حریم عفاف، حجاب از دیدگاه آیات و روایات

نویسنده : حسین رشیدی

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلوه و السلام علی خاتم الانبیاء و المرسلین محمد و آله اجمعین صلوات الله علیهم اجمعین.
پیامبران فرشتگاه الهی، کتابهای آسمانی و نورانی، زحمات بسیار و تحمل، رنجها و سختیها در طول تاریخ توسط برگزیدگان حضرت حق جل واعلا برای تکامل و سعادت بشر بوده است.
هزاران فرستاده پروردگار عالم با تحمل سخت ترین مشکلات و صبوری بسیار سعی در اصلاح انسان و برطرف کردن موانعی که در طول زندگی باعث می گردند که آدمی از صراط مستقیم خارج و منحرف شود.
آنها وظایف و مأموریت های خود را به احسن وجه انجام دادند و حال ما هستیم که برای آشنا شدن با مسیر هدایت و مشتاقی نسبت به سیر تکاملی بایستی قدمها را استوار برداریم و بدانیم اگر در این مسیر کوتاهی کنیم، پس فقط خود را به هلاکت، شقاوت و بدبختی رسانده ایم. فهم درست و درک صحیح از مبانی دینی برای این مهم ضروری و حیاتی است.
چه بسا بوده اند و باشند کسانی که خود را دیندار می پندارند و همه جا پرچم دین را به همراه می کشند ولی عدم آشنایی ایشان با ضوابط دینی باعث گمراهی خود و دیگران شده است. پس در مرحله نخست بایستی دین را درک کرد و با ضوابط آن آشنا شد و در مرحله دوم برای انجام و تحقق این برنامه ها خود را آماده و مهیا سازیم و بدانیم که قدم در راه سعادت برداشتن و مخالفت با هواهای نفسانی و ترک معاصی و دوری از شیطان و انجام فرائض دینی و عمل به دستورات الهی که خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد ممکن است در بسیاری از مراحل سختیهای خاص خود را به همراه داشته باشد. ولی چون مقصد را عالی می دانیم پس تحمل برای ما شیرین و لذت بخش می باشد.
حجاب و پوشش در دین مبین اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است. اسلام به عنوان آخرین دین الهی برای حفظ فرد و جلوگیری جامعه از انحرافاتی که سرچشمه آنها بی حجابی و بی عفتی و عدم رعایت پوشش صحیح می باشد برنامه ای را به مردم داده است که این دستورالعمل شامل همه افراد بشر اعم از مرد و زن می باشد. اسلام برای مردان پوششی را قرار داده است که مسلمان بایستی به آن دستور عمل کند و برای زنان و دختران نیز متناسب با جسم و روحیات آنها برنامه ای دارد. پر واضح است که جسم زن از لطافت و زیبایی خاصی برخوردار است که این ویژگی ها البته متناسب با وظایف و مأموریتهای زن می باشد. او مادری مهربان می باشد و بایستی لوازم آنرا نیز داشته باشد. پس این نعمت الهی را بایستی شکر کند و آنرا حفظ نماید. زن در اسلام مقدس است البته به شرطی که خودش شرایط آنرا داشته باشد. زن کانون مهر و محبت است و بایستی این نعمت را در جایگاه خودش مصرف نماید. زن مظهر زیبایی است و بایستی در مورد خودش بهره برداری گردد. زن در دیدگاه دنیاگران و کسانی که فقط به عالم ماده دل خوش کرده اند بسیار تحقیر شده است. زیرا از او به عنوان کالای تبلیغاتی و وسیله شهوترانی و غیره استفاده می کنند. اگر به فکر فرو رویم و اندکی دقت داشته باشیم می یابیم که همه جسارتها و تحقیرها علتی ندارد بجز دوری جستن از برنامه های دین و عمل نکردن به فرائض و شعائر دینی و مذهبی. اسلام می گوید: ای زن خودت را حفظ کن و زیورآلات و جسم زیبایت را برای همسر خودت نمایان کن و البته در مقابل همسرت به بهترین صورت ظاهر شو و خودت را از نگاه نامحرمان که به تو به چشم دیگری می نگرند محفوظ بدار. البته در جامعه حضور داشته باش و نقش خودت را ایفا کن ولی بایستی به ابزار آن مجهز باشی و آن پوشش متناسب با جسم زنانه توست. حجاب اسلامی یعنی مصونیت و نه محدودیت و مثال حجاب برای زن به قلعه ای می ماند که مردم برای حفظ جان خویش از ظلم و حملات وحشیان به دور خانه های خویش می سازند. پس قلعه وسیله نجات است و در مسیر پر خار و خس زندگی که هر لحظه امکان دارد که پای تو بر تیغی بنشیند بایستی کفشی به پا کنی که پای جانت را از تیغهای شهوترانی و حرام آلود دیگران محفوظ بداری.
اسلام به عنوان کامل ترین شریعت و به عنوان نمونه و سرمشق برای زنان الگویی را آورده است که در طول تاریخ همانند او را نخواهی یافت و او سیده و سرور زنان عالم است. او دختر رسول خداست که در دامان رسول الله (ص) پرورش یافته است و بررسی و مطالعه حالات این بزرگوار بخوبی چگونگی پوشش ظاهری و حیا و عفت را به زنان می آموزم. حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نمونه بارز و کامل یک زن مسلمان است و زنان بایستی در زندگی خود به این کمپانی حیا و عفت تأسی داشته باشند. باشد که روزی در جامعه اسلامی شاهد بدحجابی نبوده و به رستگاری نزدیکتر شده باشیم.
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
30/11/1384 - قم المقدسه

