امام خمینی و الگوهای دین شناختی در مسایل زنان

نویسنده : سید ضیاء مرتضوی

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند و آنان که توان جنگ دارند در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت و از محرومیتهایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده اند.(1)
حضرت امام خمینی، در جایگاه فقیهی بزرگ و فیلسوف و عارفی عالی قدر، از موضع رهبری انقلاب و نظام اسلامی، پس از حدود هشتاد سال تلاش علمی و جهاد علمی در شناخت حقایق دین و معارف ناب محمدی (ص)، در سندی جامع و جاودانه که برای پس از رحلت خویش رقم می زنند، تحول روحی و فرهنگی و شخصیتی بانوان و رهایی از محرومیتها و خرافات خود ساخته و حضور شجاعانه و متعهدانه و همه جانبه آنان در عرصه های مختلف اجتماعی را در ردیف افتخارات خویش برمی شمارند و این تحول و حضور مبارک را سندی دیگر بر افتخارات خود و جامعه اسلامی و انقلابی معرفی می کنند.
آنچه در این سند افتخار، بیش از همه به عنوان دستاورد تحول در شخصیت انسانی و حضور اجتماعی بانوان، جلوه می کند، همان حضور مقتدرانه زنان، همدوش مردان در راه تعالی دین و حاکمیت اهداف قرآن می باشد و طبعاً حضور در میدان دفاع از اسلام و کشور اسلامی به مقتضای مسؤولیت دوران جنگ، یکی از مظاهر بسیار گویا و انکارناپذیر در حضور متعهدانه و بی بدیل بانوان است، اما آنچه در این فراز از سخن امام بیش از همه و به عنوان نقطه آغاز تحول و ابراز شایستگیها و اثبات امکان حضور متعهدانه بانوان در عرصه های مختلف اجتماعی و تأکید بر ضرورت آن، جلوه می کند و در واقع نکات کلیدی آن به شمار می رود، یکی محرومیت تاریخی و تحمیلی بر بانوان است که زاییده دست دشمنان از یک سو، و ناآگاهی دوستان نسبت به دین و دیانت از دیگر سو، بوده است؛ دوم رویکرد شجاعانه و در عین حال متعهدانه بانوان به اسلام ناب از منظری که حضرت امام به آن می نگریستند و رها ساختن خود، از بند خرافات خود ساخته می باشد؛ و سوم ناآگاهی برخی محافل مذهبی و برخی مدعیان دانش دین و سلوک دینی، که دستمایه دشمنان، برای دستیابی به منافع خود به شمار می رود؛ چهارم اینکه، محرومیتهای یاد شده در واقع تحمیل ناآگاهی و جهل مرکب خود بر گرده اسلام و شانه مسلمانان است؛ آن هم به دست دوستانی که نه به ناآگاهی خویش آگاهند و معترف، و نه عرصه را برای دانایان متعهد و متعهدان دانا رها می کنند. این است که مبارزه برای نمایاندن چهره ناب دین محمدی (ص) و آشکار ساختن خورشید تابناک شریعت احمدی (ص) قربانی می طلبید و مقابله با آن مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می نمود بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت سرب جگر و جان را می سوخت و می درید.(2)
با اینهمه و علی رغم دشواری مبارزه در جبهه خودی، برای در هم شکستن قید و بندهایی که در لایه هایی از مقدس نمایی و قداست فروشی و تحجر و زبان ناشناسی، پیچیده بود، چاره ای جز به جان خریدن تیرهای تهمت و تهدید نبود مبارزه ای نفس گیر و مستمر که راهی جز استمرار آن وجود ندارد:
ما باید سعی کنیم تا حصارهای جهل و خرافه را شکسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله برسیم و امروز غریب ترین چیزها در دنیا همین اسلام است و نجات آن قربانی می خواهد و دعا کنید من نیز یکی از قربانیهای آن گردم.(3)
