شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد دوم

نویسنده : محمد تقی فلسفی

مقدمه

کتابی که از نظر شما می گذرد، بخش دوم ترجمه و تفسیر دعای مکارم الاخلاق از صحیفه سجادیه است
است که در سی فصل تنظیم شده و به چاپ رسیده و هم اکنون در اختیار علاقه مندان و خوانندگان محترم قرار گرفته است.
صحیفه سجادیه کتابی است آموزنده و گنجینه ای است پر محتوی که بسیاری از معارف الهی، مبانی ایمانی، علوم دینی، فرهنگ اسلامی، و معالی اخلاق را در بردارد.
حضرت سجاد (ع) در اختناق شدید و محیط استبداد، این مطالب را به صورت دعا و نیایش در پیشگاه باری تعالی عرض نموده و از این راه به نشر تعالیم اسلام اقدام فرموده است.
ترجمه و تفسیر دعای مکارم الاخلاق از گوینده توانا و محقق دانشمند حجة الاسلام و المسلمین آقای محمد تقی فلسفی خطیب نامی است که شنوندگان را با بیانی روان و شیوا و خوانندگان عزیز را با قلمی ساده و رسا مجذوب می نماید.
معظم له سالیان دراز در روایات اهل بیت علیهم الاسلام مطالعه و دقت نموده و احادیث را از جهات متعدد مورد بررسی و توجه قرار داده است؛به طوری که ملاحظه می کنید، در این کتاب ضمن ترجمه و تفسیر کلام امام (ع) به مناسبت هر جمله، یک یا چند حدیث ذکر شده است.
دعای مکارم الاخلاق برنامه انسانسازی است. حضرت زین العابدین (ع) در این دعا خلقیات کریمه و سجایای انسانی را بیان فرموده است. اگر کسانی آن طور که باید در کلام امام دقت نمایند، به عمق سخن واقف شوند، با تمرین، خویشتن را آنچنان که فرموده بسازند و به آن خلقیات متخلق گردند، و عملاً آنها را به کار بندند به مقام رفیع انسانیت نایل می گردند. ترجمه و تفسیر دعای مکارم الاخلاق ابتدا در حوزه علمیه قم با حضور جمعی از دانشجویان روحانی توسط آن خطیب توانا شروع شد و سپس در جلسات متعددی در تهران ادامه یافت.
عده ای از علاقه مندان به بسط معارف اسلامی درخواست داشتند که نوارهای آن سخنرانی ها به صورت کتاب در آید تا مورد استفاده عموم واقع شود. معظم له ضمن موافقت با این درخواست، به دلیل ضرورت بعضی اصلاحات و تغییرات در نوارها به تنظیم مجدد سخنرانی ها و افزودن پاره ای مطالب به آنها اقدام نموده اند، که بخش اول و دوم آن در اختیار خوانندگان محترم قرار گرفته است.
همان طور که ملاحظه می فرمایید، در این کتاب آیات و اخبار اعراب گذاری شده و منابع تمامی احادیث و وقایع تاریخی در پاورقی آمده است.
ترجمه و تفسیر دعای مکارم الاخلاق مشتمل بر سه بخش است که بخش اول آن در سال گذشته منتشر گردید و مورد استقبال عموم قرار گرفت و بزودی نایاب شده، به چاپ دوم رسید. بخش سوم کتاب نیز آماده چاپ است که به یاری باری تعالی در آینده منتشر خواهد شد. امید است دومین بخش کتاب شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق نیز مانند بخش اول، با استقبال خوانندگان محترم مواجه شود و دوستداران معارف اسلامی را در نیل به اخلاق کریمه و سجایای انسانی یاری رساند.
دفتر فرهنگ اسلامی

قطعه دوم دعای مکارم الاخلاق که شرح و تفسیر آن در بخش دوم این کتاب به چاپ رسیده است

و ان اشکر الحسنة، و اغضی عن السیئه - اللهم صل علی محمد و اله، و حلنی بحلیة الصالحین، و البسنی زینة المتقین، فی بسط العدل، و کظم الغیظ، و اطفاء النائرة، و ضم اهل الفرقة، و اصلاح ذات البین، و افشاء العارفة، وستر العائبه، و لین العریکه، و خفض الجناح، و حسن السیرة، و سکون الریح، و طیب المخالقة، و السبق الی الفضیلة، و ایثار التفضل، و ترک التعییر، و الافضال علی غیر المستحق، و القول بالحق و ان عز، و استقلال الخیر و ان کثر من قولی و فعلی، و استکثار الشر و ان قل من قولی و فعلی، و اکمل ذلک لی بدوام الطاعة، و لزوم الجماعة، و رفض اهل البدع، و مستعمل الرای المخترع - اللهم صل علی محمد و اله، و اجعل اوسع رزقک علی اذا کبرت، و اقوی قوتک فی اذا نصبت، و لا تبتلینی بالکسل عن عبادتک، و لا العمی عن سبیلک، و لا بالتعرض لخلاف محبتک، و لا مجامعة من تفرق عنک، و لا مفارقة من اجتمع الیک - اللهم اجعلنی اصول بک عند الضرورة، و اسالک عند الحاجة، و اتضرع الیک عند المسکنة، و لا تفتنی بالاستعانة بغیرک اذا اضطررت، و لا بالخضوع لسؤال غیرک اذا افترقت، و لا بالتضرع الی من دونک اذا رهبت، فاستحق بذلک خذلانک و منعک و اعراضک، یا ارحم الراحمین.
