فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

شهادت سرداران رشید اسلام: 7 مهر 1360

با کمال تأثر و تأسف خبر دلخراش سانحه هوایی یک فروند هواپیمای نیروی هوایی که حامل شهدا و مجروحین جنگ اخیر بود و منجر به شهادت جمعی از خدمتگزاران به اسلام و ملت شهیدپرور ایران گردید، که در بین آنان تیمسار سرلشکر ولی الله فلاحی، تیمسار سرتیپ نامجوی، تیمسار سرتیپ فکوری و آقای کلاهدوز بودند، واصل گردید. اینان خدمتگزاران رشید و متعهدی بودند، که در انقلاب و پس از انقلاب با سرفرازی و شجاعت در راه هدف و در حال خدمت به میهن اسلامی به جوار رحمت حق تعالی شتافتند.
امید است که پس از پیروزی شرافت آفرین برای ملت و پس از زحمات طاقت فرسا در راه هدف و عقیده، روسفید و سرافراز به پیشگاه مقدس ربوبی وارد و مورد رحمت خاصه واقع شوند.(9)
امام خمینی (ره)
بعد از پایان موفقیت آمیز عملیات ثامن الائمه، 5 تن از فرماندهان رده بالای ارتش و سپاه جهت تقدیم گزارش به امام خمینی (ره) عازم تهران می شوند و به این منظور یک فروند هواپیمای سی - 130 در ساعت 43:18 با 40 نفر سرنشین و 27 مجروح و 32 نفر شهدای عملیات ثامن الائمه از فرودگاه اهواز به مقصد تهران به پرواز در می آید.
هواپیما در ساعت 59:19 روز 7 مهرماه در 17 مایلی فرودگاه مهرآباد تهران در جنوب غربی کهریزک دچار سانحه می شود و به علتی نامشخص هر چهار موتور هواپیما همزمان خاموش می شوند. خلبان تلاش می کند هواپیما را در همان منطقه به زمین بنشاند. چرخهای هواپیما بوسیله دستگیره دستی باز می شود و هواپیما در زمین ناهموار فرود می آید و پس از طی مسافتی قریب به 270 متر در نقطه ای متوقف و بال چپ هواپیما به زمین اصابت می کند. هواپیما متلاشی و آتش می گیرد که در نتیجه 49 نفر از سرنشینان هواپیما از جمله این 5 شخصیت نظامی شهید شدند.
اسامی سرداران رشید اسلام عبارت است از:
1- سرلشکر فلاحی جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش.
2- سرلشکر یوسف کلاهدوز قائم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
3- سرلشکر سید موسی نامجوی وزیر دفاع.
4- سرلشکر فکوری مشاور جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش.
5- سرلشکر جهان آرا فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر و آبادان.
در بزرگداشت این سرداران رشید نگاهی به زندگانی سراسر مبارزه و تلاش آنان می افکنیم و این باب را با فرموده امام (ره) می گشاییم، که فرمودند:
ما اگر چه عزیزان ارزشمندی را از دست دادیم، لکن هدف به قوت خود باقی است

شهید تیمسار سرلشکر ولی فلاحی

تیمسار سرلشکر ولی فلاحی در سال 1310 شمسی، در طالقان به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در طالقان و تهران گذراند و پس از اخذ دیپلم از دبیرستان نظام، وارد دانشکده افسری شد و با درجه ستوان دومی فارغ التحصیل و خدمت خود را در نیروی زمین از فرماندهی دسته شروع کرد و به علت شایستگی هایی که مرتب از خود نشان می داد تا درجه سرتیپی پیش رفت، با این وصف از سال 1330 تا 1352 به علت فعالیت علیه رژیم، 4 باز به زندان افتاد.
شهید فلاحی پس از پیروزی انقلاب به سمت فرماندهی نیروی زمینی ارتش و سپس جانشینی رئیس ستاد مشترک ارتش منصوب شد و پس از برکناری بنی صدر، این حکم از سوی امام خمینی (ره) خطاب به وی صادر گردید:(10)
بسم الله الرحمن الرحیم
تیمسار ولی فلاحی جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، تا تعیین تکلیف جانشین فرماندهی نیروهای مسلح، ستاد مشترک مجاز است با استفاده از اختیارات مقام رهبری، مأموریتها و وظایف محوله را انجام دهد.
روح الله الموسوی الخمینی
شهید فلاحی از آغاز جنگ تحمیلی در جبهه های نبرد حضور داشت و همواره بین برادران ارتشی، سپاهی، بسیجی و گروه های نامنظم دیده می شد. او افسری بسیار فعال و زحمت کش و عاشق خدمت به میهن اسلامی بود و تا آنجایی که در توان داشت سعی می کرد هماهنگی لازم را بین ارتش و سایر نیروهای مسلح، از جمله سپاه پاسداران و دیگر نیروهای مردمی به وجود آورد و مکرر می گفت:
نیروهای سپاه و ارتش در حال حاضر از درون با یکدیگر ادغام، ترکیب و یکپارچه شده اند و تفکیک ناپذیرند، زیرا مبدأ آنان یکی، مقصدشان یکی، خط یکی، راستا یکی، دین یکی و ملت یکی است و در همکاری و خدمت در جوار هم به سوی مقصد واحدی در حرکت هستند.
شهید فلاحی به دنبال تلاش و کوشش های بی حدی که در زمینه هماهنگی بین نیروها داشت، موفقیت هایی نیز به دست آورد، بویژه پس از فرار بنی صدر، در این کار موفقیت بیشتری کسب کرد و نمونه بارز آن جلسه مشترک سپاه و ارتش و برقراری نماز مشترک جماعت بین سپاه و ارتش بود که امید بیشتری را در هماهنگ کردن نیروها به وجود آورد.
او می گفت: این جنگ علی رغم وجود محاصره اقتصادی و مشکلات و این موضوع صاحب نظران را به تفکر وا می دارد که چگونه این ملت با همه مشکلات بعد از پیروزی انقلاب، از چنین جنگی نابرابر، پیروز بیرون آمده است؟ این انقلاب حقیقت و این ملت رسالتی دارد که غیر قابل انکار است.
شهید فلاحی بخوبی نسبت به تأثیر جنگ در تحول و تغییر کلی ویژگیهای نظامی ارتش در اتکای به خود و کشف استعدادهای خلاق، آگاهی داشت، و در این رابطه می گفت:
یکی از تأثیرات و محاسن جنگ این است که بتدریج به خود متکی می شویم، در برنامه ریزیها، در برآوردها و طرح ریزی هایمان قلم ما گرایش به این دارد، به آنچه که هستیم، به آنچه که داریم و می توانیم داشته باشیم، و به افزایش تولیدات داخلی، ابتکارات و خلاقیت متمایل است. این فکر در ما پیدا شده و به وجود آمده است. ما بتدریج می رویم که استعدادهای جدیدی را کشف کنیم. این استعدادها کشف و خلق و در راستای راستین خود قرار گرفته اند. همچنین در آینده از کمبود فرماندهان خوب بی نیاز می شویم.

