دیدار با ابرار - سید بن طاووس

عباس عبیری

بخش دوم: شهر تزویر

پایتخت شیطان

اندک اندک آوازه شهرت رضی الدین در سراسر عراق پیچید و نامه های فراوان از بغداد به سوی حله سرازیر شد. نامه هایی که دست اندرکاران مؤمن حکومت می فرستادند و او را به حضور در مرکز کشور فرامی خواندند. هر چند رضی الدین خود از پادشاهان ستم پیشه عباسی متنفر بود و هرگز هوای نزدیکی به توانگران جامعه را در سر نمی پروراند ولی دعوت دوستان خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، احساس مسؤولیت و موافقت کتاب خداوند، سرانجام وی را به شهر طنابها و دامهای شیطان، بغداد، کشاند.
در آن دیار مؤید الدین محمد بن احمد بن العلقمی وزیر فرزانه عباسیان وی را در یکی از خانه های خویش سکونت داد.(39) دانشمند پرهیزگار عراق در این خانه با دوستان اهل بیت، دانشوران و مقامات مذهبی و سیاسی متمایل به مذهب خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دیدارهای فراوان انجام داد. یکی از انبوه ملاقات کنندگان ستاره تابناک حله در بغداد پژوهشگر بزرگ اسعد بن عبدالقاهر اصفهانی بود، که نامش در شمار مشایخ رضی الدین آورده شده است. این محقق شیفته اهل بیت (علیه السلام) در ماه صفر 635 ه. ق به دیدار سید پارسای آل طاووس شتافت و میان آنها گفتگوهای فراوان علمی انجام یافت.(40)
هر چند پایتخت محل دیدارهای سودمند با دانشوران، اندیشمندان و سیاستمداران دوستدار خاندان پیامبر بود و رضی الدین توانست با وساطت خویش نزد مستنصر خلیفه عباسی به دانشمندانی چون بدرالاعجمی و کثیرالدین محمد بن محمد کمک کند،(41) ولی با این همه سید عارفان عراق، بغداد را جایگاه دامها و طنابهای شیطان خوانده است.(42) نگاهی به آنچه میان او و خلیفه روزگارش گذشت، می تواند درستی این تعبیر را آشگار سازد.

نفیر کرکس

اندکی پس از استقرار دانشمند نامدار عراق در بغداد، مستنصر از وی خواست تا مقام افتای دارالخالافه را به عهده گرفته، مردم را در تشخیص حلال و حرام آیین مقدس نبوی یاری دهد. رضی الدین که با هدف پنهان خلیفه در پشت این الفاظ زیبا و فریبنده آشنا بود، پیش از حضور در برابر وی و پاسخ بدین فرمان، فروتنانه نزد خداوند سر بر خاک سایید و به تضرع پرداخت و از آن توانمند همیشه پیروز خواست تا او را در عدم پذیرش مقام شوم شیخ الاسلامی خلیفه و توجیه ستمگرایهای آشکار وی یاری دهد. تضرعی که مؤثر واقع شد و سید پارسایان آل طاووس توانست در برابر فشارها، استدلالها و تهدیدهای مستنصر ایستادگی کرده، از پذیرش فرمانش سرباز زند.
البته این سرپیچی از امر ملوکانه برای رضی الدین بسیار گران تمام شد. از آن پس بدخواهان حجم تلاشهایشان را گسترده ساختند تا ذهن بیمار خلیفه را برای انجام نقشه های هولناک آماده سازند. تلاشهایی که مؤثر افتاد و دانشور بزرگ شیعه را در آستانه کیفری دردناک قرار داد ولی دست پنهان پروردگار به یاریش شتافت و نسیم عنایتهای ویژه ربانی وضعیت را به سود وی دگرگون ساخت.(43)