اخلاق الاهی

نویسنده : استاد آیت الله مجتبی تهرانی

دیباچه

هجم بهم العلم علی حقیقه البصیره، و باشروا روح الیقین، و استلانوا ما استعوره المترفون، و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون، و صحبواالدنیا بأبدان ارواحها معلقه بالمحل الأعلی...(1).
وجود فرهمند و فرازمند استاد فرهیخته ی ما، فقیه عارف، حجه الحق، آیت الله مجتبی تهرانی - دام ظله - همچون کوهسارانی است که بر دامنه های نشاط انگیز و طراوت خیز آن، چشمه ساران زلالی جاری است که شریعه ی انبوه دل های تشنه ی حکمت و معرفت و آبشخور خیل جان های شیفته و شائق اخلاق و سلوک است.
سال ها است کرسی دروس فقه و اصول استاد، رکن رکین سطوح عالی حوزه ی علمیه ی تهران و مجمع فضلای مجد و مستعد ام القرای انقلاب اسلامی است. هر صبحدم طلاب جان تشنه در محضر دروس استاد، حاضر و سیراب از آن خارج می شوند. جلسات نورانی دروس تفسیر استاد نیز، جوانان تحصیل کرده و مشتاق معارف قرآن را کهرباسان برگرد خود فرا آورده است.
از دیرباز، محفل اشراقی دروس اخلاق و عرفان معظم له، کانون تجمع طیف طالب طهارت و معرفت است و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس(2). سال ها است که هزاران جوان از سرچشمه ی صافی تعلیمات شرقانی استاد سیراب و سرشار می شوند و بوته ی انفاس قدسی و مواعظ بالغه ی او، نفوس مستعد و قلوب معد را می گدازد و جان ها و دل های گداخته را تزکیه می سازد. ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید،(3) چرا که استاد خود تندیس پارسایی و تجسم ساده زیستی است، و مظهر نفسانیت ستیزی و جاه گریزی و مجمع علم و عمل است.
زمانه افسر رندی نداد جز به کسی - که سرفرازی عالم در این کله دانست
برآستانه ی میخانه هر که یافت رهی - ز فیض جام جم اسرار خانقه دانست
استاد ما، از شاگردان برجسته ی حضرت امام خمینی - سلام الله و رضوانه علیه - و از مواریث ملکوتی آن بزرگوار و از ساقه های آن طوبای طیبه به شمار می رود که بر اثر الفت و مؤانست بسیار با آن حضرت، در شخصیت فقهی، اخلاقی و عرفانی او فانی شده است. تؤتی اکلها کل حین باذن ربها(4) هم از این رواست که خوشه چینان محضر تعلم و تربیتش، از او رایحه ی روح خدا را به دماغ جان می شنوند. اولک کتب فی قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه(5).
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید - دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
دروس معنوی استاد، اخلاق نظری انتزاعی متعارف نیست و نیز بازگفت تقلیدی اخلاق فلسفی و یونانی نمی باشد؛ همچنین تعلیمات سلوکی ایشان با عرفان مسلکی نسبتی ندارد؛ زیرا دروس استاد آمیزه ای از اخلاق نبودی و عرفان علوی است که با اتکا به منطق اجتهاد، از زلال آیات و روایات برگرفته و با رعایت نیاز نسل امروز، سامان یافته و از جویبار لسان معظم له در کام تشنه ی طالبان سلوک الی الله فرو می ریزد.
