نماز محبوب عارفان

نویسنده : عبدالله

پیام حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب به سومین اجلاس سراسری نماز

بسم الله الرحمن الرحیم
خدا را سپاس که تلاش مبارک شما دست اندرکاران ترویج فریضه ای نماز به سومین سالگرد رسید و کاری با چنین اهمیت به اهتمامی پیگیر و خستگی ناپذیر پیوست. راز موفقیت در دسترسی به هدفهای بزرگ و والا همین پیگیری و استمرار در طلب است. این درس بزرگی را نیز در یکی از آثار مناجاتی مولای پرهیزگاران می آموزیم که وهب لی الجد فی خشیتک و الدوام فی الاتصال بخدمتک نماز در عرصه تکاپوی لایزال و ناگزیری که بشر بدان مامور بلکه متبوع گردیده است، بزرگترین فریضه و موثرترین ابزار است. شاید برخی این خصوصیت را برای نماز فقط در میدان تکاپوی فردی به سوی کمال شناخته و از نقش آن در صحنه جهاد جمعی و اجتماعی در برابر معارضان پرقدرت دنیایی سخنی نشنیده باشند از این رو باید دانست که پایمردی در همه گونه رویارویی وابسته به آن است که دلها و اراده ها از صفا و توکل و اعتماد به نفس و امید به فرجام لبریز باشد و نماز سرچشمه جوشانی است که این همه و بسی فیوضات دیگر را بر دل و جان نمازگزار سرازیر می کند و او را انسانی روشن ضمیر و ثابت قدم و بی دغدغه و امیدوار می سازد. اینکه در قرآن و سخن والای پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) نماز بازدارنده از فحشا و منکر و معراج مومن و تقرب دهنده ی پرهیزکار و در یک سخن بهترین نهاد دین معرفی شده و پیامبر مکرم آن را روشنی چشم خویش خوانده است باید ما را در فهم عظمت نماز به تامل و ژرف نگری بکشاند.
البته این نکته نیز شایان ذکر است که نماز بر زبان راندن کلمات و گزاردن حرکاتی معین نیست آن همه فیض و برکت بر پدیدآوردن امواج صوتی و اعمال بدنی به آنکه روح ذکر و توجه در سراسر این کالبد دمیده باشد مترتب نمی گردد. اگر چه حداقل تکلیف با آن ساقط می گردد. روح نماز یاد خدا و خشوع و حضور در برابر اوست و این کلمات و اعمالی که با تعالیم الهی بر مکلف واجب گشته است بهترین قالب برای آن روح و نزدیکترین راه به آن سر منزل مقصود است.
نماز بی ذکر و حضور کالبدی روح است که اگر چه نام نماز بر آن مجاز نیست لیکن اثر و خاصیت نماز از آن مترقب نیست. از این حقیقت در آثار دینی با عنوان (قبولی نماز ) سخن رفته است و چنین آمده است که از یک نماز که تو می گزاری تنها هر آنچه با حضور و توجه آورده شده قبول است و بس.
اینک نماز موهبتی بی بدیل و سرچشمه ای فیضی لایزال در اختیار ما است که با آن نخست از خویش و سپس از هر آنکه بدو مهر می ورزیم انسان صالح بسازیم این دروازه ای است گشاده به عرصه ای پهناور و مصفا، دریغ است که آدمی عمری را در جوار بهشت مصفائی بگذراند و سری بدان نکشد و عزیزان خود را بدان سوق ندهد. وحی الهی به پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم چنین فرمان داد و امر اهلک بالصلوة و اصطیر علیها امروز همه شما خود را طرف این خطاب بشمارید و نماز را حقیقت مقدس و گوهر درخشان را که عطیه ای الهی به امت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله است قدر بشناسید. در این وظیفه هر کسی سهم ویژه ای دارد. پدران و مادران با گفتار و کردار خود فرزندان را به نماز تشویق و راهنمایی کنند. معلمان، شاگردان مدارس و دانشگاهیها را در سمت و سوی این حقیقت درخشان به حرکت وادار نمایند. فضلا و علماء و روحانیون محترم امامت جماعت در مراکز آموزشی و اقامتگاههای دانشجویان برای نسل نو را فرصتی مغتنم بشمرند.
نویسندگان کتابهای درسی رازها و رمزها و درسهای نماز را در کتابهای درسی بگنجانند. وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و صدا و سیما از هنر به ویژه هنر سینما برای نشان دادن گوهر نماز و چهره نمازگزار بهره بگیرند. هنرمندان عزیز با زبان شعر و قصه و نقاشی و جز اینها و با آفرینش آثار هنری با کیفیت بلکه برجسته دست چیره ی هنر را به کار چنین شایسته مشغول سازند. در مدارس معلمان و مدیران و در همه مراکز مسئولان با حضور خود در صفوف نماز نمازگزاران را تشویق کنند. در گردهمائیهای علمی و فرهنگی و آموزشی و تبلیغی نماز را در وقت خود همچون الهام بخش صداقت و هدایت بجای آورند. نویسندگان و گویندگان دینی درباره نماز و مفهوم و فلسفه و هدف و آثار و برکات و احکام آن بگویند و بنویسند. مردم مساجد را با حضور در نمازهای جماعت که بهترین شیوه نمازگذاردن است رونق بخشند. در همه بناهای عمومی و جاهائی که همواره به طبع حال مردمی در آن گرد می آیند مانند فرودگاهها و ایستگاههای قطار و بندرها و عزیمتگاههای خودروهای همگانی و ادارات دولتی و بوستانهای شهری و مانند اینها، نمازخانه ها یا مساجدی بنا کنند و افزون بر این مردم هر زمین پاکیزه و مناسبی را به هنگام درآمدن وقت نماز مسجد بشمار آورند و در آن به نماز بایستند.
از اینگونه کارها برای هر کسی و قشری از مردم هست که هر کس باید کنکاش کند و سهم خود را از این فریضه همگانی را بیابد و بدان دست زند. در چنین وضعی است که جامعه اسلامی ما توانسته است نماز را اقامه کند و مصداق این آیه گردد که الذین ان مکنّاهم فی الارض اقاموا الصلوة و اتووالزکوة و امروبالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور صدق الله العلی العظیم.
توفیق همه آحاد مسلمانان را در درست انجام دادن این وظیفه الهی مسئلت می کنم.
والسلام علیکم و رحمة الله

