امام خمینی در آئینه خاطره ها

نویسنده : علی دوانی

تذکری در چاپ دوم

کتاب امام خمینی در آئینه خاطره ها که در دست شما خواننده ارجمند است، در بردارنده نکاتی از زندگانی درخشان حضرت امام خمینی - سلام الله علیه - است که در خاطر قاصر نویسنده، یکی از کوچک ترین شاگردان آن بزرگوار مانده بود، و در چاپ نخست در این دفتر آمد.
از زمان رحلت امام خمینی - سلام الله علیه - تاکنون هر روز که می گذرد، اثر وجودی آن بزرگمرد و نهضتی که او پیشاهنگ آن بوده است، در ایران و سطح جهان بیش از پیش دیده می شود.
آنچه در این نوشتار کوتاه آمده است، اندکی از بسیار و سطری از کتاب مفصل زندگانی پر ماجرای آن فقیه عظیم الشأن و فیلسوف گران قدر و عارف بالله و سرآمد مراجع تقلید شیعیان جهان و زعیم بزرگ عالم اسلام در نیمه اول سده پانزدهم هجری است. بنابراین:
این شرح بی نهایت کز زلف یار گفتند - حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد
دریاست مجلس او دریاب وقت و دریاب - هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد
علامه امینی در کتاب الغدیر از عزالدین احمد بن مقبل نقل می کند که هرگاه در مجلس فیلسوف بزرگ خواجه نصیر الدین طوسی از علم الهدی سید مرتضی نام برده می شد، خواجه بزرگوار با آن مقام عالی علمی و تبحری که در علوم عقلی و نقلی داشت، می گفت: صلوات الله علیه! سپس رو می کرد به قضات و مدرسین حاضر در مجلس و می گفت: چگونه بر سید مرتضی صلوات نفرستم؟!(1)
در این چاپ، گذشته از اصلاح پاره ای اغلاط، این تذکر و چند خاطره کوتاه بر کتاب افزوده شده است. البته باید توجه داشت که ارجاع به مجلدات نهضت روحانیون ایران مربوط به چاپ اول آن است.
علی دوانی
اول خرداد 1380

پیشگفتار

سخن گفتن از امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی در عصر اخیر، و مرجع فقه و فتوا، و فقیه و فیلسوف و عارف بالله که بحق باید او را از نظری هم امام العارفین نامید، و به طور خلاصه بحث از امام خمینی مرجع تقلید مسلمین و پیشوای دینی بزرگ مردم مسلمان که با پایمردی و استقامت خود، حکومت 2500 ساله ستمشاهی را به زباله دان تاریخ انداخت، و بر ویرانه آن جمهوری اسلامی ایران را برقرار ساخت، کار آسانی نیست.
سخن از چنین شخصیت بزرگی که دارای زوایا و مزایای فراوانی در زندگی شخصی و اجتماعی است، چیزی نیست که بتوان در یک کتابچه، یا حتی چندین جلد کتاب شناساند و حق او را ادا کرد.
چنین شخصیت بلند مقامی را باید در ابعاد گوناگون و آثار وجودیش مورد بحث و بررسی قرار داد، و در هر بعد و زاویه ای از زندگانیش نیز باید با دقت و دیدی جامع الاطراف به او نگریست ، تا بتوان او را چنان که بوده است بشناسیم و به دیگران نیز بشناسانیم.
نویسنده این سطور با این که افتخار دارد سالیانی چند از محضر امام عزیز استفاده نموده و حتی از نزدیک با خلق و خوی او آشنا بوده است، مع الوصف در این مختصر نمی تواند و نخواسته است امام خمینی را بشناساند زیرا که کاری دشوار است و نیاز به حوصله و فرصت بیشتری دارد.
با این که نویسنده تنها فردی است که ده ها کتاب پیرامون شخصیت های علمی و اسلامی و فقها و مراجع بزرگ نگاشته و منتشر کرده است، معهذا اعتراف دارد که این مختصر نمی تواند، حتی دورنمایی از شخصیت بی نظیر امام خمینی را ترسیم کند، به طوری که خواننده بتواند واقعیت او را بشناسد.
از سالها پیش گاهی خاطره ای از امام فقید رضوان الله علیه را نقل کرده ام، یا مقاله ای مشتمل بر چند خاطره از ایشان را نوشته ام، یا درباره او سخنرانی کرده ام و طی آن نکاتی را یادآور شده ام و همانها را با اضافاتی نه چندان زیاد که در کتابهایم نهضت دو ماهه روحانیون ایران و یازده جلد نهضت روحانیون ایران نوشته ام در اینجا گرد آورده، و به مناسبت پنجمین سال رحلت امام راحل هدیه شیفتگان آن بزرگمرد علم و دین و مدافع بزرگ و صمیمی اسلام و مسلمین می کند.
این را نیز به درخواست برادری فراهم آوردم که اصرار بر آن دارد و می خواهد در اظهار ارادات به پیشوای فقید خود امام خمینی مرجع اعظم عصر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، و حامی بزرگ مستضعفان جهان، سهمی هر چند اندک داشته باشد.
پس آنچه در این جزوه آمده است شرح حالی ولو به طور اجمال از امام فقید نیست، بلکه سطوری چند از شخصیت والا و بزرگ اوست که از ایام جوانی تاکنون در خاطرم مانده است و اینک بازگو می کنم و یکجا انتشار می یابد.
برای شناخت یا شناساندن امام خمینی قدس سره می باید با فرصتی بیشتر پیرامون تمامی ابعاد وجودی او و مقام والای علمی و عملی و اندیشه های سیاسی و دینی که داشته است کاوش کرد، و هر بعدی را به نحو مستوفی نگاشت تا جمعا گویای واقعیت شخصی باشد که در میان کلیه علمای اسلامی و رهبران دینی بی نظیر بوده است. تا خدا چه خواهد و آینده چه باشد.
تهران: علی دوانی
سوم خرداد ماه 1373.
صفحه 12