فطوبی لهم ثم طوبی لهم - هنیئاً لارباب النعیم نعیمهم
مجموعه ی مباحث چندین ساله ی اخلاق و عرفان معظم له، تاکنون بر دو هزار درس بالغ شده و همچنان نیز این کوثر پرفیض در فیضان و جریان است. استاد از سر لطف و حسن ظن، این ذخیره ی گرانبها را به این بی بضاعت واگذار فرمودند و بنده نیز از برخی دوستان تقاضا کردم تا طبق برنامه و فرایندی که تنظیم و ارائه شد، دروس را از نوار پیاده کنند و به نگارش و آماده ساختن آن برای نشر، اهتمام ورزند و تاکنون مباحث اخلاقی به صورت حدود دوازده مجلد با عنوان اخلاق الاهی تدوین شده، از مباحث عرفانی نیز که با عنوان سیر و سلوک ارائه خواهد شد هشت مجلد تنظیم شده است که به تدریج ویراسته شده و در دسترس علاقه مندان مباحث معرفتی، اخلاقی قرار خواهد گرفت و احتمالاً سلسله ی سیر و سلوک بر شانزده جلد بالغ می گردد.
ترتیب دروس اخلاقی به شرح زیر صورت بسته است:
جلد اول، در آمد: شامل هدف از بعثت، ابعاد وجودی انسان، قلب - قوای نفس، رذایل و فضایل قوا، تزکیه ی نفس، اعتدال و...
جلد دوم رذایل قوه ی عقلیه و غضبیه، شامل شک، جهل مرکب، غفلت، وساوس شیطانی، مکر، تهور، جبن، سوءظن، انتقام جویی، کینه، عجب، کبر، ذلت، عصبیت، قساوت و...
جلد سوم، رذایل قوه ی شهویه و وهمیه، شامل حب دنیا، حب مال، حب جاه، طمع، حرص، بخل و...
جلد چهارم، آفات زبان، بخش یکم، شامل غیبت، دروغ، بهتان، تهمت، مراء، جدال، خصومت، لعن و نفرین، شماتت، فحش، فرورفتن در باطل، استهزاء و سخریه، سخن چینی و بیهوده گویی.
جلد پنجم، آفات زبان، بخش دوم، شامل مزاح، خنده، گریه، طعن، مدح، افشای سر، توهین و تحقیر، دوزبانی، غنا و شعر، سخن و سکوت و...
جلد ششم و هفتم، فضایل قوه ی عقلیه و غضبیه، شامل خوف و رجاء، کظم غیظ، حلم، عفو، مدارا، تواضع، انکسار و استحقار نفس، رقت، حسن خلق و...
جلد هشتم و نهم، فضایل قوه ی شهویه، شامل قناعت، زهد، فقر، جود و سخا، ایثار، تقوا و ورع مالی و...
جلد دهم و یازدهم، فضایل قوه ی وهمیه، شامل اخلاص، حب خدا، شوق، رضا، انس، تسلیم، توکل، اعتزال و...
بر اصحاب ذوق و ارباب معرفت روشن است که عرفا در عدد و ترتیب منازل سلوک متفق القول نیستند: برخی یک، برخی دو، و بعضی سه، برخی دیگر هفت و بعضی هفتاد، کسانی یکصد منزل بر شمرده اند و بعضی تا هزار و حتی هفتاد هزار نیز ادعا و تعبیر کرده اند:
این راه را نهایت صورت کجا توان بست - کز صد هزار منزل بیش است در بدایت
البته غالباً این راه را از یقظه آغاز و به وحدت منتهی دانسته اند. بی گمان بسیاری از نظرات با هم قابل جمع اند، هر چند راه های سلوک و وصال به شماره ی آفریدگان است، که الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق(6).
استاد در بیان منازل السالکین نخست از اوصاف الاشراف، اثر گرانسنگ خواجه ی طوسی - رضوان الله علیه - پیروی کرده اند. خواجه منازل سلوک را در سی و یک منزل خلاصه کرده است که از ایمان آغاز و با توحید پایان می پذیرد؛ اما بعدها بر تکمیل مباحث به رویه ی منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری بنا نهادند، از این رو سلسله ی سیر و سلوک نیز بر اساس یک صد منزل تکمیل و تدوین و ارائه می شود و طبعاً سیر عنوان های مجموعه به ترتیب زیر خواهد بود:
