حکایات منبر « داستان های شیرین و حکایات خواندنی در محضر استاد سخن، زبان گویای اسلام مرحوم فلسفی رحمة الله علیه »

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

مقدمه مؤلّف

بسم الله الرحمن الرحیم
فاقصص القصص لعلهم یتفکرون(1)
یکی از وسایل رشد اکتسابی عقل، تجربیاتی است که آدمی در طول دوران زندگی از راههای مختلفی فرامی گیرد تا در مواقع لازم بر طبق آنها عمل کند.
کسی که از شنیدن یک واقعه یا مشاهده یک حادثه متأثّر می شود، و درباره آن فکر می کند، و به رمز آن پی می برد و نتیجه اش را به خاطر می سپارد، با این عمل تجربه ای اندوخته و به قدر یک تجربه، عقل خویشتن را تقویت کرده است.
خداوند متعال نیز به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم امر می کند که وقایع گذشتگان و تاریخ پیشینیان را برای مردم عصر خود نقل کن، به این امید که شاید نیروی تفکرشان به کار افتد و نیک و بدهای زندگی خویش را از خلال آن وقایع تاریخی تشخیص دهند.
در هر صورت عبرت آموزی از زندگی و عملکرد پیشینیان و استفاده از تجربه دیگران امری سفارش شده در دین مقدس و عزیز اسلام است.
زمانی که از حسن سلیقه و دقت در انتخاب زبان گویای اسلام و استاد سخن مرحوم فلسفی رحمة الله علیه در ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلام بهره برده بودم، بار دیگر توفیق، رفیق راهم شد و در محضر این استاد بزرگ که با آثار ارزشمندش همیشه زنده و پایدار خواهد بود، حکایات و داستانهای عبرت آموز و شنیدنی را از آثار ایشان جدا نموده و بصورت نوشته حاضر تقدیم علاقمندان نمودم. با مطالعه این کتاب، بر اهل علم و فن پوشیده نخواهد ماند که این داستانها به تنهایی، کمتر از یک دوره اسلام شناسی نخواهد بود و هر کدام از داستانها به نوعی اشاره لطیف به یکی از معارف اسلامی و دینی و اخلاقی و... خواهد داشت.
مرحوم فلسفی رحمة الله علیه که خود خطیبی توانا و اسلام شناسی بینا بود، تا آخرین لحظات عمر بابرکت خویش دست از هدایتگری و موعظه برنداشت و آثار ایشان بیانگر این مطلب است.
امید است این مجموعه نیز مورد استقبال و استفاده عموم واقع شود. بدیهی است در تهیه و تدوین این مجموعه، اشتباهات ناخواسته ای نیز وجود داشته باشد که از نادانی و کوتاهی این حقیر بوده است.
ثواب معنوی این اثر را به ارواح مطهره معصومین علیهم السلام و شهدا و علما تقدیم می کنم که هر چه هست، عنایات و الطاف معنوی آنان است.
برای روح بلند مرحوم فلسفی رحمة الله علیه عاجزانه از درگاه الهی عفو و علوّ درجات خواستارم.
محمد رحمتی شهرضا
1/3/1384 سیزدهم ربیع الثانی 1426.

فصل اول: حکایات اعتقادی

ایمان در کودکی

کودکانی که از اول با ایمان به خدا تربیت می شوند، اراده ای قوی و روانی نیرومند دارند.
از دوران کودکی رشید و با شهامت هستند و نتایج درخشان ایمان از خلال گفتار و رفتارشان به خوبی مشهود است.
یوسف صدیق علیه السلام فرزند یعقوب پیامبر علیه السلام است. این کودک محبوب درس خداپرستی را از پدر بزرگوار خود فراگرفته و در دامن یعقوب طفل با ایمانی بار آمده است. برادران بزرگتر او به وی حسد بردند و تصمیم به ایذای او گرفتند. کودک را با خود به بیابان آوردند و پس از رفتارهای خشن و ناراحت کننده به فکر قتلش افتادند. بعدا از کشتن او صرف نظر نمودند، به چاهش افکندند و سرانجام طفل را به کاروان مصری به عنوان غلام فروختند.
ابوحمزه از علی بن حسین علیهماالسلام سوال کرد:
روزی که یوسف به چاه افکنده شد، چند ساله بود؟
حضرت در جواب فرمود: نه ساله!
از کودک نه ساله ای که در چنین وضع سخت و شرایط ناراحت کننده دچار شده، جز اضطراب و جزع انتظار دیگری نیست. ولی نیروی ایمان در این کودک اثر عجیب و حیرت زایی گزارده است.
لما أخرج یوسف علیه السلام من الجب و اشتری قال لهم قاتل استوصوا بهذا الغریب خیرا فقال لهم یوسف علیه السلام من کان مع الله فلیس له غربة؛(2)
موقعی که یوسف را از چاه خارج کردند و به غلامی معامله نمودند، یکی از حضار به وضع کودک دقت کرد و از روی رأفت و مهربانی گفت: نسبت به این طفل غریب نیکی کنید.
یوسف که این جمله را شنید با اطمینان خاطر و آرامش روان گفت:
آن کس که با خداست گرفتار غربت و تنهایی نیست.(3)