- اللهم اجعل ما یلقی الشیطان فی روعی من التمنی و التظنی و الحسد ذکرا لعظمتک، و تفکرا فی قدرتک، و تدبیرا علی عدوک، و ما اجری علی لسانی من لفظة فحش او هجر او شتم عرض او شهادة باطل او اغتیاب مؤمن غائب او سب حاضر و ما اشبه ذلک نطقا بالحمد لک، و اغراقا فی الثناء علیک، و ذهابا فی تمجیدک، و شکر النعمتک، و عترافا با حسانک، و احصاء لمننک - اللهم صل علی محمد و اله، و لا اظلمن و انت مطیق للدفع عنی، و لا اظلمن و انت القادر علی القبض منی، و لا اضلن و قد امکنتک هدایتی، و لا افتقرن و من عندک وسعی، و لا اطغین و من عندک وجدی - اللهم الی مغفرتک و فدت، و الی عفوک قصدت، و الی تجاوزک اشتقت، و بفضلک وثقت، و لیس عندی ما یوجب لی مغفرتک، و لا فی عملی ما اسحق به عفوک، و ما لی بعد ان حکمت علی نفسی الا فضلک، فصل علی محمد و اله، و تفضل علی - اللهم و انطقنی بالهدی، و الهمنی التقوی، و و فقنی للتی هی ازکی، و استعملنی بما هو ارضی - اللهم اسلک بی الطریقة المثلی، و اجعلنی علی ملتک اموت و احیی.

31- شکر نعمت و کفران آن - چشم پوشی از بدیها

بسم الله الرحمن الرحیم
و أن اشکر الحسنة و اغضی عن السیئة.
به خواست باری تعالی این دو جمله از دعای شریف مکارم الاخلاق موضوع سخنرانی و بحث امروز است. امام سجاد علیه السلام در پیشگاه خداوند عرض می کند: بار الها! به من توفیق عنایت فرما که خوبی ها را شکر گزار باشم و از بدی ها چشم پوشی نمایم.
برای روشن شدن معنای جمله اول دعای امام لازم است معنای شکر را بدانیم.
الشکر ثلاثة أضرب: شکر القلب و هو تصور النعمة، و شکر اللسان و هو اثناء علی المنعم، و شکر سائر الجوارح و هو مکافاة النعمة بقدر استحقاقه.
راغب می گوید شکر سه گونه است: یکی شکر قلب است و آن تصور نعمت است، آن دیگر شکر زبان است و آن ثنا گفتن و حمد نمودن منعم است، و سوم شکر جوارح و آن به کار بردن عضو است در استفاده از نعمت.البته شکر قلب، یعنی تصور نعمت، مهمتر از شکر زبان و شکر جوارح است، زیرا قلب کانون اراده و مرکز تصمیم است، زبان و دیگر جوارح به فرمان مرکز فرماندهی است. وقتی آدمی در دل باور داشته باشد که هر چه نعمت در اختیار اوست از خداوند است، طبعاً زبان و جوارح تحت تأثیر شکر قلب قرار دارند و انسان با تمام وجود شکر گزار خدا خواهد بود، و این مطلب در خلال روایات خاطر نشان گردیده است:
عن ابی عبدالله علیه السلام قال: من انعم الله علیه بنعمة فعرفها بقلبه فقد ادی شکرها.(1)
امام صادق (ع) فرموده: کسی که خداوند به وی نعمتی را عطا می فرماید و دل او عارف است که آن نعمت عطیه الهی است، با همان معرفت قلبی شکر نعمت را به جای آورده است.
