فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

روز بازگشایی مدارس

اول مهر
قال علی (علیه السلام): ان العلم حیوه القلوب من الجهل و نور الابصار من العمی و قوه الابدان من الضعف(1)
علی (علیه السلام) فرمودند: به درستی که علم سبب زنده کردن دلها از نادانی و روشنایی بخشیدن چشمها از کوری (جهالت) و توان بخشیدن بدنها از ضعف است.
با آغاز سال تحصیلی در اول مهر، همه ساله میلیونها دانش آموز به شوق آموختن دانش، روانه مدارس می شوند. در این میان، تلاش دانش آموزان خرد سال و ابتدایی بسیار تماشایی است. این تکاپو، جلوه زیبایی را به جامعه می بخشد، گویی که خونی تازه به رگهای حیات کشور اسلامی عزیزمان وارد شده است و این چنین، تجسم پرمعنایی از نسل آیند به اذهان خطور می کند.
نسل فردا باید آن چنان سازنده جلوه کند که در خور فردای نسل باشد. این نسل باید کوله بار تجربه و دانش نسل گذشته را ره توشه خود کند و دمادم بر میزان شعور و آگاهی خود بیفزاید.
برای سازندگی، هیچ راهی، اعم از انتقال فن آوری روز، وارد کردن متخصصان و مستشاران خارجی، ایجاد مناطق آزاد تجاری و...، مناسبتر از توجه عمیق به امر مهم تعلیم و تربیت نمی باشد. سرمایه گذاری بر روی انسان، به معنای سرمایه گذاری بر روی مولد فن آوری است. اگر برای این سرمایه گذاری تدابیر لازم اندیشیده شود، به خودکفایی در فن آوری نو خواهیم رسید و میتوانیم نیازهای تخصصی ملل دیگر را نیز بر آورده کنیم. صاحبنظران، امر آموزش و پرورش را یک سرمایه گذاری افزوده می دانند، یعنی هزینه ای که صرف یک دانش آموز می شود، سودی چند برابر می دهد. اگر با این دیدگاه برای آموزش و پرورش برنامه ریزی کنیم، به نتیجه مثبت تری از تعلیم و تربیت خواهیم رسید.
آموزش و پرورش بطور مستقیم در تحول و پیشرفت سایر نهادهای اجتماعی نیز نقش بنیادی و زمنیه ساز دارد، این رو، ضعف یا قوت این نهاد در نهایت به ضعف یا پیشرفت سایر نهادهای اجتماعی منجر می شود.

نوآوری در آموزش و پرورش

رشد سریع جمعیت و بروز تحولات شگفت انگیز در زمینه علوم و فنون و تأثیر آن بر کلیه شؤون اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... ایجاب می کند که مدارس، دانشگاهها و دیگر مراکز آموزشی و پرورشی، نه تنها خود را با این پیشرفتها همگام و هماهنگ سازند، بلکه در برخی زمینه ها خود پیشتاز و عامل اصلاحات و تغییرات بنیادین در جامعه باشند.
امروزه، بیشتر جوامع برای جبران رکودهای گذشته و رفع موانع در روند پیشرفت کشور، نظام آموزشی خود را مورد تجدید نظر قرار می دهند و برای آن که از تکرار اشتباه و تحمل هزینه های سنگین جلوگیری کنند، از نتایج تحقیقات و تجارب علمی و فنی کشورهای دیگر در زمینه آموزش و پرورش ، به تناسب شرایط و نیازهای کشور خویش بهره می گیرند. بدیهی است که شتاب در پذیرفتن صرف روشها و نو آوریهای دیگران در نظام آموزش و پرورش، معقول نمی باشد، زیرا یکی از رسالتهای بسیار مهم این نظام، حفظ ارزشهای اجتماعی، اعتقادی، فرهنگی،... جامعه است. امام خمینی (ره) در این ارتباط فرمودند:(2)
اکنون، بر معلمان متعهد و مسؤول دبستانی و دبیرستانی است که با کوشش خود جوانانی را تحویل دانشگاهها دهند که با آگاهی از انحرافات گذشته دانشگاه بر فرهنگ غنی و مستقل اسلامی ایران تکیه کنند و بر اساتید متعهد است... و جوانانی متعهد نسبت به مصالح کشور و آگاه به اهداف اسلام، تحویل جامعه دهند و مطمئن باشند که با این خدمت، استقلال و آزادی کامل میهن عزیزشان تضمین خواهد شد.
