فهرست کتاب


نخستین معصوم پیامبر أعظم (صلی الله علیه وآله)

جواد فاضل‏

8- جویریه بنت حارث

هشتمین همسر رسول اکرم و از قبیله خزاعه است. زنی عابده بود. او هم بیوه بود. و همسر پسر عموی خود مسافع بن صفوان بود.
پس از شهادت مسافع با رسول اکرم ازدواج کرد.
وی در سن شصت و پنج سالگی به تاریخ پنجاه و شش هجری در مدینه وفات یافت. مروان بن حکم حکومت وقت بر وی نماز خواند.

9- رمله بنت صخر

کنیه رمله ام حبیبه است. پدرش صخر بن حرب یعنی ابوسفیان است.
این زن در ابتدای اسلام با شوهرش عبیدالله بن جحش به دین اسلام گروید و چون دختری به نام حبیبه داشت کنیت ام حبیبه گرفت. عبیدالله با ام حبیبه با مهاجرین اسلام از مکه به حبشه رفته بود و در حبشه شوهرش دست از اسلام کشید و به دین مسیح درآمد؛ اما ام حبیبه همچنان با اسلام وفادار ماند و از شوهرش دوری گزید و به عقد رسول اکرم درآمد.
ام حبیبه با این که دختر مرد بت پرستی همچون ابوسفیان بود، زنی پارسا و بزرگ منش و در دین خود پایدار و استوار بود.
در سال نهم هجرت که ابوسفیان به خاطر تجدید معاهده به مدینه آمده بود، ترجیح داد که در خانه دخترش اقامت گزیند. یک سر به سرای ام حبیبه رفت.
وقتی که خواست بنشیند، ام حبیبه فرش را از زیر پای پدرش کشید و گفت بر این فرش خاتم انبیاء می نشیند و من اجازه ندهم که یک بت پرست هر چند هم پدرم باشد بر مسند رسول الله پا بگذارد.
و در روزگاری که معاویه، زیاد بن عبید را برادر خود نامید و به قول معروف این مرد را در خانواده خود استلحاق کرد و فرمان حکومت عراق را به نامش نوشت؛ زیاد به عزم مراسم حج سفری به حجاز کرد. خواست در مدینه از ام حبیبه دیدار کند. زیرا به نام استلحاق خود را برادر ام حبیبه می دانست؛ ولی ام حبیبه از پذیرایی زیاد سرباز زد و گفت: این استلحاق مشروع نیست و من زیاد را هر چند فرزند نامشروع پدرم باشد، برادر خود نمی شمارم.
ام حبیبه تا سال چهل و چهارم هجرت زنده بود.
با این که برادرش معاویه در شام بر امپراطوری اسلام سلطنت می کرد، این بانوی مقدس روا نمی دید به دمشق سفر کند و با برادر مقتدری همچون معاویه به سر ببرد. در همان خانه که روزگاری با رسول اکرم زندگی می کرد، اقامت گزید و با تقوی و عفاف عمر شریفش را به سر آورد.
هنگامی که دیده از جهان فروبست، عایشه و ام سلمه بر بالینش نشسته بودند.
ام حبیبه گفت: من از شما خواهش دارم که مرا ببخشید زیرا میان زنانی که شوهر مشترک دارند، طبعاً سخنانی ناسزا گفته می شود.
ام سلمه و عایشه گفتند: خداوند ما و تو را بیامرزد از گذشته ها گذشتیم.
ام حبیبه با خرسندی گفت:
- مرا خشنود کردید. خدا شما را خشنود کند.
و بعد دیده از جهان فروبست. مروان بن حکم والی مدینه بر جنازه اش نماز خواند.

10- صفیه بنت حی

حی بن اخطب از بزرگان بنی اسرائیل بود.
نسب به هارون برادر موسی بن عمران (علیه السلام) می رسانید و از طایفه بنی نضیر بود.
شوهرش کنانة بن ربیع در جنگ خیبر به قتل رسید و صفیه به دست نیروی اسلام اسیر شد و بعد دین اسلام گرفت و با رسول اکرم ازدواج کرد.
این صفیه زن زیبایی بود. تا آن جا که عایشه را به رشک می آورد. عایشه ترجیح می داد که وی را یهودیه بنامند؛ ولی رسول اکرم به وی فرمود صفیه زنی از زنان اسلام است و عنوان یهودیه برای وی سزاوار نیست.
جز ام سلمه و ام حبیبه، زن های دیگر پیغمبر با صفیه عداوت می ورزیدند و آزارش می دادند.
تا آن جا که به گریه اش می انداختند، صفیه این زخم زبان ها را بیشتر از عایشه و حفصه می گرفت.
قامت صفیه کمی کوتاه بود و عایشه همیشه این کوتاهی صفیه را به رخ پیغمبر می کشید.
صفیه در سال سی و ششم هجرت جهان را بدرود گفت.