فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

توصیه های کمیسیون بین المللی تعلیم و تربیت در مورد نو آوری

با توجه به تجربه های گذشته و حال و همچنین، امکانات روزافزون آینده، باید گفت: تحولات جزئی و حتی تغییرات مهمی که در بخشی از زمینه های آموزشی انجام می گیرد، آثار مطلوب و مورد انتظار را نخواهد داشت. نو آوری در آموزش و پرورش زمانی بارور و مؤثر خواهد شد که همه جانبه شود و به مفاهیم گوناگون آموزش و پرورش توجه داشته باشد. در این ارتباط، مهمترین توصیه های کمیسیون بین المللی تعلیم و تربیت در زمینه نوآوری بدین ترتیب است:
1- آموزش مداوم، محور اساسی سیاستهای آموزشی کشورهای پیشرفته و در حال توسعه باشد.
آموزش و پرورش هر فرد، با فراغت از تحصیلات متوسطه یا دانشگاهی خاتمه نمی یابد. ماهیت تغییراتی که بطور دایم در جامعه جدید امروز پدیدار می شود، ایجاب می کند که تعلیم و تربیت - چه بصورت رسمی و چه بصورت غیر رسمی - در سراسر زندگی انسان تداوم داشته باشد.
در برنامه ریزیهای درسی، فرصت به دانش آموزان داده شود که ضمن تحصیلات مدرسه ای، با صحنه هایی که نیاز به تحقیق، استفاده از مآخذ و منابع و تطابق با شرایط جدید و متغیر دارد، اظهار نظر کنند.
2- ارایه آموزشی در تمام سنین عمر، مستلزم نو سازی کلی و شالوده ای آموزشی است. آموزش باید ابعاد خود را تا حد یک جنبش حقیقی ملی گسترش دهد. شیوه های کنونی آموزشی به هیچ وجه پاسخگوی نیازهای عظیم جامعه امروز و فردا نیست. باید موانعی که در روند فراگیری مداوم وجود دارند، از میان برداشته شوند و آموزش، با تنوع فراوانتری در دسترس همگان قرار گیرد. نظام آموزش و پرورش باید بر اساس نیازهای حقیقی و منطقی افراد هر جامعه و علاقه و آمادگی آنان، در تمام طول عمر گسترش یابد. باید از تمام مؤسسه های آموزشی و پرورشی و سازمانهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... برای تعلیم و تربیت افراد استفاده کرد. در حقیقت باید پذیرفت که آموزش و پرورش، همان زندگی است و زندگی نیز همان آموزش و پرورش می باشد.
3- انتقال آموزش باید از راههای گوناگون صورت پذیرد و به هر فرد امکان داد که راه فراگیری خود را آزادانه و انعطاف پذیر انتخاب کند. باید به آموزش نیمه وقت، آموزش از راه مکاتبه و انواع طرق خود آموزی، به اندازه آموزش تمام وقت اهمیت داده شود. شیوه ها و امکانات گوناگون برای آموزش فراهم شود، مفهوم نظام آموزش باز برای عموم روشن گردد و محدودیتها در این ارتباط رفع شوند.
4- آموزش کودکان کوچکتر از سن مدرسه، باید در شمار اهداف بزرگ نظام آموزش و پرورش هر کشور قرار گیرد. این آموزش، در رشد شخصیت و پرورش استعدادها، مورد توجه روانشناسان و پژوهشگران واقع شده است. برای آموزش کودکان باید بهترین طرح آزاد و قابل انعطاف را تهیه کرد. همچنین باید از وسایل ارتباط جمعی کمک گرفت. این ابزار می تواند در مورد کودکانی که در محیطهای فرهنگی سطح پایین زندگی می کنند، نقش شایانی را ایفا کند.
5- هم اکنون میلیونها کودک، نوجوان، جوان و بزرگسال در اکثر جوامع جهان، فاقد سواد خواندن و نوشتن هستند، بنابراین، باید همگانی کردن آموزش ابتدایی را به اشکال مختلف، در صدر سیاستهای آموزش و پرورش قرار داد.
علاوه بر کوششهای زیادی که برای تحقق امر همگانی کردن آموزش ابتدایی در سراسر جهان صورت می گیرد، باید لطمه هایی را که این معضل بر نسل حاضر وارد ساخته است، از راههای گوناگون جبران کرد.