بنابراین پذیرش هر گونه نو آوری - از جمله فن آوری آموزشی - باید با مطالعه و دقت فراوان صورت گیرد. و در عمل نیز، باید تجارب ملل دیگر بتدریج وارد نظام آموزشی و پرورش شود تا شرایط و زمینه های لازم برای رشد دانش، فنون و فرهنگ ملی و بومی به وجود آید. چنین نگرشی، نظام آموزش و پرورش هر کشور را زنده و فعال نگه می دارد و سبب می شود که فن آوریهای مناسبی در نظام تعلیم و تربیت جامعه ظهور، و به تدریج شوکفا شود.

توصیه های کمیسیون بین المللی تعلیم و تربیت در مورد نو آوری

با توجه به تجربه های گذشته و حال و همچنین، امکانات روزافزون آینده، باید گفت: تحولات جزئی و حتی تغییرات مهمی که در بخشی از زمینه های آموزشی انجام می گیرد، آثار مطلوب و مورد انتظار را نخواهد داشت. نو آوری در آموزش و پرورش زمانی بارور و مؤثر خواهد شد که همه جانبه شود و به مفاهیم گوناگون آموزش و پرورش توجه داشته باشد. در این ارتباط، مهمترین توصیه های کمیسیون بین المللی تعلیم و تربیت در زمینه نوآوری بدین ترتیب است:
1- آموزش مداوم، محور اساسی سیاستهای آموزشی کشورهای پیشرفته و در حال توسعه باشد.
آموزش و پرورش هر فرد، با فراغت از تحصیلات متوسطه یا دانشگاهی خاتمه نمی یابد. ماهیت تغییراتی که بطور دایم در جامعه جدید امروز پدیدار می شود، ایجاب می کند که تعلیم و تربیت - چه بصورت رسمی و چه بصورت غیر رسمی - در سراسر زندگی انسان تداوم داشته باشد.
در برنامه ریزیهای درسی، فرصت به دانش آموزان داده شود که ضمن تحصیلات مدرسه ای، با صحنه هایی که نیاز به تحقیق، استفاده از مآخذ و منابع و تطابق با شرایط جدید و متغیر دارد، اظهار نظر کنند.
2- ارایه آموزشی در تمام سنین عمر، مستلزم نو سازی کلی و شالوده ای آموزشی است. آموزش باید ابعاد خود را تا حد یک جنبش حقیقی ملی گسترش دهد. شیوه های کنونی آموزشی به هیچ وجه پاسخگوی نیازهای عظیم جامعه امروز و فردا نیست. باید موانعی که در روند فراگیری مداوم وجود دارند، از میان برداشته شوند و آموزش، با تنوع فراوانتری در دسترس همگان قرار گیرد. نظام آموزش و پرورش باید بر اساس نیازهای حقیقی و منطقی افراد هر جامعه و علاقه و آمادگی آنان، در تمام طول عمر گسترش یابد. باید از تمام مؤسسه های آموزشی و پرورشی و سازمانهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... برای تعلیم و تربیت افراد استفاده کرد. در حقیقت باید پذیرفت که آموزش و پرورش، همان زندگی است و زندگی نیز همان آموزش و پرورش می باشد.
3- انتقال آموزش باید از راههای گوناگون صورت پذیرد و به هر فرد امکان داد که راه فراگیری خود را آزادانه و انعطاف پذیر انتخاب کند. باید به آموزش نیمه وقت، آموزش از راه مکاتبه و انواع طرق خود آموزی، به اندازه آموزش تمام وقت اهمیت داده شود. شیوه ها و امکانات گوناگون برای آموزش فراهم شود، مفهوم نظام آموزش باز برای عموم روشن گردد و محدودیتها در این ارتباط رفع شوند.
4- آموزش کودکان کوچکتر از سن مدرسه، باید در شمار اهداف بزرگ نظام آموزش و پرورش هر کشور قرار گیرد. این آموزش، در رشد شخصیت و پرورش استعدادها، مورد توجه روانشناسان و پژوهشگران واقع شده است. برای آموزش کودکان باید بهترین طرح آزاد و قابل انعطاف را تهیه کرد. همچنین باید از وسایل ارتباط جمعی کمک گرفت. این ابزار می تواند در مورد کودکانی که در محیطهای فرهنگی سطح پایین زندگی می کنند، نقش شایانی را ایفا کند.
