فهرست کتاب


احکام خانواده مطابق با فتاوای حضرت امام خمینی (ره)

عبدالرحیم موگهی‏

ه. عقیقه کردن

1. از مستحباتی که بر آن تاکید شده، عقیقه و قربانی کردن برای نوزاد پسر و دختر است. و مستحب است برای نوزاد پسر، حیوان نر و برای نوزاد دختر، حیوان ماده عقیقه شود. و مستحب است که عقیقه را در روز هفتم انجام دهند. و چنانچه از روز هفتم به تاخیر بیفتد - چه با عذر و چه بدون عذر - عقیقه ساقط نمی شود. بلکه اگر برای فرزند عقیقه ندادند و او بالغ شد، مستحب است که فرزند برای خودش عقیقه دهد. و چنانچه در زمان حیات نیز عقیقه ندهد، مستحب است پس از مرگ وی برایش عقیقه دهند. و عقیقه باید یکی از چهارپایان سه گانه باشد: گوسفند میش یا بز، گاو و شتر، و صدقه دادن پول عقیقه به جای آن کافی نیست و جای آن را نمی گیرد... و مستحب است پا و ران عقیقه را به مامای بچه اختصاص دهند. و چنانچه آن ربعی از عقیقه را که پا و ران عقیقه در آن است به ماما بدهند، بعید نیست که هر دو کار مستحب را انجام داده باشند. و در صورتی که ماما نباشد سهم او را به مادر می دهند تا آن را صدقه بدهد.(325)
2. در عقیقه مخیر هستند بین این که آن را به صورت گوشت خام یا پخته شده تقسیم کنند. و یا این که آن را بپزند و عده ای از مؤمنان - دست کم ده نفر - را دعوت کنند. و اگر بیشتر از ده نفر باشند بهتر است. و مهمانان از آن بخورند و برای نوزاد دعا کنند. و اشکالی ندارد که عقیقه مطابق آنچه متعارف است پخته شود، و گاهی گفته می شود بهتر آن است که با آب و نمک پخته شود. ولی بهتر بودن این کار معلوم نیست.(326)
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
[سلامتی ] هر فرزندی در گرو عقیقه است.(327)

و. شیر دادن

1. برای شیر دادن بچه بهتر از هر کس مادر اوست... .(328)
2. نهایت شیر دادن دو سال کامل است. و جایز است تا سه ماه کمتر از این مدت، آن را کاهش داد. یعنی در بیست و یک ماهگی کودک را از شیر گرفت، ولی در صورت امکان و عدم ضرورت، کمتر از این مدت جایز نیست.(329)
نکته
ام اسحاق می گوید: مشغول شیر دادن یکی از دو پسرم محمد و اسحاق بودم. امام صادق علیه السلام به من فرمودند: ام اسحاق! او را از یک پستان شیر نده. بلکه از هر دو پستان شیر بده، زیرا یکی از آن دو پستان غذا و دیگری آب است.(330)

ز. نگهداری و تعلیم و تربیت حضانت

1. مادر برای نگهداری و تربیت فرزند و آنچه مربوط به این دو می شود، مانند مصلحت نگهداری او در ایام شیرخوارگی یعنی دو سال سزاوارتر است، در صورتی که مادر آزاد، مسلمان و عاقل باشد، خواه فرزند پسر باشد یا دختر، خواه مادر - خودش - وی را شیر داده باشد یا دیگری. پس جایز نیست پدر در این مدت، فرزند را از مادر جدا کند و بگیرد اگر چه - بنا بر احتیاط - مادر، او را از شیر گرفته باشد. و هنگامی که مدت شیرخوارگی پایان یافت، پدر نسبت به پسر، و مادر نسبت به دختر سزاوارتر است تا این که دختر به 7 سالگی برسد که در این صورت پدر برای نگهداری و تربیت دختر شایسته تر است. و چنانچه مادر پیش از 7 سالگی دختر به وسیله فسخ یا طلاق از پدر جدا شود، تا زمانی که با دیگری ازدواج نکرده است حقش از بین نمی رود.
بنابراین اگر مادر ازدواج کند حق نگهداری و تربیت وی از پسر و دختر ساقط می شود و برای پدر باقی می ماند. و در صورتی که مادر از شوهر دوم جدا شود، بعید نیست که دوباره حق حضانت مادر برگردد. و احوط در این مورد مصالحه و توافق از راه مسالمت آمیز است.(331)
2. اگر پدر پس از انتقال حضانت به او یا پیش از آن بمیرد، مادر برای حضانت فرزند - چه پسر و چه دختر - هر چند با دیگری ازدواج کرده باشد از وصی پدر و همچنین سایر خویشان پدر حتی پدر پدر و مادر پدر - تا چه رسد به دیگران - سزاوارتر است. همانگونه که اگر مادر در زمانی مسوول حضانت فرزند است بمیرد، پدر از دیگران سزاوارتر است....(332)
3. برای ولی جایز است بچه را به شخص درستکاری دهد که صنعت یا خواندن یا خط و نوشتن یا حساب و علوم عربی و غیر اینها از علومی که برای دین و دنیای او سودمند است به او بیاموزد.
و بر ولی لازم است بچه را زا فساد اخلاقی حفظ کند، تا چه رسد از چیزی که برای عقاید او زیان داشته باشد.(333)
4. واجب است بر ولی که کودکانش را از هر چیزی که برای آنان و یا دیگران زیان دارد، و همچنین از هر چیزی که یقین دارد شارع مقدس به خاطر فساد در آن، نبودش را در اجتماع خواسته است مانند غیبت باز دارد.(334)
5. برای جلوگیری بچه از مس خط قرآن واجب نیست، ولی اگر مس نمودن او بی احترامی به قرآن باشد، باید او را از این کار باز دارند.(335)
6. کودکان به ده سالگی که می رسند در بستر خواب از یکدیگر جدا شوند، و در روایتی وارد شده است که این کار در شش سالگی انجام گیرد.(336)
یادسپاری
اگر بچه نابالغ چیزی پیدا کند، ولی او باید اعلان نماید.(337)