و اینچنین است که در نگاه ما مهمترین رسالت جامعه اسلامی و انقلابی بویژه نسلی که همزاد با انقلاب اسلامی و سالهای پس از پیروزی است، شناخت دین و حقایق اسلام از منظر نگاه حضرت امام و بازنگری در دریافتهای فکری و باورداشتهای دینی و سلوک ایمانی و دیانتی خود بر اساس الگوهای دین شناختی حضرت امام می باشد. و طبعاً ضرورت این بازشناسی در حوزه مسایل زنان دو چندان می شود. و این مهم، تنها در صورتی شدنی است که از یک سو، شناخت جامع و درستی از شخصیت علمی و دیانتی حضرت امام و ویژگیهایی که ایشان را به نسخه ای یگانه تبدیل کرده است داشته باشیم، و از سوی دیگر وقتی از منظر اندیشه و نگاه امام به دین و آموزه های آن می نگریم، نگاهی همه جانبه و با پرهیز از نگرش تبعیض آمیز به الگوهای دین شناسی آن بزرگوار باشد. بیشترین زمینه تحریف و طبعاً بیشترین نگرانی نیز از همین نقطه است که باورمندان به اندیشه و سلوک امام و علاقه مندان به شخصیت ایشان، نگاهی تبعیض آمیز به شخصیت حضرت امام داشته باشند و یا اندیشه و عمل و در واقع شخصیت ایشان را آن گونه که خود می پسندند به تصویر کشند و در واقع در پی تأیید اندیشه و سلوک موجود خود باشند و نه تبیین و شناخت دین و دیانت در چارچوب الگوهای دین شناسی امام.
دستگاه اندیشه و طبعاً ساختار سلوک فردی و اجتماعی امام، و به عبارتی شناخت و قرائت آن بزرگوار از اسلام و شریعت، دستگاهی واحد با اجزایی بهم پیوسته است که هر جزء، جایگاه خاص خود را دارد و هر بخش با بخشهای دیگر پیوند می خورد. اگر در مثل، سیاست و دیانت جدایی ناپذیرند، فرهنگ و اقتصاد و هنر و دانش و اخلاق و تربیت و معرفت به حقایق هستی و معنویت و فلسفه و عرفان و فقه و دیگر ابعاد دین و دینداری نیز بر همین مدار می چرخند و خاستگاه همه آنها، این حقیقت است که دین به عنوان دستگاه هدایت، پاسخگوی همه نیازهایی است که دستمایه هدایت بشر به حیات طیب می باشد و همنوایی اندیشه و سلوک آدمی با نداهایی است که از ژرفای جانی برمی خیزد و نیازهایی که از عمق روح وی سر می کشد و گستره حیاتش را پوشانده است. و دین در این نگاه، کلمه طیبه ای است که ریشه در جان آدمیان دارد و همه، در لحظه لحظه زندگی خویش در سایه سار شاخه های آن، حیات طیب را تجربه می کنند و از میوه های معرفت الهی و سلوک آسمانی آن بهره می برند :
ألم تر کیف ضرب الله مثلاً کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی أکلها کل حین بأذن ربها(4).
چه اینکه بی هیچ تفاوتی میان زن و مرد فرمود:
من عمل صالحاً من ذکر و انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم بأ حسن ماکانوا یعملون(5).
آبشخور این حیات طیب در این سوی زندگی و در قالب تن خاکی، سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی (ص) است که جز با شکستن حصارهای جهل و خرافه، راهی برای دستیابی به آن نیست. و سخت ترین و در عین حال ظریف ترین مبارزه نیز درهم ریختن بتهای خرافه و جهل که به نام دانش و دین و دین باوری در عمیق ترین لایه های ذهن و عادت و تعبد فرد و قرارهای اجتماعی لانه کرده است می باشد. این است که در تأکیدی دوباره، و در فرصت تاریخی یکصدمین سال ولادت حضرت امام خمینی، بر این مهم پای می فشاریم که شناخت دین از منظر نگاه امام و از جمله شناخت شخصیت انسانی - اسلامی زنان و مسایل آنان، و آنگاه پایبندی به آموزه هایی که از این منظر می گیریم، مهمترین مسؤولیت جامعه ما بویژه نسل پرنشاط و شایسته جوان است، چرا که به فرموده آن بزرگوار امروز غریب ترین چیزها در دنیا همین اسلام است و نجات آن قربانی می خواهد.