1 - یقظه
2 - توبه
3 - محاسبه
4 - انابه
5 - تفکر
6 - تذکر
7 - اعتصام
8 - فرار
9 - ریاضت
10 - سماع
11 - حزن
12 - خوف
13 - اشفاق
14 - خشوع
15 - اخبات
16 - زهد
17 - ورع
18 - تبتل
19 - رجاء
20 - رغبت
21 - رعایت
22 - مراقبت
23 - حرمت
24 - اخلاص
25 - تهذیب
26 - استقامت
27 - توکل
28 - تفویض
29 - ثقه
30 - تسلیم
31 - صبر
32 - رضا
33 - شکر
34 - حیاء
35 - صدق
36 - ایثار
37 - خلق
38 - تواضع
39 - فتوت
40 - انبساط
41 - قصد
42 - عزم
43 - اراده
44 - ادب
45 - یقین
46 - انس
47 - ذکر
48 - فقر
49 - غنا
50 - مقام مراد
51 - احسان
52 - علم
53 - حکمت
54 - بصیرت
55 - فراست
56 - تعظیم
57 - الهام
58 - سکینه
59 - طمأنینه
60 - همت
61 - محبت
62 - غیرت
63 - شوق
64 - قلق
65 - عطش
66 - وجد
67 - دهشت
68 - هیمان
69 - برق
70 - ذوق
71 - لحظ
72 - وقت
73 - صفا
74 - سرور
75 - سر
76 - نفس
77 - غربت
78 - غرق
79 - غیبت
80 - تمکن
81 - مکاشفه
82 - مشاهده
83 - معاینه
84 - حیات
85 - قبض
86 - بسط
87 - سکر
88 - صحو
89 - اتصال
90 - انفصال
91 - معرفت
92 - فنا
93 - بقا
94 - تحقیق
95 - تلبیس
96 - وجود
97 - تجرید
98 - تفرید
99 - جمع
100 - توحید
در خور ذکر است که برای تنسیق و تدوین مجموعه، فرایندی به شرح زیر منظور و معمول گشته است:
الف) پیاده سازی درس ها از نوار،
ب) پردازش ابتدایی نثر دروس، برای برگرداندن لحن آن از صورت گفتاری به سیاق نوشتاری،
ج) تدوین و تفصیل ابتدایی متن،
د) بازنگاری و تکمیل متن و تدوین نهایی،
ه) مرجع یابی و مستند سازی،
و) یکدست سازی شیوه ی نگارش، ترجمه ها و اعراب گذاری عبارت،
ز) بازخوانی مدیر مباشر،
ح ) بازبینی سرپرست،
ط ) ویراستاری فنی،
ی) ارزیابی کارشناسان گروه اخلاق و عرفان پژوهشگاه،
ک) بررسی در شورای علمی گروه اخلاق و عرفان،
ل) افزودن فهرست های گوناگون (موضوعی، کتابنامه، نمایه)
م) صفحه آرایی و مقدمات چاپ
هر چند در تنظیم این سلسله، اصل بر احتراز از تصرف (کاهش و افزایش) بوده است، اما گاه ضرورت مستند سازی و ساختارمند کردن مباحث، همکاران ما را به اندکی تصرف واداشته است.
سرپرستی کار و نظارت کلی بر سیر امور را این بی بضاعت شخصاً بر عهده دارم اما افراد و گروه هایی در اجرای مراحل آن، همکاری مجدانه کرده اند، لهذا بر حقیر فرض است از یکان یکان همکاران به ویژه دانشور فاضل جناب حجه الاسلام بهمن شریف زاده که مدیر مباشر این اقدام ارزنده هستند و الحق بیش ترین سهم را در مدیریت، تدوین و تکمیل مجموعه دارند، از صمیم جان سپاسگزاری کنم، از اخوان الصفا نیز متواضعانه تقاضا می کنم از هر گونه تذکر اصلاحی و تکمیلی دریغ نفرمایند.
علی اکبر رشاد
تهران - 12/6/1381

