ارزشها و ضد ارزشها در قرآن

نویسنده : ابوطالب تجلیل

اسلام

عبارت است از اقرار به وحدانیت خدای تبارک و تعالی، و به نبوت خاتم الانبیاء محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و به حقانیت آنچه از ناحیه خدا برای مردم آورده است.
با اقرار شخص به زبان که به آن اسلام تحقیق می یابد تمام احکام مسلم، در همه ابواب فقه بر او مترتب می گردد، اگر چه در باطن، شخص فاقد ایمان باشد.
در اصول کافی حدیث شماره 1498 به سندی که علی التحقیق صحیح است از قاسم صیرفی روایت کرده که از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: با اسلام خون حفظ می شود و نکاح زنان مسلمان جائز می گردد (ولی) ثواب در برابر ایمان است.
همچنین در اصول کافی حدیث شماره 1503 با سند صحیح از حضرت صادق (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: اسلام شهادت لا اله الا الله و تصدیق پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است، و با آن خونها حفظ می شود و ازدواجها و میراثها جریان می یابد، و انبوه مردم بر ظاهر اسلام هستند.
ایمان هدایت واقعی است، و ثبات حقیقتی که اسلام اقرار به آنست در دلها می باشد، حقیقتی که عمل نیز از آن حکایت می کند.
اسلام دین فطرت و خلقت است، و تمام موجودات عالم به خدا اسلام دارند.
افغیر دین الله یبغون و له اسلم من فی السماوات و الارض طوعاً و کرهاً و الیه یرجعون(1)
آیا غیر دین خدا را می جویند در حالی که به او اسلام آورده هر آنچه که در آسمانها و زمین است به اختیار یا به اجبار، و به سوی او بر می گردند.
تفسیر: اسلام در این آیه به معنی شهادت به وحدانیت خداست که به ارتکاز و فطرت همه کس دارای آن می باشند، ولی در حالت اختیار برخی معترف و برخی منکر آن می باشند، آن کس هم که منکر است به حسب فطرت و ارتکاز که به اجبار در خلقت او نهاده شده به آن معترف است، اگر چه در زبان منکر آن باشد.
و به همین جهت است که به انکار وحدانیت خدا کفر گفته می شود، زیرا کفر به معنی ستر و پوشانیدن است، و کافر کسی است که آنچه را که غریزه و فطرت او بر آن شهادت دارد پنهان کند و مستور نماید و از اقرار به آن سر باز زند.
دین اسلام متضمن سعادت انسانها در همه شؤون زندگی و محتوی تعیین خط مشی در همه ابعاد گوناگون زندگی انفرادی و اجتماعی انسانهاست و انسانها را بسوی کمالات نفسانی و اجتماعی رهبری نموده و آنها را به عالیترین قله درجات انسانیت ارتقاء می بخشد.
دین اسلام دینی است که بر خاتم الانبیاء محمد المصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده و ناسخ تمام ادیان گذشته است که خدا بعد از نزول آن هیچ دین دیگری را از کسی نمی پذیرد.
قرآن می فرماید:
ان ادین عندالله الاسلام(2)
به تحقیق دین پیش خدا اسلام است.
و من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الاخرة من الخاسرین(3)
هر کس دین دیگری جز اسلام طلب کند و هرگز از او پذیرفته نمی شود و در آخرت از زیانکاران است.
دین اسلام همانا دین کامل الهی است که سلسله ادیان الهیه که به سیر زمان در تاریخ بشر به تدریج نازل شده به آن منتهی شده است.
قرآن می فرماید:
الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً(4)
امروز دین خود را بر شما کامل کردم، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و دین اسلام را برای شما پسندیدم(5).

ایمان

ایمان در قرآن کریم و احادیث اسلامیه اعم از سنی و شیعه به معنی: اعتقاد قلبی به وحدانیت خدا، و نبوت پیامبر اسلام، و حقانیت آنچه از ناحیه خدا به رسالت آورده است، می باشد.
فرق بین ایمان و اسلام آن است که اسلام گفتار و اقرار به زبان است ولی ایمان اعتقاد درونی می باشد.
قرآن می فرماید:
قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا ولما یدخل الایمان فی قلوبکم(6).
اعراب گفتند ما ایمان آوردیم، بگو! ایمان نیاورید ولی بگوئید: اسلام آوردیم، و هنوز ایمان در دلهای شما داخل نشده است.
هر کدام از اسلام و ایمان اثر خاصی دارد، اسلام معیار ترتب احکامی است که با آنها مسلمان از کافر در تمام ابواب فقه امتیاز می یابد، اسلام مناط نفی کفر از شخص و الحاق او به ملت قرآن و امت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله) است.