آنچه می خوانید نگاهی است در همین چارچوب به عمده ترین محورهای مسایل زنان، که شرح ضرورت آن و چگونگی پرداختن به آن در کلمه نخست کتاب آمده است. در نگاه ما، به دست دادن الگوهای دین شناسی در مسایل زنان، از منظری که حضرت امام خمینی به آن می نگرد، از بایسته ترین نیازها در شناخت صحیح شخصیت انسانی، حقوق و جایگاه اجتماعی و خانوادگی زنان می باشد. این مهم آنگاه ضرورتی دو چندان می باید که پیدایش و حرکت انقلاب اسلامی و چارچوب مدیریت نظام و جامعه اسلامی بر اساس خط و اندیشه حضرت امام خمینی است.
بزرگداشت یکصدمین سال ولادت حضرت امام خمینی فرصت به دست داد تا از این منظر به دیدگاههای حضرت امام پرداخته شود. نوشته ای که پیش روی دارید دستاورد این تلاش است که نخست در ویژه نامه پیام زن به مناسبت بزرگداشت یکصدمین سال ولادت حضرت امام خمینی، انتشار یافته است و اینک بی هیچ کاستی یا افزایشی تقدیم می شود. به گمان نویسنده این نوشته می تواند هر چند به اجمال و در قالبی کلی، نوع نگرش حضرت امام به مسایل زنان را نشان دهد و برای آنان که می خواهند از این منظر به تبیین و تحلیل مسایل یاد شده بپردازند راهگشا باشد. ان شاء الله.

آنچه در ضمیمه کتاب به تناسب موضوع کتاب با عنوان امام خمینی و راهبرد تهاجم آمده است، چنان که در آغاز مقدمه آن اشاره شده، هر چند از اصل موضوع کتاب بیرون است اما تأکیدی است از منظر دین شناسی حضرت امام خمینی بر پیشدستی در برابر دشمن در زمینه های مختلف، از جمله مسایل فرهنگی، و درآمدن از لاک دفاعی به موضعی هجومی.
این مهم در زمینه مسایل بانوان و شخصیت آنان در اسلام، ضرورت دو چندان می یابد چرا که دهها سال است آنچه نوعاً در جوامع اسلامی در مقابل غرب و هم کیشان آن شاهد بوده ایم برخورد انفعالی و حداکثر، تلاش برای دفاع بوده است و نه تهاجم؛ تهاجم به بتهایی که به نام آزادی و دفاع از حقوق و شخصیت زن در غرب تراشیده شده و هجوم به سنگرهایی که از میان آن، به ارزشها و مرزهای انسانی زنان در اسلام تاخته می شود. ما بواقع، آنگاه می توانیم در چارچوب الگوهای دین شناسی امام به فهم معارف دینی و از جمله درک و معرفی شخصیت زن بپردازیم و آنگاه می توانیم شاهد موفقیت جامعه خویش در دستیابی عملی به مدینه فاضله ای باشیم که زن و خانواده، جایگاه و حقوق خویش را دارا باشند که بتوانیم بیگانگان و فرهنگ آنان را به موضعی که کاملاً تدافعی کشانده و در خارج از مرزهای جامعه خود، ضربه پذیر کنیم. آنچه در ضمیمه آمده تأکیدی است بر این مهم و شرحی بر آنچه حضرت امام در این خصوص به آن فراخوانده اند.

درود بی پایان بر روح والای حضرت امام خمینی، که با سرپنجه ایمان و اندیشه و دانش خود نظام جمهوری اسلامی ایران را بنا نهاد و در جامع ترین قالب و زیباترین شکل به بازسازی نگرش ما به اسلام و دیانت قیام کرد.
در اینجا لازم می دانم که از تلاش همکاران گرامی مجله پیام زن بویژه جناب آقای سید حسن حسینی، به خاطر تلاش در حروف چینی و صفحه آرایی کتاب سپاسگذاری کنم.
