فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

نو آوری از دیدگاه برخی از صاحبنظران

در این مبحث، با برخی از نظریه های آموزشی و پرورشی که زیربنای بسیاری از گرایشها و نو آوریهاست، آشنا می شویم تا ما را به ارایه راه حلها و خط مشی های آموزشی جدید که متناسب با شرایط ایران اسلامی است، رهنمون سازند:
1- تا حد بسیار زیادی به زندگی انسان نزدیک باشد.
2- یادگیری از طریق فعالیتهای عملی و استفاده از حواس گوناگون را گسترش دهد.
3- نسبت به علوم و فنونی که در حال حاضر همه زندگی ما را در برگرفته است، توجه بیشتری داشته باشد.
4- آموختنی ها را در زمینه سه گانه دانستنیها و پرورش فکر، نگرشها و پرورش ارزشها و سرانجام پرورش مهارتهای عملی، مورد توجه قرار دهد.
5- حداکثر بهره برداری را از روانشناسی تربیتی بکند.
6- دانش آموز و ویژگیهای او باید مرکز ثقل آموزش و پرورش باشد.
7- برنامه آموزشی بر اساس همکاری گروهی افراد جامعه و در جهت رفع نیازهای جامعه و نیل به اهداف آن باشد.
8- آموزش بر اساس تحریک حس کنجکاوی و در جهت علاقه دانش آموزان باشد.
9- تأکید آموزش و پرورش بر آموختنی ها بر اساس روش مشکل گشایی و فردمداری باشد. بخاطر سپردن مطالب نیز تا آنجایی که به درک مطالب کمک کند و وسیله ای برای پرورش فکر باشد، سودمند است.
10- همه وجود کودک در فرآیند یادگیری درگیر باشد و تمامی ابعاد فیزیکی، ذهنی، عاطفی، اعتقادی، اجتماعی و کل شخصیت او پرورش یابد.
11- برنامه درسی باید موارد همکاری گروهی، بحث و مناظره، بررسی محتوای درسی، کسب مهارتها، کارآموزی فنی، فعالیتها و تفریحات سالم و... را نیز مورد توجه قرار دهد.
خلاصه اینکه، آموزش و پرورش مجموعه ای است که اگر به درستی به آن پرداخته و مسائل و مشکلات آن در حد مطلوب حل و فصل شود، بسیاری از مشکلات حال و آینده کشور، رفع و رجوع خواهد شد و اگر به آن کم توجهی شود، بدون شک معضل فردای انقلاب خواهد شد.
در طی سالهای گذشته در مجموعه وزارت آموزش و پرورش تحولات مثبتی ایجاد شده است و دلسوختگان انقلاب و همرزمان شهیدان رجائی و باهنر، برای اصلاح ساختار آموزش و پرورش و ایجاد تحولات مثبت در آن بطور مداوم تلاش کرده اند. اما این مجموعه عظیم با مسائل و مشکلات عدیده، از جمله کمبود فضای آموزشی مواجه است و با اینکه زمین های متناسب با نیازهای آموزش و پرورش بقدر کافی موجود است و حتی این زمینها در اختیار ارگانها و نهادهای وابسته به دولت است، از اینکه در اختیار آموزش و پرورش قرار گیرد، بعضاً مضایقه می شود البته مردم نیز وظیفه دارند که در این امر انسانی از همکار با آموزش و پرورش دریغ نورزند، چنان که تا کنون افراد نیکوکاری در گوشه و کنار میهن اسلامی، گامهای موثری در این زمینه برداشته و مدارس را احداث کرده اند، امید است که برای رفع کمبودهای آموزش و پرورش عزمی ملی ایجاد شود و مردم با دولت اسلامی تا رفع کامل آنها همکاری نمایند.
باید اذعان داشت که ارتقای علمی و اخلاقی کودکان، نوجوانان و جوانان که استقلال و آزادی کشور در گرو تربیت صحیح آنان است، نیازمند همتی والاست و نقش معلمان و مربیان به عنوان اساسی ترین و موثرترین نقش مطرح می باشد که امام (ره) فرموده اند:(3)
باید دستگاههای آموزشی متعهد و دلسوز برای نجات کشور، اهمیت ویژه ای در حفظ نوپایان و جوانان عزیزی که استقلال و آزادی کشور در آینده منوط به تربیت صحیح آنان است، قائل باشند و نیز از این روست که نقش معلمان و اساتید در تربیت و تهذیب دانش آموزان و دانشجویان به عنوان اساسی ترین و مؤثرترین نقش مطرح می گردد.