مقدمه

زبان از نعمت های بزرگ خدا است که همچون دیگر نعمت های خداوندی برای بهره برداری در جهت رشد و کمال به انسان ارزانی شده است. انسان فرزانه و فرهمند با شناسایی موقعیت های مناسب، از چنین نعمتی به درستی استفاده می کند؛ نعمتی که پس از آموزش قرآن و آفرینش انسان، بالاترین لطف خداوند متعالی به آدمی است چنان که فرمود:
الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان(7).
پس باید قدر این نعمت را دانست و خدای را بر آن سپاس گفت.
چه زیبا فرمود امیر سخن، امام علی (علیه السلام) که بدانید زبان آدمی، پاره ای از او است؛ آن هنگام که شخص از گفتار بپرهیزد، زبان توان سخن ندارد و آن گاه که مایه گفتار داشته باشد، زبان او را مجال ندهد(8).
زبان بر خلاف جرم کوچکش، از مقامی بسیار والا در طاعت و عصیان برخوردار است. چه وصلت ها که با جنبشش از هم گسسته و چه فرقت ها که با حرکتش به هم پیوسته است. چه خون ها که به موجبش بر زمین ریخته و چه جان ها که با عنایتش سر به سلامت برده است.
سخن، گاه بهترین و ظریف ترین عبادت است که شخص را آسمانی کرده، به معراجش می برد، و گاه سنگین ترین گناه لایق کیفر، و نکوهیده ترین و ناخوشایندترین رفتار نزد مردم است. آن جا که سخن زمینه رضای خدا را فراهم آورد و بیان رحمت گسترده او باشد، با وجود زحمتی کم و هزینه ای ناچیز، گرانبهای ترین عبادت است؛ نام معبود یگانه را بر زبان جاری ساختن، گواهی بر وحدانیت او دادن، ارشاد و راهنمایی خلق خدا کردن و درخواست شفاعت برای دیگران نمودن... و، اعمال تابناک و رفتارهای زیبایی هستند که گوینده را در حرکت به سوی فضایل انسانی با عناوینی چون واجبات و مستحبات یاری می رسانند.
مولای پرهیزکاران، علی (علیه السلام) با وصف خاندان خویش به فرمانروایان سخن، فرمود:
همانا ما امیران سخنیم. سخن در ما ریشه دوانده و شاخه هایش را بر ما آویخته است(9).
البته درون مایه سخن باید نیکو و مفید باشد که همانا هر چیز بی حاصل، لغو و بی بها است، پس چه چیز بالاتر از این که سخن، پرسود و گره گشا باشد و چنین کلامی جز قلب سلیم برنخیزد؛ پس نیاز انسان به دل خردمند بیش از نیاز او به زبان گویا است تا بتواند زبان خود را در مهلکه ها نگه داشته، کلامش را به حساب عملش بگذارد و صدالبته که سخن راست و درست، همچون دارو، و سخن باطل و ناحق درد و بیماری است.
سخن، هویت و شخصیت هر انسانی را می نمایاند. سرور پارسایان علی (علیه السلام) فرمود:
آدمی در زیر زبان خویش نهان است؛ پس سخن خویش بسنج و آن را بر خرد و معرفت عرضه دار. اگر برای خدا و در راه او بود، به زبان آر وگرنه، سکوت بهتر از آن است(10).
آدمی مخفی است در زیر زبان - این زبان پرده است بر درگاه جان
چونک بادی پرده را درهم کشید - سر صحن خانه شد بر ما پدید
کاندر آن خانه گهر یا گندم است - گنج زر یا جمله مار و کژدم است
یا در او گنج است و ماری بر کران - زانک نبود گنج زر بی پاسبان
بی تأمل او سخن گفتی چنان - کز پس پانصد تأمل دیگران(11)
اما صدافسوس که چرخش آسان زبان در دهان، موجب سرکشی افزون تر و نافرمانی آسان تر آن در مقایسه با عضوهای دیگر شده است و میدان عملی گسترده تر و خیروشر، مجالی وسیع تر دارد.
زبان، گرفتار آفات و امراضی چون دروغ، غیبت، تهمت، بهتان، شماتت، استهزا، مزاح، ناسزا، سخنان باطل و بیهوده و... می شود که پیش گیری یا درمان آنها کاری بس دشوار است. سرانجام طاعت و طغیان که ایمان و کفر است نیز فقط با شهادت زبان حاصل می شود.
زین العابدین، حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) فرمود:
زبان آدمی هر صبح به تمام جوارح او سر می کشد و می پرسد: چگونه شب را به صبح رساندید؟ آن ها پاسخ می دهند: اگر تو ما را رها کنی، به خوبی! آن گاه او را سوگند داده، می گویند در مورد ما از خدا بترس که ما فقط به سبب تو عقاب می شویم یا پاداش می گیریم(12).
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
آیا جز فرآورده های زبان، چیز دیگری انسان را سرنگون در آتش می کند(13).
امیرالمؤمنان علی (علیه السلام) نیز زبان را کلید هر خیر و شر معرفی می فرماید(14) و یادآور می شود که انسان با ایمان به حفاظت و صیانت خویش از آلودگی به گناهان این عضو موظف است؛ از این رو باید به شناسایی آفات زبان بپردازد.
کتابی که پیش رو داریم، بازنوشتی از درس های اخلاق استاد فرزانه، حضرت آیت الله آقا مجتبی تهرانی - دام ظله - در زمینه آفات زبان است.
حضرت استاد سال های بسیار از عمر شریف خویش را صرف نشر و ترویج معارف اخلاقی مکتب اسلام کرده اند. این جلد و دیگر جلدهایی که با یاری خداوند به زیور طبع آراسته خواهد شد، ثمره کوشش مداومی است که گروهی از محققان این پژوهشگاه در تدوین، تصحیح و تکمیل مباحث آن استاد گرانمایه صرف کرده اند. مباحث استاد در این بخش از کتاب بزرگ اخلاق اسلامی، به فصل های متعددی تقسیم شده که در دو مجلد به مشتاقان دانش اخلاق عرضه خواهد شد. مطالب هر فصل، با مقدمه و تعریف آفتی از آفات زبان آغاز شده و سپس به اقسام، نکوهش، ریشه های درونی، پیامدها و درمان آن پرداخته می شود. باشد که مورد خشنودی حضرت احدیت - جل و علا - و الطاف و کرامات حضرت بقیه الله الاعظم - ارواحنا له الفداء - قرار گیرد، ان شاء الله.
گروه اخلاق و عرفان
پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

فصل یکم: غیبت

یا ایهاالذین امنوا... لا یغتب بعضکم بعضاً ایحب احدکم ان یأکل لحم اخیه میتاً(15)
ای کسانی که ایمان آورده اید!... برخی از شما از دیگری غیبت نکند. آیا هیچ یک از شما دوست دارد گوشت برادر مرده اش را بخورد؟