بهترین کاسب قرن

نویسنده : علی عابد نهاوندی

سر آغاز

بنده حق باش تا ساعی شوی - واقف از نای و نی و نائی شوی
اگر نظیر حاج مرشدها در جهان بیایند، علم و حکمت در عالم شکوفا خواهد ماند و بینوایان عالم رنگ ستم را نخواهند دید.
ما ماه را خوش از افق کار دیده ایم - از کار و بار حکمت بسیار دیده ایم
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یدخل الذین آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجری من تحتها ألانهار ان الله یفعل ما یرید. صدق الله العلی العظیم و صدق المرسلون و صدق النبی الامین الکریم و الحمدلله رب العالمین
این مجموعه خاطرات یکی از اولیای خداست که تحت ولایت و هدایت مستقیم مولا امیر المؤمنین (علیه السلام) تربیت یافته و مورد مرحمت ائمه اطهار (علیهم السلام) به خصوص حضرت فاطمه (سلام الله علیها) قرار داشته است.

پیشگفتار

خدای سبحان از میان بنی آدم انبیا و رسولانی را مرسل و غیر مرسل انتخاب نمود. انتخاب انبیا نه تنها برای هدایت ابناء بشر بلکه به جهت پاکی طینت و اخلاق عالیه ای بود که این افراد دارا بودند.
از آدم تا خاتم این گروه از شایسته ترین خلق خداوند به شمار می آیند.
ذریه و اولاد منتخبین الهی نیز که از اهل آنان بودند از طرف خدای متعال مورد عطف و انتخاب قرار گرفتند. بدین ترتیب اولیا و اوصیا جانشین انبیا شده و راهنمای ابناء بشر در طول تاریخ گشتند.
از مجموع کتب و زبر الهی چنین مستفاد می گردد که انسان بدون هدایت، رستگار نمی شود، یعنی: به عبارت دیگر صراط مستقیم را گم می کند. به همین دلیل است که در قرآن کریم، آخرین کتاب و جامع ترین زبر و صحف آسمانی، خداوند سبحان چنین می فرماید: من هدایت را به سوی شما می فرستم. که اشاره به قضیه آدم ابوالبشر و انبیاء او که در طول تاریخ به جهان هستی پا می گذارند دارد. هر کس این هدایت را گرفت و مؤمن شد، دوباره او را به سر منزلی که داشت یعنی، بهشت عدن، بر می گرداند تا در ناز و نعمت زندگی کند.
این هدایت خداوند به دو صورت می باشد: 1) عام، 2) خاص
هدایت عام همان هدایتی است که در کتب آسمانی تقریر و تبیین شده است؛ یعنی هر کس می تواند از این آیات استفاده کرده و رستگار شود. اما اگر کسی از آموزش انبیا و سفارش اوصیا به علت جهل یا به واسطه ضلالت استفاده نکرد، آن وقت ممکن است مورد هدایت خاصه قرار گیرد.
به عبارت دیگر خدای متعال به واسطه محبتی که نسبت به یک بنده دارد، او را از میان گمراهان جدا کرده و به جمع هدایت یافتگان ملحق می کند.
همچنین از میان کسانی که به هدایت عام راهنمایی شد و دارای ایمان می باشند، خدای سبحان عده خاصی را انتخاب می کند. این دسته نیز دارای هدایت خاص هستند.
نتیجه اینکه: انتخاب شدگان خداوند عالم علاوه بر انبیاء و اوصیاء ممکن است از بین پیروان آنان نیز باشند به این دسته از بندگان، مؤمنین خاص یعنی انتخاب شده از میان پیروان و شیعیان، گفته می شود.
و همان طور که بندگان خاص از میان پیروان انبیاء و اوصیاء انتخاب می شوند از میان خود انبیاء و اوصیاء نیز تعدادی مورد انتخاب خاص قرار می گیرند. به همین جهت است که پیامبر خاتم حضرت ختمی مرتبت محمد ابن عبدالله خاتم النبیین (صلی الله علیه و آله و سلم) دارای اعلاترین مقام نبوت و بهترین خلق عالم است. همچنین وصی او مولی الموحدین شمس الشموس عالم هستی علی ابن ابی طالب (علیه السلام) دارای عالی ترین مقام قرب و ذریه پاک این دو تن نیز از شایسته ترین و بهترین خلق عالم محسوب می شوند.
این درجه قرب و مقام انتخاب تا حدی است که در احادیث و روایات نظیر حدیث کساء می بینیم خدای متعال فرموده است: من هیچ آسمانی را خلق نکردم، هیچ زمینی را نگستردم، هیچ دریایی را جریان ندادم، هیچ فلکی را به دور نیانداختم مگر به خاطر محبتی که به این پنج تن آل عبا دارم یعنی خلقت با محبت محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین ممزوج است.
اگر کسی بخواهد عالم را بشناسد، ناگزیر اول باید این خاندان را بشناسد و معرفت پیدا کند در غیر این صورت علمشان سطحی است.
به عبارت دیگر دانش تجربی بشر یک چیز است و علم حقیقی به جوهر موجودات چیزی دیگر.
اصل دیگری نیز که در قرآن کریم در این زمینه بیان شده است، این است که پیروان انبیاء و اوصیاء به مقامی که از او پیروی کرده اند ملحق می شوند. یعنی هر شیعه ای به امام زمان خود می پیوندد.
هر چه امام، عزیزتر و محبوب تر باشد، پیرو او نیز از سایر پیروان عزیزتر و محبوب تر است.