ایمان منفک از عمل نبوده بلکه عمل جزء آن است

در اصول کافی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود:
الایمان هوالا قرار باللسان و عقد فی القلب و عمل بالارکان(7).
ایمان عبارت است از اقرار به زبان و اعتقاد در قلب و عمل به ارکان.
لذا این سؤال برای ما مطرح می شود که: آیا عمل جزو ایمان است یا نه؟
جواب: از احادیث شریفه چهار پاسخ برای این سؤال استفاده می شود:
1 - ایمان عمل است طبق حدیث شماره 1512، اصول کافی.
2 - ایمان اعتقاد به قلب و اقرار به زبان و عمل است.
(مرکب از سه جزء طبق حدیث شماره 1508، اصول کافی.
3 - ایمان در قلب است و عمل مصدق آنست طبق حدیث شماره 1507، اصول کافی که به سند صحیح از حضرت ابی جعفر الباقر (علیه السلام) نقل نموده که فرمود: ایمان آنست که در قلب مستقر شود و انسان را بسوی خدای عزوجل بکشاند، و عمل به طاعت خدا و تسلیم به امر او آن را تصدیق کند.
حاصل جمع بین احادیث آنست که ایمان مانند خون است که از قلب سرچشمه گرفته و در تمام عروق و شرائین اعضای بدن جریان می یابد.
ایمان حیات معنوی انسان است و حیات هرگاه در قلب داخل شد به همه اعضاء جریان می یابد و حیات اعضاء از حیات قلب منفک نبوده بلکه منتشر به اعضاء شده و بر آنها تقسیم می شود هرگاه قلب به خدا و عذاب و ثواب او و بهشت و آتش، مؤمن و معتقد باشد هر عضوی از اعضای بدن را به سوی طاعت خدا و اجتناب از معصیت می خواند.
بسیاری از آیات قرآنی که ایمان را ستوده و مدح کرده است توأم با آن، عمل را هم ذکر کرده است.
در سوره محمد آیه، 11 و 12 می فرماید:
ذلک بان الله مولی الذین امنوا و ان الکافرین لا مولی لهم ان الله یدخل الذین امنوا و عملوا الصالحات جنات تجری من تحتها الانهار
آن به این جهت است که خدا مولای کسانی است که ایمان دارند، و کافران مولی ندارند، همانا خدا کسانی را که ایمان داشته و به اعمال صالحه عمل کرده اند در بهشت هائی وارد می کند، که نهرها از زیر آنها جاری است.
آری اگر کسی ایمان نداشت از ولایت الهیه خارج، و از نعیم آخرت محروم است.
در تحقیق ایمان به عقیده ما اعتقاد به امامت و وصایت ائمه معصومین (علیهم السلام) شرط است، اگر چه در تحقیق اسلام حب و ولاء اهل بیت عصمت و طهارت که از ضروریات اسلام است، و تمام فرق اسلامی جز خوارج به آن اعتقاد دارند کافی است، و همه فرق اسلامی جز خوارج و نواصب و مجسمه محکوم به اسلام هستند.
در اصول کافی باب دعائم الاسلام روایات متعددی نقل نموده که یکی از ارکان اسلام ولایت است.
از جمله صحیحه فضیل بن یسار از حضرت باقر (علیه السلام) است که فرمود:
بنی الاسلام علی خمس علی الصلاة و الزکاة والصوم و الحج و الولایة و لم یناد بشی ء کما نودی بالولایة فاخذ الناس باربع و ترکوا هذه
اسلام بر پنج اصل بنا گذاشته شده، نماز و زکات و روزه و حج و ولایت، و به هیچکدام به قدر ولایت دعوت نشده، پس مردم چهار اصل را گرفتند و اصل ولایت را ترک کردند