5- هم اکنون میلیونها کودک، نوجوان، جوان و بزرگسال در اکثر جوامع جهان، فاقد سواد خواندن و نوشتن هستند، بنابراین، باید همگانی کردن آموزش ابتدایی را به اشکال مختلف، در صدر سیاستهای آموزش و پرورش قرار داد.
علاوه بر کوششهای زیادی که برای تحقق امر همگانی کردن آموزش ابتدایی در سراسر جهان صورت می گیرد، باید لطمه هایی را که این معضل بر نسل حاضر وارد ساخته است، از راههای گوناگون جبران کرد.
6- توسعه آموزش عالی باید موجب پدید آمدن مؤسسه های آموزشی خلاقی شود که پاسخگوی نیازهای فزاینده فرد و جامعه باشند.
شیوه کار در مؤسسه های آموزش بعد از دبیرستان، از قالبهای سنتی غیر کار آمد آزاد شود و هماهنگی بیشتری با نیازهای متغیر فرد و جامعه داشته باشد.
شیوه های جدید ممکن است شامل ایجاد طرحهای رسمی دراز مدت، فراهم آوردن امکاناتی برای پاسخگویی به نیازهای محلی، تأسیس دانشکده ها، مؤسسه های فنی و دانشگاههای آزاد به مفهوم واقعی "آموزش آزاد" و دوری جستن از پذیرش محض داوطلبان واجد شرایط به سبک سنتی باشد.
7- توسعه سریع آموزش مدرسه ای و غیر مدرسه ای بزرگسالان یکی از اهداف اساسی خط مشی های آموزش باشد.
میزان دانش والدین، یکی از عوامل مؤثر در کارآیی آموزش ابتدایی دانش آموزان است. با در نظر گرفتن تأخیرهایی که تاکنون در این زمینه صورت گرفته است، نیاز مبرمی به یک جهش واقعی وجود دارد و این امر جز با توسل به کوششهای گروهی در تمام بخشهای دولتی و خصوصی میسر نخواهد بود.
8- سنتهای جدید آموزش، فرد را صاحب اختیار و عامل پیشرفت فرهنگی خویش می شناسد و خود آموزی، بخش مکمل و مهمی در کلیه نظامهای آموزشی به شمار می آید.
تنوع عظیم نیازها و مسیرهای آموزشی و افزایش میزان وسایل و امکانات مناسب برای خودآموزی، دست به دست یکدیگر داده و در جهت توسعه و اعتبار بخشیدن بیشتر به امر خود آموزی قرار گرفته اند. مفهوم "آموختن نحوه یادگیری" اهمیت روزافزونی پیدا کرده و مورد توجه طراحان برنامه های درسی و فعالیتهای گوناگون آموزش و کارآموزان فنی و حرفه ای قرار گرفته است.
برای توسعه امر خود آموزی باید هر فرد در هر کجا (مدرسه، دانشگاه، مؤسسه و...) به شیوه ها و ابزاری دسترسی پیدا کند که مطالعه و آموختن او را به فعالیتی بارور مبدل سازد. همچنین، باید از راه تهیه و تنظیم برنامه ها و مواد آموزشی گوناگون مناسب، افراد را به خود آموزی ترغیب کرد.
9- بهره جویی گسترده و مؤثر از فن آوریهای جدید آموزشی و پرورشی، هنگامی مثمر ثمر است که تحولات مهمی در نظام آموزش و پرورش پدید آید.
اضافه کردن فن آوریهای جدید به ساختار آموزش و پرورش، به تنهایی نمی تواند مفید واقع شود، بلکه باید با آماده ساختن معلمان و فراهم آوردن منابع و مواد آموزشی متناسب، نظام آموزش و پرورش را شکوفا ساخت، تربیت مربیان و کارشناسان امر باید به نحوی باشد که توانایی هماهنگ سازی نقشهای آموزشی و پرورشی را با فن آوریهای جدید در آنها به وجود آورد. اهمیت پرورش فنی کارشناسان آموزشی در مورد طراحی، تجدید نظر برنامه های درسی، شناخت اهداف، راهنمایی و ارزشیابی دانش آموزان و تهیه مفاد آموزشی گوناگون، کمتر از ارزش خود فن آوری آموزشی نمی باشد.
