی است برسیم.
و در مصاحبه ای گفته بود: ما اگر خود را به مرحله خودکفایی و استقلال اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی نرسانیم مسلماً نمی توانیم ادعا کنیم که انقلاب را به پیروزی رسانده ایم. این جنگ تحمیلی برای هر چه بیشتر وابسته کردن امپریالیسم و به دنبال محاصره اقتصادی علیه این ملت توسط آمریکا طرح ریزی شده و ما باید بدانیم برای کسب پیروزی در این جنگ همچون مسلمانان صدر اسلام در شعب ابیطالب، که سه سال تمام در دره ای خشک و در شرایط دشوار اقتصادی زندگی کردند و حاضر به وابستگی نشدند زندگی کنیم، اگر شده با چنگ و دندان بجنگیم و ایمان داشته باشیم، خدا به ما یاری خواهد کرد.