از پیروان ائمه اطهار (علیهم السلام) در قرون معاصر عده انگشت شماری در دنیا ظاهر شدند که از میوه های شجره طیبه و شاخه طوبی بودند. مقام عرفانی و درجه قرب آنها به حدی بود که در زمره اولیاء خدا قرار گرفتند.
از جمله عباد مخلص خداوند سبحان عارف و عالم ربانی قرن، حکیم زمان، مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی معروف به حاج مرشد چلویی و متخلص به (ساعی) است. او از سرچشمه نبوت و ولایت علوی نوشید و مانند نوری از مشکوه نورالله حضرت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و باب ولایت وصی خاتم در این سرزمین و در بین ما درخشید. او عالم ربانی بود و عالم علم لدن، و قرآن متحرک، می گفت: آن قدر برای خدای سبحان و ائمه اطهار (علیهم اسلام) گریه می کنم تا آثاری از وجود من باقی نماند.
آری مؤمن بالله این گونه است، هم چنان که ائمه اطهار (علیهم اسلام): این گونه بودند: چشمشان چشم خدا، گوششان گوش خدا، دستشان دست خدا می شود. و همین طور همه وجودشان وجود خدا می شود.
اگر ببینند با چشم او می بینند، اگر بشنوند با گوش او می شنوند، اگر احسان کنند با دست او احسان می کنند.
مرشد کسی بود که ملکوت خدا را در همین دنیا مشاهده کرده بود:
زبان گلها را بلد بود، پیام باد را می شنید، مسیر آب را می دانست.
هیچ آرزویی در دل نداشت و جز رضای خدا راهی نمی پویید.
صدف نفس را شکسته و گوهر خود را یافته بود.
کلامش دعا، کارش عبادت و حیات او حیات طیبه بود.
مرشد از بندگان انگشت شماری بود که به شجره طیبه ملحق شده بود.
در این دنیا ملائکه بر او نازل شده بودند و در دکان او رفت و آمد می کردند.
خود من بارها او را در حالی که ملائکه خدای سبحان بر او نازل می شدند و او وقتی کسی در اطرافش نبود، با سر به جانب آنها خم می شد، دیده بودم.
مقام شامخ مرشد پیوند عشقی ناگسستنی به حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) و خواهر گرامیش حضرت زینب کبری (علیها السلام) داشت.
نام حسین (علیه السلام) اشک را از دیدگانش جاری می کرد.
از نردبان ترقی بالا رفته بود و از سقف دنیا گذشته، عالم عقبی را نیز پشت سر گذاشته و بالاتر رفته بود.
به مریدان خاص خود می گفت: بیایید مثل من از دو عالم بگذرید تا از آفرینش با خبر شوید. در شعری چنین می فرماید:
همچو ساعی از دو عالم درگذر - تا شوی از آفرینش باخبر (1)
مرشد مؤمن والایی بود که هرگز هیچ خطایی نمی کرد.
هیچ کس از او ناراضی نبود.
ستمها را تحمل و نسبت به کسی که در حق او ستم می کرد، محبت می ورزید.
در این باره چنین می گوید:
کو آن کسی که کار برای خدا کند - بر جای بی وفایی مردم وفا کند
هر چند خلق سنگ ملامت بر او زنند - بر جای سنگ نیمه شبها دعا کند (2)
مقام عرفانی مرشد تا حدی بود که به طور سربسته بیان نمود:
نور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی مرتضی (علیه السلام) ما فوق عالم ماده و خاک و گل آدم است و آن افق را خدای متعال به کمتر کسی نشان می دهد و من آن افق را مشاهده کرده ام.
کسی که به افق نبوت و ولایت دسترسی پیدا کرده، معلوم است که در دنیا چه رفتار خارق العاده ای خواهد داشت و همین طور هم بود. اعمال مرشد به نوبه خود کم نظیر و برای نگارنده که در کنار او بزرگ شده ام بدون هیچ اغراقی واقعاً بی نظیر بود.
بعد از او دیگر هیچ کس را ندیدم که اعمالش شبیه به اعمال مرشد باشد.
بعد از فوتش یکی از دوستان وی به من گفت: مرشد به من فرموده بود: من سلمان زمان و از اولیای خدا بودم که مردم مرا نشناختند.
چه بگویم که قلم از نوشتن آن همه خوبیها و راستی ها عاجز است.
در شعری چنین عرض نمودم که اگر تا آخر عمر سر به سجده شکر بگذارم و برخیزم تا بمیرم، نمی توانم از عهده شکر خداوند عالم برآیم:
ساید اگر که تا به ابد عابد این رخش - بر خاک شکر کم بود از حق مهر و ماه
خدای متعال را سپاس می گزاریم که ما را از ذریه چنین مردی قرار داد و از او می خواهیم که ما را از پیروان او و پیروان انبیاء و اولیاء خود قرار دهد.
خوشحال و خرسندم که به یاری و خواست خدای متعال مرشد بعد از وفات خود نیز ارتباط معنویش را با من حقیر قطع ننموده و هنوز از الطاف سرشارش منعم هستم. امیدوارم خدای متعال درجه او را متعالی و رضوانش را نصیب همه ما بگرداند.
تهران - بیستم شهریور ماه 1382
علی عابد نهاوندی
نوه مرحوم مرشد
متخلص به (عابد)

بخش اول : خصوصیات زندگانی و کار مرحوم مرشد