قم - سید ضیاء مرتضوی 13 آبانماه 1378

کلمه نخست

حضرت امام خمینی، پس از معصومان (ع) که برگزیدگان خاص الهی اند، نسخه ای بی مثال از شخصیتی جامع است که برای تبیین و شناخت وی باید از زوایای متعددی نگریست و به تحلیل و ارزیابی و مقایسه پرداخت. حضرت امام، در چهره یک انقلابی بزرگ، کسی است که یکی از اصیل ترین انقلابها را تا سرمنزل پیروزی رهبری کرد. در مدیریت و رهبری، نظامی را پایه ریزی و در سالهای دشوار شکل گیری و علی رغم توطئه ها و مانع تراشیهای بسیار، رهبری کرد که نسخه ای منحصر به فرد است. در مرجعیت دینی، یکی از پرآوازه ترین مراجع است و دامنه تربیت صدها شاگرد در حوزه های مختلف اصول و فلسفه و اخلاق و عرفان نشست. در نگارش و بیان، آثاری را در زمینه های مختلف ارائه کرد که برای سالهای سال سرمایه مراکز علمی و محافل فکری و پاسخگوی بسیاری نیازها خواهد بود.
در اخلاق و عرفان و سلوک معنوی، هم از بعد نظری و هم در میدان عمل، به عنوان یک عارف صاحب نظر، و سالک عالی مقدار، در ردیف یکی از اولیای عظیم الشأن الهی، لنگر آرامش و ثبات ملتی شد که جهان استکبار و سلطه جویان شرق و غرب، عزت و آزادی آن را نشانه رفته اند. حتی در ادبیات عرفانی، مجموعه ای از زیباترین سروده های عمیق عرفانی را بر جای گذاشت و توان بالای خویش را در این خصوص نشان داد. در زندگی شخصی و سلوک خانوادگی در مقام همسر و پدر، نمونه ای متعالی و الگویی جاودانه از یک زندگی موفق را ارائه داد.
اینها و ابعاد دیگری از این دست که با یک نگاه کوتاه به شخصیت آن عزیز به چشم می آید، و نیز زوایای پنهان و لایه های عمیق دیگری از شخصیت امام که گذشت زمان آن را شکار خواهد ساخت، هر کدام در جای خود بسیار مهم است و سرجمع نیز نسخه ای می شود که آن را امام خمینی می نامیم. اما یکی از مهمترین و راهگشاترین ابعاد شخصیتی امام و از یک منظر، مهمترین بعد شخصیت ایشان، بعد دین شناسی و نوع نگرش ایشان به اسلام و تفسیری که از دین ارائه می کند و چهره ای که از اسلام ترسیم می نماید می باشد.
اگر از این منظر به ویژگیهایی که شخصیت استثنایی حضرت امام را شکل می بخشد نگاه شود، انسانی خواهیم یافت که بیشترین نسبت و عمیقترین و جامعترین درک را از دین شریف اسلام دارد. انسانی با این ویژگیها، اسلام شناسی کم نظیر است که در حوزه علم و عمل و در عرصه عملی ساختن مکتب، نمونه ای اعلی و شخصیتی بی مثال به شمار می رود. او در عرفان عملی و رهیافتهای شهودی که از مسیر دل و تصفیه درون به چنگ می آید، چنان که قرآن کریم بر رابطه روشن میان تقوا و معرفت تأکید دارد به شناخت شهودی بسیاری حقایق نایل آمده است.(6)
حضرت امام، در عمق ژرفترین حقایق و معارف را در مباحث عرفانی، فلسفی، اخلاقی و تفسیری خود ارائه کرده است و در سطح، اسلام را دین زندگی، دین حکومت و سیاست و دین مدیریت جامعه و سامان بخشی به زندگی مادی و معنوی بشر می داند. در جایی حضرت امام اسلام را نه دین حکومت بله اساساً مساوی با حکومت به معنای عام و فراگیر آن می شمارد و احکام و مقررات آن را در واقع قوانین اسلام و بخشی از حکومت و به منزله اموری ابزاری برای اجرای حکومت و بسط عدالت معرفی می کند.(7)