روی ان موسی علیه السلام قال فی مناجاته: الهی خلقت آدم بیدک و اسکنته جنتک و زوجته حواء امتک فکیف شکرک، فقال علم ان ذلک منی فکانت معرفته شکرا.(2)
روایت شده که حضرت موسی بن عمران در مناجات خود به پیشگاه خداوند عرض کرد: بار الها! آدم را به دست خودت آفریدی، در بهشت خودت او را جای دادی، حوا را به همسریش گزیدی، او چگونه ترا شکر نمود؟ خداوند فرمود: آدم دانست که همه آن نعمتها از من است و او با این معرفت، شکر مرا به جای آورد. کسی که در دل باور دارد تمام نعمتها از خداوند است و با این باور عالی ترین شکر را به جای آورده و ادای وظیفه قلبی را نموده است، او باید مراقبت نماید که در مقام عمل نیز شکر گزار نعمتهای الهی باشد و هر نعمت در جائی صرف شود که مرضی صاحب نعمت است، یعنی با هیچ یک از عطایای الهی مرتکب گناه نشود، خواه آن عطایا جوارح و اعضای بدن باشد که به اختیار اراده او به کار می رود و خواه نعمتهای خارج از وجود انسان باشد، مانند مال، مقام، محبوبیت، نفوذ کلام، و دیگر نعمتهایی از این قبیل؛و شکر جامع، به کار بردن نعمت بر وفق رضای الهی و اجتناب از گناهان است.
عن ابیعبدالله علیه السلام قال: الشکر للنعم اجتناب المحارم و تمام الشکر قول العبد: الحمد لله رب العالمین.(3)
امام صادق (ع) فرمود: شکر نعمتها پرهیز از گناهان است و شکر تمام و کامل این است که بنده خدا بگوید: الحمدلله رب العالمین. - بنابراین اگر انسانی با دست و زبانش، با قلم و قدمش، با مال و ثروتش، و با جاه و مقامش اعمالی را انجام دهد که مرضی خدا باشد، او با عمل پاک و منزه خود شکر نعمت را به جای آورده است، و اگر با یکی از آن نعمتها مرتکب گناه گردد، با آن عمل کفران نعمت نموده است. شکر نعمت دست، رفع نیازهای زندگی یا دست افتاده گرفتن است و کفران نعمت دست، دزدی کردن و یا بر سر مظلوم کوبیدن است. شکر نعمت مقام، حمایت مظلوم و کوتاه کردن دست ظالم است، و کفران نعمت مقام، بی اعتنایی به ضعفا و یاری کردن به ستمکاران و زورگویان است. علی (ع) با نظامیان خود به منزل ذی قار رسید، در آنجا توقف نمود. امام (ع) نعلین پاره خود را تعمیر می نمود. عبدالله بن عباس به حضورش آمد. به وی فرمود: قیمت نعلین من چیست؟ عرض کرد قیمتی ندارد:
فقال علیه السلام: و الله لهی احب الی من امرتکم الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا.(4)
فرمود: قسم به خدا این نعلین بی ارزش نزد من محبوبتر است از حکومت بر شما، مگر آنکه بتوانم از سنگر حکومت استفاده معنوی و الهی بنمایم، حقی را بر پا دارم یا باطلی را دفع نمایم. اجر شکر گزاری: شکر نعمت در پیشگاه خداوند اجر عبادت دارد و صاحبان نعمت با انجام این وظیفه مقدس از پاداش بزرگ خداوند برخوردار می گردند و این بشارت ضمن روایتی از رسول گرامی (ص) به شکر گزاران اعلام گردیده است:
عن النبی صلی الله علیه و آله قال؛ الطاعم الشاکر له من الاجر کاجر الصائم المحتسب و المعافی الشاکر له من الاجر کاجر المبتلی الصابر و المعطی الشاکر له من الاجر کاجر المحروم القانع.(5)
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: آن کس که غذا می خورد و سپاسگزار خداوند است، اجر او همانند پاداش کسی است که برای خدا و به منظور نیل به ثواب الهی روزه گرفته است؛کسی که سالم است و خدا را بر نعمت سلامت شکر می کند، اجر او همانند اجر بیمار با ایمانی است که برای خداوند در بیماری صبر می کند؛کسی که از نعمت خداوند برخوردار است و به دگران اعطا می نماید، اجر او همانند اجر تهیدست محرومی است که برای خدا قانع است و مضیقه زندگی را تحمل می نماید.
گاهی دنیا به کام افراد گناهکار می گردد و پی در پی از نعمتهای گوناگون برخوردار می شوند و تراکم نعمتها را برای خود سعادت می پندارد، غافل از آنکه آن نعمتها غفلتشان را افزایش می دهد و با گذراندن ایام حیات گناه آلودشان، منازل سقوط را تدریجاً می پیماید. قرآن شریف درباره اینان فرموده:
و الذین کذبوا بایاتنا سنستدرجهم من حیث لا یعلمون.(6)
کسانی که آیات ما را تکذیب می کنند، آنان را به نعمتهای خود متنعم می سازیم و همان نعمتها مایه افزایش غفلتشان می شود و بدون اینکه خودشان بدانند مدارج هلاکت و تباهی را می پیمایند.
