امام حسین (علیه السلام) الگوی زندگی - جلد 5

نویسنده : حبیب الله احمدی

تقدیم

بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیم به حسین (علیه السلام) فرزند فاطمه (سلام الله علیها)
که با نهضت خویش راه ستیز با ستمگران را بر همگان آموخت و دین ستیزان حزب عثمانیه را رسوا نمود.
همو که با خون خود درخت دین را شاداب و سرسبز ساخت و ثارالله نام گرفت.

پیش گفتار

تحلیل سیره معصوم

از ویژگی های برجسته رهبران الهی پیامبران و امامان عصمت آنان از هر گناه و مصونیت آنان از هر گونه لغزش و خطا در محدوده دینی می باشد. انسان معصوم هیچ گاه دامنش آلوده به هیچ نوع گناه نمی گردد و هیچ گاه در انجام رسالت دینی خود در بیان احکام در رساندن پیام وحی و نیز در رفتار دینی خطا و اشتباه نمی کند؛ که اگر این دو خطر وارد محدوده زندگی معصومان شود، اطمینان نسبت به آنان را زدوده آنگاه دیگر نمی توانند رهبری خطر ناپذیری به حساب آیند. و مردم در تمام شؤون آنان را اسوه برگزینند. این باور عرشی شیعه در مورد اندیشه و رفتار پیامبران و امامان معصوم می باشد.
در عین حال عصمت فرد لزوماً بدین معنا نخواهد بود که روش ها و موضع گیرهای آنان مورد تحلیل قرار نگیرد. به دیگر سخن عصمت فرد بدین معنا که تعریف شد که در زندگی معصوم گناه و خطا راه نمی یابد، دلیل بر این نیست که از رفتار آنان سؤال روا نباشد. زیرا اگر چه انتقاد از رفتار آنان به توجه به عصمت آنان امری نابجا به نظر می رسد. در عین حال که فراوان مشاهده می شود اصحاب امامان از رفتارهای آنان سؤال و حتی انتقادهای تیز و تندی می نمودند. و امام هم نه تنها از انتقاد آنان بر نمی آشفت بلکه با کمال آرامش به سؤال و انتقاد آنان پاسخ می دهد و از رفتار خودش تحلیل منطقی ارائه می نماید. که برخی از این شواهد در کتاب امام علی (علیه السلام) الگوی زندگی و بیشتر در نوشتار امام حسین (علیه السلام) الگوی زندگی مطرح می باشد.
اصولاً رفتار امامان استقرار آزادی اجتماعی می باشد. سؤال و انتقاد بر می تابند و تحلیل به فراخور درک مخاطب خویش ارائه می دهند.
با توجه به این نکته در سیره نگاری از اندیشه و رفتار امامان تحلیل های صحیح و منطقی امری بایسته می باشد. و عصمت آنان که در اندیشه و رفتار زلال وحیانی می باشند و هیچ گونه لغزش در رفتار آنان راه ندارد، مانع تحلیل های صحیح و منطقی به ویژه از رفتارهای اجتماعی آنان نمی باشد.
از باورهای پایه ای دیگر تشیع در مورد پیامبران و امامان آگاهی به غیب آنان است، گرچه آگاهی از غیب در برخی از آثار دینی از ویژگی های خدای سبحان می باشد، لیکن خدای آگاه به همه اسرار در جایی که اذن صادر نماید دیگران به اذن الله از غیب آگاهی حاصل می نمایند، عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الا من ارتضی من رسول.(1)
انسان های مورد رضایت خدا باذن الله به اسرار و پنهان های گذشته و آینده آگاهی می یابند. البته حدود علم غیب پیامبر و امام و سایر ویژگی های یک بحث مهم کلامی و اعتقادی است، در یک فضای سیره نگاری نمی توان وارد آن ساحت شد. لیکن چکیده آن باور این است که حدود آگاهی نیز باذن الله است و هر طور که خدا اذن بدهد به هر مقدار از اسرار و پنهان ها پیامبر و امام می تواند آگاهی حاصل نماید.
آنچه در این راستا با نوشتارهای سیره نگاری ارتباط دارد، این که آگاهی به پنهان ها نیز همانند عصمت لزوماً بدین معنا نیست که رفتارهای اجتماعی پیامبران و امامان مورد تحلیل قرار نگیرد و گفته شود آنان چون از غیب آگاهی دارند آن گونه می اندیشند و این گونه رفتار دارند. بلکه در عین حال که از پیش آمدها و از سرنوشت ها آگاهی دارند اساس رفتار امام را علم به اسرار شکل نمی دهد و تحلیل های صحیح و منطقی و طبیعی از رفتار آنان امری درست خواهد بود. زیرا تحلیل های طبیعی از رفتار است که آنان را الگوی و امام و پیشوای دیگران قرار می دهد. و اگر قرار باشد که آنان بر اساس آگاهی های لدنی خویش، رفتار خود را تنظیم نمایند، آنگاه الگوی و اسوه شدن آنان بر دیگران امری پیچیده به نظر می رسد. و چه بسا اسوه شدن آنان مورد تردید قرار خواهد گرفت.
بر این اساس رفتارهای اجتماعی پیامبران و امامان با توجه به این که آنان از پنهان ها آگاهی دارند، با صرف نظر از تأثیرگذاری این آگاهی در رفتار اجتماعی آنان مورد تحلیل قرار می گیرد. بدین خاطر همان گونه که عنصر عصمت مانع تحلیل های صحیح و منطقی از رفتارهای اجتماعی پیشوای. بدین خاطر همان گونه که عنصر عصمت مانع تحلیل های صحیح و منطقی از رفتارهای اجتماعی پیشوای معصوم دینی نمی باشد، عنصر آگاهی به پنهان ها نیز همانند عنصر عصمت مانع تحلیل ها نخواهد بود.