به سوی تو (منک و بک و لک و الیک)

نویسنده : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

جلسه اول : نماز جلوه ای از معرفت خدا

اهمیت و جایگاه نماز

از قرآن و روایات و همچنین برهان های عقلی استفاده می شود که هدف نهایی از آفرینش انسان، تکامل روحی و معنوی و رسیدن به مقامی است که قرب به خداوند متعال نامیده می شود، و انسان با انجام دادن اعمال اختیاری می تواند به این مقام والا برسد.
اعمال اختیاری در صورتی که موجب نزدیک شدن به قرب الهی باشند عبادت نامیده می شوند. در این باره قرآن کریم می فرماید:
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون؛(1)
و جنیان و آدمیان را نیافریدم مگر برای این که مرا بپرستند.
عبادات را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
برخی از آنها فقط برای اظهار بندگی به پیشگاه الهی صورت می گیرند. قوام این گونه اعمال نظیر نماز و روزه به قصد قربت می باشد و بدون آن، ماهیتشان تحقق نمی یابد.
دسته دوم، اعمال دیگری است که با هدف خاصی انجام می شوند و اگر مورد رضایت خداوند باشند و با قصد قربت تحقق یابند، عبادت به شمار می آیند.
بنابراین شرط اساسی در عبادت بودن یک عمل، قصد قربت است و هر قدر نسبت به آن اهتمام ورزیم، ارتباط نزدیک تری بین ما و خداوند برقرار می گردد و از جنبه معنی، به خداوند نزدیکتر می شویم.
از روایات اهل بیت علیهم السلام استفاده می شود که نماز، عبادت برتر است و خداوند متعال همه پیامبران و اولیاء را به آن سفارش کرده و این امر از قطعیات اسلام به شمار می رود. در قرآن نیز آمده است که خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی فرمود:
و أقم الصلاة لذکری؛(2)
و برای یاد من نماز را بر پا دار.
حضرت عیسی علیه السلام نیز در گهواره این سفارش خداوند را یادآور شد:
و أوصانی بالصلاة و الزکاة ما دمت حیّا؛(3)
و تا زنده ام مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.
اهمیت نماز تا به حدی است که قبولی عبادات دیگر به قبولی آن بستگی دارد و اگر نماز مورد قبول درگاه الهی قرار نگیرد، بقیه عبادات نیز قبول نخواهد شد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
ان اول ما یحاسب به العبد الصلوة فان قبلت قبل ما سواها؛(4)
اولین چیزی که بنده درباره آن حساب رسی می شود، نماز است؛ پس اگر پذیرفته شد، بقیه اعمال نیز پذیرفته خواهد شد.
ارتباط بین قبولی نماز و قبولی عبادات دیگر به توضیحی نیاز دارد که فعلا در صدد بیان آن نیستیم. منظور ما این است که بهترین راه رسیدن به قرب خداوند و نایل شدن به سعادت ابدی، نماز است؛ از این رو باید در انجام دادن آن اهتمام جدی داشت.
توجه به این نکته ضروری است که نماز ویژگی هایی دارد که به ظاهر شریعت مربوط می شود و رعایت آنها برای انجام دادن نماز صحیح لازم است؛ اما آنچه باعث تقرب حقیقی به خداوند می شود، روح نماز و توجه دل به خداوند است. به عبارت دیگر، انسان از راه دل با خداوند ارتباط برقرار می کند، نه از طریق شکل رفتار.
بنابراین برای استفاده بهتر و شایسته تر از نماز، باید بکوشیم روح نماز را بیشتر درک کنیم که این مهم با تعلق بیشتر دل به نماز حاصل می شود. بر این اساس، سعی ما بر آن است که درباره محتوای نماز مباحثی را ارائه کنیم.

محتوای نماز و شناخت خداوند

به جز حرکات و اقوال، نماز از محتوا و روحی ارزشمند برخوردار است که با استفاده از آن، انسان به عالی ترین مراتب قرب الهی دست می یابد. اندیشه در محتوای نماز و آشنایی با عناصر معنوی این معجون الهی، به ما کمک می کند که نمازمان را بهتر به جا آوریم و استفاده بیشتری از آن ببریم.
اهمیت توجه به روح و محتوای نماز از این سخن امام رضا علیه السلام به خوبی روشن می شود:
الصلوة قربان کل تقیّ؛(5)
نماز، وسیله تقرب هر تقواپیشه است.
چنانکه اشاره کردیم، نماز غیر از حرکاتی نظیر ایستادن، رکوع، سجده و نشستن در حال تشهد، خواندنی هایی نیز دارد که خود به سه دسته تقسیم می شوند:
دسته اول از خواندنی های نماز، اذکار است؛ مانند الله اکبر و الحمدلله و سبحان الله.
دسته دوم، قرائت قرآن است. در رکعت اول و دوم نماز، باید سوره حمد و سوره ای دیگر از قرآن خوانده شود.
دسته سوم، از خواندنی های نماز، عبارت است از دعاهایی که در نماز می خوانیم. البته این دعاها نظیر دعایی که در قنوت، رکوع و سجده، و نیز دعاهایی که قبل از نماز یا در تعقیبات نماز خوانده می شوند واجب نیستند و از مستحبات نماز به شمار می آیند.
در بین اذکار، ذکری که بیش از همه در نماز تکرار می شود، تکبیر است. ما در اذان نماز شش مرتبه تکبیر را تکرار می کنیم و سپس در اقامه چهار مرتبه تکبیر می گوییم؛ آنگاه نماز خود را با تکبیرة الاحرام آغاز می کنیم. در فواصل نماز و پس از انجام هر عملی، مستحب است تکبیر بگوییم؛ بعد از اتمام نماز نیز مستحب است، که سه بار تکبیر بگوییم. همچنین در تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها که پس از نماز می خوانیم، سی و چهار مرتبه تکبیر می گوییم.
حال با توجه به این که تکبیر ذکری محوری است، باید در معنای آن دقت بیشتری داشته باشیم. شکی نیست که شناخت معنای الله اکبر، متوقف بر شناخت معارف عمیق الهی و عقلی است؛ زیرا درباره ذکر الله اکبر خدا بزگتر است این سوال مطرح می شود که الله کیست، و ما چه معنایی را از آن درک می کنیم؟ این سوال به ظاهر ساده، از مسائل بسیار پیچیده و عمیق است که به راحتی نمی توان از عهده تبیین آن برآمد و ما می کوشیم در حد فهم خود آن را روشن کنیم.