نماز محبوب عارفان

اندیشه و تحقیق در ظرائف و دقائق نماز، چشم اندازهای شکوهمند و بدیعی را در مقابل نگاه و دریافت ما می گشاید. رمز و رازهای نماز فراتر و فراوان تر است از آنچه تاکنون به قلم و زبان آمده و هنوز رازهای نامکشوف و قلمروهای ناشناخته در این جغرافیای مرزناپذیر فراوان است. هر کس به فراخور سعه شناخت و معرفت خویش از این دریای پهناور بهره ای می گیرد و جرعه ای می نوشد و می نوشاند .باید در معرفی و معرفت نسبت به این عبادت فراگیر و جدی، جدی تر بیندیشیم و جدیتر بگوییم و بنویسیم. عالمان و عارفان در طول تاریخ در این زمینه تحقیقات و تألیفاتی ارزنده داشته اند. در بیان روایی و احادیث ارزنده معصومین علیهم السلام نکات گرانسنگ و اشاراتی لطیف و پرارج می توان یافت که تأمل و تدفیق در آنها به دریافتهایی پربار می انجامد.نوشته ای که فرا روی شماست محصول این دقت نظر و دریافتهای ارزنده و سازنده است. دریغا که نگارنده محترم و بزرگوار در ارسال این نوشته نام و عنوانی قید نفرموده اند و تکاپوی ما نیز در یافتن راه به جایی نبرد. به همین دلیل عنوان عبدالله را برای نگارنده محترم برگزیدیم و اجر و پاداش تلاش و عملش را به صاحب اصلی نماز واگذاشتیم. خداوند ثواب و اجر نمازگزاران صالح و ناشران فرهنگ نماز به ایشان عطا فرماید.
ستاد اقامه نماز