عن الصادق علیه السلام انه سئل عن هذه الایة فقال: هو العبد یذنب الذنب فتجدد له النعمة تلهیه تلک النعمة عن الاستغفار من ذلک الذنب.(7)
از امام صادق (ع) درباره این آیه سؤال شد، فرمود: او بنده ای است که گناه می کند و نعمت بر وی تجدید می شود و همان تجدید نعمت، او را غافل می کند و از استغفارش باز می دارد.
صاحبان نعمت برای اینکه خود را بشناسند، از وضع معنوی خویش آگاه گردند، و بدانند که آیا از افراد غافل اند و مشمول آیه استدراج اند یا نه به این روایت توجه نمایند:
عن سنان بن طریف قال، قلت لابی عبد الله علیه السلام: خشیت ان اکون مستدرجا. قال ولم. قال لانی دعوت الله ان یرزقنی دارا فرزقنی، و دعوت الله ان یرزقنی الف درهم فرزقنی الفا، و دعوته ان یرزقنی خادما فرزقنی خادما. قال فای شی ء تقول؟ قال اقول: الحمدلله. قال: فما اعطیت افضل مما اعطیت.(8)
سنان بن ظریف می گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: من خائفم از اینکه مستدرج باشم. فرمود: برای چه؟ گفتم از خدا خواستم به من خانه ای بدهد خانه داد، خواستم به من صد هزار درهم بدهد هزار درهم داد، خواستم به من خادمی بدهد خادم داد. فرمود: در اجابت این درخواستها چه می گویی؟ عرض کرد می گویم: الحمدلله. فرمود: عطیه حمدت از آن نعمتهایی که به تو عطا شده برتر و بالاتر است. - یعنی با توجه به حضرت حق و حمد باری تعالی تو از مستدرجان نیستی، از خدا غفلت نداری، و به حساب آن گروه گناهکار و غافل نمی آیی.
جهانی که در آن زیست می کنیم عالم وسایل و اسباب است و برای پیدایش هر موجودی در نظام آفرینش راه و مجرای خاصی مقرر گردیده که باید از آن راه و بدان وسیله جامه تحقق بپوشد و به وجود آید. نعمتهای حضرت باری تعالی نیز از مجاری و طرقی که قضای الهی بر آن تعلق گرفته است به مردم می رسد، با این تفاوت که مجرای بعضی از نعمتها فقط علل تکوینی و شرایط خاصی است که در نظام خلقت مقرر گردیده و دست انسان در پیدایش آنها مداخله ندارد، مانند نعمت آفتاب و تابش نور آن که حیات انسانی و حیات نبات و حیوان وابسته به آن است و نعمتهای بسیاری از این جرم بزرگ کیهانی عاید بشر می گردد و همچنین نعمت باران که بر اثر تبخیر آب، تولید ابر و شرایط جوی باران می بارد و آدمی از وجود آب که مایه حیات او و دیگر موجودات زنده است بهره مند می شود. برای ادای شکر این قبیل نعمتها باید حضرت آفریدگار را که معطی نعمت است در دل و زبان حمد نمود و از پیشگاه مقدسش درخواست ادامه نعمت داشت. بعضی از نعمتهاست که مجاری اعطای آنها کسانی از افراد بشرند و به شکلهای مختلف آن نعمتها به وسیله آنان به ما می رسد. در این قبیل موارد شرع مقدس دستور داده که علاوه بر شکر خداوند که خالق و معطی اصل نعمت است باید راه وصول به آن نعمت را که انسانها هستند شکر نمود و مراتب حقشناسی را در مقابل آنان ابراز داشت. حضرت علی بن الحسین علیهما السلام در این باره فرموده است:
و اما حق ذی المعروف علیک فان تشکره و تذکر معروفه و تنشر له المقالة الحسنة و تخلص له الدعاء فیما بینک و بین الله سبحانه فانک اذا فعلت ذلک کنت قد شکرته سرا و علانیة ثم ان امکن مکافأته بالفعل کافأته و الا کنت مرصدا له موطنا نفسک علیها.
در رساله حقوق امام سجاد (ع) چنین آمده است: اما حق کسی که درباره ات معروفی را انجام نموده و به تو نعمتی داده این است که او را شکر نمایی و خوبی او را در یادت داشته باشی و آن را بگویی و نشر دهی و درباره او بین خود و و خداوند دعا نمایی و اگر چنین کردی شکر او را در نهان و آشکار بجا آورده ای سپس اگر می توانی نعمت او را تلافی کن و اگر قدرت نداری و نمی توانی منتظر فرصت باش و دل را برای تلافی کردن آن نعمت آماده و مهیا ساز.
در اسلام، شکر کسی که واسطه وصول نعمت به ما باشد بسیار مهم شناخته شده و در کنار شکر خداوند که صاحب نعمت است باید واسطه وصول نعمت را نیز شکر نمود و حق خدمت او را بجا آورد و در این باره روایات بسیاری از اولیای گرامی اسلام رسیده است:
عن علی به موسی الرضا علیهما السلام قال: من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر الله عزوجل(9)
حضرت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام فرموده: کسی که شکر نعمت مخلوق خدا را ادا نکند شکر خداوند خالق را ادا ننموده و بجا نیاورده است.