10- معیار ارزشیابی معلم باید براساس کیفیت کار او باشد. باید تمام معلمان از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار باشند و معیار افزایش حقوق و مزایای آنان براساس افزایش کیفیت کارشان باشد.
نگرش ما به حرفه معلمی و نیازهای آن باید در جهتی باشد که هر معلم بر حسب آنکه سرو کار داشتن با کودکان، نوجوانان یا بزرگسالان را ترجیح می دهد و یا برحسب آن که زندگی در شهر یا روستا را دوست داشته باشد، رشته تخصصی خود را انتخاب کند و در هر یک از رشته های آموزشی امکان رسیدن به بالاترین مقام برای معلم وجود داشته باشد.
11- باید شرایط تربیت معلمان دگرگون شود و از آنها یک مربی واقعی ساخته شود. تربیت مربیان فردای جامعه باید در دو جهت اساسی انجام پذیرد:
الف - در جهت پرورش تخصص در آموزش قبل از مدرسه ای، مدرسه ای، حرفه ای، آموزش کودکان عقب افتاده و...
ب - در جهت پرورش مدیران و راهنمایانی که بتوانند فعالیت حرفه ای خود را هم در مورد کودکان و هم بزرگسالان، خواه در مدرسه و یا خارج مدرسه انجام دهند، اقدام مؤثر نمود.
اما مهارتهایی که در آینده برای اجرای صحیح آموزش و پرورش لازم است، به این موارد محدود نمی شوند. در آینده، به وجود متخصصان مواد درسی آموزشی، وسایل خودآموزی و به کاربری فنون آموزشی، متخصصان آزمون ، راهنمایان حرفه ای، مسئولان فنون آموزشی و متخصصان برنامه ریزی درسی نیز بشدت مورد نیاز می باشد. همچنین، باید به آموزشهای ضمن خدمت معلمان و آشنا کردن آنان به فنون جدید معلمی، دگرگونیهای روشها و ابزار جدید آموزشی توجه زیادی شود.
12- تحول آموزش و پرورش باید به اندازه ای گسترده و پیوسته باشد که همگان آن را وظیفه ای ملی برای خود بدانند و تمام بخشهای اجتماعی در انجام این امر مهم همکاری کنند.
باید معلمان کمکی، کارگران ماهر، تکنسینها، متخصصان حرفه ای و... را نیز در امر آموزش و پرورش به خدمت گرفت تا در کنار معلمان حرفه ای به خدمات آموزشی بپردازند.
13- برخلاف گذشته، امروز آموزش باید خود را با شاگرد هماهنگ سازد. همه فعالیتهای آموزشی و پرورشی در جهت فراهم کردن شرایط مناسب برای یادگیری دانش آموز است. قرار دادن دانش آموز در قلب موقعیت آموزشی، ایجاب می کند که به درجه آزادی و معیارهای انتخاب او برای سطح، نوع درس و نوع و حدود مسئولیتهایی که می تواند بر عهده گیرد، توجه شایانی شود.
شاگردان باید از بدو کودکی، به اشتراک مساعی در سازماندهی زندگی مدرسه ای تشویق، و بتوانند درباره مقررات حاکم بر حقوق و وظایف خود بحث کنند و این مقررات نیز باید انعطاف پذیری بیشتری پیدا کند. این استدلال در مورد محتوای آموزش و شیوه های تدریس نیز معتبر است.
امروزه بسیاری از مؤسسه های آموزشی، از طریق شیوه های جدید آموزشی ، شاگردان را به عهده دار شدن مسئولیت آموزش خودشان تشویق می کنند.
موفقیت هر نظام آموزشی زمانی تضمین می شود که همکاری موثر دانش آموزان را تضمین کند. باید میزان مشارکت و فعالیتهای آموزشی و پرورشی دانش آموزان و دانشجویان روز بروز افزایش یابد. این مشارکت بصورتهای نظارت و بازرسی، تنظیم برخی برنامه ها، آموزشهای عمومی و تخصصی آموزش بزرگسالان، شرکت در اجرای امور عمومی جامعه آموزشی و... انجام پذیرد.