فلسفه حجاب

بدون شک در عصر ما که بعضی نام آن را عصر برهنگی و آزادی جنسی گذارده اند و افراد غربزده، بی بند و باری زنان را جزئی از آزادی او می دانند، سخن از حجاب گفتن برای این دسته ناخوشایند و گاه افسانه ای است متعلق به زمانهای گذشته. ولی مفاسد بی حساب و مشکلات و گرفتاریهای روز افزون که از این آزادی های بی قید و شرط به وجود آمده، سبب شده که تدریجاً گوش شنوایی برای این سخن پیدا شود. مسأله این است که آیا زنان (با نهایت معذرت) باید برای بهره کشی از طریق سمع و بصر و لمس - جز آمیزش جنسی - در اختیار همه مردان باشند و یا باید این امور مخصوص همسرانشان گردد؟
اسلام می گوید کامیابیهای جنسی، اعم از آمیزش و لذت گیری های سمعی و بصری و لمسی مخصوص به همسران است و غیر از آن گناه و مایه آلودگی و ناپاکی جامعه می باشد که جمله ذلک ازکی لهم در آیه 30 سوره نور اشاره به آن است(1).
فلسفه حجاب امر مکتوم و پنهانی نیست زیرا:
1- برهنگی زنان که طبعاً پیامدهایی همچون آرایش و عشوه گری و امثال آن را به همراه دارد؛ مردان مخصوصاً جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار می دهد؛ تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجان های بیمارگونه عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می گردد. مخصوصاً توجه به این نکته که غریزه جنسی نیرومندترین و ریشه دارترین غریزه آدمی است و در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنایات هولناکی شده تا آنجا که گفته اند: هیچ حادثه مهمی را پیدا نمی کنید مگر اینکه پای زنی در آن در میان است. آیا دامن زدن مستمر از طریق برهنگی به این غریزه و شعله ور ساختن آن بازی با آتش نیست؟ آیا این کار عاقلانه ای است؟
2- آمارهای قطعی و مستند نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مداوم بالا رفته است، زیرا در بازار آزاد برهنگی که عملاً زنان به صورت کالای مشترکی لااقل در مرحله غیر آمیزش جنسی در آمده اند قداست پیمان زناشویی مفهومی نمی تواند داشته باشد.
3- گسترش دامنه فحشاء و افزایش فرزندان نامشروع از دردناکترین پیامدهای بی حجابی است و دلائل آن مخصوصاً در جوامع غربی کاملاً نمایان است.
4- مسأله ابتذال زن و سقوط شخصیت او در این میان نیز حائز اهمیت فراوان است، هنگامی که جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد طبیعی است روز به روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزون تر از او دارد و هنگامی که زن را از طریق جاذبه جنسیش وسیله تبلیغ کالاها و دکور اطاقهای انتظار و عاملی برای جلب جهان گردان سیاحان و مانند اینها قرار بدهد، در چنین جامعه ای شخصیت زن تا سرحد یک عروسک یا یک کالای بی ارزش سقوط می کند و ارزشهای والای انسانی او به کلی به دست فراموشی سپرده می شود و تنها افتخار او جوانی زیبایی و خودنمایی اش می شود و به این ترتیب مبدل به وسیله ای خواهد شد برای اشباع هوسهای سرکش یک مشت آلوده فریبکار و انسان نماهای دیو صفت، در چنین جامعه ای چگونه یک زن می تواند با ویژگیهای اخلاقی اش، علم و آگاهی و دانایی اش جلوه کند و حایز مقام والایی گردد(2).

چرا اسلام حجاب را بر زنان واجب کرده است؟

زیرا حجاب بهترین حافظ و حصاری است که زن را از خطر بیگانه حفظ می کند و زن بی حجاب همچون میوه درختی است که شاخه آن از دیوار باغ به بیرون آویزان است و هر رهگذری به سوی آن دست دراز می کند یا مانند گلی است که هر کس به چیدن آن تمایل دارد(3).
پوشیده بودن زن در جامعه نه تنها موجب تقویت بنیان خانواده است بلکه سبب حفظ ارزش زن و جلوگیری از ابتذال و تباهی او نیز می باشد.
حجاب برای زنان مانند صدفی است که گوهر وجودش را از گزند خطرها و آسیب ها در برابر نامحرمان و بیگانگان مصونیت بخشیده و بیمه اش می نماید و به جامعه خصوصاً جوانان، آرامش می بخشد و مانع هر گونه گسترش فساد و گرایش به فحشا می شود.