6- توسعه آموزش عالی باید موجب پدید آمدن مؤسسه های آموزشی خلاقی شود که پاسخگوی نیازهای فزاینده فرد و جامعه باشند.
شیوه کار در مؤسسه های آموزش بعد از دبیرستان، از قالبهای سنتی غیر کار آمد آزاد شود و هماهنگی بیشتری با نیازهای متغیر فرد و جامعه داشته باشد.
شیوه های جدید ممکن است شامل ایجاد طرحهای رسمی دراز مدت، فراهم آوردن امکاناتی برای پاسخگویی به نیازهای محلی، تأسیس دانشکده ها، مؤسسه های فنی و دانشگاههای آزاد به مفهوم واقعی "آموزش آزاد" و دوری جستن از پذیرش محض داوطلبان واجد شرایط به سبک سنتی باشد.
7- توسعه سریع آموزش مدرسه ای و غیر مدرسه ای بزرگسالان یکی از اهداف اساسی خط مشی های آموزش باشد.
میزان دانش والدین، یکی از عوامل مؤثر در کارآیی آموزش ابتدایی دانش آموزان است. با در نظر گرفتن تأخیرهایی که تاکنون در این زمینه صورت گرفته است، نیاز مبرمی به یک جهش واقعی وجود دارد و این امر جز با توسل به کوششهای گروهی در تمام بخشهای دولتی و خصوصی میسر نخواهد بود.
8- سنتهای جدید آموزش، فرد را صاحب اختیار و عامل پیشرفت فرهنگی خویش می شناسد و خود آموزی، بخش مکمل و مهمی در کلیه نظامهای آموزشی به شمار می آید.
تنوع عظیم نیازها و مسیرهای آموزشی و افزایش میزان وسایل و امکانات مناسب برای خودآموزی، دست به دست یکدیگر داده و در جهت توسعه و اعتبار بخشیدن بیشتر به امر خود آموزی قرار گرفته اند. مفهوم "آموختن نحوه یادگیری" اهمیت روزافزونی پیدا کرده و مورد توجه طراحان برنامه های درسی و فعالیتهای گوناگون آموزش و کارآموزان فنی و حرفه ای قرار گرفته است.
برای توسعه امر خود آموزی باید هر فرد در هر کجا (مدرسه، دانشگاه، مؤسسه و...) به شیوه ها و ابزاری دسترسی پیدا کند که مطالعه و آموختن او را به فعالیتی بارور مبدل سازد. همچنین، باید از راه تهیه و تنظیم برنامه ها و مواد آموزشی گوناگون مناسب، افراد را به خود آموزی ترغیب کرد.
9- بهره جویی گسترده و مؤثر از فن آوریهای جدید آموزشی و پرورشی، هنگامی مثمر ثمر است که تحولات مهمی در نظام آموزش و پرورش پدید آید.
اضافه کردن فن آوریهای جدید به ساختار آموزش و پرورش، به تنهایی نمی تواند مفید واقع شود، بلکه باید با آماده ساختن معلمان و فراهم آوردن منابع و مواد آموزشی متناسب، نظام آموزش و پرورش را شکوفا ساخت، تربیت مربیان و کارشناسان امر باید به نحوی باشد که توانایی هماهنگ سازی نقشهای آموزشی و پرورشی را با فن آوریهای جدید در آنها به وجود آورد. اهمیت پرورش فنی کارشناسان آموزشی در مورد طراحی، تجدید نظر برنامه های درسی، شناخت اهداف، راهنمایی و ارزشیابی دانش آموزان و تهیه مفاد آموزشی گوناگون، کمتر از ارزش خود فن آوری آموزشی نمی باشد.
10- معیار ارزشیابی معلم باید براساس کیفیت کار او باشد. باید تمام معلمان از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار باشند و معیار افزایش حقوق و مزایای آنان براساس افزایش کیفیت کارشان باشد.
نگرش ما به حرفه معلمی و نیازهای آن باید در جهتی باشد که هر معلم بر حسب آنکه سرو کار داشتن با کودکان، نوجوانان یا بزرگسالان را ترجیح می دهد و یا برحسب آن که زندگی در شهر یا روستا را دوست داشته باشد، رشته تخصصی خود را انتخاب کند و در هر یک از رشته های آموزشی امکان رسیدن به بالاترین مقام برای معلم وجود داشته باشد.