اهمیت نماز در اسلام

نماز ستون دین است. این جمله از ائمه معصومین علیهم السلام است که در حق نماز ایراد شده است. هر ساختمان اجزائی دارد و ارکانی و بالطبع هر یک از اجزاء و قسمتهای مختلف آن نقش مخصوصی در ایجاد و نگهداری بنای ساختمان به عهده دارد. اما آنچه که بر پا نگه داشتن یک بنای بر افراشته سهم بسزایی دارد ستونهای آن است. اگر بخواهند ساختمانی را بدون ستون بنا کنند از هم فرو خواهد پاشید و پا بر جا نخواهد ماند و همین طور اگر به هر یک از اجزای ساختمان لطمه وارد سازند و آن را از میان بردارند تمام ساختمان نخواهد ریخت بلکه بخشی از آن از بین خواهد رفت و اصل و عمده آن بنا باقی خواهد بود. لکن اگر ستونهای یک بنا کوچک باشد یا بزرگ آسیب دیده بر پا نباشد اصل ساختمان با همه سقف ها فرو خواهد ریخت.
پس ملاحظه می شود که در مورد بناهای مادی آن جزئی که در برپایی و دوام یک ساختمان سهم اصلی و وظیفه اساسی را به عهده دارد، همانا ستونهای آن است . در مورد معارف حقه اسلامی نیز همین اصل جاری و ساری است . زیرا اسلام هم در حکم یک بنای برافراشته و یک ساختمان هماهنگ و پابر جاست و در میان معارف اسلامی و دستورهای دینی تنها نماز است که نقش اساسی را در حفظ آن ایفا می کند و حکم ستون برای این مجموعه را دارد . بدین ترتیب به آنان که نمازشان ترک شده است یا از اول تارک صلوة بوده اند و آنان که نمازشان فقط ایستادن و خم شدن و سر بر مهر گذاردن است و از روح و محتوای نماز بهره ای نبرده اند باید گفت که مشکل بزرگی برای خویش به وجود آورده و بر مابقی معارف و دستورهای دینی خود لطمه وارد ساخته اند.
اما آنان که به نماز اهمیت می دهند و آن را بزرگ شمرده به آداب و شرایط باطنی و ظاهری آن توجه ویژه ای دارند بالطبع به دنبال بقیه دستورهای دینی و وظایف شرعی می دوند و در صدد انجام تکالیف الهی خویش بر می آیند. هر کس به هر اندازه از نماز بهره معنوی و روحانی ببرد، به همان اندازه در امور زندگانی خویش به صورت فردی یا جمعی به وظایف دینی بیشتر پایبند بوده از ظاهر و باطن خود مراقبت بیشتری به عمل می آورد و به همان اندازه نیز به خداوند تبارک و تعالی نزدیکتر شده، تکامل می یابد.
پس باید گفت که می توان با نماز حقیقی، آن نمازی که رسول خدا را به معراج برد مومنین را به معراج می برد، آن نمازی که در آن حضرت علی(ع) ضربت شمشیر بدبخت ترین انسانها از اولین و آخرین را درک نمی کند، آن نمازی که وقتی هر یک از ائمه می خواستند آن را بر پای دارند چهره ایشان بر افروخته می شد و دستان و پاهای مبارکشان لرزان می گشت، به قدر توانایی به سوی خدا رفت. نمازی این چنین نشان می دهد که نمازگزار حقیقتا و از روی صدق و صفا و راستی می خواهد رو به سوی خدا رود و از هر آنچه غیر از رضای الهی در آن است اجتناب کند. نماز حقیقی است که دیگر به نمازگزار اجازه نمی دهد با خدای خویش نقض عهد کند و با بندگان خدا ناسازگاری ورزد و خلاصه اگر فرد نمازگزار براستی نماز به پای دارد، باید گفت به حقیقت در راهی گام نهاده که مرضی پیامبر اکرم (ص) و ائمه هدی علیهم السلام است.