عملیات ثامن الائمه: شکست حصر آبادان: 5 مهر 1360

در دورترین نقطه جنوب غربی ایران، جزیره ای به نام آبادان قرار دارد که از جنوب، آبهای گرم خلیج فارس و از شمال و مشرق رودخانه های کارون و بهمنشیر و از غرب، اروند رود آن را در برگرفته اند. اروندرود - که تنها رودخانه قابل کشتیرانی در ایران است و تا پیش از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بنادر بزرگ و فعال خرمشهر و آبادان در مسیر این آبراه واقع بوده اند - آبادان را از عراق جدا می کند. تاریخ شهر آبادان با تاریخ صنعت کشورمان و بویژه پالایشگاه آن گره خورده است.(4)

آغاز جنگ تحمیلی و محاصره شهر آبادان

پس از تجاوز عراق در 31 شهریور 1359 و اشغال سریع بخشهایی از خاک ایران، خرمشهر مهمترین شهر بندری ایران پس از 40 روز مقاومت دلیرانه، با خیانت آشکار لیبرالها و منافقین، به دست دشمن افتاد. پس از سقوط خرمشهر، رژیم عراق در صدد برآمد تا جزیره آبادان را هم اشغال کند و تلاش کرد تا از طریق شرق کاروان و شمال بهمنشیر وارد آبادان شود، زیرا عبور از این قسمت آسانتر از عبور از رودخانه کارون در جنوب خرمشهر بود. با چنین وضعیتی آبادان در یک محاصره 330 درجه ای قرار می گرفت و عبور از رودخانه بهمنشیر می توانست آن را با خطر جدی روبرو کند. دشمن می پنداشت اگر بتواند از این رودخانه بگذرد، آبادان را برای همیشه از آن خود کرده است.
عراقیها برای تصرف آبادان در 8 آبان 1359، در منطقه ذوالفقاری روی رودخانه بهمنشیر پل شناور نصب، و با عبور دادن قسمتی از نیروهای خود ، وارد جزیره آبادان شدند و از آن جهت منطقه ذوالفقاری را انتخاب کرده بودند که با استفاده از پوشش نخلستانها بتوانند از دید رزمندگان اسلام دور مانده و براحتی وارد شهر گردند.
رزمندگان اسلام شبانه سلاح بر دوش، پیاده و سواره به منطقه شتافتند و با جانبازی و فداکاری بسیار، چنان مقاومتی از خود نشان دادند که دلاوریها و شجاعتهای آنان در این منطقه به نام حماسه ذوالفقاری بعنوان برگ زرینی در تاریخ دوران دفاع مقدس به ثبت رسید. در این نبرد 280 نفر از نیروهای بعثی به هلاکت رسیده و 130 نفر به اسارت در آمدند و رزمندگان ایران توانستند از نفوذ نیروهای دشمن به شهر آبادان جلوگیری به عمل آورند.
نیروهای عراقی بعد از این شکست سعی کردند از طرف فیاضیه (بین ایستگاه 12 و خرمشهر) به سمت آبادان پیشروی کنند که در این منطقه نیز با مقاوم دلاورمردان اسلام مواجه و مجبور به عقب نشینی شدند. این عملیات تا 18 آبان 1359، ادامه داشت و سرانجام نیروهای بعثی از روستای نخلستان عبادی نیز پاکسازی و تا 4 کیلومتری شمال رودخانه بهمنشیر مجبور به عقب نشینی شدند.
بعد از این حماسه، جهان سازندگی موفق شد جاده ای در میان باتلاقهای اطراف آبادان احداث کند. این جاده نیروهای دشمن را دور میزد و به جاده آبادان ماهشهر وصل می شد. از طریق این جاده وحدت معروف بود، تدارکات نظامی نیروهای ایرانی آسانتر و سریعتر انجام می گرفت.
به دنبال صدور فرمان امام خمینی (ره)(5) در چهاردهم آبان 1359 مبنی بر اینکه حصر آبادان باید شکسته شود این مسئله علاوه بر جنبه نظامی، جنبه شرعی نیز پیدا کرد و حیثیت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را از سه جنبه، نظامی، سیاسی و مذهبی به محک آزمون سپرد.
صدام که خود را ناتوان از تصرف آبادان می دید بعد از یازدهمین نشست سران عرب در امان که در 6 آذر 1359، تشکیل شد، چنین گفت:
ما نمی خواهیم کشورگشایی کنیم، ما فقط می خواستیم تهدید ایران را از شهرهای خود دور سازیم!
این گفته بیانگر ناتوانی عراقیها در پیشروی، در خاک ایران بود.
مقام معظم رهبری در مورد تأثیر سخنان امام (ره) در نجات آبادان چنین فرمودند:(6)
آبادان در معرض حمله و خطر بود، مثل خونین شهر، منتهی همین تأکید امام که تکلیف شرعی کردند که مبادا آبادان سقوط بکند، نیروهای رزمنده را که در آنجا بود، تقویت کردند. البته در آبادان سپاه آن روز برتر از ارتش بود. بعداً ارتش هم در آبادان مستقر شد و در یک مورد که نیروهای دشمن از بهمنشیر عبور کردند و وارد جزیره آبادان شدند، بسیج توده ای مردم و شرافت نظامی عده ای از نظامیان ما حماسه آفرید و عراقیها را در جایی که واقعاً بیرون کردند دشمن از آنجا بسیار دشوار بود، کوبیدند. عده ای را کشته و تا رو مار کردند و عده ای را به داخل رودخانه انداختند و عده ای هم که توانستند، فرار کردند. عامل اصلی در حفاظت از آبادان همان فرمان امام بود و داغی که از سقوط نیمی از خونین شهر در دل برادران وجود داشت.