فهرست کتاب


احکام خانواده مطابق با فتاوای حضرت امام خمینی (ره)

عبدالرحیم موگهی‏

استفتائات

حکم اطاعت نکردن زن از شوهر
اگر زنی در زندگی اولا اطاعت از شوهر نکرد؛ ثانیا برای شوهرش ارزش قائل نبود؛ ثالثا اسرار زندگی را در همه جا فاش نمود؛ رابعا در زندگی مرتب دروغ گفت تکلیف مرد از نظر شرعی با چنین زنی چیست؟
باسمه تعالی؛ باید او را امر به معروف و نهی از منکر نمایید.(312)
مقید نبودن زن به مسائل شرعی
چندین سال است که ازدواج کرده ام، خودم خیلی دنبال مسائل دینی و شرعی هستم و مقلد امام می باشم، ولی متاسفانه همسرم زیاد به مسائل دینی اهمیت نمی دهد و بعضی اوقات پس از خیلی سر و صدا یک دفعه نماز می خواند و چند دفعه نمی خواند و این امر مرا زیاد رنج می دهد، در اینجا وظیفه من چیست؟
1. آیا خوردن غذایی که او درست می کند از نظر شرعی جایز است؟
2. آیا در این مورد، در روز قیامت، من مسوول نیستم؟
3. آیا در اثر بی توجهی او به دین، باید او را طلاق داد؟
باسمه تعالی؛ اگر منکر خدا یا رسول یا یکی از ضروریات دین نیست پاک است و باید او را امر به معروف کنید، و اگر موثر نباشد شما معذور هستید و لازم نیست طلاق دهید و اختیار طلاق در دست خود شماست.(313)

ب. نشوز مرد

نشوز مرد با رعایت نکردن حقوق زن عبارت است از:
ستم و آزار به زن و انجام ندادن حقوق واجبی که زن بر عهده شوهر دارد، مانند پرداخت هزینه های زن از سوی شوهر.(314)
یادسپاری
برای آگاهی از راههای درمان نشوز زن و مرد به کتاب تحریرالوسیلة، ج 2، ص 305 - 307 و یا به ترجمه آن مراجعه کنید.

ج. احکام طلاق

آیا به یاد می آوریم لحظات شیرین و مقدس ازدواج را؟
همان زمانی که اشک شوق مادر همچون شبنم بر گونه هایش جاری می شد، و با زبانی لرزان به دخترش می گفت: دخترم به آرزوی خود رسیدم و شکر خدا که عروسی تو را دیدم.
همان وقتی که پدر، آغوش پرمهر و محبت خود را باز می کرد و پسرش را در آغوش می فشرد و به او می گفت: پسرم بر تو مبارک باد، سالیانی است که در انتظار چنین روزی بودم.
همان لحظاتی که خواهر و برادر با لبخندی شیرین و با شور و هیجانی سرشار از شوق و شادی می گفتند: پیوندتان مبارک باد.
آن هنگامی که خردسالان با شاخه ای از گل شادی، احساسات پاک خود را ابراز می کردند و با شیرین زبانی می گفتند: عروسی تان مبارک باد.
آن زمانی که خویشان و نزدیکان با دستانی گرم و صمیمی و با بوسه هایی پر از مهر و صفا خداحافظی می کردند و می گفتند: ان شاءالله به پای یکدیگر پیر شوید.
آری، آیا به یاد می آوریم لحظات شیرین و مقدس ازدواج را؟
آیا مگر آن قند و شاخه نبات، بجز پیامی شیرین پیام دیگری داشتند؟ مگر آن چراغهای رنگی، بجز نور شادی نور دیگری می پاشیدند؟
مگر آن لباس های سفید، بجز خبر انس و الفت و آشتی خبر دیگری می دادند؟
مگر آن شب، بجز سرود زیبایی و جاودانگی سرود دیگری می نواختند؟ اینک پس از آن همه چگونه می توان نظاره گر از هم گسستن آن پیوند زیبا و مقدس بود؟
چگونه می توان به جای آن اشک شوق، اشک غم و اندوه را بر چهره مادر دید؟
چگونه می توان به جای آن آغوش پرمهر و محبت پدر، آغوشی سرد و بی روح را احساس کرد؟
به کدام قیمتی می توان لبخند شیرین خواهر و برادر را با چهره ای غم گرفته و اندوهناک معاوضه نمود؟
به کدام بهایی می توان گل شادی خردسالان را در پاییز جدایی، پژمرده دید؟
کدام طاقت و توانی است که حاضر است به جای صدای دلنشین بابا و مامان فرزندان، گریه تنهایی آنان را بشنود؟
آیا مگر دوست نداریم که فضای خانه بوی عشق و محبت و ایثار دهد، و بوسه های شیرین بر گونه های حریرگون کودکان بنشیند و عطر دل انگیز آن به مشام رسد؟
آیا سزاوار است که کودکان معصوم، بی پناه شوند و فدای غرور پدر و لجاجت مادر گردند؟
آیا مگر طلاق مبغوضترین کار حلال در پیشگاه خداوند نیست؟
باری، از این رو بود که قلم نگارنده، توان آن نداشت که از طلاق سخنی گوید و یا احکام آن را روی صفحه کاغذ به رشته تحریر کشد.
امید است که با گذشت پدران و پیشقدمی مادران، دوباره نور شادی و سرور را به خانه و خانواده آورد، و بیش از این قلب شکستنی و نازنین فرزندان را آزرده نکند.