نعمت حیات و قوایی که برای ادامه آن لازم است بزرگترین نعمت خداوند برای ماست و باید شکر این نعمت بزرگ را به جا آوریم.
ولی می دانیم که این نعمت گرانقدر به وسیله پدر و مادر به ما اعطا شده است و اگر آن دو نمی بودند ما به وجود نمی آمدیم. بنابراین طبق دستور اسلام، وظیفه داریم در نعمت زندگی، خداوند را شکرگزار باشیم و همچنین پدر و مادر را که مجرای این فیض بزرگ بوده اند شکر نمائیم. خداوند در قرآن شریف به انسان توصیه نموده است:
ان اشکر لی ولوالدیک.(10)
مرا پدر و مادرت را شکر گزار باش.
علم نیز فیضی است از طرف باری تعالی و باید او را در اعطای این نعمت، سپاسگزار باشیم ولی می دانیم که مجرای فیض علم، معلم است، اوست که در مدارج مختلف علمی دست محصل را می گیرد و قدم به قدم به پیشرویش موفق می دارد. بنابراین تمام افراد تحصیلکرده باید آموزگاران، دبیران، مدرسین و استادان خود را در هر مرتبه و مقامی که باشند شکر نمایند:
عن علی علیه السلام قال: اکرم ضیفک و ان کان حقیرا و قم من مجلسک لابیک و معلمک و ان کنت امیرا.(11)
علی علیه السلام فرموده: مهمانت را احترام کن اگر چه او از نظر شخصیت اجتماعی ارزش بزرگ ندارد و همچنین به احترام پدر و معلمت قیام کن و برپا خیز اگر چه فرمانروای جامعه باشی.
برای آنکه بدانیم شکر نعمت مخلوق در پیشگاه باری تعالی تا چه حد ارزنده و مهم است، باید تمام شنوندگان محترم در روایتی که از رسول گرامی اسلام (ص) به عرض می رسانم کمال دقت و توجه را مبذول دارند و عملاً در طول زندگی خود مدلول آن روایت را به کار بندند، پیش از آنکه روز قیامت فرا رسد و محکمه عدل الهی برپا گردد و از غفلتی که در دنیا نسبت به شکر وسایط نعمتهای الهی داشته اند، سرافکنده شوند و دچار تأثر و ناراحتی گردند:
عن النبی صلی الله علیه و آله قال: یؤتی بعبد یوم القیامة فیوقف بین یدی الله عزوجل فیأمر به الی النار. فیقول ای رب! امرت بی الی النار و قد قرأت القرآن. فیقول الله: ای عبدی! انی انعمت علیک و لم تشکر نعمتی. فیقول ای رب انعمت علی بکذا، شکرتک بکذا و انعمت علی بکذا فشکرتک بکذا. فلا یزال یحصی النعم و یعدد الشکر. فیقول الله تعالی: صدقت عبدی الا انت لم تشکر من اجریت علیک نعمتی علی یدیه و انی قد آلیت علی نفسی ان لا اقبل شکر عبد بنعمة انعمتها علیه حتی یشکر من ساقها من خلقی الیه.(12)
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بنده ای را در قیامت به پیشگاه الهی می آوردند و خداوند درباره او فرمان عذاب می دهد. عرض می کند بارالها! درباره ام امر به دوزخ فرمودی با آنکه من در دنیا مسلمان و قاری قرآن بودم. خداوند می فرماید: بنده من! نعمتهایی را به تو دادم و شکر آنها را به بجای نیاوردی. عرض می کند: بارالها! فلان نعمت را دادی ترا شکر کردم، فلان نعمت را دادی ترا شکر نمودم، یک به یک نعمتها را می شمرد و از شکرها نام می برد. خداوند می فرماید: بنده من! راست می گویی، جز آنکه کسی را که من به دست او نعمت خود را به تو رساندم شکر نکردی، و من با خود عهد نموده ام شکر نعمتهایی را که به بنده ای داده ام نپذیرفتم تا شکر کند کسی را که نعمت من توسط او به وی رسیده است.
شکر واسطه نعمت علاوه بر اینکه اطاعت از خالق و حقشناسی از مخلوق است، دارای اثر روانی است و شکرگزار، خود از آن اثر منتفع می گردد.
عن علی علیه السلام قال: شکرک للراضی عنک یزیده رضاء و وفاء و شکرک للساخط علیک یوجب لک منه صلاحا و تعطفا.(13)
علی (ع) فرموده: آن کس که به تو نعمت می دهد و شکرش را ادا می کنی اگر قلباً از تو راضی باشد، شکرت بر خشنودی و وفایش می افزاید و اگر بر تو خشمگین باشد، شکر تو موجب صلاح ضمیر و عطوفتش می گردد.