امام خمینی و دورنمایی از شخصیت والای او

حضرت آیت الله عظمی حاج آقا روح الله خمینی بزرگترین مرجع تقلید و رهبر دینی و سیاسی شیعیان، و مایه امید مستضعفان جهان در عصر ما، بزرگمردی که با همت عالی و پشتکار مداوم خود حکومت استبدادی شاهنشاهی را سرنگون ساخت، و جمهوری اسلامی ایران را تأسیس کرد، در روز 20 جمادی الثانی سال 1320 هجری قمری در شهر خمین دیده به دنیا گشود.
پدرش مرحوم آقا سید مصطفی خمینی، روحانی آزاده ای بود که توسط ایادی مالکین بانفوذ محل به شهادت رسید.
امام تا سن 19 سالگی در خمین به تحصیل علوم مقدماتی اشتغال داشت، آنگاه در سال 1340 که مجتهد بزرگ مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی از عتبات عالیات به شهر اراک آمد، و در آنجا رحل اقامت افکند، او نیز از طلاب با استعدادی بود که برای ادامه تحصیل و استفاده از محضر آیت الله حائری به آن شهر رفت.
پس از آن در همان سال آیت الله حائری به قم آمد و در آنجا قصد اقامت نمود، طلاب و فضلای اراک که در حوزه او بودند، از جمله آقا روح الله خمینی هم چند ماه بعد به دنبال او به قم منتقل گشت.
آقا روح الله خمینی در قم که حوزه آن با ورود و توطن آیت الله حائری، پیوسته توسعه می یافت و مرکزیت پیدا می کرد، در سایه هوش سرشار و استعداد خداداد و ذوق و قریحه سیال خود، با جدیت خاصی ادامه تحصیل داد تا این که توانست در حوزه درس خارج آیت الله حائری که اینک مرجعیت یافته بود، حضور یابد.
در همین هنگام در محضر پر فیض مرحوم آیت الله شیخ محمد علی شاه آبادی هم به تحصیل فلسفه و عرفان همت گماشت.
نیز در خدمت آیت الله سید میر سید علی یثربی کاشانی، و ابوالمجد شیخ محمد رضا مسجد شاهی اصفهانی، و حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، و آقا سید علی اکبر حکمی یزدی، علوم فقه و اصول و بدیع و ریاضیات، و فلسفه و سایر رشته های علمی معمول حوزه های شیعه امامیه را فرا گرفت تا آن که در همه آنها به کمال رسید، آنگاه به تدریس بعضی از دانشهایی که اندوخته بود، از جمله عرفان و فلسفه و فقه و اصول همت گماشت.
پس از رحلت مرحوم آیت الله حائری در سال 1315 شمسی مدت 9 سال که آیات ثلاث : آیت الله سید محمد حجت، آیت الله سید محمد تقی خونساری، و آیت الله سید صدر الدین صدر به قدر مقدور حوزه را اداره می کردند حاج آقا روح الله خمینی از چهره های سرشناس و مدرسان بنام حوزه قم بود.
در سال 1324 شمسی که مرحوم آیت الله بروجردی به واسطه عارضه کسالت، از شهر خود بروجرد به قصد معالجه به تهران آمد، امام خمینی با اقدامات زیادی که به عمل آورد توانست زمینه را برای آمدن مرحوم آیت الله بروجردی به قم و به دست گرفتن زعامت حوزه و مرجعیت شیعه فراهم سازد.
