فهرست کتاب


نخستین معصوم پیامبر أعظم (صلی الله علیه وآله)

جواد فاضل‏

5- زینب بنت خزیمه

این زینب دختر خزیمة بن حارث از قبیله بنی عامر است. او نخست همسر طفیل بن حارث بن مطلب بود. از او طلاق گرفت و به عقد برادر شوهر خود عبیدة بن حارث درآمد عبیده هم در جهاد بدر به درجه شهادت رسید. پس از عبیده به خانه عبدالله بن محش رفت.
او هم در احد شهید شد. پس از سه شوهر این بانو با رسول اکرم ازدواج کرد. اما بیش از سه ماه در حرم رسول اکرم بسر نبرد.
در انتهای سال سوم هجرت با پیغمبر عروسی کرد و در ابتدای سال چهارم هجرت از دنیا رفت.
مردم وی را ام المساکین می نامیدند. زیرا این زن بی نهایت به تهی دستان و فقرا محبت می کرد.

6- هند بنت حذیفه

اسمش هند بود ولی مردم وی را به نام ام سلمه می شناختند زیرا از شوهر اولش عبدالله، چهار فرزند به نام زینب و سلمه و عمرو و دره داشت و کنیه ام سلمه را به این مناسبت یافته بود.
ام سلمه دختر عمه پیغمبر بود. مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب است با شوهرش در اوایل بعثت رسول اکرم مسلمان شد و این زن و شوهر با مسلمانان مهاجر، هجرتی به حبشه هم کردند.
ابو سلمه هم با پیغمبر خویشاوند بود. این مرد از شهدای احد است که با زخم آن جنگ پس از آن جنگ درگذشت. و ام سلمه را تنها گذاشت.
ام سلمه در سال چهارم هجرت با رسول اکرم ازدواج کرد. زنی درستکار و شریف بود. پس از خدیجه در میان همسران پیغمبر این زن بی نظیر بود. برای فاطمه زهرا همچون مادری مهربان دلسوزی می کرد. فرزندان پیغمبر تنها به ام سلمه جده می گفتند و تنها او را جانشین خدیجه می شمردند.
ام سلمه هم از روات حدیث است. علمای عامه از وی احادیث بسیار روایت می کنند.
ام سلمه به سال شصت و یکم هجرت چند ماه پس از واقعه هایله عاشورا در سن هشتاد و چهار سالگی چشم از جهان فروبست. ابو هریره بر جنازه اش نماز خواند و بعد در قبرستان بقیع به خاکش سپردند.

7- زینب بنت جحش

این زن هم دختر امیمه بنت عبدالمطلب یعنی دختر عمه پیغمبر بود ولی خود نسبت به قبیله بنی اسد می رساند.
زینب بنت جحش همسر زید بن حارثه پسرخوانده رسول الله بود و چون نتوانست با زید سازگار بماند از وی طلاق گرفت و به افتخار همسری با رسول اکرم سرافراز شد.
این زینب زنی پارسا و بخشنده و کریم بود. تا آن جا که پیغمبر فرمود آن زن که دستش از زنان دیگر من درازتر است، پس از مرگ من زودتر به من ملحق خواهد شد.
زنان پیغمبر معنی این سخن را نتوانستند دریابند، گمان می کردند که درازی دست جز معنی لفظی خود کنایه ای ندارد. وقتی که زینب به سال بیست و یکم هجرت وفات یافت، تازه دریافتند که معنی درازی دست، کرامت و بخشندگی دست است.
امتیاز بزرگ زینب بنت جحش این بود که از دسترنج خود به مسکینان و درویشان کمک می داد. زنی خوشگل و باهنر بود. هنرش بافندگی بود. کفن خود را هم شخصاً بافته بود.
عایشه وی را به خوشگلی می ستود. وقتی از دنیا رفت بر فقدانش افسوس خورد.
این سخن از عایشه است:
ذهبت حمیدة مفیدة مفزع الیتامی و الارامل.
عایشه وی را پناه یتیمان و بیوه زنان نامید.
زینب بنت جحش در خلافت عمر از دنیا رفت.
و عمر شخصاً بر جنازه اش نماز خواند. زینب به هنگام مرگ پنجاه و سه ساله بود.