امام سجاد (ع) در جمله اول دعا که موضوع سخنرانی امروز است، در پیشگاه خداوند عرض می کند:
و ان اشکر الحسنة؛بارالها! موفقم بدار که خوبی را شکر نمایم. ملاحظه می کنید امام (ع) به گونه ای سخن گفته که شامل تمام نعمتها می شود، خواه نعمتهایی که آفریدگار بدون واسطه به او اعطا فرموده و خواه نعمتهایی که با واسطه دست بشر به وی رسیده است. خلاصه، شکر نعمت به معنای وسیع خود از وظایف قطعی افراد متنعم است و به صریح قرآن شریف شکر نعمت موجب افزایش آن می گردد و کفران نعمت، عذاب شدید الهی را در پی دارد. ناگفته نماند که شکر گزاری در زمینه اعطای نعمت، بجا و صحیح است، اما اگر کسی بدون دریافت نعمت زبان به شکرت بگشاید می توانی عمل او را نوعی اعلام خطر تلقی کنی، زیرا کسی که روزی بی حساب ترا شکر می کند ممکن است روزی بی حساب ترا شکر می کند ممکن است روزی بی حساب به ذم و بدگوییت زبان بگشاید و این مطلب را حضرت علی (ع) در عبارت کوتاهی خاطر نشان فرموده است:
من شکر علی غیر احسان ذم علی غیر اساءة(14)
کسی که بدون احسان ترا شکر می گوید، بدون بدی نیز ترا مذمت می کند.
امام سجاد (ع) در جمله دوم دعا که موضوع سخنرانی امروز است به پیشگاه خداوند عرض می کند:
و اغصی عن السیئة: بارالها! به من توفیق عنایت فرما که از بدی ها چشم پوشی نمایم.
یکی از برنامه های انسان سازی در مکتب آسمانی پیغمبران این بود که به پیروان خود درس حسن نظر می دادند، به آنان می گفتند: جهان و جهانیان را از دیدگاه خوشبینی بنگرید و از عیبجویی و سوء نظر اجتناب نمایید و این درس انسانی از خلال بعضی از روایات استفاده می شود:
روی ان عیسی علیه السلام مر و الحواریون علی جیفة کلب. فقال الحواریون: ما انتن ریح هذا الکلب. فقال عیسی (ع) ما اشد بیاض اسنانه.(15)
حضرت عیسی بن مریم در رهگذر با حواریون از کنار سگ مرده ای عبور کردند. حواریون از تعفن و بوی بد آن لاشه سخن گفتند، اما حضرت عیسی (ع) فرمود: چقدر دندانهایش سفید است از جمله صفات حضرت باری تعالی آشکار نمودن خوبی ها و پوشاندن بدی ها است:
یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح: اگر انسانی بتواند این دو صفت بزرگ را تمرین کند و خویشتن را به آن دو متخلق سازد، او به کامل مطلق یعنی ذات اقدس الهی تشبه یافته است و امیر المؤمنین (ع) از این مزیت و کمال، برخوردار بود:
عن علی بن ابیطالب علیه السلام انه قال: لو وجدت مؤمنا علی فاحشة لسترته بثوبی او قال علیه السلام بثوبه.(16)
علی (ع) فرمود: اگر مؤمنی را در حال گناه مشاهده کنم او را با لباس خود می پوشانم، یا آنکه فرموده است با لباس خودش می پوشانم. اولیای گرامی اسلام درباره سیئات یا کارهای بد از ابعاد مختلف سخن گفته و در هر بعدی وظیفه اسلامی و انسانی پیروان خود را بیان نموده است. در جایی که دیگری به شما نیکی کند وظیفه شما شکرگزاری اوست و این مدلول جمله اول دعای امام سجاد (ع) موضوع سخنرانی امروز است: و ان اشکر الحسنة.