حاج آقا روح الله خمینی استاد بزرگ فلسفه، و سطح عالی فقه و اصول حوزه قم، روحانی بزرگ و بزرگواری بود که در کنار درسهای معمول و کارهای رایج حوزه، از اوضاع روز و نحوه دسائس دشمنان اسلام برای تضعیف روحانیت و ضربه زدن به عقاید شیعه، نه تنها بی خبر نبود، که کاملا هم مراقب کار آنها در وسائل ارتباط جمعی و رابطه با بیگانگان بود که آن موقع (زمان جنگ جهانی دوم) در ایران بودند.
در آن زمانها که ایران کشور ما در اشغال انگلیسیها و روسها بود، در تهران کسروی تبریزی مدیر مجله ای به نام پیمان روی شهرت طلبیهای خود، یا به تحریک بیگانگان سر و صدای زیادی بر ضد عقاید شیعیان و روحانیون به راه انداخته بود، و کتابهایی با سبک نگارش خاصی که سعی داشت حتی الامکان فارسی سره بنویسد، و از استعمال کلمات عربی پرهیز کند، منتشر می ساخت، و باعث گمراهی بسیاری از مردم آنروز شده بود. در قم هم طلبه ای که از لباس در آمده بود به نام علی اکبر حکمی زاده تحت تأثیر حرکات کسروی، و مسلک وهابی کتابچه ای به نام اسرار هزار ساله منتشر ساخت، و در آن سخت به علمای روحانی تاخت.
امام خمینی یک ماه درس خود را تعطیل می کند و جواب این یکی را که طلبه حوزه قم بود، و تازه خلع لباس کرده، و چنین کتابی را منتشر ساخته بود، در کتابی به نام کشف اسرار داد(2) که انعکاس وسیعی یافت.
پس از انتشار این کتاب در سال 1323 شمسی، بسیاری که اطلاع نداشتند تصور می کردند، حاج آقا روح الله خمینی پاسخ سمپاشیهای کسروی را داده است که او هم طلبه ای در مدرسه طالبیه تبریز بوده، و از لباس درآمده و قاضی دادگستری بود.
نویسنده این سطور در سال 1357 شمسی که هنوز امام خمینی در پاریس بود، به تألیف کتاب نهضت روحانیون ایران(3) اشتغال داشتم. در جلد دوم آن تحت عنوان امام خمینی در 36 سال پیش از سابقه اقدامات سیاسی دینی ایشان در آن زمان و نوشتن آن کتاب، سخن به میان آوردم، و برای نخستین بار از این کتاب نام برده و مطالبی را در کتابم که تاریخ نهضتهای روحانیون، و از جمله خود امام خمینی قدس سره بود، نقل کردم که انعکاس زیاد و مطلوبی هم داشت.
اینک در اینجا عین آنچه را که 16 سال پیش در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی نویسنده آن کتاب و مدرس بزرگ آن روز حوزه علمیه قم، نوشته ایم در این نوشتار مختصر که به مناسبت پنجمین سال درگذشت آن رهبر فقید انتشار می یابد، می آوریم، و توجه خوانندگان را به آن معطوف می داریم.
صفحه 18