اینک قبل از آن که به بیان حقایقی درباره اجرای نماز بپردازیم، لازم است که مطالبی را بیان کنیم. مطلب نخست این است که خداوند تبارک و تعالی از هر چه نقص و عیب است مبری و منزه است و بی نیاز و غنی مطلق می باشد. نه عبادت و طاعت بندگان به خدا نفعی می رساند و کمبودی از او (نعوذ بالله ) برطرف می سازد و نه عصیان و نافرمانی ایشان ضرری را بدو متوجه کرده، یا نقصی را به او وارد می آورد. خداوند بی نیاز مطلق است و ماسوای او نیازمندان درگاه اویند. همه موجودات هم در مقام ایجاد و هم در مقام بقای ذات، محتاج فیض او هستند. اگر لحظه ای لطف او منقطع گردد، زوال و نابودی گریبانگیر ممکنات خواهد شد. لذا اگر خداوند عبادتی را در حق افراد انسانی واجب قرار داده و انسان را موظف ساخته است که دستورهای اخلاقی حمیده را به کار بندد و خویش را به صفات پسندیده آراسته کند و از دستورهای اخلاق ذمیمه دوری کرده، نفس و جان خویش را از آن صفات، پاک و مصفا گرداند، همه و همه به این جهت بوده است که خود انسانها با عبادت و بندگی خدا و تقرب به درگاه او سود برده، راه ترقی و کمال را بپیمایند و با دوری از محرمات و ناپاکیها خویش را از صدمات جسمی و معنوی مصون و محفوظ نگه دارند. پس سود و نفع مادی و معنوی عبادات و دستورهای دین به خود انسانها بر می گردد و نفع و ضرری به حال خداوند که خالق همه چیز و بی نیاز از همه چیز است، ندارد.
یکی از عبادات واجب، نماز است. این عبادت اگر کما هو حقه (آن گونه که سزاوار آن است) بجا آورده شود، موجب می گردد که انسان نمازگزار از امور مادی، لذائذ و نعم جسمانی و مادی دوری کند و روح و جان خویش را با عوالم بالا ارتباط دهد، و نیز باعث می شود که انسان با پاگذاردن بر هر آنچه او را از خدا غافل می کند، به پروردگار مشغول شود و با او با تمام حضور قلب و توجه باطن راز و نیاز کند. این عبادت سبب می شود که استعدادهای نهفته در آدمی که او را به باطن این عالم سوق می دهد زنده و شکوفا گردند و سرانجام انسان از حضیض دنیا و ماده به بلندای معنویت و صفا اوج گیرد؛ در این راه سلاح او صلوة است و همین وسیله تقرب است که در شرع مبین اسلام از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد و ائمه هدی و پیامبر اکرم علیه و علیهم السلام در این باره سفارشهای فراوان و تأکیدهای مهمی داشته اند.
نماز عبادتی است که بین عبد و مولا ارتباط برقرار می کند و این ارتباط سبب می شود که عبد در بقیه امور زندگانی خدا را مد نظر گیرد و او را فراموش نکند. در نماز است که انسان، نیاز ذاتی پناهندگی به قدرت مطلق را اشباع می کند. مگر نه این است که طفل به مادر پناهنده می شود و ضعیف به قوی، و این احساس یک زمینه ذاتی در درون انسان و در اعماق روح او دارد؟ پس چه کسی بهتر و شایسته تر از خدای حکیم، قادر و بی نیازی که خالق ما و مسجود و محبوب ماست. در نماز به او پناه می بریم و روح و جانمان را آرامش بخشیده، با او راز و نیاز می کنیم.