طبعاً فرآیند دین شناسی انسانی شایسته و وارسته چون حضرت امام که از این منظر به دین و رهنمودهای آن می نگرد، بسیار متفاوت است با نظریه پردازی و در واقع توهم پردازی کسانی که یا به خاطر فقر ناشی از تحجر و بسته نگری، اساساً دین را امری منفک از سیاست و مدیریت جامعه می شمارند، و یا از سر روشنفکرنمایی و وارفتگی سیاسی - علمی در نظریه نویسی، حتی حکومت و سیاست و مدیریت پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) را نیز امری زمینی و غیر الهی و خارج از رسالت دین و در حوزه تشخیص و خواست عرف و جامعه معرفی می کنند و عهده داری آن توسط پیامبران و امامان را تنها ناشی از تن دادن به خواست مردم می دانند؛ و در بیشتر روزگاران که به گفته اینان، مردمان چنین خواست و اقبالی را نسبت به حکومت انبیاء (ع) و ائمه (ع) نداشته اند، آنان نیز به تنها وظیفه و رسالت خود یعنی ابلاغ دین بسنده کرده اند!(8)
اینک مجال پرداختن مبسوط به این وجهه از شخصیت حضرت امام نیست. هدف فقط اشاره به این است که اولاً اگر به شایستگیهای کم نظیر حضرت امام در شناخت، قرائت و تفسیر صحیح و جامع از دین و شریعت اسلامی توجه شود، و ثانیاً به جایگاهی که ایشان از آن منظر حوزه عمل دین و ترسیم و تفسیر چهره شریعت مقدس می پردازند توجه شود، و ثالثاً اگر به نیاز حیاتی و گسترده جامعه به فهم و شناخت درست دین و عرصه عمل و کارکردهای آن توجه شود، و رابعاً اگر به تلاش تخریبی و گمراه کننده دو جبهه افراط و تفریط، به تقصیر یا از قصور، در حوزه دین شناسی و تحلیل منابع و تفسیر مخصوص شریعت، توجه شود، و خامساً اگر به کم کاری، نسنجیده گری و یا جزئی نگری محافل مسؤول در ارائه چهره ناب و بی آلایش دین (و در اینجا مشخصاً در چارچوب قرائتی که حضرت امام از آن دارند) و زدودن سلیقه ها، خرافه ها و نظریه پردازیهای التقاطی از سیمای تابناک و پاک اسلام، توجه شود، اذعان خواهیم کرد که مهمترین وجهه همت ما و لااقل یکی از مهمترین مسؤولیتهای ما، آن هم در سال بزرگداشت امام خمینی، شناخت دین و آموزه های شریعت از منظر نگاه امام و در چارچوب الگویی که آن بزرگوار ارائه کرده است می باشد. و پر واضح است روش اساسی و منطقی در نگرش به دین از این منظر، دستیابی به اصول و الگوهایی است که چارچوب نگرش امام به الگویی جامع در دین شناختی امام و ترسیم نگره ای کامل و سازمان یافته از پیکره سالم و کامل دین که در باور ما نظام دین نیز همچون نظام احسن آفرینش، نظام احسن در تشریع و ضابطه مندی همه چیز است حتی غرامت یک خراش؛ چنان که در تعبیر امام صادق (ع) آمده است.(9) اینکه مبادی رویکرد امام به دین شناختی چیست و با کدام روش به تفسیر و تحلیل نصوص و منابع دینی می پردازد؟ و اینکه در هرم دین شناختی امام کدام عناصر و اجزاء در قله و کدام در دامنه و کدام در قاعده قرار می گیرند؟ و جایگاه هر یک از اجزاء کلیت دین کجاست؟ و ملاک وحدت و انسجام و ارتباط منطقی میان اجزاء چیست؟ و پرسشهای بسیاری از این دست، طبیعی است که در موضوع مهم و حیاتی دین شناختی از منظر اندیشه و نگاه امام مطرح می شود و باید الگوهای دین شناختی در حوزه شخصیت زنان و مسایل آنان می باشد. اما پیش از پرداختن به بحثهای مورد نظر، ناگریزیم چند نکته توضیحی را بازگو کنیم.