در جایی که دیگری به شما بد کند وظیفه کرامت خلق شما چشم پوشی و نادیده گرفتن بدی اوست و این دستور، مدلول جمله دوم دعای حضرت سجاد (ع) در بحث امروز است: و ان اغضی عن السیئة. در جایی که شما موفق شدید به دگری احسان نمایید، خداوند را بر این موفقیت حمد کنید و شکر او را در کار نیکی که انجام داده اید بجای آورید. در جایی که شما دچار لغزش گردیدید و نسبت به دگری بد کردید، استغفار کنید و از پیشگاه خداوند طلب آمرزش نمایید، و این مدلول حدیث امام صادق (ع) است:
عن ابی عبدالله علیه السلام قال: اذا احسنتم فاحمدوا الله و اذا اسأتم فاستغفروا الله.(17)
در جایی که از دگری به شما نعمتی رسیده آن را همواره به خاطر داشته باشید و از یاد نبرید، جایی که شما به دگری خدمت نموده اید و به وی نعمتی داده اید آن را فراموش کنید مبادا موقعی بر سرش منت بگذارید و اجر خود را در پیشگاه پروردگار عالم از میان ببرید و این نیز مدلول حدیثی از امیرالمؤمنین است:
عن علی علیه السلام قال: اذا صنع الیک معروف فاذکره و اذا صنعت معروفا فانسه.(18)
در جایی که شما به دگری احسان می کنید و او را از اعطای خویش برخوردار می سازید، بکوشید در کیفیت احسان، نکاتی را که حضرت صادق (ع) ضمن حدیثی تذکر داده است رعایت کنید و بدین وسیله عمل نیک خود را در پیشگاه حضرت باری تعالی گرانقدر نمایید. عن ابیعبدالله علیه السلام قال: رأیت المعروف لا یصلح الا بثلاث خصال: تصغیره و تستیره و تعجیله. فانک اذا صغرته عظمته عند من تصنعه الیه، و اذا سترته تممته، و اذا عجلته هناته.(19)
امام صادق (ع) فرموده: صلاح و شایستگی عمل معروف را وابسته به سه چیز می بینم: کوچک شمردن، پنهان داشتن، و تعجیل در انجام آن. چه وقتی عطای خود را کوچک شمردی آن را در نظر گیرنده عطا بزرگ نموده ای، وقتی خدمت خود را پنهان داشتی نعمت را تتمیم و تکمیل کرده ای، و چون در انجام خدمت عجله نمایی آن را بر گیرنده نعمت گوارا ساخته ای.
شکر حسنات و چشم پوشی از سیئات در جوامع بشری دارای فواید روانی و آثار عملی است و هر یک در جای خود می تواند نتیجه مفیدی به بار آورد. شکر نعمت مایه تشویق منعم است، در وی اثر روحی می گذارد و او را به علاقه و رغبت بیشتری به خدمات اجتماعی وا می دارد؛بعلاوه، دگران را نیز به راه نیکوکاری سوق می دهد و بر تعداد خدمتگزاران می افزاید و در نتیجه، جامعه از تعاون و رفاه بیشتری برخوردار می گردد. برعکس، بی تفاوتی در مقابل احسان و خودداری از شکر منعم مایه دلسردی و یأس می شود و خدمتگزاران را در ادامه خدمت بی رغبت می نماید. اثر مفید تشویق منحصر در شکر منعم و خدمتگزاری اهل احسان نیست، بلکه تشویق می تواند محصل خردسال و جوان را در رشته درس خواندن، کارمند دولت را در وظایف اداری و نیروهای مسلح را در دفاع از کشور، بیش از پیش دلگرم نماید و آنان را با جدیت زیادتری در ادامه کار وادار می سازد. حضرت امیرالمؤمنین (ع) ضمن عهدنامه خود تشویق نظامیان خدمتگزار و نام بردن از خدمات آنان را اکیداً به مالک اشتر، والی مصر، توصیه فرموده و این مطلب را در خلال این بیان خاطر نشان ساخته است:
و واصل فی حسن الثناء علیهم و تعدید ما ابلی ذو و البلاء منهم، فان کثرة الذکر لحسن افعالهم تهز الشجاع و تحرض الناکل.(20)
همواره از نظامیان خدمتگزار به نیکی یاد کن و کارهای بزرگی را که انجام داده اند به شمار آور؛چه زیاد نام بردن از کارهای نیک آنان افراد شجاع را تحریک می کند و اشخاص سست را ترغیب می نماید و به تحرک و فعالیت وادار می سازد.
برای آنکه بدانیم حق شناسی از منعم در آیین مقدس اسلام تا چه حد محبوب و مورد توجه است، می توانیم در سخنان اولیای دین که درباره کفران نعمت گفته اند، دقت نماییم تا متوجه شویم که حق ناشناسی از معروف چه اندازه در اسلام مورد بغض و بدبینی است:
عن ابیعبد الله علیه السلام قال: لعن الله قاطعی سبیل المعروف و هو الرجل یصنع الیه المعروف فیکفره فیمنع صاحبه ان یصنع ذلک الی غیره.(21)
امام صادق (ع) فرموده: خدا لعنت کند کسی را که قطع راه معروف می نماید و مانع احسان نیکوکار می گردد؛او مردی است حق ناشناس؛به وی احسان می شود، نعمت منعم را کفران می نماید و بر اثر این عمل ناروا راه خیر را سد می کند و مانع آن می گردد که نیکوکار در مورد شخص دگری قدم بردارد و کار معروفی را درباره او انجام دهد.
