مدیریت موفق

نویسنده : محسن کتابچی

مقدمه

موضوع اخلاق برای تنظیم برنامه و روش کار سازمان ها و موسسات اجتماعی یک ضرورت اجتناب ناپذیر و یکی از ارکان اساسی موفقیت در همه شئون مادی و معنوی است. زیرا در پرتو آن، حدود و حقوق تمام افراد معین می شود، و مرزهای روا و ناروا مشخص می گردد، در نتیجه هر کس به حقوق و منافع مشروع خود دست می یابد.
کارگزارانی که فاقد سلامت اخلاقی باشند، نیروی خود را در مجاری ناروا و غیر مشروع به کار می برند، نظم سازمان را به هم می زنند، اعضاء و کارمندان را ناراحت می کنند، و ممکن است زیان های مادی و معنوی جبران ناپذیری به بار آورند.
کتابی که از نظر شما می گذرد، درباره اوصاف اخلاقی کارگزاران و کیفیت رفتار آنها مبتنی بر ارزشهای اسلامی تدوین شده است که عمل به آن می تواند موجبات تعالی و تکامل هر کارگزار را فراهم آورد.
باید توجه داشت مجموع مطالب این کتاب توسط نگارنده در مقاطع و دوره های مختلف برای کارگزاران و مدیران تدریس می شده است که در پی خواسته های آنها اقدام به طبع گردید.
امید است عمل به آن موجب دست یابی به پیروزی شایان در مسئولیت های فردی و اجتماعی شود.
اصفهان، محسن کتابچی

تعریف اخلاق

اخلاق جمع خلق است. دو کلمه خَلق و خُلق در لغت عرب از یک ماده هستند.
مراد از خَلق، چهره ظاهری و ساختمان طبیعی و مراد از خُلق، خصوصیات نفسانی و صفات معنوی است که در درون آدمی رسوخ داشته و ثابت است و به روح شکل خاصی می بخشد، ولی از نظر ظاهر مشهود نیست.
خواجه نصیرالدین طوسی در تعریف خلق گفته است:
خلق، ملکه ای بود که نفس را مقتضی سهولت صدور فعلی بود. از او بی احتیاج تفکر و رؤیتی.(1)
به عبارت ساده تر خلق ملکه ای است نفسانی که بدون آن که نیازی به تفکر و تامل باشد، به آسانی هر عملی از انسان صادر خواهد شد.
و ملکه حالت و کیفیت نفسانی است که دیر و به کندی زوال می پذیرد و نقطه مقابل آن حال: کیفیتی نفسانی است که به سرعت از بین می رود.
ابوحامد غزالی گفته است:
خلق عبارت است از هیأت راسخه ای در نفس که افعال به آسانی صادر می شود، بی آن که نیازی به فکر و تأمل باشد.(2)
مرحوم علامه طباطبایی فرموده است:
خلق، عبارت از خویی است که در نفس آدمی به واسطه، با تکرار آن اعمال به صورت ملکه در می آید.(3)

فایده اخلاق

تمام اندیشمندان جهان، اخلاق را بزرگترین سرمایه معنوی و عاملی برای رسیدن به سعادت و کمال واقعی شمرده اند.
موفقیت آدمی بیشتر مرهون، اخلاق ستوده اوست.
زیرا وی در پرتو آن می تواند از حسن روابط اجتماعی برخوردار گردد، و در رفاه و آسایش واقعی زیست نماید. بدون اخلاق، حتی داشتن گنج قارون بی فایده است.