یکم:
چنان که اشاره شد به نظر می رسد عمده ترین و بلکه راهگشاترین کار در شناخت و شناساندن اندیشه های امام در زمینه های مختلف، ارائه اصول و الگوهایی است که از یک سو تصویری روشن و جامع و حتی الامکان سازمان یافته از اندیشه امام و نگاه تفسیری ایشان از دین را در آن زمینه ارائه دهد و به دور از جزئی نگری نگرش تبعیض آمیز به اندیشه ها و مواضع آن بزرگوار باشد، و از سوی دیگر بتواند ملاکی برای عمل و هرچه کاربردی تر شدن آن، و معیاری برای ارزیابی دیدگاهها و عملکردها باشد. این است که در این مقاله تلاش شده است الگوها و معیارهایی برای نگرش به جایگاه انسانی اجتماعی بانوان و مسایل آنان بر اساس اندیشه و نظر امام و مستند سازی اجمالی آنها، ارائه شود.
دوم:
نیز چنان که اشاره شد، وقتی الگوهای ارائه شده برای ما می تواند به عنوان الگوهای دین شناختی مورد استناد و استفاده قرار گیرد که به شخصیت حضرت امام و جایگاهی که از آن موضع، سخن می گویند، و دین را تفسیر می کنند و شرح و بسط می دهند، کاملاً توجه شود بسیاری انسانها به تجزیه و تحلیل مسایل دینی می نشینند، از زبان اسلام سخن می گویند، به نظریه پردازی و تفسیر شریعت می پردازند؛ به گونه ای که می توان گفت نسبت نظریه پردازی در دین و سخن گفتن از شریعت و کتاب نویسی و پژوهشگری در حوزه مسایل دینی، بیش از سایر علوم و موضوعات است.
اما پرواضح است که نسبت و قرابت اینها به حقیقت دین و واقعیت شریعت همه در یک سطح نیست، همه در یک مرتبه حجیت و قوتی که مایه آرامش وجدان دینی و پایبندیهای شرعی باشد نیست و چنین انتظاری نیز نمی رود شخصیتهای علمی و اندیشمندان و صاحب نظراتی که سخن و نظر آنان در حوزه احکام دینی، حجت باشد و در حوزه عقیده و باورهای دینی مایه آرامش و تحکیم پیوندهای اعتقادی مؤمنان باشد، طیف وسیعی را شامل نمی شود و باید گفت در هر دوره گروهی محدود می باشند و طبیعی است در این گروه نیز کسانی که اندیشه و نظر آنان مبنای عمل جامعه باشد، انگشت شمار خواهند بود.
حضرت آیت الله العظمی امام خمینی، از زبان دین و شریعت، راه می نمایند و به تفسیر و تبیین آموزه های دینی می پردازند، در جایگاه کسی سخن می گویند که فقط بخشی از ویژگیهای وی اینهاست : فقیه چیره دست، فیلسوف، مفسر، صاحب نظر در اخلاق و عرفان نظری، عارف وارسته، و مرجع تقلید با همه لوازم و شرایطی که این اوصاف دارد.
سخن ایشان، سخن یک نویسنده سخنران، یا متفکر صرف یا نظریه پرداز محض یا یک منتقد و مصلح اجتماعی صرف نیست.
انسانی در این جایگاه نمی تواند و نباید سخن به مبالغه گوید یا به انگیزه جاذبه های تبلیغاتی و رضایت خاطر این شخص یا آن گروه و در خوشایند مریدان، اظهار نظر کند. اگر اضافه شود امتیازها و ویژگیهای انسانی که علاوه بر اوصاف مذکور در جایگاه رهبری یک انقلاب و سپس نظام به تبیین دین و آموزه های شریعت مقدس می پردازد. آن وقت به اهمیت اندیشه و نگاه امام و قرابت آن با حقیقت دین بیشتر اذعان خواهیم داشت.