چشم پوشی از سیئه مانند شکر حسنه دارای اثر مفید روانی و اجتماعی است؛شکر حسنه، اهل معروف را در راه خیر تشویق می کند و کسانی را که اهل معروف نیستند به این راه سوق می دهد. چشم پوشی از سیئه نیز می تواند زمینه کرامت خلق شود و آدمی به سجیه عفو و اغماض گرایش یابد و اگر چشم پوشی نشود چه بسا پی گیری از یک سیئه سیئات بسیار گردد، مایه تشاجر و اختلاف شود، و ممکن است در مواقعی کار تشاجر به مفاسد ندامت بار و غیر قابل جبران منتهی گردد.
در پایان بحث شکر نعمت، لازم می داند نکته ای را به عرض شنوندگان محترم برساند، امید است مفید و سودمند افتد. امام سجاد (ع) در جمله اول دعای مورد بحث امروز در پیشگاه خداوند عرض می کند:
و ان اشکر الحسنة: بارالها! موفقم بدار که نیکی را شکرگزار باشم. به کار بردن کلمه حسنه در زمینه اعطای نعمت روشنگر این مطلب است که انفاق مالی اگر بجا و نیکو باشد سزاوار شکر است و باید از عمل منعم قدردانی نمود، اما اگر انفاق، نابجا و در غیر مورد باشد، نه تنها شایسته شکر نیست بلکه ممکن است در پاره ای از موارد بر اثر اسراف و تضییع مال شایان توبیخ باشد. گاه شخص شهرت طلب و خودخواه مجلس ضیافتی تشکیل می دهد و از جمعی دعوت می کند، هدفش از این دعوت، پذیرایی دوستانه و ضیافت برادرانه نیست بلکه می خواهد خود را نشان بدهد و خویشتن را بلند آوازه نماید. از این رو در تهیه غذا و کیفیت آن افراط می کند و به اسراف و زیاده روی دست می زند و چون طعام تهیه شده چندین برابر نیاز مهمانان بوده، پس از پذیرایی قسمت اعظم غذا در سفره باقی می ماند و بدبختانه بیشتر غذای باقی مانده در ظروف زباله ریخته می شود و تبذیر و اسراف نعمت به میان می آید. این قبیل انفاقها را شرع مقدس، احسان نمی داند و انفاق کننده استحقاق شکر ندارد.
برای آنکه این مطلب هر چه بهتر روشن شود، در اینجا قسمتی از روایت حضرت مولی الموحدین، امیرالمؤمنین، علی علیه السلام را که در خصوص امر مال و چگونگی صرف آن توضیح داده و شیعیان خود را آگاه فرموده است، تقدیم شنوندگان محترم می نماید.
من کان فیکم له مال فایاه و الفساد، فان اعطاءه فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع ذکر صاحبه فی الناس و یضعه عند الله و لم یضع امرء ما له فی غیر حقه و عند غیر اهله الا حرمه الله شکرهم و کان لغیره ودهم فان بقی معه منهم بقیة ممن یظهر امرء ما له فی غیر حقه و عند غیر اهله الا لم یکن له من الخط فیما اتی الا محمدة اللئام و ثناء الاشرار مادام علیه منعما مفصلا. فمن کان منکم له مال فلیصل به القرابة ولیحسن منه الضیافة ولیفک به العانی و الاسیر و ابن السبیل فان الفوز بهذه الخصال مکارم الدنیا و شرف الاخرة.(22)
کسی از شما که دارای مال و ثروت است بپرهیزد از فساد، چه آنکه اعطای مال در غیر مورد تبذیر است و اسراف و این عمل ناروا یاد صاحبش را بین مردم زیاد می کند و نامش را بالا می برد، ولی نزد باری تعالی او را پست می کند و موجب انحطاطش می گردد و هیچ انسانی مال خود را در غیر حق و در مورد افراد نااهل صرف نمی کند، مگر آنکه خداوند او را از شکرگذاری دریافت کنندگان به جای مانده باشد و زبان به شکر و خیر خواهی صاحب مال بگشایند، هدفشان چاپلوسی و دروغگویی است و هیچ فرد متمکن، مال خود را در غیر حق و برای نااهل صرف ننموده مگر آنکه نصیبش از آن پرداخت نابجا و بی مورد، ستایش فرومایگان و مدح اشرار بوده، آن هم نه همیشه و به طور دائم بلکه تا وقتی که نعمت منعم را دریافت می کنند و از فضل و عنایت او برخوردارند.
سپس علی (ع) به دوستان خود فرمود: هر یک از شما که دارای مال است آن را در راه صله رحم یا مهمانی نیکو و پسندیده صرف نماید یا آنکه مال خود را در راه نجات و رهایی کسانی که در رنج و تعصب اند یا آنکه اسیر یا ابن السبیل اند به کار گیرد و موجبات آزادی و رفع گرفتاری آنان را فراهم آورد که دست یافتن به این خصال حمیده، مایه کرامت و بزرگواری دنیا و موجب شرف و فضیلت در عالم آخرت است.