سردار سرلشکر شهید یوسف کلاهدوز

شهید کلاهدوز در یکم دی ماه 1325 در قوچان به دنیا آمد. دوره دبستان و دبیرستان را در همانجا به اتمام رسانید و پس از اخذ دیپلم به دانشکده افسری رفته و سپس به مدت هفت سال در شیراز مشغول خدمت بود. او به همراه شهید نامجوی در گروهی که داخل ارتش علیه شاه معدوم و دستگاه او سازمان یافته بود، فعالیت داشت. وی جلسات مستمر و مخفی با روحانیون و مبارزین داشت. یکی از اقدامات متهورانه شهید کلاهدوز خلع سلاح 200 تانک در 21 بهمن 57 بود که رژیم آنها را برای قتل عام مردم بی دفاع تهران آماده کرده بود.
کلاهدوز پس از پیروزی انقلاب اسلامی جزء بنیانگذاران سپاه پاسداران بود و تا قبل از شهادت در رده های مختلف این نیرو مسئولیت داشت که آخرین سمت وی قائم مقام سپاه پاسداران بود. کلاهدوز فردی معتقد و مؤثر در نزدیکی و به هم پیوستگی ارتش و سپاه بود. صفا و صمیمت وی قابل توجه همکاران، دوستان و آشنایانش بود. یکی از دوستان و همکاران وی می گوید:
من با برادر کلاهدوز در اولین روزهای بعد از پیروزی انقلاب آشنا شدم. برادر شهید محمد منتظری برای اولین بار او را به من معرفی کرد. در آن روزها که ما در پادگان جمشیدیه در صدد بودیم تا بر اساس رهنمودهای امام، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل دهیم، شهید کلاهدوز نقش فعالی در این زمینه از خود نشان داد. بعد از مسایلی که اغلب از آنها آگاهیم و با یکی شدن سپاه ها، برادر کلاهدوز به عنوان یکی از اعضای شورای فرماندهی سپاه و با قبول مسئولیت آموزش در سپاه شروع به فعالیت کرد. او معمولاً سعی می کرد از خدماتی که درگذشته انجام داده بود کمتر صحبت کند، اما به علت ضرورت و مسائلی که پیش می آمد پی برده بودیم که او یکی از اعضای گروهی بود که در زمان رژیم منحط پهلوی در ارتش تشکیل شده بود و قصد داشتند در ارتش کارهایی انجام دهند.
حتی یکبار تصمیم می گیرند که به وسیله یکی از همرزمان که در همان گروه بودند یعنی شهید نامجوی، شاه خائن را به قتل برسانند، اما با تحقیقاتی که در این مورد می کنند متوجه می شوند لباس و قسمتی از کلاه شاه ضد گلوله است، لذا از این تصمیم منصرف می شوند. اینها اولین کسانی بودند که خبر رفتن شاه را از ایران به امام در پاریس اطلاع دادند. از کارهای دیگر همین گروه در گارد این بود که توانستند با نفوذی که در قسمتهای مختلف داشتند، سوزن اسلحه های تانکهایی را که قرار بود ساعت چهار بعد از ظهر به شهر بیایند و مردم را به گلوله ببندند، برداشته بودند.
شهید کلاهدوز چون در رژیم قبل بوده و آگاهانه هم با آن روبرو شده و حتی در صدد براندازی آن بوده است، لذا بسیار خوب قدر این نعمت بزرگ، یعنی جمهوری اسلامی را می دانست و همین قدرشناسی بود که طوری او را متعهد کرده بود که به جرأت می توان گفت از نظر فعالیت، نظیر او را در سپاه نداشته و یا بسیار کم داشتیم.
شهید کلاهدوز قبل از سانحه، در جلسه ای که بر اثر بمب گذاری منجر به شهادت رجایی و باهنر گردید حضور داشت، ولی چون در کنار درب قرار گرفته بود، به بیرون پرتاب شده و صدمه ای ندید و به اراده خداوند از این حادثه نجات می یباد تا در سانحه هواپیمای سی - 130، آبدیده تر و مخلص تر به لقاء الله بشتابد.