11- باید شرایط تربیت معلمان دگرگون شود و از آنها یک مربی واقعی ساخته شود. تربیت مربیان فردای جامعه باید در دو جهت اساسی انجام پذیرد:
الف - در جهت پرورش تخصص در آموزش قبل از مدرسه ای، مدرسه ای، حرفه ای، آموزش کودکان عقب افتاده و...
ب - در جهت پرورش مدیران و راهنمایانی که بتوانند فعالیت حرفه ای خود را هم در مورد کودکان و هم بزرگسالان، خواه در مدرسه و یا خارج مدرسه انجام دهند، اقدام مؤثر نمود.
اما مهارتهایی که در آینده برای اجرای صحیح آموزش و پرورش لازم است، به این موارد محدود نمی شوند. در آینده، به وجود متخصصان مواد درسی آموزشی، وسایل خودآموزی و به کاربری فنون آموزشی، متخصصان آزمون ، راهنمایان حرفه ای، مسئولان فنون آموزشی و متخصصان برنامه ریزی درسی نیز بشدت مورد نیاز می باشد. همچنین، باید به آموزشهای ضمن خدمت معلمان و آشنا کردن آنان به فنون جدید معلمی، دگرگونیهای روشها و ابزار جدید آموزشی توجه زیادی شود.
12- تحول آموزش و پرورش باید به اندازه ای گسترده و پیوسته باشد که همگان آن را وظیفه ای ملی برای خود بدانند و تمام بخشهای اجتماعی در انجام این امر مهم همکاری کنند.
باید معلمان کمکی، کارگران ماهر، تکنسینها، متخصصان حرفه ای و... را نیز در امر آموزش و پرورش به خدمت گرفت تا در کنار معلمان حرفه ای به خدمات آموزشی بپردازند.
13- برخلاف گذشته، امروز آموزش باید خود را با شاگرد هماهنگ سازد. همه فعالیتهای آموزشی و پرورشی در جهت فراهم کردن شرایط مناسب برای یادگیری دانش آموز است. قرار دادن دانش آموز در قلب موقعیت آموزشی، ایجاب می کند که به درجه آزادی و معیارهای انتخاب او برای سطح، نوع درس و نوع و حدود مسئولیتهایی که می تواند بر عهده گیرد، توجه شایانی شود.
شاگردان باید از بدو کودکی، به اشتراک مساعی در سازماندهی زندگی مدرسه ای تشویق، و بتوانند درباره مقررات حاکم بر حقوق و وظایف خود بحث کنند و این مقررات نیز باید انعطاف پذیری بیشتری پیدا کند. این استدلال در مورد محتوای آموزش و شیوه های تدریس نیز معتبر است.
امروزه بسیاری از مؤسسه های آموزشی، از طریق شیوه های جدید آموزشی ، شاگردان را به عهده دار شدن مسئولیت آموزش خودشان تشویق می کنند.
موفقیت هر نظام آموزشی زمانی تضمین می شود که همکاری موثر دانش آموزان را تضمین کند. باید میزان مشارکت و فعالیتهای آموزشی و پرورشی دانش آموزان و دانشجویان روز بروز افزایش یابد. این مشارکت بصورتهای نظارت و بازرسی، تنظیم برخی برنامه ها، آموزشهای عمومی و تخصصی آموزش بزرگسالان، شرکت در اجرای امور عمومی جامعه آموزشی و... انجام پذیرد.

نو آوری از دیدگاه برخی از صاحبنظران

در این مبحث، با برخی از نظریه های آموزشی و پرورشی که زیربنای بسیاری از گرایشها و نو آوریهاست، آشنا می شویم تا ما را به ارایه راه حلها و خط مشی های آموزشی جدید که متناسب با شرایط ایران اسلامی است، رهنمون سازند:
1- تا حد بسیار زیادی به زندگی انسان نزدیک باشد.
2- یادگیری از طریق فعالیتهای عملی و استفاده از حواس گوناگون را گسترش دهد.
3- نسبت به علوم و فنونی که در حال حاضر همه زندگی ما را در برگرفته است، توجه بیشتری داشته باشد.
4- آموختنی ها را در زمینه سه گانه دانستنیها و پرورش فکر، نگرشها و پرورش ارزشها و سرانجام پرورش مهارتهای عملی، مورد توجه قرار دهد.