این است که براحتی پای این ادعا می ایستیم که ما از حضرت امام خمینی کسی را نزدیکتر و آشناتر به شناخت اسلام و راه و رسم اولیای عظیم الشأن آن (صلوات الله علیهم) سراغ نداریم.
سوم :
موضوع این نوشته همان گونه که از عنوان آن پیداست ارائه آن دسته از الگوها و معیارهایی است که در نگرش به دین از منظر نگاه امام در حوزه مسایل زنان به دست می آید و می تواند مبنای داوری ما در دیدگاه امام نسبت به این دست مسایل قرار گیرد. نکته لازم به ذکر این است که آنچه در اینجا به عنوان اصول نگرش حضرت امام ارائه شده است تنها سرفصلهای عمده در این مبحث است و بنای بر استقرای کامل و ارائه جامع همه آنچه می تواند به عنوان یک اصل و معیار در این زمینه به شمار رود نبوده است.
آن کار که تلاشی مفید و راهگشا نیز خواهد بود نیازمند فرصتی بیشتر و مجالی متناسب با خود است که اینک از حوصله بحث بیرون است. همین مقدار نیز بحث را به درازا کشانده است. لذا از محورهایی چون تفاوتهای حقوقی، اسلام دین زندگی، مسؤولیت برابر رشد، توسعه و تحدید بر اساس مصلحت که برای این نوشته پیش بینی و مطالعه شده بود صرف نظر شد. شاید در فرصتی دیگر به آنها نیز بپردازیم. ان شاء الله. در این فرصت فقط به دوازده محور پرداخته شده است.
چه اینکه شرح و بسط و مستند سازی همین الگوها نیز به مجالی بیشتر نیازمند است، بویژه کار مستند سازی این اصول و الگوها از نقطه نظر منابع دینی و ارایه و نصوص قرآنی و حدیثی که در اینجا به ذکر نمونه هایی محدود بسنده شده است؛ در حالی که می دانیم نوعاً پشتوانه دیدگاههای حضرت امام بویژه آنگاه که به عنوان اصول و در سطحی کلی تر بیان شده است، حجم وسیعی از ادله دینی و شواهد قرآنی و حدیثی است و پژوهشگرانی که به مستند سازی مواضع و دیدگاههای آن عالم فرزانه می پردازند نوعاً حجم زیادی منابع و ادله در اختیار دارند که در تحقیقات خود می توانند از آن بهره برند. البته از انسان وارسته و پراستعدادی که حدود 80 سال از عمر شریف خویش را در شناخت اسلام و درک حقایق آن و دانش شهودی همراه با تعهد و تعمد کامل به موازین و آموزه های دین پرداخته است و آن همه مشغول توفیق و عنایت الهی قرار گرفته است نیز چیزی جز این انتظار نمی رود که قلم و قدم او و بیان و حرکت او، ترجمان حقایق دینی و احکام شریعت مقدس باشد.
چهارم :
الگوهای ارائه شده به سلیقه نویسنده در سه بخش آمده است؛ یکی حوزه کلام و انسان شناسی، دیگری خانواده و تربیت و سومی جامعه و فرهنگ، این تقسیم بندی هر چند بر اساس همخوانی نسبی میان مباحث هر بخش صورت گرفته و مناسب دانسته شده است ولی امری ناگزیر نیست و می تواند به گونه یا گونه های دیگر تقسیم شود؛ هدف، دسته بندی مطالب و توجه دادن به نوع گرایش سرفصلها و عناوین مورد بحث بوده است و نه بیشتر.
آرزو و حتی گمان نویسنده این است که این مجموعه بتواند چارچوبی از نگاه و اندیشه حضرت امام خمینی در حوزه مسایل زنان را ارائه دهد و ملاکهایی را برای تبیین موضوعات جزئی تر و نیز ارزیابی عملکرد اجتماعی و روند جامعه انقلابی ما در این خصوص پیش روی نهد و در این دست مسایل خط امام را هر چند به اجمال ترسیم کند. ان شاء الله.

بخش اول : انسان شناسی و کلام