فهرست کتاب


نخستین معصوم پیامبر أعظم (صلی الله علیه وآله)

جواد فاضل‏

اخلاق رسول اکرم

اوقات گرانمایه اش در بیست و چهار ساعت به سه بخش تقسیم می شد.
بخش اول را به عبادت می گذرانید و بخش دوم را به اصلاح امورات صرف می فرمود و بخش سوم بخشی بود که باید با خانواده اش می گذشت.
در قرآن مجید از اخلاقش به انک لعلی خلق عظیم(79) تعبیر شد.
خلق عظیم، اخلاق عالی... عایشه می گوید که رسول اکرم در خانه خود همچون خدمت کاری به خانواده اش کمک می کرد. و شخصاً به جارو کردن و دوشیدن گوسفندان و وصله کردن جامه خود اقدام می فرمود.
خودخواه و متکبر نبود و هرگز خانواده خود را خواه همسرش و خواه خدمت کارش در برابر اشتباه بازخواست نمی کرد.
از هر خطایی که مربوط به امور خانه داری بود در می گذشت.
وقتی جمعی در خدمتش حضور داشتند. دیگر بر فرش اتاق که بوریایی بیش نبود، جایی برای نشستن نبود. جریر بن عبدالله بجلی از راه رسید و خواست بیرون در بنشیند. البته بیرون در فرش نداشت. رسول اکرم ردای خود را از دوش گرفت و به هم پیچید و به سمت جریر انداخت که روی زمین پهن کند و بر روی آن بنشیند. اما جریر این کار را نکرد. فقط آن ردای مقدس را بوسید و بر سر گذاشت.
بسیار خوب بود، بلند همت بود، هوشیار و زیرک بود.
در معاشرت، بی نهایت لطف و جاذبه داشت. فقرا را بهترین دوست خود می شمرد. همیشه در کنار لب هایش نشانی از لبخند برقرار بود؛ اما در عین حال اندوهی مستمر همچون هاله ماه به دور چهره همایونش می چرخید.
هرگز آزارش به کسی نمی رسید، هرگز با کسی درشتی نمی کرد. وفاکار و رازدار و امین بود. بی نهایت بردبار بود. در روزهای سال غالباً روزه می گرفت و شب همه شب تا سپیده دم به نماز ایستاده بود و یک لحظه از یاد خدا غفلت نداشت.
لباسش از هرچه پیش می آمد، از پشم و کتان تشکیل می شد. البته از پارچه های ابریشمی و جامه های زر دوز احتراز می فرمود و هر جامه نوی که به تن می کرد کهنه را به درویشان می داد و اگر کسی هم آن پیراهن نو و تازه پوشیده را می خواست، بی درنگ از تن در می آورد و به خواهنده می بخشید. در رنگ لباس، رنگ سفید را بر رنگ های دیگر ترجیح می داد.
کمتر مهلت می داد که کسی در ادای سلام بر وی تقدم جوید. تا می رسید سلام می کرد و دست مبارکش را به عنوان مصافحه پیش می برد.
در هیچ محفل زانوی خود را از زانوی هم نشین خود پیش تر نمی برد. نمی نشست که جای دیگران را تنگ و هم نشینان خود را ناراحت کند.
هر کس به او می رسید یعنی به خانه اش می رفت، خواه درویش و خواه توانگر، گرامی بود و جایش را در کنار خودش باز می کرد. در محاوره هرگز نام کس را به اهانت و تحقیر ادا نمی فرمود و هرگز میان حرف کسی نمی دوید.
اگر به نماز ایستاده بود و حاجت مندی انتظار می کشید، نمازش را سبک به پایان می رسانید تا سخن حاجت مند را بشنود.
چنان مهربان و چنان فروتن و چنان مأنوس بود که بارها کنیزان و غلامان دست به دست مبارکش می دادند و شانه به شانه اش راه می رفتند و غم های زندگی را برایش تعریف می کردند و از زبان مبارکش دلجویی می شدند.
در هیچ انجمن برای خود قدر و ذیل و بالا و پایین مقرر نمی داشت. به هر جا که بود می نشست و آن گونه که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) رسول اطیب و اطهر را توصیف می کند، می فرماید:
او چنان در میان قوم به سادگی و آزادگی می نشست که اگر ناشناسی از راه می رسید، نمی توانست او را به اعتبار جای نشستن و طرز نشستن بشناسد، ناچار بود بپرسد: ایکم محمد؟
علیک افضل الصلوات و السلام یا رسول الله یا محمد بن عبدالله!

همسران رسول اکرم

1- خدیجه بنت خویلد

نخستین و شریف ترین و گرامی ترین همسرانش خدیجه است که در این کتاب از موقعیت خانوادگی و فضایل شخصی اش یاد کرده ایم و دیگر به تکرار نمی پردازیم.
این خدیجه از رسول اکرم به روایت علمای عامه دو پسر و چهار دختر به دنیا آورد. پسرانش اول قاسم و دوم عبدالله بودند و دخترانش نخست زینب بود که رسول الله (صلی الله علیه وآله) وی را به ابوالعاص بن ربیع داد و این ابوالعاص خواهرزاده خدیجه و پسرخاله زینب بود.
دومین دختر پیغمبر رقیه بود که با پسرعمویش عتبة بن ابی لهب ازدواج کرد، ولی از عتبه که همچون پدرش جوانی فرومایه و پست بود، طلاق گرفت و به عقد عثمان بن عفان درآمد و در سال دوم هجرت بدرود جهان گفت.
دختر سوم پیغمبر آمنه بود که ابتدا به عقد عتیبة بن ابی لهب برادر عتبة بن ابی لهب درآمد اما پیش از زفاف طلاق گرفت و پس از رحلت رقیه با عثمان بن عفان ازدواج کرد و در سال نهم هجرت از دنیا رفت.
و اما دختر چهارم فاطمه زهرا است که شرح زندگانی غرق در مفاخر و مکارمش در کتاب سومین معصوم به تفصیل نوشته خواهد شد.
این دو پسر و چهار دختر را خداوند متعال از خدیجه به رسول اکرم عنایت کرد و جز خدیجه و ماریه مصری هیچ یک از همسران پیغمبر بچه دار نشدند.