5- حداکثر بهره برداری را از روانشناسی تربیتی بکند.
6- دانش آموز و ویژگیهای او باید مرکز ثقل آموزش و پرورش باشد.
7- برنامه آموزشی بر اساس همکاری گروهی افراد جامعه و در جهت رفع نیازهای جامعه و نیل به اهداف آن باشد.
8- آموزش بر اساس تحریک حس کنجکاوی و در جهت علاقه دانش آموزان باشد.
9- تأکید آموزش و پرورش بر آموختنی ها بر اساس روش مشکل گشایی و فردمداری باشد. بخاطر سپردن مطالب نیز تا آنجایی که به درک مطالب کمک کند و وسیله ای برای پرورش فکر باشد، سودمند است.
10- همه وجود کودک در فرآیند یادگیری درگیر باشد و تمامی ابعاد فیزیکی، ذهنی، عاطفی، اعتقادی، اجتماعی و کل شخصیت او پرورش یابد.
11- برنامه درسی باید موارد همکاری گروهی، بحث و مناظره، بررسی محتوای درسی، کسب مهارتها، کارآموزی فنی، فعالیتها و تفریحات سالم و... را نیز مورد توجه قرار دهد.
خلاصه اینکه، آموزش و پرورش مجموعه ای است که اگر به درستی به آن پرداخته و مسائل و مشکلات آن در حد مطلوب حل و فصل شود، بسیاری از مشکلات حال و آینده کشور، رفع و رجوع خواهد شد و اگر به آن کم توجهی شود، بدون شک معضل فردای انقلاب خواهد شد.
در طی سالهای گذشته در مجموعه وزارت آموزش و پرورش تحولات مثبتی ایجاد شده است و دلسوختگان انقلاب و همرزمان شهیدان رجائی و باهنر، برای اصلاح ساختار آموزش و پرورش و ایجاد تحولات مثبت در آن بطور مداوم تلاش کرده اند. اما این مجموعه عظیم با مسائل و مشکلات عدیده، از جمله کمبود فضای آموزشی مواجه است و با اینکه زمین های متناسب با نیازهای آموزش و پرورش بقدر کافی موجود است و حتی این زمینها در اختیار ارگانها و نهادهای وابسته به دولت است، از اینکه در اختیار آموزش و پرورش قرار گیرد، بعضاً مضایقه می شود البته مردم نیز وظیفه دارند که در این امر انسانی از همکار با آموزش و پرورش دریغ نورزند، چنان که تا کنون افراد نیکوکاری در گوشه و کنار میهن اسلامی، گامهای موثری در این زمینه برداشته و مدارس را احداث کرده اند، امید است که برای رفع کمبودهای آموزش و پرورش عزمی ملی ایجاد شود و مردم با دولت اسلامی تا رفع کامل آنها همکاری نمایند.
باید اذعان داشت که ارتقای علمی و اخلاقی کودکان، نوجوانان و جوانان که استقلال و آزادی کشور در گرو تربیت صحیح آنان است، نیازمند همتی والاست و نقش معلمان و مربیان به عنوان اساسی ترین و موثرترین نقش مطرح می باشد که امام (ره) فرموده اند:(3)
باید دستگاههای آموزشی متعهد و دلسوز برای نجات کشور، اهمیت ویژه ای در حفظ نوپایان و جوانان عزیزی که استقلال و آزادی کشور در آینده منوط به تربیت صحیح آنان است، قائل باشند و نیز از این روست که نقش معلمان و اساتید در تربیت و تهذیب دانش آموزان و دانشجویان به عنوان اساسی ترین و مؤثرترین نقش مطرح می گردد.

عملیات ثامن الائمه: شکست حصر آبادان: 5 مهر 1360

در دورترین نقطه جنوب غربی ایران، جزیره ای به نام آبادان قرار دارد که از جنوب، آبهای گرم خلیج فارس و از شمال و مشرق رودخانه های کارون و بهمنشیر و از غرب، اروند رود آن را در برگرفته اند. اروندرود - که تنها رودخانه قابل کشتیرانی در ایران است و تا پیش از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بنادر بزرگ و فعال خرمشهر و آبادان در مسیر این آبراه واقع بوده اند - آبادان را از عراق جدا می کند. تاریخ شهر آبادان با تاریخ صنعت کشورمان و بویژه پالایشگاه آن گره خورده است.(4)