دیدار با ابرار - سید بن طاووس

عباس عبیری

دام داوری

هر چند ستاره پارسای خاندان طاووس توانست پیروزمندانه از پیشنهاد فتوا بگریزد و راهی دیگر برای انجام رسالت خویش برگزیند ولی صرافان حله هرگز نمی توانستند گوهر یگانه آن دیار را نادیده گرفته، در برابرش بی تفاوت بمانند. بنابراین دیگر بار به آستانش روی آورده، از او خواستند تا داوری به عهده گیرد و به شیوه فقیهان گذشته، پایان دادن به درگیریها را سرلوحه برنامه های خویش قرار دهد. سید در پاسخ آنان گفت:
مدتهاست میان خرد و نفسم درگیری است. عقل مرا به خودسازی و اصلاح می خواند و نفس هوس پیشه، به سوی هلاکتم دعوت می کند. نفس، هوی، هوس و شیطان دست به دست هم داده، بر آنند مرا به دنیا مشغول ساخته، از سرای دیگر بازدارند. من برای آنکه میان این دو دشمن به دادگری و انصاف داوری کنم، حق را به خرد دادم و برای متحد ساختن نفس با عقل تلاش کردم ولی نفس و هوی و هوس سرپیچی کردند و دنبال خرد نرفتند، عقل نیز از اطاعت نفس سرباز زد و گفت که برای من پیروی از او جایز نیست.
من در مدت عمر نتوانستم میان این دو دشمن داوری کرده، به درگیریشان پایان دهم و آشتی و صلح بین آنها برقرار سازم. کسی که در همه مدت عمرش از یک داوری و رفع اختلاف ناتوان است چگونه می تواند در اختلافهای بی شمار جامعه وارد شده، داوری نماید؟ شما باید در پی کسی باشید که خرد و نفسش آشتی کرده، به یاری هم بر شیطان چیرگی یافته باشند و در جهت خشنودی پروردگار گام بردارند. چنین کسی توان داوری درست و پایان دادن به درگیریها و اختلافات را دارد(35).

پیوند بزرگان

ابوابراهیم که خود را در برابر آینده ستاره فروزان حله مسؤول می دانست ضمن هماهنگی با همسرش بر آن شد تا مقدمات ازدواج وی را فراهم آورد. دختری که برای این امر ارجمند گزینش شد، زهرا خاتون فرزند ناصر بن مهدی، وزیر شیعی آن روزگار بود. سید پارسای آل طاووس که به ادامه پژوهشهای علمی و پی گیری برنامه های عرفانی خویش می اندیشید با این پیشنهاد مخالفت کرد.
ابوابراهیم به عنوان پدر، در راستای انجام مسؤولیتهای خویش بر این خواسته خود پافشاری می کرد و رضی الدین به عنوان دانشوری ارجمند و عارفی روشن بین، مصلحت خویش در گریز از این امر خطیر می دید. کشمکش مدتها ادامه یافت و عرصه چنان بر ستاره حله تنگ شد که راهی جز پناهندگی به حرم امام کاظم (علیه السلام) برایش نماند. او چنان تدبیر کرده بود که به آستان آن پیشوای پاک پناهنده شود و پس از مدتی تلاش در راه پاکسازی روان از آلودگیهای مادی، با پروردگارش به رایزنی پردازد و هر چه خداوند شایسته دید، انجام دهد.
نتیجه اقامت در حریم آسمانی هفتمین جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و استخاره با کتاب آفریدگار چیزی جز پاسخ مثبت به پیشنهاد پدر نبود. بنابراین موافقت خویش را اعلام داشت و آخرین مانع در برابر ازدواج فروریخت.
اندکی بعد رضی الدین، ابوالقاسم، علی بن موسی با زهرا خاتون دختر پرهیزگار ناصر بن مهدی ازدواج کرد و آل طاووس در شادمانی فرو رفت.(36)

ابرهای سوگ

620 را باید سال سوگ ستاره حله نامید. در این روزگار ابوابراهیم سعد الدین، موسی بن جعفر، درگذشت و آل طاووس را داغدار ساخت.(37)
دانشور بزرگ شیعه اینک علاوه بر کارهای پژوهشی توانفرسای خویش رسالتی نوین نیز بر دوش داشت، انبوه ورقهای برجای مانده از پدر فرزانه که ثمره سالها تحقیق و تلاش بود اکنون دستی توانا و اندیشه ای روشن می طلبید تا به رشته تحریر و تنظیم کشیده شده، از گزند روزگار در امان ماند.
ستاره پارسای آل طاووس پس از حمل محترمانه پیکر پاک پدر به حریم آسمانی نخستین پیشوای مؤمنان، علی (علیه السلام) و انجام مراسم خاکسپاری و ترحیم، پرداختن به کرهای نیمه تمام پدر را سرلوحه کار خویش قرار داد. او مجموعه روایتهای پراکنده را در بخشهای گوناگون تنظیم کرده، بر هر بخش مقدمه ای نگاشت و به عنوان کتاب فرحة الناظر و بهجة الخواطر برای استفاده همه پژوهشگران آماده ساخت.(38)